تولید ماده 15 میلیارد دلاری از مدفوع سگ و سوسک !!
آیا می دانید ...! (67)
چرا لوگوی گوگل فرمول ریاضی شده؟ (+تصاویر)
می دانید چرا رنگ موی انسان آبی یا سبز نیست؟
راه حلی علیه تشنگی روزه داران
بزرگترین اشتباهات معماری جهان+ عکس
بزرگترین گوشتخوار ایران + عکس
دانستنیهای جالب درباره بدن انسان !
آیا میدانستید که ...( به همراه تصاویر )
لحظه تولد دنیا را تماشا کنید + تصاویر
آیا میدانستید (مرداد)؟!
تفاوت های مغز مردان و زنان
درختی مفید که طبیعت را نجات می‌دهد (+عکس)
آیا می دانستید ؟؟ ( هفته چهارم تیر 1390 )
آیا شارژ ابتدایی 12 ساعته باطری غلط است
گاوی که می تواند شیرانسان تولید ‌کند !! + عکس
20 سال دیگر، تولد انسانهای 150 ساله !
پربازدید‌ترین سایت‌‌های جهان
پر سر و صداترین حیوان جهان+ عکس
کشف بیش از هزار گونه جدید جانداران در ه گینه‌ نو + تصاویر
برترین سوال های بی پاسخ علمی در جهان
معرفی 10 پدر نمونه در حیوانات !
زندگی بدون نبض و ضربان قلب میسر شد
آیا می دانستید (سری 66)
اشنایی کامل با طوطی ماکائو ( دانستنیهای حیوانات)
کشورهایی که میزبان آلوده ترین کامپیوترها در دنیا می باشند
علت استفاده از گلاب در مراسم عزاداری چیست ؟
فواید بسیار خوب ماساژ درمانی
عکسهای زیبا از زنده‌ ترین دیوارهای دنیا
آیا میدانستید (6)؟! ( خرداد ماه)
عکسهایی از کشف گونه های جدید ماهی
موجوداتی که در بدن زندگی می‌کنند (+ عکس)
تأثیر ورزش نکردن بر روی شکل صورت شما
5 كوهستان خطرناك جهان
کدام حیوانات باهوش ترن ؟
ویژگی های یک عینک آفتابی خوب چیست ؟
جدیدترین دانستنیها در سال 1390 با کمی طنز !
پرخرج ترین فاجعه های طبیعی دنیا + تصاویر
قهر طبیعت با انسان در سال ۲۰۱۰ + عکس
این جاندار، همسرش را می‌خورد !+عکس
کشف یک جسد موجود فضایی در قطب + عکس
وقتی یک گاو به بدن سازی می رود +عکس
هیولاهای اعماق دریا را بشناسید + تصاویر
دانستنی های بسیار مفید برای شما عزیزان
نهنگ‌های قاتل چطور شکار می‌کنند؟ (+عکس )
آیا میدانید و میدانستید (دانستنی های جدید)
مغزی انسانی متعلق به 2500 سال پیش + عکس
سرعت سریعترین اینترنت دنیا چقدر است؟
آموزش نگهداری ماهی قرمز عید نوروز
۱۰ کشور وابسته به برق هسته‌ای
این جانور خوش‌ نقش‌ و‌ نگار را نخرید + عکس
آیا دلیل کچل بودن لاشخور ها را میدانید؟!
فعالترین آتشفشان جهان فوران کرد + عکس
توصیه‌های نجومی برای ایام نوروز 1390
سریعترین گیاه گوشتخوار جهان
عنکبوتی که بوی بد پای شما را دوست دارد + عکس
چرا وقتی خودتان را قلقلک می دهید نمی خندید؟!
توصیه هایی از یک پلیس که جان شما را می تواند نجات دهد
آرزو هایی که بشر به آنها دست یافت !!
احتمال برخورد سیارك آپوفیس به کره زمین
آیا میدانستید؟
دانستنی !
5 اختراع متحول کننده زندگی در 5 سال آینده
انفجار دومین ستاره عظیم جهان در سال ۲۰۱۲
حقیقت های شگفت انگیز و جالب در مورد بدن انسان
8 علت وقوع سوانح هوایی در دنیا
بلعیدن آدامس خطرناک است
اسباب بازیهای دوران باستان + عکس
پر آب ‏ترین رود دنیا
خطرناکترین و کشنده ترین موجود روی زمین + عکس
گرم ترین نقطه روی زمین (عکس)
پروژه اسرار آمیز فیلادلفیا (عکس)
راز تیزدندان ترین جاندار دنیا + عکس
عکس هایی متفاوت از ماه گرفتگی !!
آیا میدانستید (47) ؟!
پیدایش منظومه شمسی
کشف اکسیژن در سطح یک قمر
فهرستی از عجیب ترین حیوانات دنیا
حیوانات خز پوش با چه سرعتی خود را خشک می کنند؟
تصاویر کمیاب ترین و عجیب ترین پستانداران جهان
49 واقعیت درباره کره زمین
گنده تر از نهنگ هم داریم ؟
آیا میدانستید؟؟
آیا میدانستید ؟؟ (آذر) 4
آیا میدانستید ؟؟ (آذر) 3
دانستنی‌های لازم‌ درباره رب‌ گوجه‌فرنگی
آیا میدانید ؟ ( آذر ) سری 2
آیا میدانستید ؟؟ ( آذر)
جان‌سخت‌ترین هیولای جهان
عجایب عجیب و جالب دنیا که به تازگی کشف شدن
بدن پس از مرگ (دانستنی)
A380 هواپیمایی كه ایمن نیست (عکس)
چرا گورخرها خط دارند ؟؟؟؟
به ۱۰ دلیل نمیتوانید در فضا زندگی کنید !!!
آیا میدانستید (2) ؟!
جنگنده های 40 سال پیش و تغییرات و پیشرفتها
سوپراتاندارد، شبحی مخوف بر فراز دریاها
خونخوارترین حیوان روی زمین (عکس)
نسلهای مختلف هواپیماهای جنگنده (عکس)
غول پیکرترین هواپیمای جهان
هواپیمای بوئینگ 777
هواپیماها چگونه کار می کنند؟
استانداردترین تست شخصیت شناسی
برترین تصاویر زیر آبی سال 2010
تست میزان شجاعت
اسرار آمیزترین مناطق جهان !!
بدترین محل قرار دادن وسایل
علمی و دانستی های جالب !! ( جدید)
هوش کلاغ ها را دست کم نگیرید !!
چرا دنیا این قدر در تلاش است كه نابود نشود ؟
دیوار مرگ !! ( +عکس)
کشف موجودی عجیب و غریب در اعماق تاریک اقیانوس(+عکس)
گیاه عجیبی که بعد از یک قرن در میان گل می دهد و می‌میرد + (عکس)
تداخل رنگ ها!!
تست روانشناسی خودشناسی
چگونه بفهمیم که آیا شخصی به حرف‌های ما گوش می‌دهد؟
آیا میدانستید ؟!
سردترین نقطه روی زمین !!! (عکس)
جان سخت‌ترین دانشمندان دنیا
آینده منزل های انسان ها به چه صورت خواهد بود ؟
تأثیرصدای زنان روی رشد گیاهان
کشف قدیمی ترین بچه دایناسور دنیا در آفریقا
10 رکورد برتر طبیعی زمین +(عکس)
آشنایی با هواپیمای F-117 + عکس
تردد اتومبیل های هوشمند گوگل در بزرگراه‌ها
خطر بالقوه که زمین را نابود می کند !!
شکوهمندترین طلوع خورشید در زمین ( علمی)
تخم مرغ چیست؟
چین و رکوردهای بی نظیر در همه بخش ها ... +(عکس)
قطعات الکتریکی بعد از رده خارج شدن به کجا می روند؟ ( تصویری )
تصاویری از ساختمان آینده شرکت گوگل به نام ساختمانی سبز
اطلاعاتی جالب در مورد فضا نوردان
پودر طلای سفید عنصری عجیب ! (White Powder Gold)
5 دانشگاه برتر دنیا +(عکس)
حرف های پنهان در لوگوهای مشهور ! ( عکس)
هشدار به تمامی مردم کره زمین ( تصویری )
آیا می دانید...!
آیا می دانستید اسکناس یکصد هزار دلاری هو وجود دارد؟
چرا پیاز اشک آور هست ؟
سه گونه بسیار عجیب قورباغه را در تانزانیا کشف شد
شادی مغز چگونه هست ؟
کسانی که تصمیم دارند ازدواج کنند انجا را بخونن !!
اطلاعاتی کامل در مورد كشتی تایتانیك
دانستنی های جالب در مورد چشم انسان
دانستنیهای جالب در مورد حرم امام رضا(ع)
آیا می دانید ۳۰ برابر جمعیتی...؟
دلایل اصلی کج شدن برج پیزا چیست؟
دانستنی های جالب ( آیا می دانید ) مهر
چرا دوغ خواب آور هست ؟
نظریه آلبرت انیشتین در مورد سرعت زمان در ارتفاع واقعیت دارد
Nasa برای ایرانیان هست ؟؟
گروه خونی خود را بشناسید ؟!
همه چیز در مورد گوگل
آیا میدانید !!؟
آیا می دانید ؟؟؟ ( جالب و خواندنی)
تنها موجودی که عمر جاودان دارد
مغز آلبرت انشتین همواره یکی از موضوعات جالب !!
هفت بازی فوق العاده فکری که شمارا باهوشتر می کند
لکه های عجیب بر روی خورشید !!
دانستنی هایی جالب در مورد کوکاکولا
چگونه از برخی حیوانات خشمگین نجات پیدا کنیم
109 سال جایزه نوبل فیزیک به چه کسانی داده شده ؟
عکسهای جدید از ریز ترین ذرات دنیا (2)
زمین 3.7 میلیارد سال دیگر فرصت دارد !!
حقایقی جالب در مورد گیتار !
مشتری، پادشاه سیاره ها شد !!
۱۰ حقیقت شگفت انگیزجالب در مورد کره ماه
ده تکنولوژی که تاکنون درباره آنها نشنیده اید !!
با سمی ترین گیاهان دنیا آشنا شوید !!
خواب نعمتی آسمانی
چرا فکر نکردن ما را خسته می‌کند؟
زیبایی های ریاضی
باورکنید زمین به اندازه ای که فکر میکنید امن نیست!
آیا میدانستید؟
چرا هنگام اشک دروغین می گوییم « اشکِ تمساح » ؟!
حقایقی در مورد گریه کردن
مادربردها چگونه ساخته می‌شوند(2)
مادربردها چگونه ساخته می‌شوند (1)
معرفی بهترین مشاغل آینده جهان
آیا می دانید که ...؟!!
مــروارید اما از جنس طــلا !
آیا واقعا خمیازه واگیردار است؟
بالا رفتن از پله عمر را کوتاه می کند
آیا میدانید موبایل مثل فندک عمل می نماید ؟
یک تحقیق علمی ‌در رابطه با ساندویچ نشان می‌دهد
فصلها چگونه به وجود می ایند ؟
آیا میدانید !!؟
آیا شکستن قلب یک فرد می‌تواند باعث مرگ او شود؟!
تصویر نوزاد کوچک اسب دریایی
ایا میدانید ...> 100
علت پیشرفت ژاپنی ها
خصوصیات مثلث ( تصویری)
فیل‌ها از مورچه‌ها وحشت دارند!
تفاوت چپ دستها با راست دستها
آیا می دانیدچرا آسمان آبی است؟
عنکبوت پرنده خوار!
آیا میدانید معنی نام ماه های ایرانی چیست ؟
استفاده از سوسک‌ها برای مقابله با عفونت
انواع دایناسورها را بشناسید
این کوه آهنربایی، گرم ترین نقطه جهان است

+ نوشته شده در  شنبه دوم مهر 1390ساعت 10:5  توسط اشکان  | 

بررسی گرايش  کاري يا روابط انساني مديران آموزشگا هها بر اساس مقياس L P C فيد لر Fidler


 

(( چكـيده مقاله ))

مديران واحدهاي آموزشي كه با هدف تعليم و تربيت با معلمان ، كاركنان و والدين   دانش آموزان ارتباط دارند بايد شيوه مديريتي متفاوتي با ساير محيط هاي كاري مثل مراكز توليدي و غيره داشته باشند . اگر مدير به معلمين تحصيلكرده و با تجربه صرفاً به عنوان يك جزء ماشين توليد بنگرد مسلماً در انجام وظيفه خود با اشكال ، مقاومت كاركنان براي همكاري ، بروز درگيريها و در نتيجه فشارهاي فزاينده محيط كار مواجه خواهد شد . ايجاد رابطه مطلوب توسط مدير با معلمين ضمن ايجاد محيطي امن ، كارايي افراد را بالا مي برد و رضايت شغلي را به همراه خواهد داشت .

هدف كلي پژوهش پي بردن به اين مسئله است كه مديران واحدهاي آموزشي عموماً گرايش كاري دارند يا گرايش به روابط انساني يا حالتي متوسط از اين دو ؟ و تا حد ممكن مشخص شود متغيرهايي مثل : ميزان تحصيلات ، سابقه خدمت ، جنسيت ، سابقه مديريت ، دوره هاي ضمن خدمت مرتبط با مديريت و غيره ارتباطي با گرايش وي دارند ؟ همچنين بررسي شود در دوره هاي مختلف تحصيلي ( ابتدايي ،‌ راهنمايي و متوسطه ) مديران از گرايش هاي مختلف برخوردارند يا خير ؟

سئوالات پژوهش عبارتند از :

1-  معمولاً مديران واحدهاي آموزشي گرايش كاري دارند يا گرايش به روابط انساني ؟

2-  چه رابطه اي بين تحصيلات مرتبط با مديريت و گرايشات مدير وجود دارد ؟

      3- چه رابطه اي بين جنسيت و گرايشات مديران وجود دارد ؟

4-  چه رابطه اي بين دوره هاي تحصيلي مدارس و گرايشات مدير وجود دارد ؟

5-  چه رابطه اي بين مدرك تحصيلي مدير و گرايشات كاري و انساني وي وجود دارد ؟

6-  آيا فرم  ( همكار مطرود فيدلر ) براي مديران به سادگي قابل تكميل كردن مي باشد ؟LPC

براي نگارش پيشينه پژوهش ابتدا كتب و مجلات تخصصي مرتبط با مديريت بررسي گرديد و پس از يك مصاحبه اكتشافي با چند مدير با تجربه ، بسياري از نظرات و تحقيق هاي انجام شده در ارتباط با موضوع تحقيق در پيشينه آورده شد .

براي تعيين گرايشات مديران از فرم معيار شخصيتي فيدلرLPC (LEAST PREFERRED ) استفاده شد .

از نخستين تحقيقات در مورد روابط انساني مي توان به مطالعه “ التون مايو ” كه با هدف بهبود بخشيدن به روابط كارگر و كارفرما در كارخانه هاثورن صورت گرفت ، اشاره كرد . روابط مطلوب مدير و كاركنان در تحقيقات و مطالعات زيادي مورد توجه قرار گرفته از جمله :

ـ بررسي ويژگيهاي مديران داراي مهارت انساني غني ( سلطاني )

ـ بررسي تأثير روشهاي مديريت رابطه مدار و كارمدار برروحيه دبيران ( فهيم نيا 1369 )

ـ ارتباط نگرش مديران با روشهاي مديريت آنان ( بصري 1369 )

ـ بررسي ميزان كاميابي مديران متوسطه در برقراري روابط انساني در مدرسه ( كوهستاني )

و ساير موارد كه در متن تحقيق ، منابع آنها آورده شده است . اكثر اين مطالعات به نقش رابطه مطلوب مدير و كاركنان در افزايش كارايي ، بهداشت رواني و رضايت شغلي توجه كرده اند .

جامعه آماري اين تحقيق شامل كليه مديران مدارس بيجار در مقاطع ابتدايي ،‌ راهنمايي و متوسطه مي باشد . ابزار جمع آوري اطلاعات شامل : 1- فرم امتياز دهي LP از فيدلر 2- پرسشنامه

بسته سئوالات عمومي از مشخصات مديران بوده است .

برخي نتايج تحقيق عبارتند از :

1-  اكثر مديران واحدهاي آموزشي ( 89 درصد ) گرايش به حسن روابط در محيط هاي كاري  داشته اند .

2-  در واحدهاي آموزشي مورد مطالعه مديران زن و مرد عموماً از گرايش به حسن روابط برخوردارند و جنسيت تأثيري درگرايش آنان نداشته است .

3-  در سه دوره تحصيلي ميانگين امتيازات حاكي از گرايش مديران به حسن روابط است و مقطع تحصيلي نيز تأثيري در گرايش مديران مدارس مورد بررسي ندارد .

4-  تمام مديران با رشته هاي تحصيلي مديريت از گرايش به حسن روابط برخوردارند .

5-  فرم امتيازدهي LPC فيدلر براي تمام مديران به سادگي قابل تكميل كردن بود .

6-  مدرك تحصيلي مدير بر گرايش وي تأثيري نداشته و مديران با مدارك مختلف تحصيلي اين پژوهش عموماً از گرايش به حسن روابط برخوردارند .

 

 

 

مقدمه پژوهش 

 

عنوان مسأله

در اين تحقيق سعي شده با استفاده از مقياس شخصيتي “ فيدلر ” و پرسشنامه مشخصات مديران ، سئوالات زير مورد بررسي قرار گيرند :

ـ مديران واحدهاي آموزشي از چه گرايشي برخوردارند ، كاري ، انساني يا گرايش متوسط به كار و حسن رابطه ؟

ـ در تعيين گرايش مديران عوامل معيني مثل تجربيات ، تحصيلات ، جنسيت ، دوره هاي تحصيلي و غيره دخالت دارند يا خير ؟

پايه هاي نظري

از ديرباز در مورد روابط مدير و افراد تحت مديريتش ، نحوه تأثيرگذاري بيشتر بر افراد ، انجام وظايف توسط زيردستان با كمترين درگيري ، مشخص كردن عوامل عدم همكاري زيردستان با مدير و خلاصه اينكه چگونه مي توان ديگران را به كار واداشت ، مطالب زيادي گفته شده و تحقيقات فراواني صورت گرفته است . همه تأكيد دارند كه براي رسيدن به هدف مطلوب چگونه افراد را سرپرستي كرد وآنهايي كه در انجام وظيفه كوشا نيستند ، معين كرده و به ريشه يابي علل رفتار آنان پرداخت .

با بررسي برخي اقدامات مديريت ، متوجه مي شويم از قديم براي واداشتن افراد به كار تدابيري اتخاذ مي شده است . در ايران باستان به مطالعه مراحل كار و شيوه انجام آن به منظور تدوين قوانيني براي پرداخت حقوق و دستمزد اقدام مي كردند (1) . گويي مشوقهاي مادي وتنبيهات از طريق اعمال فشار و مجازات يكي از روشهاي بكارگيري افراد براي انجام وظايفشان بوده است .

با ظهور اسلام مدير به گونه اي ديگر به انسان نگاه مي كند (2) . انسان آفريده اي است مجهز به نيروي اراده و اختيار . بكارگيري شيوه هاي فشار و حصر و سلب آزادي علاوه بر اينكه انگيزه كار و فعاليت را ضعيف مي كند و قوه ابتكار و خلاقيت را نابود مي سازد ، نوعي ستيزه جويي با اراده حكيمانه الهي تلقي مي گردد . از سوي ديگر ضرر اعطاي آزادي كامل با افراد در انجام امور كمتر از اعمال فشار نيست . براي انجام بهينه امور توسط زيردستان علاوه بر مشوقهاي مالي بايد شخصيت آنان مورد تكريم قرار گيرد .

قبل از انقلاب صنعتي ، كارفرما قدرت بلامنازع و كارگر ، فرمانبردار محض بود حتي با استفاده از روش توليد انبوه حاكميت كارفرما تشديد شد (3) . همچنين در سازمانها بحثي از روابط انساني در ميان نبود ، مسائل انساني به سبب كوچكي مؤسسات و كم بودن ميزان توليد اهميت چنداني نداشت .

انقلاب صنعتي وضع را تغيير داد . در سال 1800 ميلادي “ رابرت اون ” به نقش روابط انساني درسازمان توجه كرد (4) . پس از او “ آندر و اور ” در سال 1835 ميلادي عامل انساني را در امر توليد مورد بحث قرار داده و اهميت آن را تشريح كرد (5) .

در ابتداي قرن بيستم “ تايلور ” نخستين كسي بود كه كارگر را عامل افزايش كارآيي سازمان تشخيص داد و سرانجام هنگامي كه اصول مديريت علمي تايلور از حل مسائل انساني در سازمان عاجز ماند ، تحقيقات گسترده اي انجام شد تا روابط كارگر و كارفرما را بهبود بخشد كه مشهورترين اين تحقيقات در چهار دهه نخست قرن اخير آزمايشهاي معروف “ هاتورن ” بود .

كانون توجـه مديريت علمي بيشتر به مشوقهاي مادي بر انجام كــار بهتر از زيردســتان مربوط

مي شد . بعد از تايلور ،‌“ هنري فايول ” بيشتر به مسائل عمومي مديريت پرداخته و رهنمودهاي كلي را به چگونگي اداره يك مؤسسه معطوف كرده است .

“ ماكس وبر ” (6) درسازمانها جايي را براي روابط انساني و عاطفي در نظر نمي گرفت و معتقد بود كه غير شخصي شدن  نظام اداري است كه مورد نظر ماست . زيرا كارمند وظيفه اي را بدون هيچگونه عشق و اشتياق انجام ميدهد و مطابق مقررات با آن سر و كار پيدا مي كند .

به دنبال فرضيه “‌ مايو ” در باره روابط انساني نظريه ديگري از طرف “ ليكرت ” و “ گريس آر گريس ” و “‌ وارن بنيس ” مطرح شد كه به نام مكتب “ انسانگرائي صنعتي ” شناخته شده است (7) . گروه اخير مهمترين مسئله مديريت را شناخت شيوه هاي صحيح و استقرار روابط شايسته براي اداره افراد دانسته و رضايت شغلي ، آزادي عمل بيشتر ، مشاركت در امور ،‌ روابط عاطفي ، مطرح شدن ، مؤثر بودن ، نقش داشتن فرد و عوامل از اين قبيل را مورد نظر قرار داده است .

بعد از جنگ جهاني دوم مكاتب مديريت شعب متعدد يافت و با پيشرفتهايي كه در زمينه تكنولوژي توليد ، تكنولوژي ارتباطات و صنعت محاسبات الكترونيكي بوجود آمد ، علم مديريت نيز تكامل پيدا كرد و حل مسايل مديريت از طريق محاسبه ، علمي شد .

البته در مورد انسان و خصوصيات او در ارتباط با انجام كار و نيز ارتباط با مديريت نظريه ها و تحقيقات زيادي وجود دارد و همانطور كه اشاره شد همگي مي خواهند بدانند به چه صورت افراد را آسانتر به انجام كار وادار كرد و تا آنجائي كه ممكن است ، چراهاي رفتار او را با مدير و در محل كار پاسخگو باشند .

“ مك گريگور ”‌ (1960) در نظريه “ X و Y  ”  مي كوشد طبيعت و انگيزش انسان را كـــه در

فهم رفتار اهميت دارند ، توضيح دهد (8) .

در نظريه “ X ” انسان معمولي بايد تحت اجبار ، كنترل و تهديد قرار گيرد تا براي سازمان كار كند و مدير بايد از اجبار و تنبيه و بعضي پاداشهاي مالي براي بكار واداشتن نيروها استفاده كند .

در نظريه “ Y ” كار در صورتي كه ارضاء كننده باشد ، مثل بازي و تفريح است و جهت اينكه افراد براي سازمان كار كنند نياز به تنبيه و اجبار نيست و اگر پاداشهايي نظير رضايت نفس و شكوفايي استعداد شخصي و غيره دريافت دارند ، نسبت به هدفهاي سازمان متعهد خواهند شد .

در نظريه هاي رفتاري مثل نظريه همكاري “ بارنارد ” (1938) باز به تمايل اعضاء براي همكاري با مدير و سازمان اشاره شده است و اين منوط به سهيم بودن افراد در هدف سازمان       است (9) .

طبق نظريه “ سايمون ” (1985) رضامندي و منافع فرد به وسيله سازمان و از طريق مزد كافي ، شرايط كار خوب ،‌ روابط اجتماعي مطبوع فراهم مي شود .

“ وايت بك ” و “ آرگريس ”‌ (1954) در نظريه همسازي مي گويند (10) : سازمان و مدير ، شخصيت بالغ را در جايي به كار مي گمارند كه برمحيط خود كنترل اندكي دارد و او را به انفعال     مي خواند تا فعاليت و ابتكار ، غالباً‌ او را مجبور مي كند كه مقامي زيردست و تابع بر عهده گيرد . انعطاف پذيري شخصيتي اندكي براي او قايل مي شود و فقط يك يا چند توانايي ناچيز او را بكار مي گيرد و اين منجر به ناسازگاري افراد و عدم همكاري آنان با مدير مي شود به زعم “ بك ” بين خواسته زيردست و سازمان به رهبري مدير بايد سازش و انتزاج (Fusion Proces) بوجود آيد تا ميان فرد و سازمان تضاد كمتري بروز كند .

اهميت پژوهش

با توجه به مطالب ذكر شده ، اهميت رابطه مدير و زيردستان در انجام كار تا حدودي مشخص و نيز معلوم شد كه دانشمندان و نظريه پردازان از سالهاي قبل براي اين مسئله مشغول ومطالعه و تحقيق بوده اند كه آيا صرف خواستن كار از افراد ، منجر به حصول به هدفهاي سازمان مي شود يا خير ؟ آيا توجه توأم به ابعاد انساني آنها و وظايف و اهداف سازماني تأثيري در نيل به اهداف سازمان و موفقيت مدير دارد ؟

واحدهاي آموزشي با دليل ارتباط با انسان و تربيت او بايد شيوه مديريتي متفاوتي با ساير محيط هاي كاري مثل مراكز توليدي داشته باشد . اگر مدير كه با معلمين تحصيلكرده و با تجربه كار مي كند ، به آنها صرفاً بعنوان يك جزء ماشين كه فقط بايد كار كنند ، بنگرد . مسلماً در انجام وظيفه مديريتي خود با اشكال ، مقاومت كاركنانش براي همكاري ، بروز درگيريها و در نتيجه فشارهاي فزاينده محيط كار مواجه خواهد شد .

ايجاد رابطه مطلوب توسط مدير با معلمين ضمن ايجاد محيطي امن ،‌ كارآيي افراد را بالا         مي برد و رضايت شغل را به همراه خواهد داشت . مسلماً رابطه مدير و كاركنان در محيط آموزشي با رابطه يك مدير در واحد توليدي كوچك با كارگران يا رابطه يك سرپرست نظامي با سربازان تفاوت كلي دارد . با اين مطالعه سعي شده شيوه برخورد مديران واحدهاي آموزشي به كاركنان از ابعاد روابط انساني و يا توجه صرف به وظايف زيردستان تا حدودي بررسي گردد .

آموزش و پرورش زيربناي توسعه اجتماعي ، اقتصادي ، سياسي و فرهنگي هر جامعه است . بررسي عوامل مؤثر در پيشرفت و ترقي جوامع پيشرفته نشان مي دهد كه همه اين كشورها آموزش و پرورش توانمند و كارآمدي داشته اند . در اكثر نظريه هاي تربيتي ، معلم هسته اصلي نظام آموزشي دستگاه تعليم و تربيت و مجري حقيقي اين امر حياتي است .

معلم به مدير آموزشگاه بعنوان نماينده دستگاه آموزش و پرورش نگاه مي كند و برخوردهاي مدير تأثير عميقي بر معلم و كار او دارد . چه بسيار معلماني كه در اثر برخوردهاي مناسب مديران با تمام توان خود به خدمت اشتغال دارند و عامل مهم را در اينجا ، تكريم شخصيت معلم توسط مدير و ارتباط مطلوب دو جانبه معرفي مي كنند .

مدرسه از جمله نهادهايي است كه به سبب كار ، مهارت انساني و برقراري روابط عاطفي و دوستانه در آن از ضروريات اجتناب ناپذير است و همانطور كه شرط اول رانندگي احتياط است ، شرط اول تعليم و تربيت نيز برقراري روابط انساني در شأن فراگيرندگان و معلمان است .

برقراري و غني كردن روابط انساني در مدرسه از مدير مدرسه شروع مي شود و اين به دليل آن است كه معلمان تا حد زيادي از خصايص اخلاقي مدير الگو مي گيرند . بنابر اين اگر مديران مدارس به مهارت در روابط انساني به معناي عملي آن مجهز شوند ، بسياري از تضادها ، نارسائي ها و درگيريهايي كه بخشي از انرژي مدير و معلمان را به خود اختصاص مي دهد از بين مي رود .

مديران مدارس مي توانند از طريق بازنگري رفتار خود ، نحوه برقراري ارتباط با مجموعه مدرسه را بهبود بخشند و مدرسه اي پويا با آموزشي پويا را براي كمك به تحقق اهداف كلان توسعه به ارمغان آورند . بنابر اين با توجه به نقش مهم مهارت انساني مديران در كيفي كردن و ارتقاي       بهره وري آموزشي ، در اين نگاشته بر آنيم تا مشخص كنيم آيا مديران ،‌ گرايش به روابط انساني دارنـد يا خير ؟ و چــه عواملي بر گرايش آنـــان تأثير دارد تا در انتــخاب آنان حتي الامــكان اين ملاكها منظور گردد .

 دوماین های مwww.Bijariran.com

www.zibaweb.com

www.Roz5.com

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم بهمن 1388ساعت 17:38  توسط اشکان  | 

ازدواج موفق از نظر دختران دبیرستانی ( دبيرستان دخترانه الزّهرا 2 بیجار گروس)،خواستگار شایسته،ظاهر همسر،احادیث در مورد خواستگار، احادیث در مورد ازدواج،ملاکهای انتخاب همسر،ترک ازدواج و فضیلت ازدواج،

ASHKAN-AHVAZ.BLOGFA.COM

معيار هاي ازدواج موفق از ديد دختران دبيرستاني

تلخیص ، حمید رضا ترکمندی ( مقاله زیر،اثر دانش آموزان دبیرستانی برای ارائه به کلاس مهارت های زندگی و پرورشی است)

مقدّمه -روش انجام كار و انتخاب نمونه ها -ازدواج يا پيوند مقدّس -فضيلت ازدواج-كيفر ترك ازدواج -ازدواج بر-پايه ي ايمان و اخلاق -ازدواج بر اساس ماديّات و شهوت -احتياط در انتخاب همسر -نشانه هاي ظاهري همسري مطلوب -تحقيق و مراقبت بيشتر در انتخاب همسر -هنر و كار همسر -موانع ازدواج -هزينه هاي سنگين -برتري طلبي -سوءاستفاده هاي نا مشروع -بي تفاوتي والدين -با صداقت انتخاب كنيد -معيار هاي ازدواج -ديدن همسر آينده-دختران را زود شوهر دهيد-بلوغ و ازدواج-احترام شوهر-ارزش ازدواج-بازتاب مجلات از ازدواج-خواستگار شايسته را رد نكنيد-چنين زني را انتخاب كنيد-پسران را در انتخاب همسر آزاد بگذاريد-نتيجه گيري-جدول درصد بندي پاسخهاي پرسشنامه-نمونه پرسشنامه

مـــقدمه

دستيابي به سعادت و شادكامي در زناشويي مي دانيد كه به آساني ممكن نيست.چون بايدزوجها جهت نيل به اين هدف انساني پيشاپيش سرمايه گذاريهاي لازمه را بعمل آورند،كه در غير اينصورت اين مهم در زندگي زناشويي زوجين محقّق نمي شود.

از طرفي،اگر چه ممكن است كه برخي از پيوندها به طور تصادفي و شانسي قرين شادكامي و خوشبختي گردد وليكن نمي توانيم دل به اين استثنائات خوش داشته و سرنوشت خود را به تصادف و احتمال واگذاريم.از قراين فوق چنين بر مي آيد كه جهت تصاحب شادكامي بايد طرفين زناشويي مسلّح به آگاهيهاي زندگي بخش گردند،و بهره مندي از اين موهبت نيز منوط به اين است كه زوجين به اهميت اين مسئله معترف باشند،زيرا در غير اينصورت زوجين در زندگي زناشويي خود مواجه با تنگناها و باز دارندگيهاي بحران آفرين مي شوند.به همين دليل هر گونه سرمايه گذاريهاي سازنده جهت نيل به هدف ارزشمند،معقول و پسنديده است.

ممكن است پنداشته شود كه در اين خصوص بيش از اندازه معقول گرفتار اغراق و بزرگنمايي شده ايم.ليكن شواهد و قراين موجود به سادگي اين امر را ثابت مي كند.زيرا در اين عصر و زمانه خانواده هاي سنتّي به امواج سهمگيني مواجه هستند و چنانچه اقدامات خنثي كننده اي را اتخّاذ نكنند.در يك چشم بر هم زدن در باتلاق و بحران زناشويي گرفتار مي آيند،فلذا بدين دليل است كه ضرورت دارد كه طرفين پيوند پيشاپيش مسلّح به ظرايف ارتباطي كارامد گردند.تا بدين واسطه سازگاري زناشويي حاصل شده و همدلي و همسويي زوجين حاصل گردد زيرا در دوره بسيار پيچيده اي زندگي مي كنيم و شرايط حاكم امروزي كاملا“ با گذشته تفاوت دارد.با اين وجود در اين راستا نبايد محاسن پيشين زناشويي را ناديده بگيريم.

كوتاه سخن اينكه لازم است كه زن و شوهر ها،بيشتر از گذشته خود را به آگاهيها مسلّح ساخته و بدين واسطه سعادت دنيوي و اخروي خويش را تضمين نمايد.

واقعيّت اين است كه زن ومرد،هر كدام از ويژگيهاي منشي و شخصيّتي متفاوتي برخوردار هستند زيرا قطع نظر از تفاوتهاي بيولوژيكي،اين دو جنس به گونه متفاوتي اجتماعي شده و جامعه پذير مي شوند.به زبان ديگر،الزامات مرئي و نامرئي جامعه از دختر و پسر توقّعات و انتظارات متفاوتي دارد و اين دو جنس بطور غير ارادي خود را با هنجارهاي جامعه سازگار مي سازند تا بدين واسطه قوام و دوام اجتماعات تضمين شود.

هدف از اين تحقيق اين است كه شما با چند معيار براي انتخاب همسر و نيز ارزش و اهميّت ازدواج آشنا شويد.همچنين احاديث و رواياتي كه آورده شده است بيشتر ارزش ازدواج را اثبات مي كند،و هم يادآور مي شود كه انتخاب به اين مهمّي را بايد با دقّت بيشتري انجام داد.www.zibaweb.com

 

(روش انجام كار و انتخاب نمونه ها)

 

 

اين تحقيق با مشاركت و همراهي اعضاي تهيّه كننده گرد آوري شده است.

براي تنظيم اين تحقيق گروهي كتابها و مجلات و نشريات مختلف ما را ياري رساندند و با خواندن آنها توانستيم پرسشنامه اي گردآوري كنيم.

دانش آموزان محترم دبيرستان دخترانه الزّهرا 2 بیجار گروس در استان کردستان ما را در اين امر ياري نمودند و با استفاده از نظرات سازنده آنها و همچنين با پاسخگويي شان به سئوالات پرسشنامه تحقيق ما را همراهي كرده اند.

ما سعي كرديم از تمام منابع موجود براي اين كار استفاده كنيم و توانستيم با همياري هم و با راهنماييهاي دبير محترم خود ظرف مدّتي چند ماهه اين كار را انجام دهيم.

براي اينكه تحقيق ما مورد تأييد و آموزنده براي خوانندگان باشد به ميدان رفته ايم و با مشورت و نظر خواهي از نوجوانان و جوانان و دانش آموزان دبيرستان خود تحقيق و مطالب را گرد آوري و تدوين نموده ايم.همچنين با درصد بندي پاسخهاي پرسشنامه سئوالات بسته و گرد آوري چند پاسخ براي سئوالات باز كار شما را در نتيجه گيري از پاسخهاي دانش آموزان به پرسشنامه آسانتر كرده ايم تا مورد توجّه بيشتر شما قرار بگيرد.

 

 

(ازدواج يا پيوند مقدّس)

 

تمام پسران و دختران در سنين خاصّي نيازمند به ازدواج مي باشند و اينخواسته يك موضوع طبيعي و نياز غريزي است كه از درون انسان و بدون تلقين و تعليم سر چشمه مي گيرد.

براي جلوگيري از غريزه جنسي سه راه متصوّر است :

 

الف)پناه بردن به مواد باز دارنده از قبيل خوردن قرصهاي مخصوص موادّمخدّر

 

ب  )آلوگي به بي بندوباري واستفاده از روش هاي نامشروع

ج   )اقدام به ازدواج و سنّت الهي و تشكيل خانواده

 

راه اوّل را انسانهاي آگاه و عاقل محكوم نموده اند و معتقدند كه در اين فرض هستي انسانها به تباهي كشيده شده و بدون بازدهي و بهاء اين وديعه بزرگ الهي نابور مي گردد زيرا اين غريزه پر قدرت سر آغاز حركت و قدرت و عامل مهّم عشق در زندگي مي باشد.

فساد راه دوم بي شك از راه اوّل بيشتر است زيرا علاوه بر نابودي معنوي و شخصي ضررهاي اجتماعي و اسلامي فراواني را به دنبال خواهد داست.پس اين راه هم ممنوع گرديده است چون روح جوانمردي و انسانيّت در آنان كشته مي گردد.

فضيلت ازدواجراه سوم راه طبيعي و مشروع و معقول بوده و خداوند متعال در قرآن مجيد و پيشوايان معصوم در احاديث خود بدان ترغيب مي نمايند و اين امر مهم را يك فريضه مقدّس و پر ثمر معرفي مي نمايند.

 

 

امام صادق(ع)مي فرمايند :هيچ لذّتي و عيشي در دنيا و آخرت بالاتر از مجامعت با زنان و ازدواج نمي باشد.

پس ارزش هيچ چيز نزد خداوند متعال به اندازه خانه اي نيست كه براي ازدواج ساخته ميشود.

همچنين امام صادق(ع)از جدّ بزرگوارشان نقل مي كنند كه :هر كس ازدواج كند به وسيله آن نصف دينش را حفظ كرده است.

اينها نشان ميدهد كه ازدواج يك سنّت الهي و محبوبترين عبادتهاست و با اقدام به اين امر مقدّس لذّت زندگي را مي توان احساس كرد و با نيروي ازدواج از گناهان و چشم چراني و معصيت خداوند مي توان مصون ماند و دين و شخصيّت اجتماعي را از سقوط و انحراف و هوسهاي شيطاني حفظ كرد.

 

 

 

كيفر ترك ازدواج

 

ازدواج در اصل يك عمل مستحب مؤكّد است و امّا اگر كسي در اثر نداشتن همسر مرتكب گناه گردد يا به زحمت بيفتد در اين صورت واجب است زن بگيرد و خود را از ارتكاب به حرام و از تحمّل ناراحتيهاي جنسي نجات دهد.بدترين افراد در جهان افراد مجرّد شمرده و اين افراد را برادران شيطان و ياران او مي دانند.

رسول اكرم(ص)در مورد ترك ازدواج مي فرمايند :شرورترين افراد شما مجرّدها هستند كه برادران شيطانند و نيز مي فرمايند :ارزش ركعتي از نماز شخص متأهّل بالاتر از ارزش عبادت شب و روز مجرّد است كه شبها را به نماز قيام كند و روزهايش را به روزه داري سپري نمايد.

خداوند نيز در قرآن بيان مي كند :ازدواج كنيد اگر فقير باشيد خداوند شما را بي نياز ميكند.

همسر موجودي است عاطفي كه انسان تصميم مي گيرد يك عمر زندگي مشترك با وي را آغاز كند و اسرار بيروني و دروني زندگي خود را در اختيار او بگذارد و آنچنان روابط نزديكي با وي پيدا مي كند كه شبيه آن در كسي متصوّر نيست و لذا در هنگام ازدواج بايد متوسّل به خدا شده و از وي استمداد نمود تا همسر صالح و نيكويي نصيب وي نمايد و علاوه بر آن سزاوار است از هيجان زدگي و ذوق زدگي و از هوا و هوس در انتخاب همسر كاملا“ اجتناب نمود و با پدر و مادر و افراد دين دار در اين زمينه مشورت كند و صفات همسر به ويژه ديانت و فرهنگ و اخلاق او را در نظر بگيرد و آنگاه به اين امر مقدّس اقدام نمايد.امام ششم مي فرمايند :هر گاه كسي از شما قصد ازدواج كرد سزاوار است دو ركعت نماز بخواند و خدا را بخواند كه همسري عفيف و امين،با ديانت و متواضع و حافظ ناموس و اسرار نصيب وي كند.www.zibaweb.com

رسول خدا (ص)مي فرمايند :هر گاه خواستگاري به سراغ شما آمد كه داراي ديانت و اخلاق باشد او را رد نكنيد وگرنه فتنه و فساد زمين را فرا مي گيرد.

 

 

ازدواج بر اساس ماديّات و شهوت

 

ازدواج بر اساس جاه طلبي و مال اندوزي و ...معمولا نتيجه اش ندامت و پشيماني است زيرا اين قبيل ازدواجها بر مبناي غرضهاي غير منطقي و بدون ريشه صورت مي پذيرد و هنگام برخورد با كوچكترين مانعي از هم مي پاشد.

زن ثروتمند اگراز اخلاق خوب برخوردار نباشد مال و ثروت خود را به رخ شوهرش كشيده روح و روان او را آزار مي دهد و موجب اختلاف شديد و احيانا“جدايي و طلاق مي شود.

همچنين زن زيبا در صورت عدم تقواي كافي صيد هوسرانان فاسد و عيّاشان انسان نما قرار گرفته و افكار شوهرش را پريشان مي سازد.اما ازدواج با افراد دين دار و با اخلاق و عفيف نتيجه اش سعادت و آرامش روحي است.زيرا چنين همسراني با خوي همسر خود مي سازند و در كارها به آنان كمك مي كنند،فرزندان خويش را خوب تربيت مي كنند و به درآمد شوهران خويش توجه نموده و در هزينه زندگي صرفه جويي مي كنند،و چنانچه كمبودي از نظر جمال و ...داشته باشند و با اخلاق و رفتار خود آن را جبران مي كنند.

 

احتياط در انتخاب همسر

 

دين مبين اسلام در انتخاب همسر فوق العاده توجه داده و پيروان خود را به دقّت و احتياط لازم دعوت نموده است و از آنجا كه ازدواج طرفين عقد را به زندگي هميشگي ملزم مينمايد و گسستن اين عقد تا حدودي مشكل است.مي توان گفت :در اثر عقد ازدواج هر كسي خود را به وسيله آن زنجير مي كند و به بند هميشگي مي كشاند و بايد توجه داشت كه با انتخاب همسر با چه نوع زنجيري خود را به بند مي كشيم.از اين جهت خود زن شوهر و پدران ومادران آنان در اين امر سرنوشت بايد خيلي هوشيار باشد و با افراد بي تقوا و بي ديانت بويژه با شرابخوران ازدواج ننمايند.

نشانه هاي ظاهري همسري مطلوب يكي از هدفهاي اساسي ازدواج تأمين نياز جنسي و ايجاد آرامش در روح و روان زن وشوهر مي باشد هر اندازه زن وشوهر نسبت به همديگر ايده آل و مطلوب بوده و علاوه بر ديانت و تقوا از نظر ظاهري نيز داراي كمالات و محسّنات بوده باشد به همان نسبت مورد علاقه و محبوب يكديگر خواهند بود.بنابراين جمال و زيبايي،مديريت وهنر،كمالات علمي و...همه و همه در اين موضوع نقش موثر داشته اند.

پيامبر(ص)مي فرمايند :در بهترين زنان من كساني هستند كه داراي جمال و زيبايي بوده و مهريه هاي كم داشته باشند و با زناني كه چشمان سبز و كبود دارند ازدواج كنيد زيرا آنان داراي خير و بركت مي باشند.تحقيق و مراقبت بيشتر درانتخاب همسربررسي سخنان معصومين و مطالعه زندگي آن بزرگواران و فتواهاي فقها و مراجع عاليقدر نشان مي دهد كه هر چقدر تحقيق در انتخاب همسر عميق تر بوده باشد و صفات ظاهري و باطني همسر را بهتر و بيشتر مورد دقّت قراردهند نتيجه اش مطلوبتر و رضايت بخش خواهد بود.البتّه وسواس بيش از حد زيان بخش و خطرناك است.نگاه كردن به سر و صورت دختر پيش از ازدواج سخن گفتن و نگاه كردن به وي از نظر اسلام ضروري و مورد سفارش قرار گرفته است و علما بزرگ شيعه نيز در اين رابطه فتوا داده و آنرا مجاز و لازم دانسته اند و پيامبر و ائمه اطهار(ع)قبل از ازدواج اين مسئله را مراعات مي نمودند.

هنر وكار همسر

 

هنر و مهارتهاي مختلف همسران در امور زندگي و خانه داري مورد توجّه دين اسلام قرار گرفته و اين ويژگيها را يكي از امتيازات آنان قرار داده است.مديريت زن در داخل خانه و كمالات و هنرهاي فنّي و اقتصادي او و بالاخره آشنايي همسر به رموز آشپزي و پرورش اولاد در شخصيت و آبروي همسرش شديدا“ مؤثّر خواهد بود و اگر زن اشكال و نقصي در يكي از موارد فوق داشته باشد چه بسا آبروي شوهر زير سؤال خواهد رفت.دختران جوان بايد بدانند كه رمز موفّقيّت آنان در خانه شوهرانشان بستگي به هنرها و كمالات و اطلاعات شوهرداري و خانه داري آنان دارد و آنان مادران و فاميلهاي خود را به عنوان همكار نخواهند برد.

 

 

 

ويژگيهاي همسر مناسب شامل موارد زير است :

 

1-اصالت خانواده و ديانت و تقوا و فرهنگ آنان

2-دوشيزه و بكر بودن همسر كه بيشتر سفارش شده است

3-زايا و بچه دار شدن

4-عفيف بودن و شرم و حياي او

5-مودّت و محبّت او به همسرش

 

موانع ازدواج

با اينكه در دين اسلام دستوراتي براي ازدواج صادر شده است و اين امر مقدّس يك نياز طبيعي و همگاني است و جوانان پس از رسيدن به سن مخصوص چاره اي جز ازدواج ندارند.در عين حال مي بينيم موانعي بر سر راه اين پيوند الهي به وجود آمده و مانع اجراي اين امر خير مي گردند و جوانان عزيز در دوران بحران غريزه جنسي معمولا“قدرت نزديك شدن و پياده نمودن مراسم ازدواج را ندارند.معمولا“چهار مورد از مهمترين موانع ازدواج هستند :

1-هزينه هاي سنگين

2-برتري طلبي

3-سوءاستفاده هاي نا مشروع

4-بي تفاوتي والدين

هزينه هاي سنگين

 

پايبند شدن به رسومات موهوم و خيالي و سنگين كردن هزينه هاي ازدواج و توقّع هاي بي مورد يكي از موانع اجراي ازدواج در اجتماع است.بر آوردن آرزوهاي بيجا و تشريفات زائد با هزينه هاي كمر شكن موضوع ازدواج را ناممكن و يا دشوار ساخته است.با اينكه جشن ويژه و مراسم مخصوص و دعوت مؤمنين به وليمه عروسي امري مستحب است و شرع مقدّس اسلام نيز به آن دستور داده است ولي اين مراسم نبايد با خرجهاي گزاف و كمر شكن و شهوت طلبي همراه باشد.امروزه هزينه مخارج ازدواج آنقدر بالا رفته است كه كمتر جواني مي تواند به خود جرئت داده و بار چنين مخارجي را تحمّل نمايد.اگر چه دستور تزويج و اقدام به چنين امر مقدّس يك موضوع همگاني و عمومي است و زن و مرد و دختر و پسر واجد شرايط و نيازمند ازدواج بايد اين سنّت الهي و نبوي را عملي سازند اما با توجّه به وضع زندگي و مراسم پر تشريفات عصر حاضر و سنگيني مهريه ها و...عملا“اين موضوع را در مورد اكثريّت جوانان غير ممكن ساخته است.

 

 

برتري طلبي

 

عامل دوم از موانع ازدواج برتري طلبي و اشكال تراشي در مورد انتخاب همسر است.ديانت و فضائل اخلاقي وحديّت و آزادي در انتخاب همسر از اصول ازدواج به شمار مي رود.هدفهاي اقتصادي و مال اندوزي و ملاحظات ديگر در انتخاب همسر باعث انحراف در مسير اين امر مقدّس است.چه بسا دختراني هستند كه حاضر نشده اند با افراد متديّن و با اخلاق ازدواج كنند سرانجام شانس ازدواج را به كلّي از دست داده اند و بالعكس مردان زيادي هم پيدا مي شوند كه سراغ پيرايه ها و شخصيت هاي كاذب و مادّي مي روند و نتيجه اش عدم موفّقيّت يا ندامت پس از ازدواج است.

 

سوءاستفاده هاي نامشروع

گسترش  انحرافات جنسي از جمله موانع ازدواج است.زمانيكه زنان و مردان در اثر عواملي تحريك گرديده و نسبت به هم عشق و جاذبه جنسي پيدا كردند فقط به سوي فساد وانحراف گام بر مي دارند.عوامل خطرناك آنرا بايد از فيلمهاي غیر اخلاقی و نامناسب،عكسهاي مبتذل و شرم آور و...جستجو كرد.

بي تفاوتي والدين

 

يكي از دستورات اسلام مسئله مشورت و تبادل نظر است.اين امر حياتي انسانها را از گرفتار شدن به ضررهاي مختلف سياسي و اجتماعي،اقتصادي و نظامي مانع شده و در راه كمال يابي و پيشرفت را به صاحبان خود باز مي كند و لذا مي بينيم براي دستيابي به پيروزيها و زندگي بهتر و جلوگيري از ضررها و مشكلات اجتماعي و...در سطوح مختلف جهاني و كشوري و اداري افراد صاحب نظر دور هم جمع شده و به تبادل افكار مي پردازند كه سازمان ملل،كنفرانسهاي بين المللي،شوراي نظامي و دولتي از آن جمله مي باشند.اگر والدين غريزه جنسي فرزندان را ناديده بگيرند و با ازدواج آنها موافقت ننمايند و در تهيّه مقدمات اين امر مقدّس بي تفاوت باشند،در اينصورت ولايت و اجازه آنان از نظر شرعي و عرفي ساقط مي گردد و جوانان بايد در اينصورت،خود در اين مورد تصميم گيري كنند.زيرا هر گونه درنگ در  اين مورد باعث گرفتاري و مبتلا شدن به گناه و انحراف اخلاقي و جنسي خواهد بود و پدر و مادرنيز شريك جرم مي باشند.

 

با صداقت انتخاب كنيد

 

در امر ازدواج و انتخاب يك هميار محترم براي شراكت در زندگي صداقت بسيار مهم است و اينكه دو طرف با هم صادق باشند و از همان روز خواستگاري در صورت پسند يكديگر تمام مسائل خود را راست و درست براي هم باز گو كنند چون اگر در طول زندگي مشترك دروغها آشكار شوند زندگي سست مي شود و مقدّمه سقوط و طلاق را طي مي كند.بنابراين خوب است كه صداقت حرف اول را بزند و صدق و صفا زندگي را به باغ پر از گلهاي حقيقت تبديل كند و اينكه صداقت نداشتن يعني صاف نبودن دلها و خدچه وارد كردن به اعتماد زوج جوان و سوق دادن زندگي و شكست و عدم موفّقيّت زندگي ، در اين روزگار پول زوجين حرف اول را مي زند و براي همين آمار طلاق افزايش پيدا كرده و اگر صداقت باشد هيچ فردي نمي گويد كه(دوستت دارم)در صورتيكه پولش را دوست ميدارد

همين است كه بسياري از عشقها دروغي گشته و روي بسياري از قلبها را انعكاس و لكه هاي ناشي از ثروت پوشانده است. اگر اين پرده كنار رود تمام حقيقتها آشكار مي گردد.

راستي و درستي در زندگي پايه هايي آهنين براي خانه زندگي مشترك مي سازد و بهتر

است بدانيد اختلافات زن وشوهر هاي زيادي بر سر آشكار شدن ناگهاني دروغ آنهاست كه سبب از بين رفتن اعتماد ها مي شود و سرانجام به طلاق مي انجامد.

 

 

 

معيارهاي ازدواج

 

 

 

يكي از موضوعات بسيار مهمّي كه بايد راجع به آن بحث مفصلّي نمود و با كمال احتياط به

طرف او قدم بر داشت مسئله ازدواج و زناشويي است زيرا معناي عقد بستن يك زن را براي يك مرد گره زدن شرايطي را كه مي توان در آن زني مطابق اهل زندگي و روزگار پيدا كرد اينگونه مي باشد :

اول آنكه از خانواده هاي پست و بد سابقه زن نگيرد زيرا در وسائل از حضرت رسول نقل شده كه فرمودند :اي مردم بپرهيزيد از آنكه از مزبله گل بچيند اصحاب مراد آنجانب را ندانستند و چون سؤال كردند فرمود زن خوش صورت از خانواده پست مثل چيدن سبزي از كنار مزبله است و چون آن دختر در دامن محبّت آنها پرورش پيدا كرده قطعا“از اخلاق رذيل آنها نيز دارد و هم افق با آنها گشته است.

دوم اينكه تا ممكن است دختر باكره بگيرد زيرا منظور ازدواج دو چيز است يكي التذاذ بودن در امر زناشويي و البته اين معني از باكره بهتر محقّق مي شود دوم پيدا كردن اولاد كه ثمره وجود انسان است و ارزش هر نهالي به ميوه اوست و اين معني هم از باكره بهتر حاصل ميگردد و ممكن است زيادتر از او اولاد به وجود آيد و در وسائل نيز از حضرت رسول نقل شده :زنان باكره اي كه مي زايند اختيار كنيد و هرگز زنان خوش صورتي كه نازا مي باشند نگيريد به درستي كه به زيادي امت خود در روز قيامت مباهات و فخر ميكنم.

ممكن است در بعضي موارد گرفتن زن شيعه و باكره فضيلت داشته باشد چنانچه در حديث نقل شده كه روزي حضرت رسول از جابر بن عبدالله انصاري پرسيدند چرا عيال بيوه اختيار نمودي؟عرض كرد در خانه چند خواهر داشتم ميخواستم بهتر با آنها سلوك نمايد.حضرت او را تحسين فرمودند و مرحبا گفتند و با اينكه نعمت اولاد از نظر پيامبر به اين اندازه با اهميّت و ارزش است .

 متأسفانه ابناءزمان ما از پيدايش اولاد جلوگيري مي نمايد يا اينكه خداي نخواسته پس از انعقاد نطفه وحيات اولاد در رحم او را سقط مي كنند و بچه بي گناهي را مي كشند كه علاوه بر گناه بزرگي كه نموده اند بايد ديه هم بدهند چنانچه در كتب فقها مفصلا“ذكر شده است و در مزمت زن نازا مرحوم مجلسي نقل مي كنند كه شخصي شرفياب حضور مبارك پيامبر (ص)گرديد و عرض كرد :من دختر عمويي دارم كه از هر جهت آراسته و متديّن است فقط عيب او آن است كه نمي زايد آيا او را بگيرم؟حضرت فرمودند :نه مگر نمي داني چون حضرت يوسف به برادر خود بنيامين فرمود :با فراق من چطور حاضر شدي عيال بگيري و با او كامراني كني؟عرض كرد :پدرم مرا امر فرموده به اين عمل شايد گوينده لا اله الا الله از من بوجود آيد.سوم اينكه تا ممكن است عيال علويّه و سيّده بگيرد تا اينكه اگر از حيث نسب از شجره طيّبه پيغمبر اسلام دور است به اين سبب خود را نزديك به آنها گرداند و خود را محرم زهرا(س)نمايد چنانچه در حديث نقل شده كه پيامبر اكرم(ص)فرمودند :هر نسب و دامادي در روز قيامت قطع مي شود مگر نسب و دامادي من كه هر كس به يكي از اين راه به من نسبت پيدا كند يا نسبت او در قيامت محفوظ خواهد ماند و نيز در وسائل از پيامبر اسلام نقل شده كه فرمودند :

بهترين زناني كه مرداني اختيار مي كنند زنان مسلماني هستند كه با اولادهاي خود و شوهران خويش از ديگر زنان مهربانتر خواهند بود.

چهارم  اينكه زني را فقط از براي مال يا جمال او نگيرد زيرا اگر زني را كه مي گيرد هيچ عنايتي به دين و عفّت او نداشته باشد فقط منظور او از ازدواج با او جمال يا مال او باشد آن مرد از جمال و مال به او بهره اي نخواهد رسيد و حسرت آنها را به گور خواهد برد چنانچه در وسائل از حضرت رسول نقل شده كه فرمودند :كسي كه زني را بگيرد فقط براي خوشگلي او كه اگر خوش صورت نبود او را نمي گرفت از جمال او بهره اي نميبرد و كسي كه زني را فقط از براي مال او بگيرد كه اگر مال نداشت او را تزويج نمي كرد خداوند او را به آن مال و زن واگذاري مي كند و كسي را كه به غير خودش واگذار نمود هلاك خواهد گشت پس بر شما باد آنكه زنان متديّنه را ازدواج نماييد و در حديث ديگر از حضرت صادق(ع)نقل شده كه فرمودند :هر گاه زني را از براي دين او ازدواج نمودي خداوند جمال ومال هم به تو عنايت مي فرمايد.

يكي از اشتباهات غير قابل جبران كه موجب گرفتاري دائمي انسان ميشود آن است كه كسي زني را ازدواج نمايد كه از حيث ثروت و دارايي بر او مقدّم باشد و خواسته باشد با ثروت و عيال خود در دنيا زندگاني نمايد اين زندگي از براي شخصي با غيرت ازمرگ بدتر خواهد بود و در تمام عمر شب و روز بايد نزد عيال خود شرمنده باشد و نتواند با او يك كلمه سخن بگويد و هر شب از او سوءاخلاق ببيند و حقا اين زندگاني بسيار تلخ خواهد گذشت وشايد يك معناي بد از ازدواج باشد. در ازدواج بايد مقدار ثروت و دارايي مراعات شود واگر كسي خواسته باشد درتمام عمر خود غصه خوراك و پوشاك عيال خود را نداشته باشد با پايين تر از خود در ثروت وصلت نمايد تا آن زن چون به خانه شوهر آيد از هر جهت خانه و زندگي او را بهتر از خانه پدر ببيند و هرگز نه لباسي كه مي پوشد بهتر از لباسي باشد كه در خانه پدر ميپوشيده تابااين معني قهرا“ او را دل گرم به زندگاني شوهر نمايد و هميشه شوهر در نظراو با عظمت جلوه خواهد كرد.

پنجم آن كه زني اختيار نمايد كه هميشه شوهر در نظر او با عظمت است زيرا وقتي مهر او كم باشد در مقايسه با زني كه مهر او زياد باشد مزمت شده.

حضرت صادق(ع)فرمودند:شوميّت زن در آن است كه مهر او زياد و وضع حمل او دشوار باشد در وسائل از پيغمبر اسلام (ص)نقل شده كه فرموند:بهترين زنان امت من زني است كه خوش صورت باشد و مهر او كم باشد و زياد قرار دادن مهر عيال خطر بزرگي كه در بين دارد آن است كه ممكن است بين آنها توافق و صميميّت زناشويي واقع نشود و هر گاه مهر عيال سنگين باشد انسان يا قدرت ندارد مهر او را بدهد يا اينكه حاضر به تحمل هزاران مشقت،عيالي اختيار كرد به زودي راضي نمي شود از اوضاع او بنمايد و دو مرتبه خود را به زحمت گرفتن عيال ديگري مبتلا گرداند و ثانيا“ چون اولاد شرعا“ ملحق به پدر مي باشد هر گاه خواسته باشد عيال خود را طلاق دهد مبتلا به سرپرستي و نوازش چند بچه بي مادر مي گردد و اين معني گرفتاري سختي است كه هرگز تا مرد مضطر نشود حاضر نخواهد شد خود را به چنين گرفتاري مبتلا سازد و هر گاه بر كسي به مقداري سخت بگذرد كه حاضر به اين معني باشد سزاوار نيست كه راه خدادادي از براي او نباشد و تا آخر عمر خود در اثر سنگيني مهر عيالش نتواند خود را از گرفتاري نجات دهد.www.zibaweb.com

ششم آن كه هر گاه خواسته باشد زني را ازدواج نمايد اگر به توصيف كردن زناني كه او را ديده اند رفع اشتباه مي شود و مي داند كه آن زن داراي چه اوصافي است به همان توصيف آنها اكتفا نمايد والا خود آن زن را ببيند نه از روي شهوت بلكه از روي اجبار يك نظر به او نمايد و صورت و موي او را ببيند تا اينكه دانسته احترام به ازدواج او نمايد

و خود را ندانسته در چاه نيفكند چون عيال همسر يك عمر انسان است و هر گاه او را نديده ازدواج نمايد ممكن است سبب يك عمر پشيماني او گردد.و دلالت بر اين معني مي كند اختيار زياد يكي در وسائل نقل شده و از محمّد بن مسلم روايت شده كه گفت از امام محمّد باقر(ع)پرسيدم من قصد دارم زني را تزويج نمايم آيا جائز است به او نگاه كنم؟امام فرمودند آري تو آن زن را به قيمت گران مي گيري.

و نيز جمعي از اصحاب امام صادق(ع)از ايشان روايت مي كنند كه ما از آن حضرت پرسيده ايم:هر  گاه كسي خواسته باشد زني را ازدواج نمايد جايز است كه به او نظر كند؟آن حضرت فرمودند اشكالي ندارد كه به صورت و خوبي هاي آن زن نگاه كند هر گاه خواسته باشد او را تزويج نمايد و نيز از حضرت صادق(ع)سئوال شد شخصي مي خواهد زني را تزويج كند آيا جائز است كه به او نگاه كند پيش از آنكه تزويج نمايد آن جانب فرمودند :آري،به او نگاه كند بدون نظر چرا مال خود را به او بدهد و هر گاه خود انسان بخواهد كسي را بگيرد و پدر او كسي ديگر را مايل باشد براي ازدواج او كسي ديگر را در اين صورت مخالفت ميل پدر نمايد و هر كه را خود مايل است بگيرد زيرا پيغمبر اكرم(ص)در جواب اين سئوال فرمودند تو مي خواهي با او عمري را به سر بري نه پدرت.

مرد اگر قدرت هم دارد مهر او را رد نمايد و او را طلاق دهد يك عمر حاضر مي شود در سخت ترين زندگي ها به سر برد او را طلاق ندهد بر خلاف آنكه اگر مهر زن كم باشد هر گاه ديد با او سلوكش نمي شود او را طلاق مي دهد و مهر او را در مي كند و خود او را از كسالت دائمي مي رهاند بعلاوهراضي نمي شود كه در فكر آن برآيد كه اصلا“مهر عيال خويش را انكار نمايد تا اينكه مبتلا به عقوباتي گردد كه در اختيار زياد به او اشاره شده و در سفينة البحار از حضرت صادق(ع)نقل شده :دزدان عالم سه طايفه مي باشند :كساني كه زكات مال خود را ندهند كسي كه مهر عيال خويش را بر خود حلال بداند و او را ندهد و كسي كه چون پول از كسي قرض مي كند قصد دادن او را نداشته باشد و نيز از آن حضرت در حديث ديگر نقل شده كه فرمودند :كسي كه مهر عيال خود را ندهد در حقيقت مثل آن است كه با آن زن در تمام زناشويي زنا كرده باشد و خوردن مهر زن از بزرگترين معاصي است و در روز قيامت خدا به او مي فرمايد :من كنيز خود را به تو حلال كردم در عوض مهر او،چون مهر او را ندادي مثل آن است كه با او زنا كرده باشي پس خداوند در عوض مهر آن زن عبادات شوهر را ميگيرد و به آن زن مي دهد تا اينكه آن مرد را به جهنّم افكند گفته نشود كه هر گاه مهر زن كم باشد امر طلاق در مابين مردم بسيار رايج است و به مجرد آنكه مختصر كسالتي بين زن و مرد اتفاق افتاد منجر به طلاق خواهد شد زيرا گفته مي شود در اسلام بر اساس مدارك اين كار معاصي و مجازات سختي دارد.

 

"همسر آينده"

زن ومرد پيش از ازدواج  مي تواند يكديگر را ببينند.

مغبرت بن شعبه از زني خواستگاري كرده بودپيغمبر(ص)فرمود اگرقبلا" اورا مي ديدي اميد سازش وتوافق بيشتر بود.

محمدبن مسلم گويد از امام پنجم پرسيدم مردي كه مي خواهد ازدواج كند حق دارد زن را ببيند ؟فرمود آري به گران ترين قيمت مي خرد چگونه حق ديدن ندارد؟ حسن سري مي گويد ازحضرت صادق(ع) پرسيدم مرد جايز است قبل ازازدواج زن را به دقت ببيند پشت سر وصورتش را نگاه كند فرمود آري مانعي ندارد كه زن مورد نظر را از پشت سر يا جلوي رو ببيند.

باز مردي از آن جانب سوال كرد جايز است مرد موي سر وزيبائي هاي زن راكه مي خواهد ببيند؟ حضرت صادق فرمود اگر منظور لذت بردن نباشد وصرفا" غرض اطلاع از خصوصيات بدني زن باشد اشكال نداردودر خبر ديگري سوال مي كند جايز است زن بايستد تامرد اورا ببيند؟ مي فرمايد آري بلكه لباس نازك پوشيدن درآن موقع هم مانعي ندارد.

 يكي از صحابه زني را خواستگاري كرده بود پيغمبر (ص) فرمود صورت ودستهاي اورا ببين .(مقصد اين روايت اين است كه اگر كسي زني را براي ازدواج انتخاب كرد وجملات ديگر را پسنديد مي تواند براي اطلاع از خصوصيات بدني اورا ببيند مبادا عيبي دروجودش باشد كه موجب پشيماني يا دلسردي يا احيانا" مايه’ تفرقه گردد نه اينكه حق دارد همه دختران را يك به يك اززير نظر بگذراند وسراپاي همه را برانداز كند تايكي را درآن ميان انتخاب نمايد.

 

"دختران را زود شوهر دهيد"

از ائمه (ع) نقل شده كه خداوند هرچه مورد نياز بشر بوده به پيغمبرش آموخته واز جمله روزي پيغمبر (ص) بالاي منبررفت وبعد ازحمدو ستايش الهي فرمود جبرئيل از جانب خداي رازدان برمن نازل شد وگفت دوشيزگان به سان ميوه’ شاخسارند به محض رسيدن بايد چيد وگرنه حرارت خورشيد ووزش بادهاي تند تباهش مي كند دوشيزگان چون به دوران بلوغ رسند طغيان غريزه’ آنها برشوهر درماني نداردوگرنه ممكن است فاسد وآلوده شوند چه آنان نيز بشرند ومسئله’ تعجيل در شوهر دادن دختر درروايات بسيار تا’كيد شده چنان كه در حديث علت اين دستور جلوگيري از فساد اخلاق دختران است ولي در حاشيه’ اين احاديث بايد موضوع رشد دختر و صلاحيت شوهرداري وتناسب سن زن و شوهر راهم رعايت كرددختري كه قدرت اداره, زندگي ندارد يارشد بدني براي ازدواج ندارد اگر به خانه شوهر رفت دچار مشكلات  فراواني خواهد گرديدو سرانجام يا جان كندن تدريجي لست ويا تفرقه وطلاق كمتر اتفلق مي افتد كه اين زندگي ها به خصوص در اوائل كار بروفق مراد درآيد البته اگر معا شرت هاي مذهبي بود واخلاق ديني بر خانواده ها حكومت مي كرد ابن همه نابساماني ونگراني پيدا نمي شد واين همه امغان تمدن مادي وضعف نيروي مذهبي لست اما دروضع موجود جز رفت واحتياط وتحكيم مباني كار چاره اي نيست هم بايد عفت وتقواي دختر رارعايت كرد وهم خانه برسر راه سيل بنياد نگردد.

 

 

" بلوغ وازدواج"

هرفردي كه به سن بلوغ وزشد مي رسد بزرگترين آرزويش اين است كه ازدواج كند وبا به وجود آوردن زندگي مشترك اسقلال به دست آورد يكي از آيات خدا اين است كه از خود شما برايتان همسران آفريديم تا باآنها انس بگيريد وآرامش خاطر پيدا كنيد پيامبر اكرم فرموده مردي كه زن نداشته باشد مسكين وبيچاره است اگر چه ثروتمند باشد ودر اسلام بنايي پايه گذاري نشده كه نزد خدا محبوب تر وعزيز تراز ازدواج باشد .

"احترام شوهر"

هر كس به شخصيت خودش علاقه مند است وخودش را دوست دارد دلش مي خواهد ديگران به شخصيت او احترام بگذارند از توحين كنندگان متنفر است اگر كسي همسر خودرا بزرگ نمايان كند هيچ وقت كوچك نمي شود.

خوش اخلاقي براي همه ضرورت دارد به خصوص براي زن وشوهر چون هميشه و همه جا با هم هستند فردي كه مي خواهد به زندگي مشتركش خوش بگذرد بايد اخلاقش را اصلاح كند وهميشه شادوخندان باشدخوش زبان وشيرين بيان باشد وبا خوي بدش زندگي را نسوزاند وخودش وافراد خانواده را عذاب ندهد بهترين پشتوانه پيمان زناشويي اخلاق خوب دو طرف ازدواج است اكثر طلاق ها براثر بد رفتاري زن وشوهر وعدم توافق اخلاقي پيدا مي شود.عدم توافق اخلاقي نخستين علت بروز اختلافات است .

دنيا براي همه همسران يكسان نمي چرخد وچرخ روزگار هميشه بر طبق دلخواه نمي رود زندگي هزاران فراز ونشيب داردممكن است مال وثروتش را از دست بدهد وتهيدست شود .زن وشوهري كه پيمان زناشويي بسته اند به آن منظور است  كه درهمه حال يارو غمخوار همديگر باشند پيمان زناشويي بايد چنان استوار ورشته الفت ومحبت به قدري نيرومند باشد كه درهمه حال برسرعهدو پيمان خويش باقي بماند درخوشي وناخوشي با هم باشند دربيماري وسلامتي يا درهر حال تنگدستي با هم باشند  درواقع زن ومرد براي زندگي ساخته شده اند واين زندگي به معناي آسايش و راحتي است كه دونفر با انتخاب به جاي يكديگر به وجود مي آورندو تمام سرمايه شان در بهتر شدن وپيشرفت اين زندگي است واگر برنامه ريزي درآن روا باشد حتما" موفق خواهد بود .

"ارزش ازدواج"  

ازدواج يك خواسته طبيعي است كه همه جوامع بشري واديان آسماني بر آن ارزش قرار داده اند مخصوصا" دين اسلام پيروان خود را به ازدواج دعوت نموده اند واز غربت برحذر مي دارد.

ازدواج نه تنها منفور نيست بلكه از ديدگاه اسلام امري مستحب ودر بعضي موارد واجب مي باشد واگر با قصد غربت انجام بگيرد عبادت نيز محسوب مي شود.

پيامبر گرامي اسلام وائمه اطهار درباره ازدواج تاكيد وسفارش فراوان كرده اند .

رسول خدا فرمود:هيچ بنايي در اسلام بنيان گذاري نشده كه نزد خدا محبوب تر از ازدواج باشد.حضرت صادق مي فرمايند:دوركعت نمازي كه انسان متعهل مي خواند ثوابش بيشتر از هفتاد ركعتي است كه انسان مجرد مي خواند.

 

 ازدواج در مجلات ...

 عشق خياباني شقايق

شقايق دختري بود كه در خيابان با فردي به نام سعيد آشنا شده بود وعاشق اوشد وبا هم تصميم به ازدواج گرفتند وعلاوه بر مخالفت پدر شقايق ودر نهايت راضي كردن او ازدواج مي كنند بعد از چند ماه مادر سعيد از خارج كشور به او زنگ مي زند وپيشنهاد مي دهد كه به خارج بيا وكلي حرف مي زند تا سعيد راضي مي شود وبه خارج مي رود وشقليق را تنها مي گذارد وشقايق از ناراحتي بيمارمي شود وپدرش به او مي گويد به تو گفتم كه سعيد به درد تو نمي خوردگوش نكردي كه نكردي وديگر از سعيد خبري نشد.

پسري به خواستگاري دختري مي رود وبسيار عاشق اوست ولي پدر وي در زندان به سر مي برد ودر پاسخ به دختر جوان به دروغ مي گويد پدرم به ماموريت خارج از كشوررفته است واين دروغ باعث مي شود بعداز ازدواج واطلاع يافتن دختر ازاين دروغ اعتمادش از بين مي رودوبه دادگاه درخواست طلاق مي كند ومي گويد باتمام علاقه اي كه به تو داشتم نمي توانم بامردي دروغگو به زندگي ادامه دهم پس  عشق وصداقت خوشبختي را به وجود مي آورد.

جوان عاشق بي پول كه از گاوصندوق محل كارش بيست ميليون تومان مي دزدد وسپس با دختري ازدواج مي كند وبه كيش مي رودبراي ماه عسل ودر آنجا دستگير مي شود وهمسرش مي گويد تصور نمي كردم همسرم براي رسيدن به من دست به دزدي بزند ودر صورت عدم جلب رضايت آن شركت اقدام به طلاق مي كنم پس براي رسيدن به معشوق خود نبايد به هر كاري دست زدچون عدم خوشبختي رابه همراه مي آورد.

زني دوسال بعد از ازدواج از عدم تفاهم باهمسرش مطلع مي شود وبه دادگاه درخواست طلاق مي كند.

پس تفاهم براي انتخاب شريك زندگي حرف اول را مي زند.

هر فردي بايد از امور داخل وخارج خانه كه همسرش انجام مي دهدباخبر باشد .دركشور هند به دليل بيشتر بودن تعداد دخترها نسبت به پسرها ,پدران دخترها براي شوهر دادن آنها پسراني از كشورهاي مجاور مي دزدند وابتدا به آنها پيشنهاد ازدواج با دخترانشان را مي دهند ودر صورت مخالفت آنها را به قصد كشت مي زنند .

موافق بودن پدرومادر همسران يكي از ويژگيهاي ازدواج موفق است .

عبرت از احتمالا" ازدواج نا موفق قبلي وتكرار نكردن اشتباهات قبلي از ويژگيهاي ازدواج موفق بعدي به حساب مي آيد.

نداشتن غرور وخود پسندي پسرودختر وداشتن تقوا از ويژگيهاي ازدواج موفق است .نبايد در امر ازدواج موفق هيچ كدام از طرفين ديگري را وسيله اي براي رسيدن به آرزوها وبرتري نسبت به ديگران بدانند .

 

"خواستگار شايسته را رد نكنيد"

پيغمبر ص  به اصحاب فرمود بهترين مردان شما را معرفي مي كنم...    رسول الله ص فرمودند :آنان كه پرهيزكار ,پاكدل ,دست باز ,پدرومادر دار ,خوش رفتار با پدر ومادر باشد وعيالش را محتاج ديگري نكند

(انسان درزندگي نيازهايي دارد كه بايد تامين شود و همان طور كه از نظر غذا ودارو ولباس و مسكن نيازمند تامين است همچنين از نظر غريزه جنسي وغرائز ديگر,فكري واخلاقي نيز نياز مند است واز اهم آنها معاشرت وبرخورد اخلاقي است نظير ملاطفت در سخن ,تنبيه وترجيح طبقه بالاتر طبقه پاييني را بر انجام وظيفه يا تشويق وتحسين آنها در موارد لازم صبرو تحمل در محل صبر عفو واغماض هنگام صدور خطا واشتباه ,پندواندرز در مقام صدور تخلف وبالاخره حسن رفتار وگفتار كه به تدريج سبب تربيت وموجب تكامل باشد والبته گاهي توبيخ وملامت وبالاتر نظير معلم مهرباني كه پيوسته مراقب حال متعلم وجوياي صلاح وسعادت وكمال و ترقي او باشد اين نحوه تامين نياز همچنان كه وظيفه مرد نسبت به زن است ووظيفه زن نسبت به مردنيز است وكمبود وعدم اشباع هر غريزه اي سبب آن مي شود نيازمندي به سوي انحراف رود ومورد نياز را ازغيربجويد وانحراف درهر غريزه اي ضروري خاص ومفسره اي به خصوص دارد برمرد است كه به اين حقايق پي ببردوبرزن است كه وي نيز آگاه باشد.www.zibaweb.com

علي بن اسباط به حضرت جواد نوشت من براي دخترانم كسي را كه در اخلاق وايمان همانند خودم باشد نيافته ام تا با وي وصلت كنم حضرت در جواب نوشت مطلبي كه در مورد دخترانت نوشته بودي دريافتم خدا تو را رحمت كند تا اين حدود دقت دركار دختر لازم نيست كه همسر وي صد در صد مطابق ميل پدر باشد. پيغمبر فرموده:اگر خواستگاري آمد كه دين واخلاقش مورد پسند بود قبولش كنيد وگرنه فتنه وفسادي بزرگ در زمين پديد آيد چون بر اثر ايرادهاي گوناگون دختر درخانه مي ماند اخلاقش فاسد مي شود بهار شوهر داري ميگذرد وپيوند اخلاقي زن وشوهر  زودتر جوش مي خورد وبالاخره در وجود نسل هم كه ميوه درخت ازدواج است آثار مطلوبي به بار نخواهد آمد حضرت رضا فرموده :اگر خواستگاري آمد كه دين واخلاقش را مي پسندي اجابت كن از تنگدستي او نهراس .خداوند متعال فرموده اگر زن و شوهر از هم جدا شوند خدا هر كدام را از كرم خود بي نياز كند ونيز فرموده اگر مردان مجرد ازدواج كنند وفقير باشند خدا از فضل خود بي نيازشان كند .خداوند كريم وعالم با احوال بندگان است غرض از ذكر دو آيه اين است كه در هر صورت روزي زن و مرد با خداست ابراهيم گويد حضرت صادق فرمود:ابراهيم هيچ مومن بهره اي خطرناك تر از مال نبرده وضرر مال از ضرر دو گرگ درنده كه به گله اي بي چوپان حمله كند يكي به اول گله ويكي به آخر بيشتر است اين گرگ ها با گوسفندان چه مي كنند گفتم بند فساد كاري نمي كنند .فرمود راست گفتي كوچكترين ضرر مال اين است كه مسلماني به خواستگاري دخترش بيايد وبه عذر بي خودي اورا رد كند .

"چنين زني انتخاب كنيد"

امام صادق مي فرمايد:همسر انسان همانند طوقي است برگردن او پس ببين چه طوقي برگردن مي افكني ,طوق لعنت يارحمت.پيغمبر مي فرمايد بهترين زنان شما زني است كه بچه آور مهربان ,پاكدامن,نزد فاميلش عزيزو محترم ودر مقابل شوهر متواضع وفروتن باشد براي شوهر زينت كند ونسبت به ديگران موقر وبي اعتنا باشد حرف شوهرش را بشنود فرمانش را گردن نهد ,درخلوت در اختيارش باشد ولي مثل مردان مبتذل نباشد.حضرت علي مي فرمايد بهترين زنان شما پنج طائفه اند پرسيدند آنان كيانند فرمود سهل گير,نرم خو,رام,زني كه چون شوهر خشمگين شود نيارامد  تا رضايت اورا فراهم كند وبالاخره زني كه در غياب شوهر حيثيت اورا نگه دارد اين زن از كاركنان و عمال الهي است,واز لطف خدا نااميد نگردد زنان بعضي پر بچه اند يكي در دامان و ديگري در شكم دارند ,بعضي نسبت به شوهر بد اخلاقند ,بعضي همانند غلهاي پر شپشند ,غلهايي كه از پوست بوده وگاهي شپش مي گرفته كه خداوند به گردن هر بخت بر گشته اي كه بخواهد مي افكند .امام باقر مي فرمايد مردي با پيامبر در كار ازدواج مشورت كرد حضرت فرمود آري زن بگير ولي زن باايمان خدا شناس خدايت خير دهد زن شايسته مانند كلاغ  اصم ناياب است پرسيد كلاغ اصم چيست؟ فرمود كلاغي كه يك پايش سفيد باشد چهار چيز به هر كه داده اند خير دنيا وآخرت داده اند بدن صابر ,زبان ذاكر ,قلب شاكر وزن شايسته .امام صادق مي فرمايد سه چيز در همه دورانها كمياب است كسي كه براي خدا طرح برادري افكند همسر شايسته اي كه در امر دين ياروياور باشد وفرزند رشد يافته هر كه يكي از اين سه نعمت را بيابد خير دنيا و آخرت يافته واز عاليترين  سعادت دنيا برخوردار شده پر بركت ترين همسر زني است كه هزينه ازدواج زندگيش كمتر باشد همسر موافق مايه آسايش خاطر است .امام علي فرموده همسر شايسته چون لباس عيب پوش است.

 

"پسران را درانتخاب همسر آزاد بگذاريد"

ابن ابي يعنور گويد به حضرت صادق عرض كردم براي ازدواج زني را انتخاب كرده ام وپدر ومادرم زن ديگري را كداميك را برگزينم فرمود :آن را كه خودت دوست داري اختيار كن وآنرا كه پدر ومادر پسنديده اند رها كن

(اين در صورتي است كه انتخاب پدرومادر پيشنهادي عادي باشدنه در خواست بدي واما اگرامرشان حتي وجدي باشد يا طوري كه از مخالفت فرزند ناراحت شوند مسئله مورد اشكال خواهد بود زيرا مخالفت سبب عقوق وگناه بزرگ مي شود پس بايد بكوشد تا رضايت آنها را جلب كند چه آن كه حق آنها بيش از آن است كه مردم خيال مي كنند)

"نتيجه گيري "

بنا بر مطالب گفته شده ازدواج تنها امري است كه جوانان را به آرامش روحي ورواني مي رساند ونه تنها براي فكر انسان مفيد است بلكه باعث سعادت دنيوي واخروي هم مي شود .

ازدواج از نظر دين اسلام بسيار مهم وپر ارزش است و پيشوايان معصوم ما احاديث مختلفي در مورد نيكي هاي اين امر بزرگ دارند.

ازدواج اگر با فردي شايسته وصالحي باشد بسيار ارزشمند تر و بهتر است وسعادت را تضمين مي كند در سن جواني ازدواج خواسته اي است كه ممكن است براي همه وجود داشته باشد وامري طبيعي وطبق غريزه هاي جنسي است وهيچ فردي نمي تواند جلوي اين غرايز واحساسات را بگيرد براي همين است كه از قديم گفته ان در كار خير حاجت هيچ استخاره نيست وچه سخن پرباري است وكاملا در مورد ازدواج صدق مي كند.

اگر خواستگاري شايسته به خواستگار ي دختري بيايد آنها حق دارند در جايي خلوت با هم صحبت كنند وبا ويژگيهاي هم آشنايي پيدا كنند وخوب يكديگر را ببينند وبعد از تحقيق و بررسي و در صورت شايسته بودن يكديگر را براي ازدواج و زندگي مشترك بر گزينند .

همسران بايد درزندگي صداقت به كار برندوويژگيها وصفت هاي يكديگر را درك كنند ونسبت به هم سازگاري يابند اگر انتخاب آنها درست باشد در كنار هم به خوبي زندگي مي كنند.

  

برخی از سئوالات پرسشنامه(این پرسشنامه توسط دانش آموزان تهیه شده)

1.داشتن ايمان همسر آينده شما به چه ميزان برايتان اهميت دارد؟

بسيار زياد          زياد                 كم                  خيلي كم

2.آياداشتن قيافه خوب همسر آينده تان برايتان مهم است؟

بسيارزياد           زياد                  به طور متوسط          كم

3.به چه ميزان به وضع مالي همسرتان اهميت مي دهيد؟

خيلي زياد           زياد               كم             خيلي كم

4.ميزان تحصيلات خواستگار شما تا چه سطحي برايتان مهم است؟

دكترا                ليسانس                فوق ديپلم           ديپلم           فرقي ندارد

5 .با وجود مواردزير كدام مورد را به عنوان همسر آينده تان انتخاب مي كنيد؟

الف.خواستگاري كه در حال تحصيل براي اخذ ليسانس است ولي وضع مالي متوسطي دارد.

ب.خواستگاري كه بسيار ثروتمندولي دبپلم دارد ولي خوش قيافه نميباشد.

6. اگر پس از ازدواج اززير كاركشيدن وسپس اعتياد همسرتان باخبر شويد بااو چه مي كنيد؟

7.تاچه ميزان به مد گرا بودن همسر آينده تان اهميت مي دهيد؟

خيلي زياد           زياد                 كم                خيلي كم

 8.صداقت در زندگي مشترك تا چه ميزان مهم است؟

خيلي زياد            زياد               كم                 خيلي كم

9.شما جهت شناخت وآزمودن خواستگارتان چه راههايي راانتخاب مي كنيد؟                

(چند مورد را نام ببريد)

10.آيا همسر آينده تان بايد شغلي مورد علاقه شما داشته باشد؟ بلي      خير

11.مكان زندگي آينده شما چقدر برايتان اهميت دارد؟

خيلي زياد        زياد             كم                  خيلي كم

12.آيا حتما"لازم است خانه زندگي مشتركتان به خانه پدري تان نزديك باشد؟

بلي       خير

13.اگر خواستگاري با ويژگي هاي دلخواه شما به خواستگاريتان بيايدوصادقانه به شما بگويدهمسر قبليش را چند سال قبل طلاق داده واكنون شما را انتخاب كرده پس از تحقيق و اطمينان در مورد حرفش بااو ازدواج مي كنيد ؟ بلي    خير

14. اگر خواستار شما يتيم وبي كس باشد ونزد پدر ومادر ناتني اش بزرگ شده باشد آيا با ازدواج مي كنيد ؟علت را ذكر كنيد)

 

 15.آياشما وهمسر آينده تان تا چه حد با يد علاقه هاوسليقه هايتان مانند هم باشد؟    اصلا"اهميت ندارد        زياد          خيلي زياد               كم

16. تاچه اندازه رشته تحصيلي همسر آينده تان بايد مورد علاقه شما باشد؟

فرقي برايم ندارد        بايد بارشته من مرتبط باشد          كم          خيلي كم

17.آيا عشق هاي خياباني كه به هم مي رسندازدواج موفق خواهند داشت؟(توضيح دهيد)

18.به نظر شما ازدواج هايي كه در اثر عشق پاك وواقعي به وجود آمده ولي هيج فرزندي در خانواده متولد نمي شود ازدواج موفق خواهد بود؟

19. آيا طرزبرقراري رابطه همسرتان با ديگران برايتان اهميت دارد؟  بلي  خير

20.اگر پدرومادرشما اجازه ازدواج با خواستگار مورد علاقه تان را ندهند چه مي كنيد؟(توضيح دهيد)

21.در صورت وجود اختلافات خانوادگي ازدواج فاميلي تا چه اندازه مي تواند ازدواج موفقي باشد؟

بسيارزياد           زياد                      كم             اصلا"موفق نيست

22.آيا ازدواج با مردي كه عيبي مانند نابينايي,لكنت زبانويت ناشنوايي دارند ممكن است كه به خوشبختي وازدواج موفقي برسد؟  بلي    خير

23.آشنايي قبل از ازدواج تا چه اندازه مي تواند در انتخاب همسرتان موثر باشد؟                  


 


 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم بهمن 1388ساعت 17:34  توسط اشکان  | 

 

 

 

خلاصه  تحقيق در مورد حجاب از ديدگاه دختران دبيرستاني

« چكيده تحقيق »

تفاوت عمده ي فرهنگ جديد غربي و فرهنگ اسلامي ، در تعريف « انسان » منعكس مي شود . اگر انسان بر حسب فرهنگ غربي ، موجودي است كه معنويت ، فرع و ور بناي زندگي مادي اوست ، در فرهنگ اسلامي موجودي است كه معنويت ، كمال مطلوب و غايت و نهايت زندگي اوست نكته مهم اين است كه در اسلام ، معنويت و روحانيت به هيچ روي در مقابل ماديت و جسمانيت قرار نگرفته است . دين براي آن نيامده است تا مارا از جسم يك سمره غافل سازد و از دنيا جدا كند ، بلكه براي آن است كه به ما « اندازه » بيامزد تا بتوانيم با حفظ اعتدال ، از افراط و تفريط مصون بمانيم و مثلاً چنان نباشيم كه خود را تن بنگاريم و جز به بهره وري از جسم به هيچ چيز نينديشيم . در چنين بينشي ديگر تن ، تنها بخش وجود انسان نيست و خوشبخت شدن نيز ، تمتع محدود جسماني ميان تولد تا مرگ نيست . انسان راه درازي در پيش دارد كه مرگ يكي از گذرگاه هاي آن است . او رو به سوي خدا دارد كه كمال مطلق و سرچشمه ي همه ي خوبي ها و ارزش هاست . او خود را شريف تر از آن مي داند كه به جسمش شناخته شود و وظيفه ي خود را خطيرتر از آن مي بيند كه تنها به بدن نمايي و آرايش جسم بپردازد انسان در همه ي بينش هاي معنوي و از جمله در اسلام ، براي آن لباس به تن نمي كند كه تن را عرضه كند ، بلكه لباس مي پوشد تا خود را بپوشد . لباس براي او يك حريم است ، به منزله ي ديوار دژي است كه تن را از دستبرد محفوظ   مي دارد و كرامت او را حفظ مي كند . لباس ، پوست دوم انسان نيست خانه اوست . انسان اسلام ، كمال خود را به خداي خويش مي فروشد . لباس انسان ، پرچم كشور وجود اوست ، پرچمي است كه او بر سردر خانه ي وجود خود نصب كرده است و با آن اعلام مي كند كه از كدام فرهنگ تبعيت مي كند . هم چنان كه هر ملتي با وفا داري و احترام به پرچم خود اعتقادش را به هويت ملي و سياسي خود را ابراز مي كند . هر انسان نيز ، مادام كه به يك سلسله ارزش ها معتقد باشد ، لباس متناسب با آن ارزش ها را از تن به در نخواهد كرد . شگفت است كه هرگاه صحبت از پوشش و سادگي اسلامي به ميان مي آيد ، مخالفان مي گويند شما مي خواهيد زن را از حضور فعال در جامعه محروم كنيد و او را در خانه محبوس مي سازيد . شما شخصيت زن را جدي نگرفته ايد و نيمي از جمعيت كشور را از صحنه ي كار اجتماعي بيرون رانده ايد . در پاسخ بايد گفت : اتفاقاً چون در تفكر اسلامي ، زن بايد به عنوان يك انسان به صورتي بسيارجري وارد اجتماع شود لازم است دست از تجمل و خود نمايي بردارد . لازمه ي اجتماعي بودن اين است كه فرد كمتر به خود بپردازد و خود را هم چون قطره اي در درياي جامعه غرق كند . لازمه ي وارد اجتماع شدن اين است كه «من » مشخص و انگشت نما بسازد ، معلوم نمي شود او نمي خواهد به اجتماع بپيوندد .

فهرست مطالب

تاريخچه ي حجاب-علت پيدا شدن حجاب-بالابردن ارزش-واژه ي حجاب-فلسفه ي پوشش در اسلام-آرامش رواني-استحكام پيوند خانوادگي-استواري اجتماع-ارزش و احترام زن-ايرادها و اشكالها ـ حجاب و منطق ـ حجاب و اصل آزادي ـ ركورد فعاليتها-گل پاك-پرسش نامه-نمودار و جدول مربوط به پرسش نامه-نتيجه ي تحقيق-منابع و مآخذ

 

« مقدمه »

از امام علي ( ع ) نقل است كه : « گرد ماه وجودش حلقه زده بوديم ، من بودم و ديگر ياران او ، دوست داشتيم او بگويد و ما گوش كنيم ; ولي مثل بعضي وقتهاي ديگر از ما پرسيد : هر كسي چيزي گفت ، ولي هيچ يك از ما پاسخ ها را نپسنديد . با خود گفتم پاسخ را بايد از فاطمه بشنوم . نزد همسرم فاطمه آمدم . فاطمه جان ! پدرت ، رسول خدا ، از ما سوالي پرسيد كسي نتوانست پاسخ دهد . « چه چيزي را براي زن بهترين است ؟ » علي جان !         « بهترين چيز براي زن آن است كه مرد ( نامحرمي ) را نبيند و مرد ( نامحرمي ) نيز او را نبيند . » چون پاسخ فاطمه را به پيامبر گفت ، پيامبر پاسخ او را پذيرفت و از صميم جان فرمود : « پاسخ فاطمه صحيح است ، او پاره تن من است ! » منطق فاطمه اين است كه زن ، گوهري گرانبها و فرشته اي آسماني است كه هر چه پوشيده تر و محجوب تر باشد نزد خدا محبوبتر است و اين با فطرت او كاملاً سازگار است . منطق فاطمه اين است كه خود آرايي و خودنمايي زن نبايد در برابر چشم نامحرمان باشد ، خداوند اين پند را به زن داده است تا قلب شوهرش را فتح كند و چنان قلب او را پر كند كه به زنهاي ديگر هيچ اعتنا نكند و طمع وصال آنان را در سر نپروراند . اما كساني كه افسار شهوت و هوس را رها كرده اند و تن به لذت حيواني داده و غرق در دنيا گشته اند . فرهنگ زندگي آنها چيز ديگري است : « خودآرايي ، خودنمايي و چشم چراني  ; و در يك كلمه : آزادي حيواني » آنان شخصيت زن را در اينها مي دانند . از نگاه آنان زني كه با مدرن ترين آرايشها و زيباترين لباس ها خود را مي آرايد و با دل رباترين شيوه ها در جامعه جلوه گري مي كند و چشمانش به دنبال خواسته هاي نفساني اش مي چرخد ، زني با فرهنگ ، امروزي ، مترقي و خوشبخت است  ; ولي واقعيت چيز ديگري است :

« مهار حرص و هوس را اگر رها كردي                                    مدام در هوسي و دوام در دردي »



 

« تاريخچه حجاب »

اطلاع تاريخي ما آنگاه كامل است كه بتوانيم درباره همه ي مللي كه قبل از اسلام بوده اند اظهار نظر كنيم . قدر مسلم اين است كه قبل از اسلام در ميان بعضي از ملذحجاب وجود داشته است . تا آنجا كه در كتابهاي مربوطه وجود دارددر ايران باستان و در ميان قوم يهود و احتمالاً در هند حجاب وجود داشته و از آنچه در قانون اسلام آمده سخت تر است . اما در جاهليت عرب حجاب وجود نداشته است و به وسيله اي اسلام در عرب پيدا شده است . ويل دورانت در صفحه ي 30 جلد 12 « تاريخ تمدن » راجع به قوم قوم يهود و قانون تلمود      مي نويسد : « اگر زني به نقض قانون يهود مي پرداخت چنان كه مثلاً بي آنكه چيزي بر سر داشت به ميان مردم مي رفت و يا در شارع عام نغ مي رشت يا با هر سخني از مردان درد دل مي كرد يا صدايش آنقدر بلند بود كه چون در خانه اش تكلم مي نمود همسايگانش مي توانستند سخنان او را بشنوند ، در آن صورت مرد حق داشت بدون پرداخت مهريه او را طلاق دهد . » عليهذا حجابي كه در قوم يهود معمول بوده است از حجاب اسلامي بسي سخت تر و مشكل تر بوده است . در جلد اول تاريخ تمدن صفحه ي 552 راجع به ايرانيان قديم مي گويد : « در زمان زردشت زنان منزلتي عالي داشتند . با كمال آزادي خود را حفظ كردند ولي در مورد زنان ديگر ، گوشه نشيني زمان حيض كه بر ايشان واجب بود رفته رفته امتداد پيدا كرد و سراسر زندگي اجتماعي شان را فرا گرفت ، و اين امر خود مبناي پرده پوشي در ميان مسلمانان به شما مي رود . زنان طبقات بالاي اجتماع جرات آن را نداشته باشد ببينند . در نقش هايي كه از ايران باستان بر جاي مانده هيچ صورت زن ديده نمي شود و نامي از ايشان به نظر نمي رسد . . . » چنانكه ملاحظه مي فرماييد حجاب سخت و شديدي در ايران باستان حكم فرما بوده حتي پدران و برادران نسبت به زن نامحرم شمرده اند .

در جلد 11 صفحه ي 112 مي گويد : « ارتباط عرب با اميران از موجبات رواج حجاب و لواط در قلمرو اسلام بود . عربان از دلفريبي زن بيم داشتند و پيوسته دلباخته ي آن بودند و نفوذ طبيعي وي را با ترديد معمول مردان درباره ي عفاف و فضيلت زن تلافي مي كردند عمر به قوم خود مي گفت : با زنان مشورت كنند و خلاف راي ايشان رفتار كنند ولي به قرن اول هجري مسلمانان زن را در حجاب نكرده بودند ، مردان و زنان با يكديگر ملاقات مي كردند و در كوچه ها پهلو به پهلوي مي رفتند و در مسجد با هم نماز مي كردند حجاب و خواجه داري در ايام وليد دوم معمول شد . گوشه گيري زنان از آنجا پديد آمد كه در ايام حيض و نفاس بر مردان حرام بودند . » در صفحه 111 مي گويد : « پيمبر از پوشيدن جامه ي گشاد نهي كرده بود ، اما بعضي عربان اين دستور را نديده مي گرفتند ، همه ي طبقات زيورهاي داشتند . زنان پيكر خود به نيم تنه و كمربند براق و جامه ي گشاد و رنگارنگ    مي آراستند . موي خود را به زيبايي دسته مي كردند يا به دو طرف سر مي ريختند ، يا به دسته ها ببافته به پشت سر مي آويختند و گاهي اوقات با رشته هاي سياه ابريشم نمايش آنرا بيشتر مي كردند . غالباً خود را به گل و جواهر مي آراستند . پس از سال 97 هجري چهره ي خويش را از زير چشم به نقاب مي پوشيدند . از آن پس اين عادت هم چنان رواج بود . » ويل دورانت در جلد 10 « تاريخ تمدن » صفحه 233 راجع به ايران باستان مي گويد : « داشتن *** بلامانع بود . اين  *** مانند معشوقه هاي يوناني آزاد بودند كه در ميان مردم ظاهر و در ضيافت مردان حاضر شوند ، اما زنان قانوني معمولاً در اندرون خانه نگهداري مي شوند . اين رسم ديرين ايراني به اسلام منتقل شد . » ويل دورانت طوري سخن مي گويد كه گويي در زمان پيغمبر كوچكترين دستوري درباره ي پوشيدگي زن وجود نداشته است و پيغمبر فقط از پوشيدن جامه گشاد نهي كرده بوده است و زنان مسلمان تا اواخر قرن دوم هجري با بي حجابي كامل رفت و آمد مي كرده اند و حال آن كه قطعاً چنين نيست . تاريخ قطعي برخلاف آن شهادت مي دهند . بدون شك زن جاهليت همچنان بوده كه ويل دورانت توصيف مي كند ولي اسلام در اين جهت تحولي به وجود آورد . عايشه همواره زنان انصار را اين چنين ستايش مي كرد : « مرحبا به زنان انصار ، همينكه آيات سوره ي نور نازل شد يك نفر از آنان ديده نشد كه مانند سابق بيرون بيايد . سر خود را با روسري هاي مشكي مي پوشيدند . گويي كلاغ روي سرشان نشسته است » .

در سخن ابو داوود جلد 2 صفحه 382 همين مطلب را از ام سلمه نقل مي كند با اين تفاوت كه ام سلمه مي گويد : « پس از آنكه آيه ي سوره ي احزاب نازل شد ، زنان انصار چنين كردند . »

« جواهر لعل نهرو » نخست وزير فقيد هند نيز معتقد است كه حجاب از ملل غير مسلمان : روم و ايران ، به جهان اسلام وارد شد . در كتاب « نگاهي به تاريخ جهان » جلد اول صفحه 328 ضمن ستايش از تمدن  همين مطلب را از ام سلمه نقل مي كند با اين تفاوت كه          ام سلمه مي گويد : « پس از آنكه آيه ي سوره احزاب نازل شد ، زنان انصار چنين كردند . »

« جواهر لعل نهرو » نخست وزير فقيد هند نيز معتقد است كه حجاب از ملل غير مسلمان : روم و ايران ، به جهان اسلام وارد شد . در كتاب « نگاهي به تاريخ جهان » جلد اول صفحه 328 ضمن ستايش از تمدن اسلامي به تغييراتي كه بعدها پيدا شد اشاره مي كند و از آن جمله مي گويد : « يك تغيير بزرگ و تاسف آور نيز تدريجاً روي نمود و آن در وضع زنان بود . در ميان زنان عرب رسم حجاب و پرده وجود نداشت . زنان عرب جدا از مردان و پنهان از ايشان زندگي نمي كردند بلكه در اماكن عمومي حضور مي يافتند ، به مسجدها و مجالس وعظ و خطابه مي رفتند و حتي خودشان به وعظ و خطابه مي پرداختند . اما عربها نيز بر اثر موفقيت ها تدريجاً بيش از پيش رسمي را كه رد دو امپراتوري مجاورشان يعني امپراتوري روم شرقي و امپراتوري ايران وجود داشت اقتباس كردند . عربها امپراتوري را شكست دادند و به امپراتوري ايران پايان بخشيدند . به قراري كه نقل شده است بر اثر نفوذ امپراتوري قسطنطنيه و ايران بود كه رسم جدايي زنان از مردان و پرده نشيني ايشان در ميان عرها رواج پيدا كرد . تدريجاً سيستم « حرم » آغاز گرديد و مردها و زنها از هم جدا گشتند . » سخن درستي نيست . فقط بعدها بر اثر معاشرت اعراب مسلمانان با تازه مسلمانان غير عرب ، حجاب از آنچه در زمان رسول اكرم وجود داشت شديدتر شد به اينكه اسلام اساساً به پوشش زن هيچ عنايتي نداشته است . از سخنان نهرو بر مي آيد كه روميان نيز حجاب داشته اند و رسم حرم سراداري نيز از روم وايران به دربار خلفاي اسلامي راه يافت . اين نكته را ديگران نيز تاييد مي كنند . در هند نيز حجاب سخت وشديدي حكم فرما بوده است . ولي درست روشن نيست كه قبل از نفوذ اسلام در هند وجود داشته است و يا بعدها پس از نفوذ اسلام در هند رواج يافته است و هندوان غير مسلمان تحت تاثير مسلمانان و مخصوصاً مسلمانان ايراني حجاب زن را پذيرفته اند . آنچه مسلم است اين است كه حجاب هندي نيز نظير حجاب ايران باستان سخت وشديد بوده است . از گفتار ويل دورانت در جلد دوم تاريخ تمدن بر مي آيد كه حجاب هندي به وسيله ي ايرانيان مسلمان در هند رواج يافته است . نهرو پس از سخناني كه از او نقل كرديم مي گويد : « متاسفانه اين رسم ناپسند كم كم يكي از خصوصيات جامعه ي اسلامي شد و هند نيز وقتي مسلمانان به اين جا آمدند آن را آموختند . » به عقيده نهرو حجاب به واسطه مسلمانان به هند آمده  است .

ولي اگر تمايل به رياضت و ترك لذت را يكي از غلل پديد آمدن حجاب بدانيم بايد قبول كنيم كه هند از قديم ترين ايام حجاب را پذيرفته است . زيرا هند از مراكز قديم رياضت و پلير شمردن لذات مادي بوده است .

« علت پيدايش حجاب »

علت پيدايش حجاب چيست ؟ چه طور شد كه در ميان همه يا بعضي از ملل باستاني پديد آمده است ؟ اسلام كه ديني است كه در همه ي دستورهاي خويش فلسفه و منظوري دارد چرا و روي چه مصلحتي حجاب را تاييد و يا تاسيس كرد ؟

مخالفان حجاب سعي كرده اند جريانات ظالمانه اي را به عنوان علت پيدا شدن حجاب ذكر كنند ، و در اين جهت ميان حجاب اسلامي و غير اسلامي فرق نمي گذارند ، چنين وانمود مي كنند كه حجاب اسلامي نيز از همين جريانات ظالمانه سر چشمه مي گيرد . در باب علت پيدايش حجاب نظريات گوناگوني ابراز شده است و غالباً اين علت ها براي ظالمانه يا جاهلانه جلوه دادن حجاب ذكر شده است . ما مجموع آنها را ذكر مي كنيم . نظرياتي كه    به دست آورده ايم بعضي فلسفي و بعضي اجتماعي و بعضي اخلاقي و بعضي اقتصادي و بعضي رواني است كه ذيلاً ذكر مي شود :

1 ـ ميل به رياضت و. هبانيت ( ريشه ي فلسفي )

2 ـ عدم امنيت و عدالت اجتماعي ( ريشه ي اجتماعي )

3 ـ پدر شاهي و تسلط مرد بر زن و استثمار نيروي وي درجهت منافع اقتصادي مرد             ( ريشه ي اقتصادي) 

4 ـ حسادت و خود خواهي ( ريشه ي اخلاقي )

5 ـ عادت زنانگي زن و احساس او به اين كه در خلقت از مرد چيزي كم دارد به علاوه ي مقررات خشني كه در زمينه ي پليدي او و ترك معاشرت با او در ايام عادت وضع شده است (ريشه ي رواني )

علل نامبرده يا به هيچ وجه تأثيري در پيداشدن حجاب در هيچ نقطه از جهان نداشته است و بي جهت آنها را به نام علت حجاب ذكر كرده اند و يا فرضاً در پديد آمدن بعضي از سيستم هاي غير اسلامي تأثير داشته است در حجاب اسلامي تأثير نداشته است يعني حكمت و فلسفه اي كه در اسلام سبب تشريع حجاب شده ، نبوده است . همان طور كه ملاحظه مي شود مخالفان حجاب گاهي آن را زائيده ي يك طرز فكر فلسفي خاص درباره ي جهان و لذات جهان معرفي مي كنند و گاهي آن را معلول علل اقتصادي مي دانند و گاهي جنبه هاي خاص اخلاقي يا رواني را در پديد آمدن آن دخالت مي دهند . در ادامه به يك علت اساسي اشاره مي كنيم كه از نظر ما موجه ترين آنها به شمار مي رود .

« بالا بردن ارزش »

عللي كه قبلاً ذكر كرديم كم و بيش مورد استفاده ي مخالفان پوشيدگي زن قرار گرفته است . به عقيده ي ما يك علت اساسي در كار است كه مورد غفلت واقع شده است . به عقيده ي ما ريشه ي اجتماعي پديد آمدن حريم و حائل ميان زن و مرد را در ميل به رياضت ، يا ميل مرد به استثمار زن ، يا حسادت مرد ، يا عدم امنيت اجتماعي ، يا عادت زنانگي نبايد جستجو كرد و لااقل بايد كم تر در اين ها جستجو كرد . ريشه ي اين پديده را در يك تدبير ماهرانه ي غريزي خود زن بايد جستجو كرد . به طور كلي بحثي است درباره ي ريشه ي  اخلاق جنسي زن از قبيل حيا و عفاف و از آن جمله است تمايل به ستر و پوشش خود از مرد . در اين جا نظرياتي ابراز شده است . دقيق ترين آنها اين است كه حيا و عفاف و ستر و پوشش تدبيري است كه خود زن با يك نوع الهام براي گرانبها كردن خود و حفظ موقعيت خود در برابر مرد به كاربرده است . زن با هوش فطري و با يك حس مخصوص به خود دريافته است كه از لحاظ جسمي نمي تواند با مرد برابري كند و اگر بخواهد در ميدان زندگي با مرد پنجه نرم كند از عهده ي زور بازوي مرد بر نمي آيد و از طرف ديگر نقطه ي مرد را در همان نيازي يافته است كه خلقت در وجود مرد نهاده است كه او را مظهر عشق و طلب و زن را مظهر معشوقيت و مطلوبيت قرار داده است . در طبيعت جنس نر ، گيرنده و دنبال كننده آفريده شده است . به قول ويل دورانت : « آداب جفت جوئي عبادت است از جمله براي تصرف در مردان ، و عقب نشيني براي دلبري و فريبندگي در زنان مرد طبعاً جنگي و حيوان شكاري است . عملش مثبت و تهاجمي است . زن براي مرد هم چون جائزه اي است كه بايد آن را بربايد . » وقتي كه زن مقام و موقع خود را در برابر مرد دريافت و نقطه ي ضعف مرد را در برابر خود دانست همان طور كه متوسل به زيور و خود آرايي و تجمل شد كه از آن راه قلب مرد را تصاحب كند ، متوسل به دور نگه داشتن خود از دسترس مرد نيز شد . دانست كه نبايد خود را رايگان كند بلكه بايست آتش عشق و طلب او را تيزتر كند و در نتيجه مقام و موقع خود را بالا برد . ويل دورانت مي گويد : « حيا امر غريزي نيست بلكه اكتسابي است . زنان دريافتند كه دست و دل بازي ما به ي طعن و تحقير است و اين امر را به دختران خود ياد دادند . »

ويل دورانت مي گويد : « خودداري از انبساط ، و امساك در بذل و بخشش بهترين صلاح براي شكار مردان است . اگر اعضاي نهاني انسان را در معرض عام تشريح مي كردند توجه ما به آن جلب مي شدولي رغبت و قصد به ندرت تحريك مي گرديد مرد جوان به دنبال چشمان پر از حيا است و بي آنكه بداند حس مي كند كه اين خود داري ظريفانه از يك لطف و رقت عالي خبر مي دهد . »

مولوي ، عارف نازك انديش و دوربين خودمان بسيار عالي در اين زمينه مي اورد ، اول درباره ي تسلط معنوي زن بر مرد مي گويد :

« زُتّن‏ للناس حق آراسته است                                        زانچه حق آراست چون تا نندرست

چون پي يْشكُن اِليهاش آفريد                          كي تواند آدم از حوا بريد

رستم زال ار بود ، و زخمه بيش                         هست در فرمان اسيرزال خويش

آنكه عالم مست گفتارش بدي                          كَلَّميني يا حميرا مي زدي »

آنگاه راجع به تذثير حريم و حائل ميان زن و مرد در افزايش قدرت و محبوبيت زن و در بالابردن مقام او و در گداختن مرد در اتش عشق و سوز ، مثل لطيفي مي آورد : آنها را به آب بر آتش تشبيه مي كند ، مي گويد مْثَلآب است و مثل زن مثل آتنش اگر حائل از ميان آب و آتش برداشته شود آب بر آتش غلبه مي كند و آنرا خاموش مي سازد ، اما اگر حائل و حاجبي ميان آن دو برقرار گردد مثل اين كه آب را در ديگي قرار دهند و آتش در زير آن ديگ روشن كنند ، آ“ وقت است كه آتش آب را تحت تاثير خود قرار مي دهد ، اندك اندك او را گرم مي كند و احياناً جوشش و غليان در او به وجود مي آورد ، تا آن جا كه سراسر وجود او را تبديل به بخار مي سازد . مي گويد :

« ان غالب شد از لهيب                          ز آتش او جوشد چو باشد در « حجيب »

جونكه ديگي حايل آمد آن دورا                       نيست كرد آن آب را كردش هوا »

مرد برخلاف انچهابتدا تصور مي رود ، در عمق روح خويش از ابتذال زن و از تسليم و رايگاني او متنفر است . مرد هميشه عزت و استغناء و بي اعتنائي زن را نسبت به خود ستوده است . نظامي مي گويد :

« چه خوش نازي است ناز خوبرويان

                                                            زديده رانده را از ديده جويان »

به طور كلي رابطه اي است ميان دست نارسي و فراق از يك طرف و عشق و سوز و گرانبهايي از طرف ديگر ، همچنانكه رابطه اي است ميان عسق و سوز از يك طرف و ميان هنر و زيبايي از طرف ديگر ؛ يعني عشق در زمينه ي فراقها و دست نارسي ها مي شكفد و هنر و زيبايي در زمينه عشق رشد و نمو مي يابد . برتراند راسل مي گويد : « از لحاظ هنر مايه ي تاسف است كه به آساني به زنان بتوان دست يافت و خيلي بهتر است كه وصال زنان دشوار باشد بدون آنكه غير ممكن گردد . » هم او مي گويد : « در جائي كه اخلاقيات كاملاً آزاد باشد ، انساني كه بالقوه ممكن است عشق شاعرانه اي داشته باشد عملاً بر اثر موفقيتهاي متوالي به واسطه ي جاذبه ي شخصي خود ، ندرتاً نيازي به توسل به عالي ترين تخيلات خود خواهد داشت . »

ويل دورانت در لذات فلسفه مي گويد : « آنچه بجوييم و نيابيم عزيز و گرانبها مي گردد . زيبايي به قدرت ميل بستگي دارد و ميل با اقناع و ارضاء ، ضعيف و با منع و جلوگيري ، قوي مي گردد . » از همه عجيب تر سخني است كه يكي از مجلات زنانه از آلفرد هيچكاك ـ كه به قول آن مجله به حسب فن و شغل فيلم سازي خود درباره ي زنان تجارب فراوان دارد ـ نقل مي كند ، او مي گويد : « من معتقدم كه زن ه بايد مثل فيلمي پر هيجان و پر آنتريك باشد ، به اين معني كه ماهيت خود را كمتر نشان دهد و برا يكشف خود مرد را به نيروي تخيل و تصور زيادتري وادارد . بايد زنان پيوسته بر همين شيوه رفتار كنند يعني كم تر ماهيت خود را نشان دهند و بگذارند مرد براي كشف آنها بيشتر به خود زحمت دهد . » ايضاً همان مجله در شماره ديگري از همين مجله در شماره ي ديگري از همين شخص چنين نقل مي كند : « زنان شرقي تا چند سال پيش به خاطر حجاب و نقاب و روبندي كه به كار مي بردند خود به خود جذاب مي نمودند و همين مساله جاذبه ي نيرومندي به آنها مي داد ، اما به تدريج با تلاشي كه زنان غربي از خود نشان مي دهند حجاب و پوششي كه ديروز بر زن شرقي كشيده شده بود از ميان مي رود و همراه آن جاذبه جنسي او هم كاسته مي شود . » مي گويند : « مشتاقي است مايه ي مهجوري . » اين صحيح است اما عكس آن هم صحيح است كه : « مهجوري است مايه مشتاقي . » امروز يكي از خلاء هايي كه در دنياي اروپا و آمريكا وجود دارد خلاء عشق است . در كلمات دانشمندان اروپائي زياد اين نكته به چشم مي خورد كه اولين قرباني آزادي و بي بند و باري امروز زنان و مردان ، عشق و شور و احساسات بسيار شديد و عالي است . در جهان امروز هرگز عشقهائي از نوع عشقهاي شرقي از قبيل عشقهاي مجنون و ليلي ، و خسرو و شيرين رشد و نمو نمي كند . نمي خواهم به جنبه ي تاريخي قصه ي مجنون و ليلي ، و خسرو و شيرين تكيه كرده باشم ، ولي اين قصه ها بيان كننده ي واقعياتي است كهع در اجتماعات شرقي وجود داشته است . از اين داستانها مي توان فهميد كه زن بر اثر دور نگه داشتن خود از دسترسي مرد تا كجا پايه ي خود را بالا برده است و تا چه حد سر نياز مرد را به آستان خود فرود آورد ه است به قطعاً درك زن اين حقيقت را در تمايل او به پوشش بدن خود و مخفي كردن خود به صورت يك راز تاثير فراوان داشته است .


 

« واژه حجاب »

معناي لغوي حجاب كه در عصر ما اين كلمه براي پوشيدن زن معروف شده است چيست ؟ كلمه ي حجاب هم به معني پوشيدن است و هم به معني پرده و حاجب . بيشتر استعمالش به معني پرده است . اين كلمه از آن جهت مفهوم پوشش مي دهد كه پرده وسيله ي پوشش است ، و شايد بتوان گفت كه به حصب اصل لغت هر پوششي حجاب نيست ، آن پوشش حجاب ناميده مي شود كه از طريق پشت پرده واقع شدن صورت گيرد . استعمال كلمه حجاب در مورد پوشش زن يك اصطلاح نسبتاً جديد است در قديم و مخصوصاً در اصطلاح فقهاء كلمه ي « ستر » را به كار برده اند نه كلمه حجاب را . بهتر اين بود كه اين كلمه عوض نمي شد و ما هميشه همان كلمه ي « پوشش » را به كار مي برديم زيرا چنانكه گفتيم معني شايع لغت حجاب پرده است ، و اگر در مورد پوشش به كار برده مي شود به اعتبار پشت پرده واقع شدن زن است و همين امر موجب شده كه عده ي زيادي گمان كنند كه اسلام خواسته است زن هميشه پشت پرده و در خانه محبوس باشد و بيرون نرود .

« فلسفه ي پوشش در اسلام »

فلسفه هايي كه قبلاً براي پوشش ذكر كرديم غالباً توجيهاتي بود كه مخالفين پوشش تراشيده اند و خواسته اند آن را حتي در صورت اسلاميش امري غير منطقي و نا معقول معرفي كنند . روشن است كه انسان مساله اي را از اول خرافه فرض كند ، توجيهي هم كه براي آن ذكر مي كند متناسب با خرافه خواهد بود . اگر بحث كنندگان ، مساله را بي طرفانه مورد كاوش قرار مي دادند در مي يافتند كه فلسفه ي پوشش و حجاب اسلامي هيچ يك از سخنان پوچ و بي اساس آنها نيست . ما براي پوشش زن از نظر اسلام فلسفه ي خاصي قائل هستيم كه نظر عقلي آن را موجه مي سازد و از نظر تحليل مي توان آنرا مبناي حجاب در اسلام دانست . فلسفه ي پوشش اسلامي به نظر ما چند چيز است . بعضي از آنها جنبه ي رواني دارد و بعضي جنبه ي خانه و خانوادگي و بعضي ديگر جنبه ي اجتماعي و بعضي مربوط است به بالا بردن احترام زن و جلو گيري از ابتذال او . اكنون به شرح چهر قسمت فوق مي پردازيم :

1 ـ « آرامش رواني »

چرا در دنياي غرب اين همه بيماري رواني زياد شده است ؟ علتش آزادي اخلاقي جنسي و تحريكات فراوان سكسي است كه به وسيله ي جرائد و مجلات و سينماها و تئاترها و محافل و مجالس رسمي و غير رسمي و حتي خيابانها و كوچه ها انجام مي شود . اما علت اينكه در اسلام دستور پوشش اختصاص به زنان يافته است اين است كه ميل به خودنمايي و خودآرايي مخصوص زنان است . ازنظر تصاحب قلبها و دلها مرد شكار است و زن شكارچي ، هم چنان كه از نظر تصاحب جسم و تن ، زن شكار است و مرد شكارچي . ميل زن به خودآرايي از اين نوع حس شكارچيگري او ناشي مي شود . در هيچ جاي دنيا سابقه ندارد كه مردان لباس هاي بدن نما و آرايش هاي تحريك كننده به كار برند . اين زن است كه به حكم طبيعت خاص مي خواهد دلبري كند و مرد را دلباخته و در دام علاقه ي به خود اسير سازد . لهذا انحراف تبرج و برهنگي از انحرافهاي مخصوص زنان است و دستور پوشش هم براي آنان مقرر گرديده است .

2 ـ « استحكام پيوند خانوادگي »

شك نيست كه هر چيزي كه موجب تحكيم پيوند خانوادگي و سبب صميميت رابطه ي زوجين گردد ، براي كانون خانواده مفيد است و در ايجاد آن بايد حداكثر كوشش مبذول شود ، و بلعكس هر چيزي كه باعث سستي روابط زوجين و دلسردي آنان گردد به حال زندگي خانوادگي زيان مند است و بايد با آن مبارزه كرد . فلسفه پوشش از نظر اجتماع خانوادگي اين است كه همسر قانوني شخص از لحاظ رواني عامل خوشبخت كردن او به شمار برود ؛ در حالي كه در سيستم آزادي كاميابي ، همسر قانوني از لحاظ رواني يك نفر رقيب و مزاحم و زندانبان به شمار مي رود و در نتيجه كانون خانوادگي بر اساس دشمني و نفرت پايه گذاري مي شود .

3 ـ « استواري اجتماع »

برعكس آنچه كه مخالفين حجاب خرده گيري كرده اند و گفته اند : « حجاب موجب فلج كردن نيروي نيمي از افراد اجتماع است . »

بي حجابي و ترويج روابط آزاد جنسي موجب فلج كردن نيروي اجتماع است . آنچه موجب فلج كردن نيروي زن و حبس استعدادهاي اوست . حجاب به صورت زنداني كردن زن و محروم ساختن او از فعاليتهاي فرهنگي و اجتماعي و اقتصادي است و در اسلام چنين چيزي وجود ندارد . اسلام نه مي گويد كه زن از خانه بيرون نرود و نه مي گويد حق تحصيل علم و دانش ندارد و نه فعاليت اقتصادي خاصي را براي زن تحريم مي كند . اسلام هرگز نمي خواهد زن بيكار و بيعار بنشيند و وجودي عاطل و باطل بار آيد . پوشانيدن بدن بدن به استثناء وجه و كفين مانع هيچ گونه فعاليت فرهنگي يا اجتماعي يا اقتصادي نيست . انچه موجب فلج كردن نيروي اجتماع است آلوده كردن محيط كار به لذت جوئي هاي شهواني است .

4 ـ « ارزش و احترام زن »

قبلاً گفتيم كه مرد به طور قطع از نظر جسماني بر زن تفوق دارد . از نظر مغز و فكر نيز تفوق مرد لااقل قابل بحث است . زن در اين دو جبهه در برابر مرد مقاومت ندارد ولي زن از طريق عاطفي و قلبي هميشه تفوق خود را بر مرد ثابت كرده است . حريم نگه داشتن زن ميان خود و مرد يكي از وسائل مرموزي بوده است كه زن براي حفظ مقام وموقع خود در برابر مرد از آن استفاده كرده است .

« ايرادها و اشكالها »

1 ـ « حجاب و منطق »

اولين ايرادي كه بر پوشيدگي زن مي گيرند اين است كه دليل معقولي ندارد و چيزي كه منطقي نيست نبايد از آن دفاع كرد . مي گويند منشأ حجاب ، يا غارتگري و نا امني بوده است كه امروز وجود ندارد ، و يا فكر رهبانيت و ترك لذت بوده است كه فكر باطل و نادرستي است و يا خود خواهي و سلطه جويي مرد بوده كه رذيله اي است ناهنجار و بايد با آن مبارزه كرد ، و يا اعتقاد به پليدي زن در ايام حيض بوده است كه اين هم خرافه اي بيش نيست .

2 ـ « حجاب و اصل آزادي »

ايراد ديگري كه بر حجاب گرفته اند اين اسن كه موجب سلب حق آزادي كه يك حق طبيعي بشري است مي گردد و نوعي توهين به حيثيت انساني زن به شمار مي رود . مي گويند احترام به حيثيت و شرف انساني يكي از مواد اعلاميه ي حقوق بشر است . هر انساني شريف و آزاد است ، مرد باشد يا زن ، سفيد باشد يا سياه ، تابع هر كشور يا مذهبي باشد . مجبور ساختن زن به اينكه حجاب داشته باشد بي اعتنايي به حق آزادي او و اهانت به حيثيت انساني او است و به عبارت ديگر ظالم فاحش است به زن . عزت و كرامت انساني و حق آزادي زن ، و همچنين حكم متطابق عقل و شرع به اينكه هيچكس نبايد بدون موجب نبايد اسير و زنداني گردد ، و ظلم به هيچ شكل و به هيچ صورت و به هيچ بهانه نبايد واقع شود ، ايجاب مي كند كه اين امر از ميان برود . 

پاسخ = يك بار ديگر لازم است تذكر دهيم كه فرق است بين زنداني كردن زن در خانه و بين مؤظف دانستن او به اينكه وقتي مي خواهد با مرد بيگانه مواجه شود پوشيده باشد . در اسلام محبوس ساختن و اسير كردن زن وجود ندارد . حجاب در اسلام يك وظيفه اي است بر عهده ي زن نهاده شده كه در معاشرت و برخورد با مرد بايدكيفيت خاصي را در لباس پوشيدن مراعات كند اين وظيفه نه از ناحيه مرد بر او تحميل شده است و نه چيزي است كه با حيثيت و كرامت او منافات داشته باشد و يا تجاوز به حقوق طبيعي او كه خداوند برايش خلق كرده است محسوب شود . اگر رعايت پاره اي مصالح اجتماعي ، زن يا مرد را مقيد سازد كه در معاشرت روش خاصي را اتخاذ كنند و طوري را بروند كه آرامش ديگران را برهم بزنند و تعادل اخلاقي را از بين نبرند چنين مطلبي را « زنداني كردن » يا « بردگي » نمي توان ناميد و آن را منافي حيثيت انساني و اصل « آزادي» فرد نمي توانست دانست . در كشورهاي متمدن جهان در حال حاضر چنين محدوديت هايي براي مرد وجود دارد . اگر مردي برهنه يا در لباس خواب از خانه خارج شود و يا حتي با پژامه بيرون آيد ، پلسي ممانعت كرده به عنوان اين عمل خلاف حيثيت اجتماع است او را جلب مي كند . هنگامي كه مصالح  اخلاقي و اجتماعي ، افراد اجتماع را ملزم كند كه در معاشرت اسلوب خاصي را رعايت كنند مثلاً با لباس كامل بيرون بيايند ، چنين چيزي نه بردگي نام دارد و نه زندان ، و به ضد آزادي و حيثيت انساني است و نه ظلم و ضد حكم عقل به شمار مي رود . بر عكس پوشيده بودن زن موجب كرامت و احترام بيشتر اوست ؛ زيرا او را از تعرض افراد جلف و فاقد اخلاق مصون مي دارد . شرافت زن اقتضاء مي كند كه هنگامي كه از خانه بيرون مي رود متين و سنگين و با وقار باشد . در طرز رفتار و لباس پوشيدنش هيچ گونه عمدي كه باعث تحريك و تهيج شود به كار نبرد ، عملاً مرد را به سوي خود دعوت نكند ، زباندار لباس نپوشد ، زباندار نرود ، زباندار و معني دار به سخن خود آهنگ ندهد . چه آنكه گاهي اوقات ژستها سخن مي گويند ، راه رفتن انسان سخن مي گويد ، طرز حرف زدنش يك حرف ديگري  مي زند . حالت يك افسر با نشانه هاي عالي افسري كه گردن مي افرازد قدمها را محكم بر زمين مي كوبد ، باد به غبغب مي اندازد ، صداي خود را موقع حرف زدن كلفت مي كند . او هم زباندار عمل مي كند به زبان بي زبان مي گويد : از من بترسيد ، رعب من را در خود جا دهيد . همينطور ممكن است زن يك طرز لباس بپوشد يا راه برود كه اطوار و افعالش حرف بزند ، فرياد بزند كه به دنبال من بيا ، سر به سر من بگذار ، متلك بگو ، در مقابل من زانو بزن ، اظهار عشق و پرستش كن . آيا حيثيت زن ايجاب مي كند كه اينچنين باشد ؟ آيا اگر ساده و آرام بيايد و برود ، حواس پرت كن نباشد و نگاه هاي شهوت آلوده مردان را بسوي خود جلب نكند ، برخلاف حيثيت زن يا برخلاف حيثيت مرد يا برخلاف مصالح اجتماع اصل آزادي فرد است ؟ آري اگر كسي بگويد زن را بايد در خانه حبس كرد و در را به رويش قفل كرد و به هيچ وجه اجازه ي بيرون رفتن از خانه به او نداد ، البته اين با آزادي طبيعي و حيثيت انساني و حقوق خدادادي زن منافات دارد . چنين چيزي در حجابهاي غير اسلام بوده است ولي در اسلام نبوده و نيست . شما اگر از فقهاء بپرسيد آيا صرف بيرون رفتن زن از خانه حرام است ؟ مي گويند نه . اگر بپرسيد آيا خريد كردن زن ولو اينكه فروشنده مرد باشد حرام است ؟ يعني نفس عمل بيع و شراء زن اگر طرف مرد باشد حرام است ؟ پاسخ مي دهند حرام نيست . آيا شركت كردن زن در مجالس و اجتماعات ممنوع است ؟ مي گويند نه . آيا تحصيل كردن زن در جاهايي كه مرد هم وجود دارد ؟ جواب  منفي است . فقط دو مساله وجود دارد ؛ يكي اينكه بايد پوشيده باشد و بيرون رفتن به صورت خودنمايي و تحريك آميز نباشد .

و ديگر اينكه مصلحت خانوادگي ايجاب مي كند كه خارج شدن زن از خانه توام با جلب رضايت شوهر و مصلحت انديشي او باشد البته مرد هم بايد در حدود مصالح خانوادگي نظر بدهد نه بيشتر . گاهي ممكن است رفتن زن به خانه ي اقوام و فاميل خودش هم مصلحت نباشد . فرض كنيم زن مي خواهد به خانه ي خواهر خود برود و خواهرش فرد مفسد و فتنه انگيزي است كه زن به خانه ي مادرش هم نيز برخلاف مصالح خانوادگي است ، همينكه نفس مادر به او برسد تا يك هفته در خانه ناراحتي مي كند ، بهانه مي گيرد ،ؤ زندگي را سخت مي كند . در چنين مواردي شوهر حق دارد كه از اين معاشرتهاي زيان بخش جلوگيري نمايد .

3 ـ « ركود فعاليتها »

سومين ايرادي كه بر حجاب مي گيرند اين است كه سبب ركود و تعطيل فعاليتهايي است كه خلقت در استعداد زن قرار داده است . زن نيز مانند مرد داراي ذوق ، فكر ، فهم ، هوش و استعداد كار است . اين استعدادها را خدا به او داده است و بيهوده نيست و بايد به ثمر برسد . اساساً هر استعداد طبيعي دليل يك حق طبيعي است . وقتي در آفرينش به يك موجود استعداد و لياقت كاري داده شد ، اين به منزله ي سند و مدرك است كه وي حق دارد استعداد خود را به فضيلت برساند منع كردن ان ظلم است . چرا مي گوئيم همه ي افراد بشر اعم از زن و مرد حق دارند درس بخوانند و اين حق را براي حيوانات قائل نيستيم ؟ براي اينكه استعداد درس خواندن در بشر وجود دارد و در حيوانات وجود ندارد . در حيوان استعداد تغذيه و توليد مثل وجود دارد و مرحوم ساختن او از اين كارها بر خلاف عدالت است . بازداشتن زن از كوششهايي كه آفرينش به او امكان داده است نه تنها ستم به زن است ، خيانت به اجتماع نيز است . هر چيزي كه سبب شود قواي طبيعي و خدادادي انسان معطل و بي اثر بماند به زيان اجتماع است . عامل انساني بزرگترين سرمايه ي اجتماع است . زن نيز انسان است و اجتماع بايد از كار و فعاليت اين عامل و نيروي توليد او بهرمند گردد . فلج كردن اين عامل و تضييع نيروي نيمي از افراد اجتماع ، هم برخلاف حق طبيعي فردي زن است و هم برخلاف حق اجتماع و سبب مي شود كه زن هميشه به صورت سربار و كل بر مرد زندگي كند . جواب اين اشكال آن است كه حجاب اسلامي موجب هدر رفتن نيروي زن و ضايع ساختن استعدادهاي فطري او نيست . ايراد مذكور بر آن شكلي از حجاب كه در ميان هنديها يا ايرانيان قديم يا يهوديان متداول بوده است وارد است . ولي حجاب اسلام نمي گويد كه بايد زن را در خانه محبوس كرد و جلوي بروز استعدادهاي او را گرفت . مبناي حجاب در اسلام چنانكه گفتيم اين است كه التذا ذات جنسي بايد به محيط خانوادگي و به همسر  مشروع اختصاص يابد و محيط اجتماع ، خالص براي كار و فعاليت باشد . به همين جهت به زن اجازه نمي دهد كه وقتي از خانه بيرون مي رود موجبات تحريك مردان را فراهم كند و به مرد هم اجازه نمي دهد كه چشم چراني كند . چنين حجابي نه تنها نيروي كار زن را فلج نمي كند ، موجب تقويت نيروي كار اجتماع نيز مي باشد . اگر مرد تمتعات جنسي را منحصر به همسر قانوني خود كند و تصميم بگيرد همين كه از كنار همسر خود بيرون آمد و پا به درون اجتماع گذاشت ، ديگر درباره ي اين مسائل نينديشد ، قطعاً در اين صورت بهتر مي تواند فعال باشد تا اينكه همه ي فكرش متوجه اين زن و آن دختر و اين قد و بالا و اين طنازي و آن عشوه گري باشد و دائماً نقشه طرح كند كه چگونه با فلان خانم آشنا شود . آيا اگر زن ساده و سنگين به دنبال كار خود برود براي اجتماع بهتر است يا آنكه براي يك بيرون رفتن چند ساعت پاي آيينه و ميز توالت وقت خود را تلف كند و زماني هم كه بيرون رفت تمام سعيش اين باشد كه افكار مردان را متوجه خود سازد و جوانان را كه بايد مظهر اراده و فعاليت و تصميم اجتماع باشند به موجوداتي هوسباز و چشم چران و بي اراده تبديل كند ؟

عجبا ! به بهانه ي اينكه نيمي از افراد را فلج كرده است ، با بي حجابي و بند و باري نيروي تمام افراد زن ومرد را فلج كرده اند . كار زن پرداختن به خود آرايي و صرف وقت در پاي ميز توالت براي بيرون رفتن ، و كار چشم چراني و شكارچيگري شده است . در اين جا بد نيست متن شكايت مردي را از زنش كه در يكي از مجلات زنانه درج شده بود ذكر كنيم تا معلوم شود اوضاع حاضر ، زنانرا به صورت موجوداتي در آورده است . در آن نامه چنين نوشته است : « زنم در موقع خواب به يك دلقك درست و حسابي مبدل مي گردد . موقع خواب براي اينكه موهايش خراب نشود يك كلاه توري بزرگ به سرش مي بندد . بعد لباس خواب مي پوشد . در اين موقع است كه جلو آئينه ميز توالت مي نشيند و گريم صورتش را با شير پاك كن مي شويد . وقتي رويش را بر مي گرداند احساس مي كنم او زن من نيست زيرا اصلاً شكل سابق را ندارد ، ابروهايش را تراشيده و چون مداد ابرو را پاك كرده بي ابرو مي شود . از صورتش بوي نامتبوعي به مشام من مي رسد زيرا كرمي را كه براي چين و چروك به صورتش مي مالد بوي كافور مي دهد و من را ياد قبرستان مي اندازد . كاشكار به همين جا ختم شود ولي اين تازه اول كار است . چنددقيقه اي در اتاق راه          مي رود و جمع و جور مي كند آنگاه كلفت خانه را صدا مي كند و مي گويد كيسه ها را بياور . كلفت با چهار كيسه ي متقالي بالا مي آيد . خانم روي تخت مي خوابد و كلفت كيسه ها را به دست و پاي او مي كند و بيخ آن را با نخ مي بندد و چون ناخن هاي دست و پايش مانيكور شده و دراز است . براي اينكه به لحاف نگيرد و چندشش نشود و احياناً نشكند . دست و پاي خود را در كيسه مي كند و به همين ترتيب مي خوابد . » آري اين است زني كه بر اثر به اصطلاح بي حجابي « آزاد » شده و به صورت نيروي فعال اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي در آمده است ! آنكه اسلام نمي خواهد اين است كه زن به صورت چنين موجود مهملي در آيد كه كارش فقط استهلاك ثروت و فاسد كردن اخلاق اجتماع و خراب كردن بنيان خانواده باشد . اسلام با فعاليت واقعي اجتماعي و اقتصادي و فرهنگي هرگز مخالف نيست . متون اسلام و تاريخ اسلام گواه اين مطلب است . در اوضاع و احوال تجدد ها بي منطق حاضر جز دردهات و در ميان افراد سخت متدين كه اصول اسلامي را رعايت مي كنند زني پيدا نمي كنيد كه نيروي او واقعاً صرف فعاليت هاي مفيد اجتماعي يا فرهنگي يا اقتصادي بشود . آري يك نوع فعاليت اقتصادي رايج شده است كه بايد آنرا ثمره ي بي حجابي و آن اين است كه بنكدار به جاي اينكه بكوشد جنس بهتر و مرغوبتر براي مشتريان خود تهيه كند ، يك مانكن را به عنوان فروشنده مي آورد ، نيروي زنانگي و سرمايه ي عصمت و عفاف او را استخدام مي كند و وسيله ي پول در آوردن وخالي كردن جيبها قرار مي دهد . يك فروشنده بايد كالا را همانطوري كه هست به مشتري ارائه دهد ولي يك دختر خوشكل فروشنده با اداطوار و ژستهاي زنانه و در معرض قرار دادن جاذبه ي جنسي خود مشتري را جلب مي كند . بسياري از افراد كه اصلاً مشتري نيستند براي اينكه چند دقيقه با او حرف بزند يك چيزي هم مي خرند . آيا اين فعاليت اجتماعي است ؟ آيا اين تجارت است يا كلاهبرداري و رذالت ؟ مي گويند زن را توي كيسه ي سياه نپيچيد . ما نمي گوييم زن خود در كيسه ي سياه بپيچيد ولي آيا بايد بطوري لباس بپوشد و در اجتماع عمومي ظاهر شود كه مردان شهوتران و چشم چران را به خود جلب نمايد و از آنطور كه هست بهتر و جاذبتر براي آنكه جلوه دهد ؟ اين مدها و لباس هاي تحريك آميز براي چه به وجود آمده است ؟ آيا براي اين است كه بانوان آن لباس ها را براي همسرانشان بپوشند ؟ اين كفش هاي پاشنه بلند براي چيست ؟ خبر براي اين است كه حركات ماهيچه هاي كفل را به ديگران نشان دهد ؟ آيا لباس هاي كه نازك كارهاي بدن را نشان مي دهد جز براي تهييج مردان و براي صيادي است ؟ عملاً غالب خانم هايي كه از اين نوع كفشها و لباس ها و آرايشها استفاده مي كنند ؟ تنها مردي را كه در نظر نمي گيرند شوهران خودشان است است . زن مي تواند در ميان زنان و در ميان محارم خود از هر نوع لباس و آرايشي استفاده كند اما متأسفانه تقليد از زنان غربي براي هدف و منظور ديگري است . غريزه ي خود آرايي و شكارچيگري در زن  غريزه ي عجيبي است . واي اگر مردان هم به آن دامن بزنند و مد سازان و طراحان نواقص كار آنان را برطرف كنند و مصلحين اجتماع هم تشويق كنند . اگر دختران در اجتماعات عمومي لباس ساده بپوشند ، كفش ساده به پا كنند ، با چادر يا با پالتو و روسري كامل به مدرسه و دانشگاه بروند ، آيا در چنين شرايطي بهتر درس مي خوانند يا با وضعي كه مشاهده مي كنيم ؟ اصولاً اگر التذاذهاي جنسي و منظورهاي شهواني در كار نيست چه اصراري است كه بيرون رفتن زن به اين شكل باشد ؟ چرا اصرار مي ورزند كه دبيرستانهاي مختلط به وجود آورند ؟ ما شنيده ايم كه در پاكستان معمول بوده است كه در كلاسهاي دانشگاه بخش پسران و دختران به وسيله ي پرده اي از يكديگر جدا باشد و فقط استادي كه پشت تريبون قرار مي گيرد مشرف بر هر دو باشد . آيا بدين طريق درس خواندن اشكالي دارد ؟

 

« گل پاك »

يكي بامدادان به فصل بهار                                جواني به باغي فتادش گذار

به شاخي ، گلي ذيذ خوش رنگ وبو                 كه از جان و دل گشت مشتـاق او

گلويـش بيفـشرد و كــردش جـدا                    زگلـهاي ديـگر به جـور و جــفا

چـو آن گل جدا شد ز شاخ درخت                   بيفـتاد در دسـت آن تيره بخـت

بكـرد از طـريـق تحــسر نگاه                          به يـاران و از دل بــر آورده آه

بگفتا كه اي خـواهـران عـزيـز                          بـراي شما هسـت اين روز نيز

گذاريد آرايــش خــود كــنار                           بـگيـريد در زيـر بـرگي قــرار

نماييد خود را از اين دم نهان                            كه مايــنـد ايـمـن ز غارتگران

اگر گل در پس برگها مخفي نشود ، اگر گل مراقبت باغبان را نپزيرد ، و اگر گل بر بيگانگان جلوه گري كند به غارت خواهد رفت . گل ظرافت او جلوه گري هاي خود را بايد براي يك قهرمان نگه دارد . او امانت دار ظرافت هاست و آنگاه است كه مي تواند با اين خود نگه داريها يك قهرمان را به آستان خود بكشاند و در دست يك قهرمان قرار گيرد نه در زير پاي غارتگران . زن گل است و هرگز نمي پسند چهره ي خود را در اختيار نگاه هاي هوس آلود قرار دهد .



 

« پرسشنامه »

1-   شما حجاب در گذشته را تا چه حدي قبول داريد ؟

زياد                  متوسط             كم                   اصلاً

2-   حجاب زنان در زمان حال را تا چه حدي قبول داريد ؟

زياد                  متوسط             كم                   اصلاً

3-   مرداني كه قصد ازدواج دارند ، حجاب زن مورد نظر تا چه حدي براي وي مهم است ؟

زياد                  متوسط             كم                   اصلاً

4-   كسي كه حجاب را به درستي رعايت مي كند ديگران تا چه حدي به وي احترام   مي گذارند ؟

زياد                  متوسط             كم                   اصلاً

5-   رعايت كردن حجاب تا چه حدي مي تواند مانع از آزادي خرد شود ؟

زياد                  متوسط             كم                   اصلاً

6-   حجاب تا چه حدي بر وضعيت شغلي زنان ناگذار است ؟

زياد                  متوسط             كم                   اصلاً

7-   آيا حجاب هم بايد مانند مد در طي سالهاي مختلف تغيير كند ؟

زياد                  متوسط             كم                   اصلاً

8-   حجاب تا چه حدي براي شما مهم تلقي مي شود ؟

زياد                  متوسط             كم                   اصلاً

9-   پوشيدن چادر تا چه مقدار رعايت حجاب تأثير دارد ؟

زياد                  متوسط             كم                   اصلاً

10-بي حجابي تا چه حدي در وضعيت جامعه تأثير گذار است ؟

زياد                  متوسط             كم                   اصلاً

11-بي حجابي تا چه حدي مي تواند به انحراف كشيدن جوانان مؤثر باشد ؟

زياد                  متوسط             كم                   اصلاً

12-زدن نقاب براي زنان در امروزه تا چه حدي ضرورت دارد ؟

زياد                  متوسط             كم                   اصلاً

13- رعايت نكردن حجاب تا چه حدي بر درگيري والدين و فرزندان تأثير دارد ؟

زياد                  متوسط             كم                   اصلاً

14- رعايت حجاب تا چه حدي موجب سعادت در دنيا و آخرت مي شود ؟

زياد                  متوسط             كم                   اصلاً

15- رعايت حجاب در گذشته تا چه حدي بر روي سلامت روحي مردان تأثير گذار بود ؟

زياد                  متوسط             كم                   اصلاً

16- حجاب تا چه حدي مي تواند بر رشد معنوي و فرهنگي جامعه تأثير گذار باشد ؟

زياد                  متوسط             كم                   اصلاً

17- حجاب در امروزه تا چه حدي رو به كمرنگي نهاده است ؟ 

زياد                  متوسط             كم                   اصلاً

18- حجاب چه مقدار از زیبایی دختران زیبا را می پوشاند؟

زياد                  متوسط             كم                   اصلاً

19- با حجاب چه میزان از ورود مدها ومدل های جدید غربی جلوگیری می شود ؟

زياد                  متوسط             كم                   اصلاً


 

« نتيجه ي تحقيق »

كريستين آندرسن دارد كه مضمون آن به زبان خودماني ما اين است : دو خياط به شهري وارد شدند و پادشاه را فريفتند كه ما در فن خياطي استاديم و بهترين لباس ها را كه بر ارزنده قامت بزرگان باشد مي دوزيم اما از همه مهمتر ، هنر ما اين است كه مي توانيم لباسي براي پادشاه بدوزيم كه فقط حلال زاده قادر بع ديدن آن باشند و هيچ حرام زاده اي آن را ببينند . اگر اجازه فمائيد چنين لباسي براي شما نيز بدوزيم پادشاه با خوشحالي موافقت كرد و دستور داد مقادير هنگفتي طلا و نقره در اختيار دو خياط گذاشتند تا لباسي با همان خاصيت سحر آميز بدوزند كه تارش از طلا و پودش از نقره باشد . خياطي پول و زر و سيم را گرفتند و كارگاهي عريض و طويل داير كردند و دوك و چرخ و قيچي و سوزن را به راه انداختند و بدون آنكه پارچه و نخ و طلا ونقره اي صرف كنند دست هاي خود را چنان استادانه در هوا تكان مي داند كه گفتي مشغول دوختن لباس اند . روزي پادشاه نخست وزير را به ديدن لباس نيمه كاره فرستاد اما صدر اعظم هر چه نگاه كرد چيزي نديد . از ترس آنكه مبادا ديگران بفهمند كه او حلال زاده نيست با جديت تمام زبان به تعريف از لباس و تمجيد از هنر خياطان گشود و به پادشاه گزارش داد كه كار تهيه ي لباس به خوبي به پيشرفت است مأموران عالي مرتبه ي ديگر هم به تدريج از كارگاه خياطي ديدن كردند و همه پس از آنكه با نديدن لباس به حرام زادگي خود پي مي برند اين حقيقت تلخ را پنهان مي كردند و در تأثير كار خياطان و توصيف لباس بر يكديگر سبقت مي گرفتند . بالاخره نوبت به پادشاه رسيد و او به خياط خانهي سلطنتي رفت تا لباس زربفت عجيب خود را به تن كرد . البته چيزي نديد و پيش خود گفت معلوم مي شود من حلال زاده نيستم . در كمال دير باوري ناچار و جو لباس و زيبايي و ظرافت آن را تصديق كرد و در مقابل آيينه ايستاد تا آن را به تن او اندازه كنند خياطان پس مي رفتند و پيش مي آمدند و لباس موهوم را به تن پادشاه راست و درست مي كردند و آن بي چاره لخت ايستاده بود و از ترس هيچ نمي گفت و ناچار دائماً از داشتن چنان لباسي اظهار مسمرت نيز مي نمود . سرانجام قرار شد جشني عظيم در مشهد به پا شود پادشاه جامه ي تازه را بپوشد و خلايق همه او را در آن لباس ببينند . مردم به عادت معمول درد و سمت خيابان ايستادند لخت با آداب تمام با آرامش و وقار از برابر آن ها عبور مي كرد و دونفر از خدمه ي دربار دنباله ي لباس را در دست داشتند تا به زمين ماليده نشود . درباريان ، رجال ، اميران و وزيران با احترام و حيرت و تحسين پشت سر پادشاه در حركت بودند . صردم نيز با آن كه هيچ كلامشان لباس بر تن پادشاه نمي ديدند . از ترس تهمت حام زادگي غريو شادي سر داده بودند و لباس جديد را به پادشاه تبريك مي گفتند . ناگاه كودكي از ميان مردم فرياد زد : « اين كه لباس به تن ندارد ؛ اين چرا لخت است ؟ هر مادر بي چاره اش سعي كرد او را از تكرار اين حرف منصرف كند ، نتوانست . كودك دوباره به سماجت گفت چرا پادشاه برهنه است ؟ » كم كم يكي دو بچه ي ديگر نيز همين حرف را تكرار كردند و بعضي از تماشاچيان با ترديد اين حرف را براي هم نقل كردند و ديري نگذشت كه جمعيت يك پارچه فرياد زد كه « چرا پادشاه لخت است ؟ » و چرا اينكه تمدن غرب چنين وانمودي كند كه مي خواهد براي براي انسان لباس بدوزد اما در حقيقت به جاي آن كه لباس بر تن او كند ، او را برهنه ساخته است و هيچ كس جرأت نمي كند فرياد بر آورد كه لباسي در كار نيست و حاصل اين همه مد و پارچه و چه و چه ، برهنگي انسان است . آيا مردي پيدا مي شوند كه صداقتي كودكانه داشته باشند و در مقابل جهاني كه برهنگي را لباس مي دانند ، جرأت كنند و فرياد بر آورند ؟ چرا آم مردم ، ما نباشيم ؟ 

توجه : به منظور طولاني نشدن صفحات از درج آمار و جداول خود داري شده است
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم بهمن 1388ساعت 17:26  توسط اشکان  | 

فاطمه حقیقت جو، نماینده اصلاح طلب مجلس ششم اخیرا در یکی از برنامه های شبکه ماهواره ای bbc فارسی شرکت کرده و به تبیین مواضع خود علیه جمهوری اسلامی پرداخته و تصریح داشته است که بهتر است در ایران یک حکومت غیردینی داشته باشیم.
http://96.0.54.242/tab/pics2/200911182021094466.jpgبدیهی است که ابراز چنین مواضعی از سوی کسی که سابق بر این نماینده پارلمان جمهوری اسلامی بوده است، واکنش هایی به دنبال داشته باشد که موضوع بحث ما، نقد و بررسی این سخنان نیست چه آنکه عقاید وی، طبیعتا موافقان و مخالفانی دارد و در مجال و مقال دیگری شاید بدان پرداخته شود.

آنچه انگیزه این نوشتار شد، انتشار گسترده اخباری در برخی رسانه های اصولگرا درباره وضعیت پوشش حقیقت جو در آن برنامه تلویزیونی بوده است. این مساله، البته به چند وبلاگ یا سایت گمنام محدود نماند و حتی روزنامه دولتی ایران نیز با این تیتر به پوشش خبری حضور حقیقت جو در برنامه تلویزیونی bbc پرداخت: "دفاع بدون "حجاب" عضو حزب مشارکت از سکولاریسم!"

اما وجه مشترک همه این خبرها این بود که در هیچ کدام از آنها، تصویری از حقیقت جوی بی حجاب، منتشر نشده بود و بدین ترتیب خوانندگان ساده دل این رسانه ها قاعدتا دچار این تصور بوده اند که آنقدر وضعیت حجاب این زن نابهنجار و به قول همان رسانه ها "زننده" بوده که امکان انتشار تصویرش وجود نداشته است!

اما واقعیت چه بود؟ البته کسانی که به ماهواره دسترسی دارند - و تعدادشان هم میلیونی است- به چشم خود دیده اند که حجاب حقیقت جو در آن برنامه چگونه بود و حتی رنگ روسری اش را نیز که با آن دارای یک حجاب متعارف بوده و البته رسانه های اصولگرا، راست نوشته بود که او چادر سر نکرده بود.

تا بدین جای آنچه مطرح شد، صرفا صورت مساله بود که به طور خلاصه این است: حقیقت جو، حرف هایی گفته که به مذاق اصولگرایان خوش نیامده و بعضی از آنها، در واکنش به این امر، در رسانه هایشان این شایعه را دامن زده اند که حقیقت جو بی حجاب شده است حال آنکه همانگونه که در عکس معلوم است، او حجاب داشته است.

نوشتار حاضر، درصدد دفاع از حقیقت جو نیست چه آنکه او خود زبان و امکان بهره مندی از رسانه دارد و می تواند از خودش دفاع کند، بلکه دغدغه مطلب حاضر، حرکت شتابانی است که جامعه به ویژه جریان های سیاسی و رسانه ای به سمت سقوط تمام معیار اخلاقی آغاز کرده اند و این خبرسازی فقط مشتی است نمونه خروار که در آن، زنی با حجاب متعارف و روسری را بی حجاب معرفی می کنند تا در بین مخاطبان اصولگرای خود، شخصیت اش را لگدمال کنند و القا نمایند که اعضای فلان حزب آنقدر بی دین و ایمان هستند که حتی نماینده سابق شان در مجلس نیز، از خارج کشور، بی حجاب و با پوشش زننده می گردد!

اصلا بیایید فرض کنیم که حقیقت جو با دولت آمریکا واقعا علیه نظام جمهوری اسلامی همکاری می کند و یک جاسوس حرفه ای است. آیا حتی در چنین فرضی، حق مطلب این است که درباره او دروغ پراکنی کنیم یا آنکه حرف ها و کارهایش را مورد نقد قرار دهیم؟

متاسفانه وقتی اصول اخلاقی زیر پا گذاشته شوند و در حوزه دید سیاسیون و رسانه ها، چیزی به نام اخلاق وجود نداشته باشد، به هر کسی می توان تهمت زد، به راحتی می توان دروغ گفت، به سادگی می شود شایعه سازی کرد و به راحتی آب خوردن، می توان آبروی "خلق الله" را برد و بدتر از همه اینکه احساس شرمندگی حتی در نزد وجدان هم پیدا نکرد! و این بی تقوایی را حتی می توان با زناکار نامیدن زنان نیز ادامه داد.

به عنوان مثال چندی پیش، روزنامه اصولگرای کیهان که دو- سه هفته ای پیگیر اجرای حکم شلاق درباره یک مرجع تقلید به اتهام نسبت ناروا به احمدی نژاد بود، یک دختر ایرانی الاصل کانادایی را که در سال 2003 دختر شایسته کانادا معرفی شده بود را "روسپی" نامید.

روسپی یا همان فاحشه، به زنی گفته می شود که به تن فروشی می پردازد و به مردان مختلف در ازای پول "زنا" می دهد. اما چرا کیهان آن دختر را روسپی نامیده بود؟ چون او از جنبش سبز اعلام حمایت کرده بود.

کاری با موضع گیری سیاسی او و اینکه به عنوان دختر شایسته کانادا انتخاب شدن چقدر با فرهنگ ما همخوانی دارد یا ندارد، نداریم، فقط از کیهانیان شریعتمدار می پرسیم که آیا شرعا قادر به اثبات فاحشه گری یک زن در آن سوی دنیا هستند؟ آخر چرا یک انسان و یک مسلمان به حدی از سقوط اخلاقی برسد که به راحتی زن و دختر مردم را فاحشه و روسپی بنامد و این اتهام را در رسانه ها نیز منتشر کند؟

البته وقتی حقیقت جوی روسری بر سر، بی حجاب معرفی شود، لابد آن دختر بی حجاب ایرانی الاصل کانادایی هم باید فاحشه باشد!
در اینجا بی مناسبت نیست روایتی از امام جعفرصادق علیه السلام و حکایتی جالب و آموزنده را مرور کنیم.
شهید مطهری در کتاب داستان راستان به راوبطه دوستانه امام صادق و یکی از یارانش اشاره می کند و می نویسد که آنها به حدی با یکدیگر صمیمی بودند که مردم يكى از آنها را، بيش از آن اندازه كه به نام اصلى خودش بشناسند به نام دوست و رفيقش مى شناختند. معمولا وقتى كه مى خواستند از او ياد كنند توجه به نام اصليش نداشتند و مى گفتند: "رفيق ...".

ادامه داستان را به نقل از شهید مطهری بخوانید:

«آرى او به نام ((رفيق امام صادق )) معروف شده بود، ولى در آن روز كه مثل هميشه با يكديگر بودند، و با هم داخل بازار كفشدوزها شدند، آيا كسى گمان مى كرد كه ، پيش از آنكه از بازار بيرون بيايند، رشته دوستى شان براى هميشه بريده شود؟!
آن روز او مانند هميشه همراه امام بود، و با هم داخل بازار كفشدوزها شدند. غلام سياه پوستش هم در آن روز با او بود، و از پشت سرش حركت مى كرد. در وسط بازار ناگهان به پشت سر نگاه كرد، غلام را نديد. بعد از چند قدم ديگر، دو مرتبه سر را به عقب برگرداند، باز هم غلام را نديد. سومين بار به پشت سر نگاه كرد، هنوز هم از غلام - كه سرگرم تماشاى اطراف شده و از ارباب خود دور افتاده بود - خبرى نبود. براى مرتبه چهارم كه سر خود را به عقب برگرداند، غلام را ديد، با خشم به وى گفت :
"مادر فلان ! كجابودى ؟"
تا اين جمله از دهانش خارج شد، امام صادق به علامت تعجب دست خود را بلند كرد و محكم به پيشانى خويش زد و فرمود:
"سبحان الله ! به مادرش دشنام مى دهى ؟ به مادرش نسبت كار ناروا مى دهى ؟! من خيال مى كردم تو مردى با تقوا و پرهيزگارى . معلومم شد در تو ورع و تقوايى وجود ندارد."

- يابن رسول الله ، اين غلام اصلا سندى است و مادرش هم از اهل سند است . خودت ميدانى كه آنها مسلمان نيستند. مادر اين غلام يك زن مسلمان نبوده كه من به او تهمت ناروا زده باشم .

- مادرش كافر بوده كه بوده . هر قومى سنتى و قانونى در امر ازدواج دارند. وقتى طبق همان سنت و قانون رفتار كنند، عملشان زنا نيست ، و فرزندانشان زنازاده محسوب نمى شوند.
امام بعد از اين بيان به او فرمود: "ديگر از من دور شو."
بعد از آن ، ديگر كسى نديد كه امام صادق با او راه برود، تا مرگ بين آنها جدايى كامل انداخت.»

به راستی چه نسبتی می توان یافت میان رفتارهای برخی مدعیان شیعه گری امام صادق علیه السلام با روش و منش آن بزرگوار؟ و بازبه راستی اگر امروز امام زمان ظهور کنند، آیا بسیاری از رانده شدگان درگاه ایشان کسانی نخواهند بود که در کمال بی اخلاقی و بی تقوایی، ادعای دینداری شان گوش فلک را کر کرده است؟!
ای کاش سیاستمداران ما، هر چقدر که می خواهند بر سر همدیگر بکوبند ولی در میانه دعواهایشان "اخلاق" را سر نبرند و به نام دین و شریعت ، کامجویی و شهوترانی سیاسی نکنند.

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم بهمن 1388ساعت 17:23  توسط اشکان  | 

رنگی که اشتها را كم می‌كند!


رنگی که اشتها را كم می‌كند!

رنگی که اشتها را كم می‌كند!
مواد غذایی با رنگ آبی طبیعی، كمتر وجود دارند و این موضوع باعث می‌شود اشتهای ما به طور خودكار نسبت به این رنگ پاسخ مثبتی نمی‌دهد.
درمیان طیف رنگ‌ها، رنگ آبی، ضد اشتها است و اگر می‌خواهید وزن خود را كم كنید برای صرف غذا، ‌از بشقاب آبی استفاده كنید.
حتی بهتر است برای كم كردن اشتهای خود، از نور آبی در یخچال استفاده كنید آنوقت خواهید دید وقتی در یخچال را باز می‌كنید چقدر نسبت به مواد غذایی داخل آن كم اشتها شده‌اید.
رنگ كردن لامپ محیط ناهارخوری نیز از دیگر روش‌های كم كردن اشتهای شماست.
چون مواد غذایی آبی رنگ در طبیعت بندرت دیده می‌شوند و سبزی‌جات برگی آبی رنگ یا گوشت آبی رنگ به طور طبیعی وجود ندارد، اشتهای ما به طور خودكار نسبت به این رنگ عكس‌العملی نشان نمی‌دهد.[مردان بهتر از زنان می‌توانند اشتهای خود را كنترل كنند]
از آنجا كه قبل ازتحریك اشتها، چشم باید متقاعد شود، پس رنگ در این خصوص دارای اهمیت خاصی است.
اگر در برخی فروشگاه‌ها می‌بینیم مواد غذایی آن‌ها فروخته نشده، به خاطر طعم یا فرم و یا بوی آن‌ها نیست بلكه به خاطر رنگ آن‌هاست.
برای اینكه مواد غذایی را به رنگ آبی درآورید حتما از رنگ‌های خوراكی موجود درسوپرماركت‌ها استفاده كنی

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم بهمن 1388ساعت 12:34  توسط اشکان  | 

کلیدهای طلایی: نفوذ در قلب نامزدتان


43486.jpg

22 کلید طلایی برای نفوذ در قلب نامزدتان

مردها دوبار تربیت می‌شوند؛ یک‌بار توسط والدینشان، بطور‌ی که بتوانند فرزند خوبی برای آنها باشند و بار دوم توسط همسرشان به‌نحوی که بتوانند شوهر خوبی برای همسرشان باشند...

مردها دوبار تربیت می‌شوند؛ یک‌بار توسط والدینشان، بطور‌ی که بتوانند فرزند خوبی برای آنها باشند و بار دوم توسط همسرشان به‌نحوی که بتوانند شوهر خوبی برای همسرشان باشند،

زنان قابلیت‌‌‌های بسیاری برای برانگیختن نقاط قوت رفتاری در نامزد یا شوهرشان دارند. تقریباً همه مردان می‌توانند یک شخصیت مثبت داشته باشند و این ، بستگی به‌شیوه رفتاری همسرشان دارد ، به عبارتی می توان گفت...
زنان قابلیت‌‌‌های بسیاری برای برانگیختن نقاط قوت رفتاری در شوهرشان دارند. تقریباً همه مردان می‌توانند یک شخصیت مثبت داشته باشند و این ، بستگی به‌شیوه رفتاری همسرشان دارد

به‌عبارتی می‌توان گفت:
مردها دوبار تربیت می‌شوند؛ یک‌بار توسط والدینشان، بطور‌ی که بتوانند فرزند خوبی برای آنها باشند و بار دوم توسط همسرشان به‌نحوی که بتوانند شوهر خوبی برای همسرشان باشند، اما اگر در این راستا قدمی برداشته نشود، تحولی صورت نخواهد گرفت.

در اینجا می‌خواهیم بخشی از شگردهای همسرداری یا اصطلاحاً سیاست‌های زنانه را در جهت ارتقاء استقامت پایه‌های یک زندگی مشترک، در محور روابط همسران، از نظر بگذرانیم، بنابراین این مطلب را صرفاً زنانی بخوانند که می‌خواهند بدانند «چگونه می‌توان شوهر خود را به‌مهری مستمر و عمیق آلوده‌ گرداند؟

1- صادق باشید، چون تنها در این صورت است که حق دارید از همسرتان توقع رفتار و گفتار صادقانه داشته باشید.

2- همزمان با رعایت اصل صداقت، بدانید هیچ لزومی ندارد هر مطلبی، با هر مضمونی بازگو شود!

3- زن و شوهر می‌توانند توافق کنند که همواره جایگاهی برای تغییر در طول زندگی، قایل شوند.

4- پیوسته به دنبال یک رابطه در حال رشد باشید، در پیشرفت مثبت ارتباطات، توقف جایز نیست.

5- سعی کنید به تعریف خوشبختی از دیدگاه همسرتان دسترسی پیدا کنید.

6- شما می‌توانید از زندگی کردن با مرد خود لذّت ببرید، بدون آنکه خود و خواسته‌های‌تان را به فراموشی بسپارید.

7- گاهی اوقات اگر به‌طور واضح تقاضا نکنید، چیزی بدست نخواهید آورد.

8- گفتنی‌ها را بگویید، امّا به‌موقع! منتظر نمانید به این امید که شاید روزی خودش متوجه شود.

9- به‌یاد داشته باشید معمولاً مردها آن‌گونه که شما به‌ آنها می‌نگرید، به‌خود نمی‌نگرد.

10- شاید نتوانید مرد خود را کاملاً کنترل کنید، امّا قطعاً می‌توانید بر او تأثیر بگذارید.

11- در برنامه‌ریزی‌ها به‌صورت یک شریک ظاهر شوید، نه یک رقیب.

12- احترام شما، در گروی رفتار شماست.

13- برنامه‌های خود را طوری تنظیم کنید تا زمانی که همسرتان در منزل است، در کنارش حضور داشته باشید، نه احتمالاً در آشپزخانه.

14- به نوع پوشش، آرایش و پیرایش خود در منزل همواره اهمیت بدهید.

15- در طی روز از کلمات محبّت‌آمیز استفاده کنید.

16- بسیاری از زنان بر این باورند که باید بیش از حد عاطفی باشند . اینگونه نباشید!

17- بکوشید بدون آنکه در مسائل کاری و اجتماعی همسرتان مستقیماً دخالت کنید، خیلی دوستانه و غیرمتعصبانه به افعال وی ناظر باشید.

18- میزان وابستگی و دلبستگی یک زن می‌تواند قابلیت‌های شوهرش را برای توجه نشان دادن به او تحت‌الشعاع قرار دهد.

19- هراز گاهی از او به خاطر محسناتش تمجید کنید.

20- گاهی گفتگوی متعادل می‌تواند قفل‌هایی که بر زندگی‌ عاطفی همسرتان زده شده، باز کند.

21- هرگز به قصد آنکه همسرتان را برای انجام کاری سوق دهید، از او تعریف و تمجید نکنید.

22- برای او این حق را قایل باشید که بتواند احساسات مختلفی داشته باشد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم بهمن 1388ساعت 12:32  توسط اشکان  | 

باور غلط درباره روانشناسان


7 باور غلط درباره روانشناسان
روانشناسان هم همچون دیگر مردم عصبانی می‌شوند، اما از شیوه‌های سالم برای ابراز آن بهره می‌گیرند.در بین عامه مردم باورهای غلطی شکل گرفته که تعدادی از این باورها ناشی از اعتقاد غلط گذشتگان و تعدادی از آنها ناشی از فقر دانش و میزان همنوایی بالا در میان مردم است

روانشناسان هم همچون دیگر مردم عصبانی می‌شوند، اما از شیوه‌های سالم برای ابراز آن بهره می‌گیرند.در بین عامه مردم باورهای غلطی شکل گرفته که تعدادی از این باورها ناشی از اعتقاد غلط گذشتگان و تعدادی از آنها ناشی از فقر دانش و میزان همنوایی بالا در میان مردم است که البته این باورهای غلط در زمینه های گوناگون به چشم می خورد و زمینه ساز بسیاری از کج اندیشی ها و تصمیم های غلط در زندگی بسیاری از ماست.وقتی عامه مردم درباره همه چیز و خارج از حیطه تخصص خود حکم صادر کنند، بستر بی اعتمادی فراهم می شود.این مقاله درباره تعدادی ازاین باورهای غلط در ارتباط با روانشناسان توضیح می دهد.

1 - روانشناسان عصبانی نمی‌شوند!

در باور فوق، ما به کلمه هیچ وقت برمی‌خوریم که یک کلمه مطلق است و این خود اولین نکته منفی درباره این باور است. چون درباره خصایص روانی و هیجانی انسان‌ها هیچ کلمه مطلقی نمی‌‌توانیم استفاده کنیم، چون انسان موجودی بسیار پیچیده، متفکر و انتخاب‌گراست. ضمن این که عصبانیت جزو مکانیزم‌های متعادل‌ساز روان‌آدمی است که توسط خداوند در ذهن انسان‌ها به ودیعه نهاده شده است ،چرا که اگر همین عصبانیت وجود نداشت انسان به مثابه دیگ بخاری بودکه سوپاپ اطمینان نداشت و بنابراین پس از گذشت چندین ساعت از کار این دیگ بخار ،ما شاهد انفجار این دیگ می‌بودیم.

و مهم‌تر از همه این که اگر خشم و عصبانیت به هر دلیلی ابراز نشوند خود می‌تواند زمینه‌ساز کینه، نفرت، دشمنی و انواع و اقسام بیماری‌های روانی و جسمانی در آینده شود که به مراتب بدتر از ابراز خشم به‌وجود آمده در آن موقعیت مشخص است. بنابراین چگونه می‌توان انتظار داشت که یک روانشناس که خود به خوبی از عملکرد این فعالیت در ذهن و بدن خویش آگاه است خشم خود را فروخورد تا به او مهر تأیید روانشناس زبده را بزنند. در حالی که او قادر است با مکانیزم‌های دفاعی پخته و پیشرفته همچون شوخ‌طبعی باور فوق را به این شکل اصلاح کند.

روانشناسان هم همچون دیگر مردم عصبانی می‌شوند، اما از شیوه‌های سالم برای ابراز آن بهره می‌گیرند.

2 - خودشان دیوانه‌اند!

این هم یک باور غلط شایع در میان مردم است که به هیچ عنوان علمی و منطقی نیست، چرا که اگر ما بخواهیم یک حکم کلی در ارتباط با گروهی از مردم بدهیم نیازمند آنیم که تحقیق علمی در سطحی وسیع انجام دهیم و با انجام روش‌های آماری ادعای فوق را اثبات کنیم.

همانطور که یک مکانیک اتومبیل هنگامی که خودرواش در معرض نقص فنی احتمالی قرار دارد زودتر از دیگر افراد مطلع می‌شود این قاعده در ارتباط با روانشناسان نیز صادق است، چرا که آنان به دلیل آگاهی از بیماری‌های روانی بسیار زودتر مطلع شده و به دلیل اطلاع از مشکلات پیش آمده احتمالی بر اثر بیماری‌های روانی خیلی زودتر به سمت و سوی درمان و حل مشکل خویش روان می‌شوند.

ما نمی‌توانیم بگوییم چون روانشناسان با بیماران روانی بسیاری درگیرند خود نیز قطعاً‌ از این بیماری‌ها بی‌بهره نخواهند ماند، به همان دلیل که اشخاصی که در بیمارستان‌ها در بخش مراقبت از بیماران عفونی کار می‌کنند اگر مراقب خودشان نباشند قطعاً‌ به این بیماری‌ها مبتلا خواهند شد. بنابراین باور فوق را به شکل زیر اصلاح می‌کنیم.

روانشناسان هم همچون دیگر مردمان اگر مراقب خود نباشند در معرض بیماری‌های روانی قرار دارند.

3 - ما خودمان روانشناسیم

بله این جمله‌ای است که کارل راجرز، یکی از روانشناسان بزرگ و پایه‌گذار روانشناسی انسانگرا بر آن معتقد بود. او اعتقاد داشت که هر کس خودش بهترین درمانگر خویش است اما سئوالی که پیش می‌آید این است، پس چرا همه روزه تعداد کثیری از مردم به کمک و دخالت روانشناسان نیازمند هستند؟ جواب این است به همان دلیل که همه ما بالقوه می‌توانیم به قله دماوند صعود کنیم اما به شرطی که شخصی نتواند راهنمایی ما را به عهده بگیرد. یعنی راه را به ما نشان دهد و تجهیزات لازم را به ما معرفی کند.

برای حل مشکلات شخصی هم ما نیاز به کمک یک روانشناس زبده داریم که نه برای ما بلکه با ما حرکت کند تا به حل مشکلاتمان نائل شویم و از همه مهم‌تر این که ذهن انسان از3 بخش عمده هشیار، نیمه‌هشیار و ناهشیار تشکیل یافته است که اگر ما خیلی توانا باشیم حداکثر به نیمه هشیار ذهنمان دسترسی پیدا می‌‌کنیم که البته برای حل مشکلات کافی نیست.

بنابر این نیازمند کمک کسی هستیم که بتواند به ناهشیار ذهن ما وارد شده و از این انبار متروکه پرونده‌های دردناک بایگانی شده گذشته را بیرون آورده و از نو رسیدگی کند.بنابراین باور فوق را به شکل زیر اصلاح می‌کنیم.

هیچ کس بیشتر از خود انسان به احوالات خودش آگاه نیست اما بدون کمک یک روانشناس هرگز بدان احوالات دسترسی نخواهد داشت. روانشناسان با یک نگاه می‌توانند همه چیز را درباره ما بدانند.

4 - روانشناسان حلال مشکلاتند

این باور، روانشناسان را به جادوگرانی مبدل می‌سازد که قادرند فکر ما را بخوانند شود، که این موضوع به هیچ عنوان صحت ندارد، چرا که برای شناختن افراد در روانشناسی روش‌های گوناگونی همچون مشاهده تجربی یعنی در نظر داشتن رفتار افراد بدون آنکه خودشان متوجه باشند، مصاحبه با نزدیکان و خویشاوندان ،اجرای آزمون‌های روانی همچون پرسشنامه، تست و آزمون‌های فرافکنی و در نهایت مصاحبه با خود شخص که از انواع مختلفی برخوردار است در نظر گرفته می شود.

در نهایت می‌توان گفت پس از انجام این آزمایش‌ها و آزمون‌ها شاید با احتیاط بتوان گفت از شخص مورد نظر نیمرخ روانی به‌دست آورده‌ایم. که باز هم در پاره‌ای از موارد بی نقص نخواهد بود. بنابراین باور فوق را به شکل زیر اصلاح می‌کنیم.

روانشناسان هرگز با یک نگاه نمی‌توانند همه‌چیز را درباره ما بدانند.

5 - نیاز به مشورت ندارند

این هم یک باور غلط دیگر است، چرا که روانشناسان هم همچون آرایشگران قادر به اصلاح سر خویش نیستند، هرچند که آرایشگر قابلی باشند. به این دلیل که مشکلات روانی همیشه صرف نظر از داشتن لایه‌های منطقی از لایه‌ای هیجانی نیز برخوردارند، بنابراین با توجه به اصل نیروگذاری روانی (یعنی مقدار مشخصی انرژی روانی می‌توان در ذهن به فعالیتی خاص صرف شود) وقتی بخشی از نیروهای ذهنی ما در هیجانات ما صرف شده است نمی‌توانیم انتظار داشته باشیم که با آگاهی و اشراف کامل دست به حل مسئله بزنیم، بنابراین، نیاز داریم از شخص دیگری که البته رابطه خویشی و دوستی با ما ندارد کمک بگیریم تا او با صددرصد توان به کمک ما برای حل مسائل بیاید. البته این قاعده شامل حال تمام افراد می‌شود؛ چه مشاوران و چه روانشناسان. پس باور فوق را به شکل زیر اصلاح می‌کنیم. روانشناسان هم نیاز به مشورت دارند.

6 - روانشناسان دانای کل هستند

این باور غلط و غیرمنطقی در بین مردم شایع است. البته متأسفانه این به دلیل ضعف حرفه روانشناسی در ایران است که اگر شما به اکثر روانشناسان شاغل در ایران مراجعه کنید قادرند از مشکل شب ادراری کودکتان تا لکنت زبان همسرتان، دعاوی خانوادگی، ترس و اضطراب و وسواس و... همگی آنها را درمان کنند.

در صورتی که در کشورهای پیشرفته شاید هر روانشناس حداکثر در 2-3 موضوع مرتبط تخصص دارد و داوطلبانه اعلام می‌کند که فقط قادر به حل مشکل ترس و اضطراب شماست، نه به عنوان مثال مشاوره شغلی و تحصیلی هم انجام دهد. ضمن اینکه در باور فوق زندگی کردن واژه‌ای کلی و مصادیق آن وسیع است، بنابراین باور فوق به شکل زیر اصلاح می‌شود.

هر روانشناسی قادر به حل بعضی از مشکلات خاص و مشخص مراجعانش می‌باشد.

7 - سرنوشت را تغییر می دهند

این هم یک باور عجیب دیگر که اصلاً نمی‌تواند درست باشد. بزرگی می‌گفت: مراقب افکارت باش چون به حرفهایت بدل می‌‌شود. مراقب حرفهایت باش چون به اعمالت تبدیل می‌‌شود. مراقب اعمالت باش چون به عادت‌هایت مبدل می‌شود. مراقب عادت‌هایت باش چون به شخصیت تو تبدیل می‌شود. مراقب شخصیت خود باش چون به سرشت تو تبدیل می‌‌شود و مراقب سرشت خویش باش چون به سرنوشت تو تبدیل می‌‌شود.

فکر می‌کنم این بزرگ به‌خوبی حق مطلب را ادا کرده، چرا که تا انسان‌ها خود نخواهند، به هیچ تغییر پایداری در زندگی‌شان نخواهند رسید. مگر آنکه دست خویش را در دست راهنمایی دلسوز چون یک روانشناس زبده دهند تا او را از کوره راه‌های زندگی به سرمنزل خوشبختی و سعادت رهنمون کند. روانشناسان قادر به پیشگویی و تغییر سرنوشت افراد نیستند مگر با همکاری و مساعدت خود آنها.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم بهمن 1388ساعت 12:28  توسط اشکان  | 


 5 راه طبیعی زیبا ماندن پوست در طب چینیشش راز طبیعی طب چینی زیبایی پوستشما هر روز از مواد مختلف آرایشی استفاده می‌کنید. با این وصف به نظر نمی‌رسد که احساس خوبی در مورد پوست خود داشته باشید. در این مقاله ۶ راز طبیعی برای داشتن پوستی نرم،

6راه طبیعی زیبا ماندن پوست در طب چینی
شش راز طبیعی طب چینی زیبایی پوستشما هر روز از مواد مختلف آرایشی استفاده می‌کنید. با این وصف به نظر نمی‌رسد که احساس خوبی در مورد پوست خود داشته باشید. در این مقاله ۶ راز طبیعی برای داشتن پوستی نرم، صاف و زیبا ارائه شده است…

۱-آیا نحوه‌ی زندگی شما پوستتان را تخریب می‌کند؟

عدم تعادل در زندگی شما بر چهره و پوستتان نمایان می‌شود. مثلا اگر رژیم غذایی نامناسبی داشته باشید و یا از فست فودها و رژیم غذایی فاقد میوه و سبزیجات استفاده کنید، پوست ناسالم و بدی خواهید داشت. افسردگی، اضطراب و استرس موجب ایجاد تغییراتی در پوست شما و خصوصا در پوست صورت می‌شوند. برخی اوقات این عوامل لک‌ها و چروک‌های ناخواسته‌ای در صورت شما ایجاد می‌کنند. نور آفتاب، و آب و هوای سرد و خشک یا وزش باد، رطوبت طبیعی و گردش خون طبیعی پوست را از بین می‌برد و منجر به پیری زودرس پوست می‌شود. سیگار، مصرف الکل و فقدان خواب کافی همگی بر روی پوست شما تاثیر می‌گذارند. نگاه دقیقی به شیوه‌ی زندگی خود بیاندازید تا ببینید با پوست خود چه کرده‌اید. در این صورت می‌توانید تغییرات مناسبی در شیوه‌ی زندگی خود ایجاد کنید تا از پوست خود محافظت کرده و آن را دوباره جوان کنید.

۲-غذاهای استثنایی مناسب پوست مصرف کنید:

در چین باستان ملکه‌ها برای زیبایی پوست و محافظت از آن رموز خاصی داشتند که به شاهزاده‌های پس از خود منتقل می‌کردند. برخی از این رازها شامل رژیمهای غذایی به خصوصی بودند. برخی از این غذاها غذاهای خارجی گران قیمت بودند و برخی از آنها غذاهایی بودند که امروزه نیز به راحتی در دسترس هستند. این رژیمهای زیبایی باستانی غذاهایی هستند که به سلامت پوست کمک می‌کنند مانند آلبالو، گیلاس، سویای سیاه، گردو، عناب و برخی خوراکی‌های مشابه. همچنین مرکبات هم به عنوان خوراکی‌های التیام‌بخش که حاوی مقادیر زیادی آنتی اکسیدان هستند به سلامت پوست شما کمک می‌کنند.
اگر پوست خشکی دارید کمی‌بیشتر روغن کتان، روغن کنجد، روغن زیتون و روغن خالص نارگیل مصرف کنید. هر روز آووکادو، مقداری آجیل و دانه‌های مختلف مصرف کنید. خصوصا بلوط، فندق، گردو و تخمه‌ی آفتابگردان مواد مفیدی هستند.

۳-لایه برداری پوست را فراموش نکنید:

لایه بیرونی پوست شما مرتب تجدید می‌شود و سلولهای قدیمی ‌با سلولهای جدید جایگزین می‌شوند. یک راه موثر برای کاهش دادن خطها و چروکهای پوست سرعت دادن به این فرایند است. به جای استفاده از روشهای گران قیمتی مانند درم ابریژن، پیلینگ شیمیایی و لیزر می‌توانید به آرامی‌با مواد طبیعی پوست خود را جوانسازی کنید. برای قرنها ملکه‌ها و زنان اشرافی چین از همین مواد طبیعی برای لایه برداری سلولهای پوست استفاده می‌کردند. موادی مانند خزه دریایی، کلپ (نوعی جلبک)، پودر مروارید، برگ درخت خرمالو و نیشکر، سالیان دراز استفاده می‌شدند. می‌توانید با ترکیبی برخی از مواد طبیعی ماسک تهیه کنید. این مواد را با آب مخلوط کنید و با اضافه کردن ژل آلوئه ورا یا سفیده‌ی تخم مرغ به مخلوط کن خمیر ماسک را تهیه کنید. از یک اسفنج نرم با حرکات چرخشی کوچک برای پاک کردن ماسک از روی پوست استفاده کنید. ماسک را ۱۰ دقیقه روی پوست باقی بگذارید و سپس آن را بشویید. مراقب باشید که مواد وارد چشمان شما نشود.

۴-سم زدایی برای زیبایی پوست:

طب چینی معتقد است که راهای مختلفی برای خارج ساختن مواد مضر از بدن وجود دارد و یکی از عمده ترین این راهها پوست است. همچنین برخی اوقات این مواد در پوست به دام می‌افتند و ممکن است جوش ها ایجاد شوند. این مواد مضر شامل آلوده کننده‌های محیطی، سموم و آفت کشها و نگهدارنده‌هایی هستند که در محیط و غذاهایی که می‌خوریم یافت می‌شوند. همه‌ی این مواد می‌توانند پوست را فرسوده کنند. کمک به بدن برای خارج ساختن این مواد مضر برای حفظ تعادل داخلی بدن اهمیت زیادی دارد زیرا نتیجه آن بر پوست تاثیر می‌گذارد.
گیاهانی که می‌توانند بدن را سم زدایی کنند مانند گیاه قاصدک، گل داوودی، نعناع، توت سفید و شیرین بیان به فعالیت کبد و کیسه‌ی صفرا در سم زدایی کمک می‌کنند. این دو عضو بدن مهمترین نقش را در غیر فعال کردن و از بین بردن مواد سمی‌ و مضر دارند و نقش آنها بسیار بزرگتر از کاری است که پوست در سم زدایی انجام می‌دهد. فرمولهای گیاهی در طب چینی وجود دارند که به سم زدایی از طریق پوست نیز کمک می‌کنند.

۵-زیبایی طبیعی با مواد طبیعی:

بسیاری از محصولاتی که امروزه برای محافظت و آرایش پوست استفاده می‌شوند حاوی مواد شیمیایی و سرطانزا هستند که از طریق پوست به داخل جذب می‌شوند. قوانین بسیار کمی‌برای صنایع آرایشی وضع شده است و این موضوع باعث شده که اغلب موارد مواد شیمیایی مضر در این محصولات وجود داشته باشند. برای مثال حتی ممکن است ریمل شما حاوی فرمالدئید باشد و یا رزین های پلاستیکی در رژ لب شما وجود داشته باشد! ممکن است پودر تالکی که در سایه‌های چشم و پودر‌ها وجود دارد به آزبست آلوده باشد. حلال پایه‌ای همه‌ی مواد آرایشی مواد شیمیایی هستند

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم بهمن 1388ساعت 12:23  توسط اشکان  | 

چگونه یک مرد را عاشق خودتان کنید؟


چگونه یک مرد را عاشق خودتان کنید؟ چگونه یک مرد را عاشق خودتان کنید؟
آیا شما عاشق مردی شده اید که دوست داشته باشید او هم همین حس را به شما داشته باشد. روش های زیر برای این منظور بسیار مفیدند.روش 1: اولین کاری که باید انجام بدهید این است که از اطرافیان بپرسید

چگونه یک مرد را عاشق خودتان کنید؟
آیا شما عاشق مردی شده اید که دوست داشته باشید او هم همین حس را به شما داشته باشد. روش های زیر برای این منظور بسیار مفیدند.

روش 1: اولین کاری که باید انجام بدهید این است که از اطرافیان بپرسید که سایت ارتباط جمعی مثل Face book و ....عضویت دارد یا نه؟ این روش بهترین راه برای فهمیدن علایق او در موسیقی، فیلم و ایده های عمومی است. شما می توانید از این اطلاعات برای شروع یک بحث داغ در آینده استفاده کنید.


روش 2: باید متوجه شوید که او از چه تیپ دختری خوشش می آید.اگر شما در مورد ظاهرتان اعتماد بنفس ندارید سعی کنید روی آن کار کنید. از شر جوش ها خلاص شوید، چند کیلو وزن کم کنید اگر تاریخچه روابط او را بدانید خیلی به شما کمک می کند و اینجاست که شبکه اجتماعی کمک می کند.

روش 3: باید شرایط یک ارتباط ساده را فراهم کنید یک دوست در حد سلام و خداحافظ باشید. از دوستان مشترک برای دستیابی به این قضیه استفاده کنید. اگر دوستتان را در حال صحبت با وی می بینید شما هم وارد بحث شوید، دوستتان زحمت معرفی شما را به دوش می کشند. وقتی که او را می بینید خوشحال باشید و سلام کنید.


روش 4: باید چند قدم جلوتر بگذارید. کارهای کوچکی برای اینکه توجه او را جلب کنید انجام دهید. به او ثابت کنید که همیشه در هر حالی برای وی هستید. به او نشان دهید که دوستش دارید بدون اینکه حرفی از زبان شما شنیده باشد.


روش 5: پسر ها دوست دارند که به دختر ها آرامش دهند پس بگذارید حس مرد بودن را تجربه کند. دست از کنترل کردن آنها بردارید، آنوقت خواهید دید که چگونه در شرایط سخت از شما محافظت می کند. به او اجازه بدهید که حس کند می تواند در خوب کردن حال شما نقش مهمی داشته باشد.


روش6: پسر ها دخترانی را دوست دارند که خودشان هستند. پس سعی کنید طبیعی و نرمال رفتار کنید. باعث خندیدن آنها شوید. خوشحال و شاد باشید و از جلب توجه زیادی دوری کنید.


روش 7: به پسری که شیفته شما شده است فرصت دهید تا قدمی بر دارد. نظر دوستانتان در مورد اینکه او به شما علاقه دارد یا نه اکثر وقت ها درست از آب در می آید. سعی کنید سخت به دست بیایید اما همیشه صادق باشید
+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم بهمن 1388ساعت 12:21  توسط اشکان  | 
دروغگو را از روی دست خطش بشناسيد!


دروغگو را از روی دست خطش بشناسيد!پژوهشگران با انتشار مقاله‌ای در مجله علمی و معروف ساینتیفیك آمریكن تصریح كردند كه ویژگی‌های فیزیكی دست خط افراد می‌تواند به ما بگوید كه فرد مورد نظر صداقت دارد یا نه!به گزارش ایسنا این دانشمند‌ان معتقدند كه با تجزیه و تحلیل دست خط افراد می‌توان فهمید چه كسانی دروغگو هستند.


پژوهشگران با انتشار مقاله‌ای در مجله علمی و معروف ساینتیفیك آمریكن تصریح كردند كه ویژگی‌های فیزیكی دست خط افراد می‌تواند به ما بگوید كه فرد مورد نظر صداقت دارد یا نه!

به گزارش ایسنا این دانشمند‌ان معتقدند كه با تجزیه و تحلیل دست خط افراد می‌توان فهمید چه كسانی دروغگو هستند.
جیل لوریا، محقق اصلی این پژوهش می‌گوید: «تحلیل دست خط» در نهایت می‌تواند سایر روش‌های دروغ‌سنجی را تكمیل كند و چه بسا بعد جدیدی را هم به روش‌های قبلی اضافه كند، چون این روش بر خلاف تقریبا تمام تكنیك‌های قبلی، وابستگی به ارتباطات كلامی و گفتاری نیست.

این محققان با تجزیه و تحلیل ویژگی‌های فیزیكی دست خط‌ها می‌توانند بگویند نویسندگان آنها دروغ می‌گویند، یا صادق هستند.

لوریا می‌گوید: دروغ نگفتن بیش از گفتن حقیقت به منابع ادراكی نیاز دارد. شما باید داستانی را خلق كنید و مطمئن باشید كه با خودتان تضاد ندارد.

حسگرهای فشار می‌توانند شرایط ذهنی حاكم بر شما در هنگام نوشتن را در دست خطتان شناسایی كنند
+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم بهمن 1388ساعت 12:20  توسط اشکان  | 

امروز چه احساسی دارید؟هیجان


 ازدواج و احساساتامروز چه احساسی دارید؟هیجان زده، خوشحال، سرزنده بشاش، تنها، بی تفاوت، جذاب، بی فکر، آزرده، بی تاب،ناراحت، غمگین، مضطرب، کـنجکـاو، فـضـول و یـا مــصمم؟هـمانطور که می دانید ما می توانیم تنها در عرض یک روز به چنین احساساتی دست پیدا کنیم!!!!

ازدواج و احساسات
امروز چه احساسی دارید؟هیجان زده، خوشحال، سرزنده
بشاش، تنها، بی تفاوت، جذاب، بی فکر، آزرده، بی تاب،
ناراحت، غمگین، مضطرب، کـنجکـاو، فـضـول و یـا مــصمم؟
هـمانطور که می دانید ما می توانیم تنها در عرض یک روز
به چنین احساساتی دست پیدا کنیم!!!!

فکر کردن به این موضوع نیز ترس آور است، اما این امر هر روزه و همه روزه در زندگی خانوادگی، و شغلی اتفاق می افتد و چنین احساساتی زمانی که شما دارای فرزند نیز بشوید، تشدید خواهند شد. ما باید یاد بگیریم که چگونه می توانیم در مقابل احساسات یکدیگر از خود عکس العمل مناسب نشان دهیم؛ البته باید توجه داشته باشید که انجام این کار چندان ساده نخواهد بود.

به مجرد اینکه چشمان خود را باز می کنیم و از خواب بلند می شویم در خود احساس تازه ای حس می کنیم. به خصوص اگر شما دل خوشی از صبح زود بلند شدن هم نداشته باشید. کمی بد اخلاق و ترشرو می شوید. حال تصور کنید که همسر شما از خواب بلند شده و جزء افراد سحر خیز هم هست. او احساس سرور و شادمانی دارد. حال با خود تصور کنید: ترشرویی در مقابل سرور و شادی! ما در مقابل چنین احساساتی باید از خود چه برخوردی نشان دهیم- عکس العمل تند یا صرفا پذیرش؟

چه باور کنید و یا نه، برقراری تعادل در زندگی با احتساب به درک احساسات متغیری که در هر لحظه ممکن است در شخصیت فرد مقابل بروز کنند، امکان پذیر خواهد بود. ما این مقوله را به نام پذیرش احساسی می شناسیم. یک نکته اساسی در این مورد این است که نمی توان نام خوب و یا بد بر روی احساسات گذاشت البته تا زمانیکه احساسی بر خلاف اخلاقیات و از روی خشونت ظاهر نشود (به عنوان مثال کسی را مورد ضرب و شتم قرار دهید) و هیچ کس مسئول به وجود آوردن احساسات شخص دیگر نیست و این خود افراد هستند که آنها را به وجود می آورند. بنابراین دفعه آینده که انگشت خود را به سمت همسر خود نشانه رفتید و به او گفتید که: " تو باعث شدی که من چنین احساسی پیدا کنم" به خاطر بیاورید که خودتان مسبب آن احساس بخصوص در وجود خود هستید. به این دلیل که شما انسان منحصر به فردی هستید و خداوند شما را اینچنین خلق کرده است.

بیشتر مواقع ما نمی توانیم دقیقا همان احساسی که همسرمان در یک زمان مشخص احساس می کند را درک کنیم. احساسات هر فرد به طور قابل توجهی با دیگری متفاوت است. من خودم به شخصه زمانی که احساس خوشحالی می کنم بر روی لبهایم لبخند می نشیند و ترجیح می دهم قدم بزنم. اما شاید احساس خوشحالی در فرد دیگری به صورت بالا و پایین پریدن ظاهر شود و او از شدت خوشحالی در پوست خود نگنجد. در هر دو مورد احساس خوشحالی وجود دارد اما راههای بروز آنها کاملا متفاوت است.

معمولا علت بیشتر مشکلاتی که در زندگی های زناشویی بروز می کند، تنها به این دلیل است که طریقه بروز احساسات و سطوح آن در یک فرد با طرف مقابل متفاوت است، و نه زن و نه شوهر هیچ کدام تلاشی برای درک کردن طرف مقابل از خود نشان نمی دهند. آنها یکدیگر را نادیده می گیرند و تصور می کنند که مشکلات به مرور زمان حل خواهند شد؛ اما نه متاسفانه چنین نیست.

زمانی که همسر من به دلیلی ناراحت است و من به هیچ وجه حتی نمی توانم سطوح اولیه ناراحتی او را درک کنم، او خیلی بیشتر عصبانی و ناراحت می شود چراکه متوجه می شود من قادر به درک احساسات او نیستم. در مثالی مشابه شاید او قادر به هضم عواطف من نباشد: زمانی که من هنگام پیروزی تیم مورد علاقه ام خوشحال می شود و با جیغ و فریاد احساسات خود را تخلیه می کنم او تصور می کند که من دیوانه شده ام که این همه قلیان احساسات از خودم نشان می دهم. او هم به نوبه خود خوشحال خواهد شد اما نه به آن اندازه که من شاد می شوم.

هر یک از طرفین باید یاد بگیرند که چگونه می توانند احساسات طرف مقابل خود که روز به روز و هفته به هفته تغییر می کنند، را درک کنند. احساسات مشابه عکس العمل های متفاوتی را در افراد مختلف بر می انگیزد. پایه و اساس یک ازدواج موفق بر روی درک متقابل از احساسات یکدیگر و نه بی توجهی نسبت به آنها، بنا می شود. اگر چنین درکی وجود نداشته باشد، به مشکل برمی خوریم. گاهی پیش می آید که حتی خودتان نیز تحلیل درستی از احساسات شخصیتان ندارید، در همین حال از همسر خود انتظار دارید که شما را درک کند. اگر کمی دقیق تر با این مسئله برخورد کنید، متوجه خواهید شد که این انتظار شما از نظر منطقی امر درستی به شمار

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم بهمن 1388ساعت 12:18  توسط اشکان  | 
تلویزیون عمر را کوتاه می‌کند


تلویزیون عمر را کوتاه می‌کندایسکانیوز: پژوهشگران می‌گویند؛ نشستن در مقابل صفحه تلویزیون به جای فعالیت و تحرک بدنی یک عامل خطرزای مهم برای سلامتی انسان است.به گزارش گروه فرهنگی هنری باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران "ایسکانیوز" ، ‌پژوهشگران می‌گویند؛

تلویزیون عمر را کوتاه می‌کند
ایسکانیوز: پژوهشگران می‌گویند؛ نشستن در مقابل صفحه تلویزیون به جای فعالیت و تحرک بدنی یک عامل خطرزای مهم برای سلامتی انسان است.
به گزارش گروه فرهنگی هنری باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران "ایسکانیوز" ، ‌پژوهشگران می‌گویند؛ نشستن در مقابل صفحه تلویزیون به جای فعالیت و تحرک بدنی یک عامل خطرزای مهم برای سلامتی انسان است. اغلب تصور می‌شود خطر تماشای تلویزیون فقط متوجه مغز می‌شود اما خطر واقعی ناشی از تکرار این عادت در واقع متوجه تمام بدن می‌شود.
دانشمندان استرالیایی اخیرا پژوهشی انجام داده‌اند که نشان می‌دهد: هرچه فرد بیشتر تلویزیون تماشا کند،عمرش کوتاه‌تر شده و زودتر می‌میرد.
در این گزارش که در مجله «گردش خون» به چاپ رسید، تاکید شده است که در ازای هر یک ساعت بیشتر تماشای تلویزیون خطر مرگ زودهنگام بیشتر می‌شود.
محققان انستیتو قلب و دیابت ملبورن در این تحقیق، بیش از 8000 فرد بالغ را طی یک دوره شش ساله تحت مطالعه قرار دادند.
این گروه تحقیقاتی دریافتند: کسانی که بیشتر تلویزیون می‌بینند جوان‌تر می‌میرند.
بر اساس این تحقیق، کسانی که در روز 4 ساعت یا بیشتر تلویزیون تماشا می‌کنند، 46 درصد بیشتر بر اثر عوامل مختلف می‌میرند و 80 درصد هم بر اثر بیماریهای قلبی - عروقی در معرض خطر مرگ قرار می‌گیرند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم بهمن 1388ساعت 12:15  توسط اشکان  |