دستور فرمانده‌ناجا برای حفاظت از شیرین‌عبادی
*******************************************
فرمانده نیروی انتظامی، طی دستوری به پلیس امنیت عمومی ناجا، خواستار برقراری حفاظت از «شیرین عبادی» و شناسایی ریشه‌های تهدیدهای انجام گرفته علیه وی شد.
به گزارش «جهان»، سرهنگ مهدی احمدی رییس مركز اطلاع‌رسانی ستاد فرماندهی ناجا در گفت‌و‌گویی با ایسنا با اعلام این دستور فرماندهی ناجا افزود: پیرو دستور روز گذشته دكتر محمود احمدی‌نژاد، رییس‌جمهوری اسلامی ایران به فرماندهی ناجا در مورد رسیدگی به تهدیدات صورت گرفته، علیه شیرین عبادی، دكتر اسماعیل احمدی مقدم، فرمانده ناجا به منظور برقراری حفاظت از شیرین عبادی و ریشه‌یابی تهدیدات انجام شده، دستورات لازم را برای پلیس امنیت عمومی نیروی انتظامی صادر كرد.
گفتنی است رییس‌جمهور به دنبال انتشار گزارش‌هایی دال بر ارسال نامه‌های تهدیدآمیز خطاب به خانم شیرین عبادی، به فرمانده نیروی انتظامی دستور داد تا به فوریت، اقدامات لازم را برای تأمین امنیت و رفع نگرانی این شهروند ایرانی معمول دارد.
دكتر محمود احمدی‌نژاد با تاكید بر اهمیت صیانت از حرمت، حقوق و سلامت كلیه شهروندان ایرانی، از فرمانده نیروی انتظامی خواست تا درباره این موضوع تحقیق كند و منشأ این نامه‌ها را كشف و عوامل آن را به دستگاه قضایی معرفی كند.
به گزارش ایسنا شیرین عبادی پیشتر در نامه‌ای به فرمانده نیروی انتظامی با اشاره به آنچه آن را دریافت نامه‌های تهدیدآمیز خوانده بود، خواستار پی‌گیری این مساله شده بود.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم بهمن 1388ساعت 19:19  توسط اشکان  | 

دیدار اعضای سازمان مجاهدین انقلاب با آیت الله منتظری

**************************************************

منتظری در این دیدار خواستار مقاومت اصلاح طلبان و حضور فعال آنها در دور دوم انتخابات مجلس شد.
اعضای شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب به همراه اعضای مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم  به دیدار نوروزی آیت الله منتظری رفتند.
به گزارش خبرنگار «جهان»، اعضای شورای مركزی سازمان مجاهدین انقلاب و مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم به طور مشترك به دیدار نوروزی آیت الله منتظری رفته اند.

در این دیدار اعضای سازمان و مجمع با منتظری گفت و گو كرده و خواستار بیان نظر وی درباره انتخابات مجلس هشتم و دور دوم انتخابات شدند.

منتظری نیز تاکید کرد شما باید مقاومت كرده و در دور دوم انتخابات هم با تمام توان شركت كنید.

سید حسین موسوی تبریزی دبیر كل مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم نیز در این دیدار تصریح نمود که از لحاظ فكری و عقیدتی، نزدیك ترین گروه اصلاح طلب به مجمع، اعضای سازمان مجاهدین انقلاب هستند.

گفتنی است مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم در دوره دوم خرداد توسط برخی اطرافیان و شاگردان منتظری شكل گرفت و در طیف اصلاح طلب به شمار می آید.   

همچنین برخی رسانه‌های بیگانه با اشاره به انتشار بیانیه ای از سوی حسینعلی منتظری درباره انتخابات مجلس هشتم آورده اند وی با متهم كردن جمهوری اسلامی،‌ انتخابات مجلس را ناعادلانه توصیف كرد.

وی در بیانیه‌ای علت ناعادلانه و غیرآزاد خواندن انتخابات ایران را اینگونه عنوان كرد كه در آن هزاران اصلاح‌طلب از شركت در آن منع شده بودند.

منتظری در این بیانیه اعلام كرد كه افراد متعهد و خادم از شركت در انتخابات به نام اسلام باز ماندند و این امر بخاطر ردصلاحیت‌ها بوده است. انتخابات نه عادلانه و نه آزاد بود.

وی افزود: مردم فرض می‌كردند قول‌ها اجرا می‌شوند و برای تحقق آن بهای سنگینی پرداختند. ما قول دادیم كه آزادی را بهبود بخشیم و مانع استبداد شویم و به نظر مردم ارزش قائل شویم اما این امر اتفاق نیفتاد
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم بهمن 1388ساعت 19:18  توسط اشکان  | 

آموزش‌های نظامی اسراییل و آمریكا برای حمله به ایران

********************************************************

فرمانده بلندپایه رژیم‌صهیونیستی گفت: طبق گزارشات منابع آمریكایی اسراییلی، تاریخ تعیین شده برای حمله به ایران، اكتبر آینده (مهر ماه) اعلام شده است. احتمال زیادی وجود دارد كه بزرگترین مانور نظامی در تاریخ اسراییل كه هفته گذشته در مرزهای لبنان اجرا شد، جهت آمادگی برای هجوم به ایران ترتیب داده شده بود.

به گزارش سرویس بین الملل «جهان» و به نقل از اخبار العالم، به رغم اظهارات اخیر بوش مبنی بر حذف گزینه نظامی علیه ایران تا قبل از پایان ریاست جمهوری وی، نیروهای اسراییلی اعلام كردند: هواپیماهی جنگی اسراییلی و آمریكایی در حال آموزش نظامی فشرده در صحرای نقب منطقه ویژه آموزش‌های نظامی اسراییلی هستند.

تلویزیون این رژیم همچنین اعلام كرد: هواپیماهای جنگی مذكور در منطقه تسیلیم صحرای نقب درحال آموزش نظامی و آزمایشی هستند و به بررسی شرایط مراكز هسته ای ایران برای بمباران می پردازند.

از سوی دیگر عوفر شیلح یكی از فرماندهان نظامی بلندپایه اسراییلی افزود: احتمال زیادی وجود دارد كه بزرگترین مانور نظامی در تاریخ اسراییل كه هفته گذشته در مرزهای لبنان اجرا شد، جهت آمادگی برای هجوم به ایران ترتیب داده شده بود.

وی همچنین افزود: اسراییل علاوه بر سلاح های سنتی و عادی جنگ به توزیع سلاح غیر سنتی میان نظامیان خودی كه امكان دارد، ایران از آن استفاده كند نیز پرداخته است.

این فرمانده همچنین تصریح كرد: طبق گزارشات منابع آمریكایی – اسراییلی تاریخ تعیین شده برای حمله اسراییل به ایران، اكتبر آینده (مهر ماه) اعلام شده است.

شیلوح در ادامه خاطر نشان كرد: حمله نظامی به ایران علاوه بر حمله هوایی ترجیحا زمینی نیز خواهد بود
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم بهمن 1388ساعت 19:18  توسط اشکان  | 

ادعای غیرواقعی درباره تغییر دین مسلمانان

*****************************************

پایگاه خبری بن نوول امروز نوشت‏:‏ سالانه ‏200‏ مسلمان در فرانسه به مسیحیت تغییر مذهب داده و كاتولیك می شوند‏.‏
به گزارش «جهان» این پایگاه خبری در گزارشی با اشاره به روند تغییر مذهب در میان مسلمانان فرانسه ادعا كرد‏:‏ سالانه ‏150‏ تا ‏200‏ مسلمان غالبا بصورت پنهانی و مخفیانه به مسیحیت روی می آورند و كلیسا می كوشد تا با تبلیغ و ترویج آزادی مذهب این آمار را علنی كند‏.‏


درحالی است كه مسلمانان تغییر مذهب داده غالبا با واكنش تند خانواده ها مواجه می شود كه این امر آنان را بر آن می دارد تا تغییر مذهب خود را حتی از اعضای خانواده نیز پنهان كنند‏.‏
این گزارش می افزاید‏:‏ كلیسا تلاش می كند تا با تبلیغ و نیز گفتگوی میان ادیان این واكنش ها را تعدیل كند‏.‏


برپایه این گزارش، بیشتر آمار مسلمانانی كه به مسیحیت تغییر مذهب می دهند مربوط به فرزندان خانواده هایی است كه پدر و مادرها مذهب مشتركی ندارند‏.‏


این گزارش همچنین با اشاره به رشد این آمار كه واكنش منفی رهبران اسلامی را در پی دارد، می افزاید‏:‏ باید به حقوق افراد برای انتخاب مذهب شان احترام گذاشت‏.‏


گزارش بن نوول می افزاید‏:‏ با توجه به رشد و گسترش اسلام در فرانسه و نغییر مذهب مسیحیان به اسلام كه بر پایه گزارش های اخیر ‏3600‏ نفر در سال اعلام شده است، جمعیت مسلمانان فرانسه نه تنها تغییر نكرده، بلكه برغم تلاش كلیساها این تعداد در حال افزایش است‏.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم بهمن 1388ساعت 19:17  توسط اشکان  | 

 حاشیه های حضور وزیر خارجه اسرائیل در قطر

******************************************************

 

حضور لیونی در این نشست با واكنش شدید مقام های بلندپایه لبنان و ایران روبرو شد به گونه ای كه شركت خود را در این نشست لغو كردند‏. وی در نشست دوحه به رهبران كشورهای خلیج فارس می گوید ایران آنها را تهدید می كند نه اسراییل، ایران و عوامل افراطی مانند حماس و حزب الله آنها را تهدید می كنند‏.
به گزارش سرویس بین الملل «جهان»، روزنامه صهیونیستی هاآرتص امروز دوشنبه نوشت‏:‏ تسیپی لیونی وزیر خارجه رژیم صهیونیستی در حاشیه نشست دوحه به رهبران كشورهای خلیج فارس خواهد گفت كه ایران آنها را تهدید می كند نه اسراییل‏.‏


هاآرتص كه در فلسطین اشغالی منتشر می شود، در نسخه اینترنتی خود افزود‏:‏ وزیر امور خارجه اسراییل روز یكشنبه برای شركت در هشتمین مجمع سالانه دمكراسی، توسعه و تجارت آزاد وارد دوحه پایتخت قطر شد‏.‏


حضور لیونی در این نشست با واكنش شدید مقام های بلندپایه لبنان و ایران روبرو شد به گونه ای كه شركت خود را در این نشست لغو كردند‏.‏


نبیه بری رییس مجلس لبنان و رهبر جنبش امل، بلندپایه ترین مقامی است كه از حضور در این نشست خودداری كرد در حالی كه وی قرار بود علاوه بر سخنرانی در این نشست، با مقام های قطر درباره بحران سیاسی كشورش مذاكره كند‏.‏


همچنین فوری صلوخ وزیر امور خارجه پیشین لبنان كه روابط نزدیكی با گروه حزب الله دارد و محمد خاتمی رییس جمهوری پیشین ایران حضور خود را در این نشت به همین علت لغو كردند‏.‏


هاآرتص افزود‏:‏ لیونی خواستار مشاركت قطر و دیگر كشورهای حوزه خلیج فارس حاضر در این كنفرانس، در روند صلح خاورمیانه است ‏.‏


به نوشته هاآرتص، لیونی به خصوص می خواهد این پیام را به رهبران كشورهای عربی كه با آنها ملاقات خواهد كرد، برساند كه اسراییل دیگر دشمن آنها بشمار نمی آید و اوضاعی پیش آمده است كه ایران و عوامل افراطی مانند حماس و حزب الله آنها را تهدید می كنند‏.‏


وی همچنین قصد دارد پیشنهاد كند كه سازمان های تروریستی از شركت در انتخابات دمكراتیك محروم شوند‏.‏


وی قبلا این پیشنهاد را در مجمع عمومی سازمان ملل متحد در سپتامبر سال گذشته و دیگر مجامع و گردهمایی ها مطرح كرده است‏.‏


بر پایه این گزارش، وی به هاآرتص گفت، سازمان هایی مانند حماس و حزب الله از ساختارهای دمكراتیك برای تسلط بر كشور بهره می برند ‏.‏


قرار است لیونی روز دوشنبه با شیخ حمد بن خلیفه آل ثانی امیر قطر و شیخ حمد بن جاسم نخست وزیر و وزیر امور خارجه این كشور ملاقات و درباره روابط تجاری گفت وگو كند‏.‏


وی با شیخه موزه بنت ناصر آل مسند همسر امیر قطر نیز دیدار خواهد كرد كه نخستین دیدار شیخه موزه با یك مقام رسمی رژیم صهیونیستی بشمار می رود‏.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم بهمن 1388ساعت 19:17  توسط اشکان  | 
پاسخ به فتنه"نزد علمای مسیحی و یهودی
كارگردان فیلم پاسخ به فتنه گفت: فیلم پاسخ به فتنه قبل از نمایش و انتشار عمومی در اختیار علما و متفكرین مسیحی و یهودی قرار گرفت.

به گزارش «جهان» امین صبحی در گفت‌وگو با فارس افزود: فیلم پاسخ به فتنه كه در جواب به فیلم موهن ضد قرآنی یكی از نمایندگان هلند ساخته شده پس از طی مراحل مختلف آماده نمایش شد.
وی همچنین تصریح كرد: برای نشان دادن میزان احترامی كه دین اسلام برای سایر ادیان الهی قائل است فیلم پاسخ به فتنه قبل از نمایش و انتشار عمومی در اختیار بعضی از متفكران برجسته یهودی و مسیحی قرار گرفته است.
صبحی با اشاره به اینكه فیلم پاسخ به فتنه با استناد با آیاتی از قرآن، عطوفت و مهربانی اسلام و دوری این دین از خشونت را به تصویر كشیده عنوان كرد این فیلم بدون اهانت به دیگر ادیان الهی قصد دارد چهره دین اسلام را برپایه مستندات واقعی برگرفته از آموزه‌های قرآنی در معرض دید جهانیان قرار دهد.
وی خاطرنشان كرد: در عین حال از آیاتی كه برخورد با مفسدان و جنایت كاران تاكید شده نیز به همراه تصاویری از جنایتكاران جهانی نیز استفاده شده است.
كارگردان این فیلم همچنین اظهار داشت: در این فیلم تصاویری از آزار و اذیت، پیامبر اسلام (ص)، مسیح (ع) و موسی (ع) گنجانده شده است.
صبحی افزود: همچنان صحنه‌هایی از وقوع جنایات علیه مسلمانان جهان و كشتار و مظلومیت آنان به تصویر كشیده شده است.
فیلم موهن ضد اسلامی و ضد قرآنی فتنه هشتم فروردین 1387 (بیست هفت مارس 2008) به دو زبان انگلیسی و هلندی با زیرنویس فارسی بر روی اینترنت منتشر شد.
فتنه پیش از نمایش اینترنتی با اعتراضات زیادی از سوی مسلمان و دولتهای اسلامی سراسر جهان مواجه شد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم بهمن 1388ساعت 19:16  توسط اشکان  | 
نامه شیرین عبادی به احمدی‌مقدم: جان من در خطر است
شیرین عبادی روز دوشنبه با ارسال نامه ای به نیروی انتظامی اعلام كرد كه تهدید علیه جان و امنیت من و خانواده‌ام كه از مدتها قبل شروع شده بود ، اخیرا شدت گرفته است ‏.‏
به گزارش خبرنگار «جهان»،‌ این وكیل دادگستری در این نامه كه خطاب به سردار اسماعیل احمدی مقدم نوشته، یادآور شده است‏:‏ در تاریخ ‏15‏ فروردین ماه در ورودی ساختمانی كه دفتر من در آن قرار دارد ،یادداشتی بدین مضمون گذاشته شده بود شیرین عبادی مرگ تو نزدیك است ‏.‏

وی افزود‏:‏ از آنجا كه من اختلاف حسابی با كسی ندارم و در حرفه وكالت خود نیز فقط به صورت رایگان از قربانیان نقض حقوق بشر دفاع می كنم، بنابراین افرادی كه آرزوی مرگ مرا دارند، با من عداوت شخصی نداشته بلكه با افكار و عقاید من مخالف هستند و در نتیجه یافتن نویسنده یا نویسندگان نامه های تهدید آمیز كار چندان دشواری نخواهد بود‏.‏


عبادی در این نامه اعلام كرد كه پیگیری قضایی این موضوع را به لیلا علی كرمی و عبدالفتاح سلطانی تفویض وكالت كرده ام تا درصورتی كه نیاز به توضیحات بیشتری باشد با این نامبردگان تماس گرفته شود ‏.‏


این وكیل دادگستری به همراه این نامه تصویر سه نامه تهدیدآمیز كه خطاب به وی نوشته شده را به فرمانده نیروی انتظامی ارسال كرده است ‏.‏
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم بهمن 1388ساعت 19:15  توسط اشکان  | 
A new study reveals that adhering to the Mediterranean diet may help seniors avoid strokes, and ultimately dementia.

Photo: Mediterranean diet may help people ward off strokes, and, ultimately Alzheimer?s disease
A superior anterolateral view of the head showing an example of a brain clot in the frontal lobe of the left cerebral hemisphere.
(Getty Images)

The diet, which has made headlines in recent years for its heart and dietary benefits, was shown in a new study to reduce strokes in the brain -- visible on MRI scans. Recent evidence has suggested that these strokes can reduce cognitive function in later years.

The Mediterranean diet has a number of incarnations, but focuses heavily on whole grains, fruits and vegetables, olive oil and nuts, while eliminating meats and many of the fats in a conventional American diet.

"The relationship between this type of brain damage and the Mediterranean diet was comparable with that of high blood pressure," said Dr. Nikolaos Scarmeas, a neurologist with Columbia University Medical Center, the study's primary researcher in a statement. "In this study, not eating a Mediterranean-like diet had about the same effect on the brain as having high blood pressure."

Scarmeas told ABCNews.com that while the Mediterranean diet has been related to a series of medical conditions in the past, "There's very limited literature in terms of neurological diseases."

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم بهمن 1388ساعت 19:11  توسط اشکان  | 
Obama invites Republicans to health care talk
US President Barack Obama delivers remarks at the Democratic National Committee Winter Meeting in Washington, Feb 6, 2010. [Agencies] 

WASHINGTON: US President Barack Obama says it's time for Republicans who have attacked his health care proposals from the sidelines to step before the cameras and present their own ideas.

In the first major move to revive his health care agenda after his party's loss of a filibuster-proof Senate majority, Obama on Sunday invited GOP and Democratic leaders to discuss possible compromises in a televised gathering later this month.

It comes amid widespread complaints that Democrats' efforts so far have been too partisan and secretive.

The Feb 25 meeting's prospects for success are far from clear. GOP leaders demanded Sunday that Democrats start from scratch, and White House aides said Obama had no plans to do so.

"If we are to reach a bipartisan consensus, the White House can start by shelving the current health spending bill," said Senate Minority Leader Mitch McConnell, R-Ky.

ashkan-ahvaz.blogfa

But House Majority Leader Steny Hoyer, D-Md., said his earlier efforts to reach out to Republicans "did not result in any serious follow through to work together in a bipartisan fashion."

Obama told CBS's Katie Couric that he and the leaders of both parties will "go through systematically all the best ideas that are out there and move it forward."

Asked if he was willing to start from square one, the president said he wants "to look at the Republican ideas that are out there."

"If we can go step by step through a series of these issues and arrive at some agreements," Obama said, "then procedurally, there's no reason why we can't do it a lot faster than the process took last year."

Democratic and Republican leaders in Congress have differed sharply on most major questions in the long-running health care debate. Only one Republican voted for the health care bill that the House approved in December, and no Republicans voted for a similar Senate version.

White House officials said Sunday that Obama does not intend to restart the health care legislative process from scratch.

Many liberal groups and lawmakers want congressional Democrats to use all the parliamentary muscle they have to enact the measure that the Senate passed on Christmas Eve, employing rules that could bypass GOP filibusters to make changes demanded by House Democrats.

The White House has not ruled out such a strategy. But Obama's recent talk of inviting Republican input and extending the debate for several weeks has caused uncertainty about his plans.

A White House statement Sunday said Obama repeatedly has made it clear "that he's adamant about passing comprehensive reform similar to the bills passed by the House and the Senate."

Polls show that many Americans feel Obama and his congressional allies have not sought enough GOP input, although Democrats say Republicans have shown virtually no interest in seeking a realistic agreement.

Obama also is trying to address criticism of Democrats' closed-door negotiations that led to special accommodations for Nebraska and Louisiana senators when their votes on health care were in question. Some Republicans taunted Obama for suggesting earlier that health care negotiations should be aired on C-SPAN, and one GOP senator said health care would be the president's Waterloo.

Obama said the closed-door deal-cutting was not helpful to the process.

Senate Majority Leader Harry Reid, D-Nev., said, "we have promoted the pursuit of a bipartisan approach to health reform from day one."

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم بهمن 1388ساعت 19:5  توسط اشکان  | 
A resident of south Florida holds a sign protesting healthcare reforms during a visit by President Obama to Miami, October 26, 2009. REUTERS/Carlos Barriaa

A resident of south Florida holds a sign protesting healthcare reforms during a visit by President Obama to Miami, October 26, 2009.

Credit: Reuters/Carlos Barria

WASHINGTON (Reuters) - President Barack Obama's call for a healthcare summit including both his fellow Democrats and Republicans sets the stage for a final push to get stalled legislation through Congress, but skeptical Republicans said on Monday the only solution is to start over.

Barack Obama  |  Healthcare Reform

Obama asked Republicans to bring their best ideas for overhauling the U.S. healthcare system to the February 25 conference in hopes of rejuvenating the issue, which has floundered since Democrats lost their crucial 60th Senate vote last month.

The summit, which Obama wants televised, would give him another chance to sway public opinion on the unpopular legislation, which is critical to his domestic agenda.

The meeting also would answer criticism that Obama did not engage Republicans and instead negotiated backroom deals in an effort to get healthcare legislation passed.

"The president is trying to turn around the sour mood on this issue and mitigate the criticism that he's ramming this bill down people's throats," said Bob Blendon, a health policy and political analyst at Harvard University.

But congressional Republicans said they were wary of Obama's intentions and in no mood to compromise on a plan that polls show is opposed by a majority of Americans.

"Republicans welcome honest discussion, but this event reeks of political gamesmanship," said Republican Representative Tom Price. "The only constructive discussions will start with a blank sheet of paper."

The White House said the summit was not intended as a vehicle to start the healthcare debate all over again.

The reform effort would lead to the biggest policy changes in the $2.5 trillion U.S. healthcare system since the creation of the Medicare government health insurance program for the elderly in 1965.

"The president doesn't think we should start over," White House Communications Director Dan Pfeiffer said.

The session will give Republicans a chance to explain their unified opposition to the bill. They see their stance as a key to their upset victory in Massachusetts last month, when Republican Scott Brown claimed the Senate seat of late Democratic Senator Edward Kennedy.

NO COMPROMISE

"I don't think it's probably possible to compromise on this bill," Representative Dave Camp, the top Republican on the House Ways and Means Committee, told Reuters.

"The structure of it is done in such a way that it is going to raise costs, raise taxes and empower government to get between people and their doctors," he said.

Some said the setting -- a televised meeting of top leaders in both parties -- could lead to more political point-making than compromise and progress.

"In Washington, negotiations don't happen in front of cameras," Concept Capital, a private firm that tracks Congress and the White House for investors, wrote in a report.

Fox News said on Monday it had obtained a letter sent to Rahm Emanuel, the White House chief of staff, by Joh Boehner and Eric Cantor, the top two Republicans in the House, questioningObama's commitment to working with members of both parties

Obama's press secretary, Robert Gibbs, said that, on the contrary, the president was looking forward to reviewing Republican ideas.

"He's open to including any good ideas that stand up to objective scrutiny," Gibbs said in a statement. "What he will not do, however, is walk away from reform and the millions of American families and small business counting on it. The recent news that a major insurer plans to raise premiums for some customers by as much as 39 percent is a stark reminder of the consequences of doing nothing."

A summit marked by more partisan gridlockcouldgiveObama an excuse to move ahead on the bill through a budget process that requires only a simple majority of 51 votes in the 100-member Senate, bypassing Republican opposition.

"Obama seems to be sending a signal they are going to go for the end run," Blendon said. "When he does, he can say 'I tried.'"

The battle ovehealthcare has consumed Congress since summer and Democrats are anxious to focus on job creation and the economy before congressional elections in November.

The bills would extend coverage to millions of the uninsured and impose restrictions on insurers like requiring them to cover those with pre-existing medical conditions.

The Senate and House of Representatives had passed separate bills last year and were working to merge them when Brown's election cut the process short.

Democrats said they hope to end the process before the summit so they have a final product to offer and that their bills already include many Republican ideas.a

"We have promoted the pursuit of a bipartisan approach to health reform from day one," Senate Democratic leader Harry Reid said.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم بهمن 1388ساعت 18:54  توسط اشکان  | 
Iran's President Mahmoud Ahmadinejad speaks while visiting an exhibition of Iran laser science and technology in Tehran, February 7, 2010. REUTERS/Raheb Homavandi

Iran's President Mahmoud Ahmadinejad speaks while visiting an exhibition of Iran laser science and technology in Tehran, February 7, 2010.

Credit: Reuters/Raheb Homavandi

TEHRAN (Reuters) - Iran began making higher-grade nuclear fuel on Tuesday, state television reported, and the Pentagon said the United States wanted a U.N. Security Council resolution on Iran "within weeks" over its nuclear program.

World

The Islamic Republic, which denies its program has military aims, announced on Sunday it would produce uranium enriched to a level of 20 percent for a Tehran research reactor making medical isotopes for cancer patients.

This followed a failure to agree terms for a proposed nuclear swap with major powers, under which Iran would send most of its low-enriched uranium abroad in return for such fuel.

"Enrichment to 20 percent started in the Natanz facility under the supervision of the (International Atomic Energy Agency)," state television quoted Iranian nuclear agency chief Ali Akbar Salehi as saying.

It said he made the statement at the site of Iran's enrichment plant in Natanz. Salehi earlier on Tuesday told Reuters that preparatory work had started and that production would officially be launched in the afternoon.

Iran currently enriches uranium to a level of 3.5 percent while 80 percent or more is needed for a nuclear bomb.

The Pentagon said the United States wants the U.N. Security Council to approve a resolution "within weeks, not months," laying the ground for new sanctions against Iran over its nuclear program. They would be the fourth set of sanctions.

Despite Iranian denials, Western powers fear Iran is enriching uranium with a view to producing nuclear weapons.

Salehi said Iran had set up a chain of 164 centrifuges, used to refine uranium, to produce the 20 percent fuel. He said production capacity is 3 to 5 kg a month, above the Tehran reactor's needs of 1.5 kg, ISNA news agency reported.

RUSSIA, CHINA DIFFER

A senior lawmaker in Russia, which in the past has urged talks rather than punishment, also said economic measures should be considered against Iran, a major oil producer.

Among the big powers only China, which can block any U.N. sanctions, has remained unswervingly opposed to punishing Iran.

On Tuesday Beijing urged increased diplomatic efforts to resolve the stand-off over Iran's nuclear plans, calling for all sides to work toward agreement on the fuel exchange plan.

"This would help toward appropriately resolving the Iran nuclear issue," Foreign Ministry spokesman Ma Zhaoxu said.

Possible targets for any new sanctions include Iran's central bank, the Revolutionary Guards who Western powers say are key to Iran's nuclear program, shipping firms and its energy sector, Western diplomats say.

Enriching uranium to 20 percent would take Iran much of the way to having weapons-grade uranium.

But analysts said it would need a few months to reconfigure its Natanz plant to refine uranium to higher purity.

Iran may also be having more difficulty obtaining crucial components due to U.N. sanctions, said the analysts, who added that the latest move might be a negotiating tactic.

Tehran says the more highly refined uranium is destined for the research reactor, but it lacks the technology to convert the material into special fuel needed to run this plant in the capital.

Iran's Foreign Ministry spokesman said Tehran was still prepared to carry out the fuel swap, if its conditions were met.

On Monday, the IAEA confirmed Tehran had notified the U.N. nuclear watchdog of its plans to produce higher-grade fuel, and said it would damage chances of saving the fuel supply deal.

But Foreign Ministry spokesman Ramin Mehmanparast said: "We're still prepared, if our requirements are met, to carry out this swap ... any time they are ready this can be done."

(Additional reporting by Parisa Hafezi and Hossein Jaseb in Tehran and Chris Buckley in Beijing; Writing by Fredrik Dahl; editing by Dominic Evans)

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم بهمن 1388ساعت 18:38  توسط اشکان  | 

طلوع پیروزی

امام

از آمدن رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران حضرت امام خمینی (ره) به کشور چند روزی گذشت. خاطره ی دوازدهم بهمن ماه 1357 اندک اندک به ذهن ها سپرده می شد. مردم در انتظار پیروزی نهایی بودند. حالت بیم و امید ادامه داشت. «حکومت» چون گرگ زخمی چنگ و دندان نشان می داد.

آن هایی که پیروزی را باور نداشتند، نگران بودند و آن هایی که شکست و فرار ستمگران را ناگزیر می دیدند، دندان صبر بر لخته های جگر می فشردند. اما همه در راهی که به مقصد می رسید، همراه و هم صدا بودند.

همه می دیدند که تمام جمعیت یک پارچه و هم دل شده اند. دریای خروشان مردم خشمگین و خسته از ظلم موج می زد و از هر سو پیش می آمد.رودهای کوچک به یکدیگر می پیوستند و در آغوش دریا فرو می رفتند. در آن دریای بی کرانه همه حاضر بودند. بچه ها و نوجوان ها، شور و حالی وصف ناشدنی داشتند و بزرگ ترها را به حیرت و تحسین وامی داشتند. آن ها آموخته بودند که هیچ حکومتی با بی عدالتی و ظلم و ستم برقرار نخواهد ماند و بر صدق این سخن ارزشمند ایمان داشتند.

مقاومت و پایداری پایان نداشت. آتش جنگ و گریز در تمام کشور شعله می کشید. عاقبت شراره های آتش به ادارات دولتی و مکان های دولتی هم سرایت کرد. اکنون حکومت با تمام توان در مقابل ملت ایستاده بود و آماده می شد تا آخرین تیرهای خود را نیز در ترکش بگذارد ...

در میان پادگان های موجود در تهران، پادگان نیروی هوایی از اهمیت ویژه ای برخوردار بود. نمایش همبستگی عده ی بسیاری از افسران و همافران و درجه داران نیروی هوایی، اتحاد مبارزان را به اوج رسانده بود.

 در پاسخ به این وضع، گارد شاهنشاهی با تمام تجهیزات و به طور ناگهانی به محل استقرار نیروهای جدا شده از ارتش یورش آوردند. غروب روز بیست بهمن بود. تاریکی و سرمای هوا نظامیان را یاری می رساند. هم زمان با حمله گاردی ها مقاومت مسلحانه آغاز شد. خبر حمله و محاصره ی پادگان به زودی به همه جا رسید.مردم سراسیمه به محل درگیری شتافتند و پس از ساعت ها مبارزه و از جان گذشتگی به چشم خود شکست و فرار ستمگران مزدور را دیدند. تا رسیدن به خانه راه زیادی داشتیم. آفتاب پیروزی سر زده بود ...

محمد رضا اصلانی – کیهان بچه ها

تنظیم:بخش کودک و نوجوان

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم بهمن 1388ساعت 21:17  توسط اشکان  | 

تاریخچه شب یلدا


شرق شناسان و مورخان متفق القولند كه ایرانیان نزدیك به ? هزار سال است كه شب یلدا آخرین شب پاییز و آذر ماه را كه درازترین و تاریك ترین شب در طول سال است تا سپیده دم بیدار می مانند، در كنار یكدیگر خود را سرگرم می کنند تا اندوه غیبت خورشید و تاریكی و سردی روحیه آنان را تضعیف نكند و با به روشنی گراییدن آسمان (حصول اطمینان از بازگشت خورشید در پی یك شب طولانی و سیاه كه تولد تازه آن عنوان شده است) به رختخواب روند و لختی بیاسایند.

مراسم شب یلدا (شب چله) از طریق ایران به قلمرو رومیان راه یافت و جشن «ساتورن» خوانده می شد. جشن ساتورن پس از مسیحی شدن رومی ها هم اعتبار خود را از دست نداد و ادامه یافت كه در همان نخستین سده آزاد شدن پیروی از مسیحیت در میان رومیان، با تصویب رئیس وقت كلیسا، كریسمس (مراسم میلاد مسیح) را ?? دسامبر قرار دادند كه چهار روز و در سال های كبیسه سه روز بیشتر از یلدا (شب ?? دسامبر) فاصله ندارد و مفهوم هر دو واژه هم یكی است. از آن پس این دو میلاد تقریباً باهم برگزار می شده اند.

آراستن سرو و كاج در كریسمس هم از ایران باستان اقتباس شده است، زیرا ایرانیان به این دو درخت مخصوصاً سرو به چشم مظهر مقاومت در برابر تاریكی و سرما می نگریستند و در خور روز؛ در برابر سرو می ایستادند و عهد می كردند كه تا سال بعد یك نهال سرو دیگر كشت كنند.

پیشتر، ایرانیان (مردم سراسر ایران زمین) روز پس از شب یلدا (یكم دی ماه) را خور روز و دی گان؛ می خواندند و به استراحت می پرداختند و تعطیل عمومی بود. در این روز عمدتاً به این لحاظ از كار دست می كشیدند كه نمی خواستند احیاناً مرتكب بدی كردن شوند كه میترائیسم ارتكاب هر كار بد كوچك را در روز تولد خورشید گناهی بسیار بزرگ می شمرد. هرمان هیرت، زبان شناس بزرگ آلمان كه گرامر تطبیقی زبان های آریایی را نوشته است كه پارسی از جمله این زبان ها است نظر داده كه دی- به معنای روز- به این دلیل بر این ماه ایرانی گذارده شده كه ماه تولد دوباره خورشید است. باید دانست كه انگلیسی یك زبان گرمانیك (خانواده زبانهای آلمانی) و از خانواده بزرگ تر زبان های آریایی (آرین) است. هرمان هیرت در آستانه دی گان به دنیا آمده بود و به زادروز خود كه مصادف با تولد دوباره خورشید بود، مباهات بسیار می كرد.

فردوسی به استناد منابع خود، یلدا و خور روز، را به هوشنگ از شاهان پیشدادی ایران (كیانیان كه از سیستان پارس برخاسته بودند) نسبت داده و در این زمینه از جمله گفته است:

كه ما را ز دین بهی ننگ نیست

به گیتی، به از دین هوشنگ نیست

همه راه داد است و آیین مهر

نظر كردن اندر شمار سپهر

آداب شب یلدا در طول زمان تغییر نكرده و ایرانیان در این شب، باقیمانده میوه هایی را كه انبار كرده اند و خشكبار و تنقلات می خورند و دور هم گرد هیزم افروخته و بخاری روشن می نشینند تا سپیده دم بشارت شكست تاریكی و ظلمت و آمدن روشنایی و گرمی (در ایران باستان، از میان نرفتن و زنده بودن خورشید كه بدون آن حیات نخواهد بود) را بدهد، زیرا كه به زعم آنان در این شب، تاریكی و سیاهی در اوج خود است.

واژه یلدا، از دوران ساسانیان كه متمایل به به كارگیری خط (الفبای از راست به چپ) سریانی شده بودند به كار رفته است. یلدا- همان میلاد به معنای زایش- زاد روز یا تولد است كه از آن زبان سامی وارد پارسی شده است. باید دانست كه هنوز در بسیاری از نقاط ایران مخصوصاً در جنوب و جنوب خاوری برای نامیدن بلندترین شب سال، به جای شب یلدا از واژه مركب شب چله (?? روز مانده به جشن سده، شب سیاه و سرد) استفاده می شود?

خور روز (دی گان)- یكم دی ماه- در ایران باستان در عین حال روز برابری انسان ها بود. در این روز همگان از جمله شاه لباس ساده می پوشیدند تا یكسان به نظر آیند و كسی حق دستور دادن به دیگری را نداشت و كارها داوطلبانه انجام می گرفت، نه تحت امر. در این روز جنگ كردن و خونریزی، حتی كشتن گوسفند و مرغ هم ممنوع بود. این موضوع را نیروهای متخاصم ایرانیان می دانستند و در جبهه ها رعایت می كردند و خونریزی موقتاً قطع می شد و بسیار دیده شده كه همین قطع موقت جنگ، به صلح طولانی و صفا انجامیده بود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم بهمن 1388ساعت 21:13  توسط اشکان  | 

چند توصیه برای حفظ و ارتقاء امنیت وبلاگ

1.کلمه عبور ساده انتخاب نکنید.
عباراتی ساده مانند 12345 و یا خود نام کاربری، سال تولد و دیگر عبارات قابل حدس را به عنوان کلمه عبور انتخاب نکنید و همچنین از کلمه عبور یکسان برای سایتهای مختلف (مثل ایمیل یا وبلاگهای دیگر) استفاده نکنید.

2.مراقب ایمیلها و پیامهای جعلی باشید.
مراقب پیامهایی که ارسال کننده از عناوینی چون مدیر،مدیران یا بخش پشتیبانی بلاگفا استفاده کرده است باشید. حتی اگر این پیام از سمت ایمیلهای سایت مانند info@blogfa.com آمده باشد چرا که شیوه هایی برای ارسال ایمیلهای جعلی اینچنینی وجود دارد.
اخبار مهم در خود سایت و در بخش اخبار منتشر می‌شود.همچنین مدیریت بلاگفا اقدام به درج نظر در بخش نظرات وبلاگ یا ارسال ایمیلهای حاوی پیامهای اخطار یا تبلیغاتی نمی کند.به جد توصیه می‌کنیم از قرار دادن کلمه عبور خود را در اختیار دیگران و به هر عنوانی پرهیز کنید.
دیده شده است در مواردی افرادی با سوء استفاده از عنوان مدیر سایت و با ارسال ایمیل یا درج نظر از کاربران خواسته اند برای مواردی مثل عدم حذف یا افزایش امکانات وبلاگ کلمه عبور خود را برای آنها ارسال کنند یا در صفحه دیگری وارد کنند، قطعا مدیریت بلاگفا نیازی به دانستن کلمه عبور شما یا دریافت مجدد آن ندارد بنابراین هرگونه درخواست اینچنینی جعلی و در جهت فریب کاربران می باشد.

3.نام کاربری و کلمه عبور خود را فقط در صفحه اول یا در بخش ورود کاربران سایت وارد کنید.
کلمه عبور وبلاگ خود را فقط در آدرس اصلی سایت یا در بخش ورود کاربران سایت وارد کنید. سعی کنید هر باری که می‌خواهید کلمه عبور وبلاگ خود را وارد کنید در نوار آدرس مرورگر خود آدرس سایت را چک کنید. ورود کلمه عبور شما در هر صفحه یا آدرس دیگری بغیر از آدرس اصلی سایت به احتمال بسیار زیاد به معنی لو رفتن و هک وبلاگ شما خواهد بود.یکی از شیوه های رایج برای فریب و هک کاربران و گرفتن کلمه عبور آنها طراحی صفحات بسیار شبیه به سایتهای مهم مثل سرویسهای ایمیل یا وبلاگ است بنابراین با دقت به آدرس صفحه (در نوار آدرس مرورگر) و ورود کلمه عبور در سایت اصلی جلوی سوء استفاده های احتمالی را بگیرید.

4.مراقب ایمیلهای خود باشید.
ایمیل خصوصی که در هنگام ثبت نام از شما پرسیده میشد برای ارسال کلمه عبور وبلاگ در زمانی که آنرا فراموش کرده باشید استفاده می شود و در وبلاگ نیز نمایش داده نمی شود پس آنرا صحیح و با دقت وارد کنید و همچنین توصیه میکنیم که از این ایمیل در مسنجرها (مانند یاهو مسنجر ) استفاده نکنید زیرا احتمال هک شدن آی دی و ایمیلهایی که در مسنجرها استفاده میشود بیشتر است و بسیاری از مشکلات امنیتی وبلاگها (در تمامی سرویس دهندگان) نیز به همین دلیل است. توجه داشته باشید که هک ایمیل شما میتواند باعث سوء استفاده های دیگر و به خطر افتادن امنیت وبلاگ شما شود. در صورتی که به هر دلیلی مشکلی برای ایمیل شما ایجاد شد سریعا در بخش تنظیمات وبلاگ خود آدرس ایمیل خصوصی و همچنین کلمه عبور وبلاگ خود را تغییر دهید.

5. موارد امنیتی را هنگام استفاده از کامپیوتر در نظر بگیرید.
از دانلود برنامه ها و فایلهای غیر مطمئن و بخصوص فایلهای اجرایی(مثل فایلهای EXE) از سایتهای غیر معتبر پرهیز کنید و از کامپیوتر خود را با نصب آخرین نسخه های نرم افزارهای آنتی ویروس و همچنین به روز رسانی سیستم عامل و مرورگر اینترنت محافظت کنید.
توجه داشته باشید که برنامه های کوچکی وجود دارند که در صورت دانلود و اجرا توسط کاربر اطلاعات مختلف موجود در کامپیوتر و از جمله کلمات عبور مختلف وی را در اختیار هکرها قرار می دهد، بنابراین از دانلود فایلهای اجرایی به هر عنوان (مثل بازی کامپیوتری،موسیقی، نرم افزار مفید و...) از سایتها یا وبلاگهای غیر معتبر خودداری کنید.
در صورتی که در کافی نت ، دانشگاه و یا دیگر مراکز عمومی از سایت استفاده میکنید مطمئن شوید که کامپیوتر فوق از نظر تروجان یا برنامه های جاسوسی پاک است و ترجیحا در این شرایط کلمه عبور خود را بصورت مرتب تغییر دهید.

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم بهمن 1388ساعت 20:53  توسط اشکان  | 
BehnoushBakhtiari_Wallpaper02[1].jpg behnoushbakhtiary-18[1].jpg beh[1].jpg untitled~10.jpg untitledافف.jpg
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم بهمن 1388ساعت 18:11  توسط اشکان  | 
آرمان‌گرایی یا ایده‌آلیسم (Idealism) یکی از مفاهیم فلسفهٔ ذهن در فلسفه است.

مقدمه

طرح مسئله اساسی فلسفه رابطه فکر (ذهن) است با هستی (عین). به عبارت دیگر مسئله رابطه آگاهی و هوشیاری انسانی است با جهان مادی ثابت در خارج.

در یگانه انگاری، بر خلاف دوگانه انگاری، فقط و فقط یک شالوده برای جهان هستی در نظر گرفته می شود. یگانه انگاری را میتوان بر دو قسم دانست: ماتریالیسم و آرمانگرایی. کسانی که معتقدند ماده قبل از پیدایش شعور وجود داشته و شعور نتیجه تکامل طولانی ماده‌است ماتریالیست‌ها نام دارند. ماتریالیسم اندیشه‌ها را زائیده و محصول فعالیت مغز انسانی می‌شمرند.

کسانی که معتقدند شعور مقدم بر ماده و مستقل از ماده‌است و به صورت «عقل محض» یا به صورت «محسوسات و ذهنیات انسان» خالق جهان مادی است ایده آلیست‌ها نام دارند. آن‌ها اندیشه و شناخت را عامل اولیه و مبداء نخست و دارای تقدم می‌شمرند. در حقیقت آرمانگرایان معتقدند که جهان هستی بطور کامل از نوع ذهنی و یا روحانی است، و جنبه ای ماتریالیستی به هیچ گونه وجود ندارد. لذا هر آنچه که در این جهان وجود دارد فقط زاییدهٔ حواس و ذهن است.

با اینکه فلسفه آرمانگرایی هرگز در میان اکثریت فلاسفه عمومیت و رونق نیافت، با اینحال این دیدگاه فلسفی هرگز از نظر منطقی منتفی نگردیده است.

ریشه های لغوی

برابر اروپایی آرمان یعنی واژه ایده در اصل واژه‌ای است یونانی و معانی مختلفی دارد. مانند شکل، ظاهر، نمونه و غیره… خود این واژه از لفظ یونانی دیگری با نام «ایده ئیو» که به معنای دیدن است، مشتق شده‌است.

گاه با ترجمه ساده‌ای ماتریالیست‌ها را مادیون و ایده آلیست‌ها را آرمان گرایان می‌خوانند و می‌گویند که مادیون یعنی کسانی که بدنبال منافع مادی هستند نظر به مادیات و سود شخصی دارند با حرص و آز به دنبال ثروت و شهرت می‌روند. ولی ایده آلیست‌ها یعنی کسانی که نظر به معنویات دارند و به دنبال آرمانی عالی بوده و خود را وقف ایده و اندیشه‌ای نموده‌اند. واضح است که این گونه ترجمه و تعریف معانی ماتریالیسم و ایده آلیسم نادرست است.

پیشینه

دیدگاه فلسفی که امروز از آن با نام آرمانگرایی یاد می شود اغلب به یک کشیش ایرلندی با نام جرج برکلی نسبت داده می شود.

با اینحال مبانی این فلسفه ریشه های تاریخی عمیقتری هم در غرب و هم در شرق دارد. اول کسی که واژهٔ ایده در فلسفهٔ غربی را بعنوان اصطلاح فلسفی آرمان به کار برد، افلاطون بود که آن را به اعتبار یکی از معانی این واژه یعنی نمونه و مثال، در مورد یک سلسله حقایق مجرد یا همان مثل افلاطونی استعمال نمود.

افلاطون برای هر نوعی از انواع موجودات جهان، یک موجود مجرد عقلانی قائل بود که افراد محسوس یا همین موجوداتی که در جهان می‌بینیم، سایه و نمونه آن موجود و خود آن موجود، نمونه کامل افرادش است. حقیقت هر نوع را باید در آن موجود یافت.

افلاطون، این موجودات مجرد از ماده را که حقایق عالمند و تنها با سلوک عقلانی می‌توان به آنها رسید، ایده خواند. (مترجمان دوره اسلامی آن را مثال ترجمه کرده‌اند.)

باید توجه داشت که وی منکر وجود افراد محسوس نبود، بلکه وجود آنها را متغیر و فانی می‌دانست. بر خلاف موجودات جهان محسوس، ایده یا مثال دارای وجود لایتغیر و باقی است. در میان مسلمانان، پیروان مکتب اشراق به این ایده‌های افلاطونی معتقد بودند.

طبق نظر افلاطون، ما نمی‌توانیم به موجودات جهان خارجی علم پیدا کنیم بلکه تنها آن‌ها را با حواس درک می‌کنیم. (چرا که میان ادراک و علم تفاوت وجود دارد. همه حیوانات، ادراک دارند، اما علم ندارند.) علم به چیزی تعلق می‌گیرد که کلی و بیرون از زمان و مکان است و آن همان ایده یا موجود مجرد عقلانی است.

به همین دلیل، شاید بتوان افلاطون را نخستین آرمانگرا خواند. یعنی کسی که اصالت حقیقی محسوسات و موجودات جهان محسوس را نفی کرده و واقعیت اصلی را در جای دیگر می‌جوید. با اینحال برخی فلاسفه همانند لودویگ نوار و شوپنهاور فیلسوف مصری پلوتینوس را اولین آرمانگرا قلمداد کرده اند.

لیکن تا اواخر سده هفدهم، آرمانگرایی تنها به همین مکتب یعنی اعتقاد به مثل و ایده‌ها و یا به عبارت دیگر، اعتقاد به حقایق اصلی جهان که مستقل از ماده و دور از دسترس حواسند، گفته می‌شد. اما این مکتب به تدریج معانی مختلفی پیدا کرد و هر مکتب فلسفی این اصطلاح را به معنای خاصی بکار برد. مثلاً کانت به آرمانگرایی‌ای معتقد بود که آن را آرمانگرایی استعلایی نام گذارد.

مفهوم امروزی 

امروزه معنی اصلی و شایع آرمانگرایی این است که:

ایده یعنی تصورات ذهنی (اعم از حسی، خیالی یا عقلی) و آرمانگرایی یعنی مسلک کسانی که تنها ایده و تصورات ذهنی را واقعی می‌دانند و به وجود خارجی جهان خارج و یا به عبارت دیگر به وجود جهان مستقل از ادراک قائل نیستند.

آرمانگرایان به واقعیتهای خارجی مانند آسمان، زمین، حیوان، اشخاص دیگر و به طور کلی آن چه با حواس درک شود، اعتقاد وجود خارجی ندارند و همهٔ جهان را خیال و پندار می‌دانندو می‌گویند: ما جز واقعیت وجود خود و یک رشته پندارهای ذهنی به وجود چیز دیگری در جهان اعتقاد نداریم؛ زیرا آنچه را که جهان خارج از خود می‌نامیم، به هیچ وجه نمی‌توانیم درک کنیم مگر با قوه ادراک حواسی خود، و قوه ادراک چیزی بیش از تصورات مختلف در اختیارمان قرار نمی‌دهد.

به عبارت دیگر آنها وجود عالم خارج یا این پندارها را صرفاً تولید ذهن خود می‌دانند و نظرشان این است که ما فکر می‌کنیم که واقعیتی به نام درخت وجود دارد، ولی هرگز نمی‌دانیم که آیا در خارج از ذهن چنین واقعیتی هست یا خیر؟

برخی از ایده‌آلیست‌ها گام را فراتر نهادند و کلیه واقعیتهای خارجی حتی وجود خود و علم به هر چیزی را انکار کردند که در یونان قدیم به سوفسطائی یا سوفسیت مشهور شدند.
نشریه ای که در آن بارکلی به تشریح نظریات خود من جمله آرمانگرایی پرداخت.
نشریه ای که در آن بارکلی به تشریح نظریات خود من جمله آرمانگرایی پرداخت.

در واقع آرمانگرایی به معنای اصالت تصور و در مقابل واقعگرایی قرار دارد که به معنای اصالت واقع یا اصالت وجود خارجی موجودات جهان محسوس است و آرمانگرا کسی است که جهان خارج از ذهن را منکر است.

 مشاهیر آرمانگرا

از آرمانگرایان مشهور یونان باستان می‌توان به پروتاگوراس و گرگیاس و از آرمانگرایان جدید به بارکلی و شوپنهاور اشاره کرد.

در میان متفکرین تاریخ میتوان به معتقدین به آرمانگرای ذیل نیز نام برد:

هگل، ادموند هوسرل، هنری برگسون، جان استوارت میل، آلفرد ژول آیر، فرانسیس هربرت بردلی، جوزایا رویس، جاناتان ادواردز، آرتور کولیر، و برتراند راسل.

فلسفهٔ آرمانگرایی در جایگاه سینما 

از فیلم هایی که بر موضوعات آرمانگرایی اشارات و یا محوریت داشته اند میتوان سولاریس (نسخه جرج کلونی)، سولاریس (نسخه آندره تارکوفسکی)، آسمان وانیلی (Vanilla Sky)، شهر تاریک (Dark City)، و ماتریکس (فیلم اول) را نام برد.

 کاربرد دیگر

ریشه کلمه ایده آلیسم (آرمان گرایی)، ایده آل به معنای مطلوب کامل است. به همین جهت ایده آلیست در ادبیات روزمره به فردی اطلاق می‌گردد که استانداردهای بسیار بالا دارد در حالی که ممکن است این استاندارد با توجه به شرایط و یا حقیقت طبیعت و دنیا غیر واقعی یا غیر قابل دسترس باشد. از این جهت ایده آلیسم متضاد با مفهوم پراگماتیزم یا عمل گرایی می‌باشد. بنا به دلایل تاریخی و نمونه‌های فرهنگی، عده‌ای بر این عقیده‌اند که در مجموع ایرانیان ملتی آرمان گرا هستند.

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم بهمن 1388ساعت 18:2  توسط اشکان  | 
سید محمود حسابی دانشمند و از جمله نخستین فیزیک پیشگان ایرانی دوران معاصر است. در کابینه محمد مصدق، وزیر فرهنگ بود.

سید محمود حسابی در سال ۱۲۸۱ (ه.ش), از پدر و مادری تفرشی (سید عباس(معزالسلطنه) و گوهرشاد حسابی) در تهران متولد و پس از سپری نمودن چهار سال از دوران کودکی در تهران, به همراه خانواده (پدر, مادر, برادر) عازم شامات شد. در هفت سالگی تحصیلات ابتدایی خود را در بیروت, با تنگدستی و مرارتهای دور از وطن در مدرسه کشیشهای فرانسوی آغاز کرد و همزمان, توسط مادرش (گوهرشاد حسابی) , تحت آموزش تعلیمات مذهبی و ادبیات فارسی قرار گرفت. قرآن کریم را حفظ و به آن اعتقادی ژرف داشت. دیوان حافظ را نیز از برداشته و به بوستان و گلستان سعدی, شاهنامه فردوسی, مثنوی مولوی, منشات قائم مقام اشراف کامل داشت.

 

تحصیلات

شروع تحصیلات متوسطه‌ او مصادف با آغاز جنگ جهانی اول, و تعطیلی مدارس فرانسوی زبان بیروت بود. از این رو, پس از دو سال تحصیل در منزل برای ادامه به کالج آمریکایی بیروت رفت و در سن هفده سالگی لیسانس ادبیات, در سن نوزده سالگی, لیسانس بیولوژی و پس از آن مدرک مهندسی راه و ساختمان را اخذ نمود. در آن زمان با نقشه کشی و راهسازی, به امرار معاش خانواده کمک می‌کرد. همچنین در رشته‌های پزشکی, ریاضیات و ستاره شناسی به تحصیلات آکادمیک پرداخت.

شرکت راهسازی فرانسوی که او در آن مشغول به کار بود, به پاس قدردانی از زحماتش, وی را برای ادامه تحصیل به فرانسه اعزام کرد و بدین ترتیب در سال۱۹۲۴ (م) به مدرسه عالی برق پاریس وارد و در سال ۱۹۲۵ (م) فارغ التحصیل شد.

هم‌زمان با تحصیل در رشته معدن, در راه آهن برقی فرانسه مشغول به کار گردید و پس از پایان تحصیل در این رشته کار خود را در معادن آهن شمال فرانسه و معادن زغال سنگ ایالت «سار» آغاز کرد.

 

hessabi2.jpg

به دلیل وجود روحیه علمی, به تحصیل و تحقیق, در دانشگاه سوربن, در رشته فیزیک پرداخت و در سال ۱۹۲۷ (م) در سن بیست و پنج سالگی دانشنامه دکترای فیزیک خود را , با ارائه رساله‌ای تحت عنوان «حساسیت سلولهای فتوالکتریک», با درجه عالی دریافت نمود.

حسابی با شعر و موسیقی سنتی ایران و موسیقی کلاسیک غرب به خوبی آشنا بود و در چند رشته ورزشی موفقیتهایی کسب کرد که از جمله می‌توان به دیپلم نجات غریق در رشته شنا اشاره نمود. ضمنا با کمک تنی چند از دانشجویان خود در دانشسرای عالی توانست تغییراتی در کاسه سه تار (سازی ایرانی) ایجاد نماید.

دکتر حسابی در دانشگاه پرینستون آمریکا تحت نظر پروفسور انیشتین فرضیاتی درباره «بی نهایت بودن ذرات» و «عبور نور از مجاورت ماده» ارایه نمود. سپس در دانشگاه شیکاگو برای اثبات فرضیه‌هایش آزمایشاتی انجام داد.

این دانشمند فرزانه علاوه برفارسی ، بر چهار زبان زنده دنیا یعنی عربی، فرانسوی، انگلیسی و آلمانی تسلط داشت و همچنین در تحقیقات علمی خود از زبانهای سانسکریت، لاتین، یونانی، پهلوی (زبان ایرانیان باستان)، اوستایی، ترکی، ایتالیایی و روسی استفاده می‌نمود.

 

hessabi-anishtain.jpg

پروفسور حسابی به دلیل عشق به میهن و با وجود امکان ادامه تحقیقات در خارج از کشور به ایران بازگشت و با ایمان و تعهد, به خدمتی خستگی ناپذیر پرداخت تا جوانان ایرانی را با علوم نوین آشنا سازد. پایه گذاری علوم نوین و تاسیس دارالمعلمین و دانشسرای عالی, دانشکده‌های فنی و علوم دانشگاه تهران, نگارش ده‌ها کتاب و جزوه و راه اندازی و پایه گذاری فیزیک و مهندسی نوین, وی را به عناوین شایسته پدر علم فیزیک و مهندسی نوین ایران در کشور معروف نمود . ایشان همچنین به دریافت بالاترین نشان علمی فرانسه مفتخر گردید. حدود هفتاد سال خدمت علمی او در گسترش علوم روز و واژه گزینی علمی در برابر هجوم لغات خارجی و نیز پایه گذاری مراکز آموزشی, پژوهشی, تخصصی, علمی و …, از جمله اقداماتی ارزشمند به شمار می‌رود که در ذیل به مواردی اشاره شده‌است:

  • اولین نقشه برداری فنی و تخصصی کشور (راه بندرلنگه به بوشهر)
  • اولین راهسازی مدرن و علمی ایران (راه تهران به شمشک)
  • اولین مدیر عامل شرکت ملی نفت ایران
  • پایه گذاری اولین مدارس عشایری کشور
  • پایه گذاری دارالمعلمین عالی
  • پایه گذاری دانشسرای عالی
  • ساخت اولین رادیو در کشور
  • راه اندازی اولین آنتن فرستنده در کشور
  • راه اندازی اولین مرکز زلزله شناسی کشور
  • راه اندازی اولین رآکتور اتمی سازمان انرژی اتمی کشور
  • راه اندازی اولین دستگاه رادیولوژی در ایران
  • محاسبه و تعیین ساعت ایران
  • پایه گذاری اولین بیمارستان خصوصی در ایران, به نام بیمارستان «گوهرشاد»
  • شرکت در پایه گذاری فرهنگستان ایران و ایجاد انجمن زبان فارسی
  • تدوین اساسنامه طرح تاسیس دانشگاه تهران
  • پایه گذاری دانشکده فنی دانشگاه تهران
  • پایه گذاری دانشکده علوم دانشگاه تهران
  • پایه گذاری شورای عالی معارف
  • پایه گذاری مرکز عدسی سازی اپتیک کاربردی در دانشکده علوم دانشگاه تهران
  • پایه گذاری بخش آکوستیک در دانشگاه و اندازه گیری فواصل گامهای موسیقی ایرانی به روش علمی
  • پایه گذاری و برنامه ریزی آموزش نوین ابتدایی و دبیرستانی
  • پایه گذاری موسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران
  • پایه گذاری مرکز تحقیقات اتمی دانشگاه تهران
  • پایه گذاری سازمان انرژی اتمی ایران
  • پایه گذاری اولین رصدخانه نوین در ایران
  • پایه گذاری مرکز مدرن تعقیب ماهواره‌ها در شیراز
  • پایه گذاری مرکز مخابرات اسدآباد همدان
  • پایه گذاری انجمن موسیقی ایران و مرکز پژوهشهای موسیقی
  • پایه گذاری کمیته پژوهشی فضای ایران
  • ایجاد اولین ایستگاه هواشناسی کشور (در ساختمان دانشسرای عالی در نگارستان دانشگاه تهران)
  • تدوین اساسنامه و تاسیس موسسه ملی استاندارد
  • تدوین آیین نامه کارخانجات نساجی کشور و رساله چگونگی حمایت دولت در رشد این صنعت
  • پایه گذاری واحد تحقیقاتی صنعتی سغدایی (پژوهش و صنعت در الکترونیک, فیزیک, فیزیک اپتیک, هوش مصنوعی)
  • راه اندازی اولین آسیاب آبی تولید برق (ژنراتور) در کشور
  • ایجاد اولین کارگاههای تجربی در علوم کاربردی در ایران
  • ایجاد اولین آزمایشگاه علوم پایه در کشور
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم بهمن 1388ساعت 18:0  توسط اشکان  | 
فیلم راز بهترین و زیباترین فیلمی هست که تا به حال دیدم ، موضوع اصلی فیلم در مورد قانون جذب و چگونگی بکارگیری آن در زندگی می باشد.

از آنجایی که شاید عده ای هنوز نام این فیلم را نشنیده باشند و از قانون جذب و قدرت آن بی خبر باشند من از گوشه گوشً اینترنت مطالبی هر چند مختصر را در مورد این فیلم و قانون جذب در این پست برای شما جمع آوری کردم که می تونید مطالعه کنید و اطلاعات تقریبا کاملی از این جریان بدست بیارید.

همچنین فیلم راز به صورت دوبله فارسی که از شبکه 4 پخش شد توسط حسین جان دوست خوبم به صورت دی وی دی در اختیار من قرار گرفت که من ریپ شده فیلم را برای شما روی سرور رپیدشیر آپلود کردم تا بتونید دانلود کنید و از دیدن بزرگترین فیلم تاریخ لذت ببرید تا شاید زندگی جدیدی با فکر ، توانایی ، انگیزه ، اشتیاق جدیدی را شروع کنید.

the-secret.gif

فقط چیزهایی به سمت تو می آیند و نصیب ات می شوند که تو چهار مرحله را برای رسیدن به آنها طی کرده باشی:

1- آنها را خواسته باشی و در واقع صدا زده باشی . که اینکار به صورت فکر کردن به آن خواسته شروع می شود.

2- یقین داشته باشی که به محض طلب و خواستن ات چیزی در جهان هستی شروع به تغییر و سازماندهی و دوباره چیدن دنیا می شود که تو به خواسته ات برسی.

3- تا لحظه وصال یعنی تا لحظه رسیدن به آنچه طلب کرده ای طوری فکر کنی و رفتار کنی و از همه مهم تر احساس کنی که انگار به آن چیز رسیده ای!

4- از کاینات و جهان هستی به خاطر هر چه به شما می دهد و داده و خواهد داد تشکر و سپاسگذاری کنید.

هر شرایطی که الآن در آن قرار دارید چه پولدارید چه فقیر. چه خوشبختید چه آزرده خاطر همگی به خاطر این است که شما قانون جذب را برای شرایط فعلی خودتان به کار گرفته اید.

ما آنچه می شویم که می خواهیم و می توانیم آرزو هایمان را به کاینات مانند یک رستوران سفارش دهیم تا عالم به آن پاسخ بگوید و آن آرزو را برای ما بر آورده کند.در واقع راز ، بیان گر قانون جذب است که این قانون می گوید : ” به هر چیزی فکر کنی به طرف تو جذب می شود” اگر چه این قانون به ظاهر شاید چیز عجیبی به نظر برسد اما اگر هر کدام از ما زندگی گذشته مان را نگاه کنیم ، به این که این قانون در زندگی ما بوده و ما بی آن که متوجه شویم از آن اسنفاده می کردیم ، پی خواهیم برد و شگفت زده خواهیم شد…. کوچک ترین مثال آن که بسیار زیاد در زندگی خیلی ها رخ داده این است که برای مثال دوستی را مدت زیادی است ملاقات نکرده ایم…اما چند روزی است که به او فکر می کنیم و در خیالمان تصور می کنیم که با او هستیم ، قدم می زنیم یا صحبت می کنیم..اتفاق جالبی که رخ می دهد این است که خبری از او می شنویم… یا او را به طور اتفاقی ملاقات می کنیم و یا نامه ای از او دریافت می کنیم و ….

مورد دیگر که به طور چشم گیر در زندگی خیلی از ما رخ می دهد این است که به خودمان می گوییم من در آینده می خواهم وارد این کار شوم یا این کار را انجام دهم یا در امتحان نمره ی خوبی را کسب کنم و در عین نا باوری به هر کدام از این آرزو هایی که داشتید رسیده اید ….اما به بعضی ها هم نرسیده اید…آیا اینکه شما به بعضی از خواسته هایتان نرسیده اید ، این قانون یعنی قانون جذب را نقض نمی کند…..در واقع اشتباه از طرف شماست و به این دلیل است که چهار مرحله اساسی قانون جذب یعنی طلب ، یقین به اجابت ، وانمود کردن و احساس اینکه طلب ات را گرفته ای و تشکر و سپاس را درست عمل نکرده ای.

راز = قانون جذب……

قانون جذب می گوید : به هر چیزی که فکر می کنید ، آن چیز به سمت شما جذب می شود. شروع کار با فکر است. پس باید به شدت مواظب چیزهایی که روی آنها تمرکز می کنیم و به آنها توجه می کنیم باشیم. در واقع تمام چیزی هایی که در ذهن شما می گذرد را شما به سمت خودتان جذب می کنید. ….. ساده ترین ذهنیتی که می توان از قانون جاذبه داشت ، این است که خودمان را به شکل یک آهن ربا فرض کنیم. ومی دانید که می توانید چیز های دیگر را می توان با نیروی خودتان جذب کنید.نقش هر کسی به عنوان یک انسان ، پایبندی به افکارمان در مورد چیز هایی است که می خواهیم و باید در ذهنمان مشخص کنیم که چه چیزی می خواهیم….و از این جا ما شروع به احضار یکی از بزرگترین قوانین کاینات می‏ کنیم.اون قانون جذب است . شما چیزی را که بیشتر به آن فکر می کنید جذب می کنید .

این اصل را می توان به صورت خلاصه در سه عبارت ساده بیان کرد:

1- افکار

2- تبدیل می شوند به

3- اجسام

چیزی که بیشتر مردم از آن اطلاع ندارند این است که هر فکر فرکانس خاص خودش را دارد. هر فکری یک فرکانس دارد…ما می توانیم یک فکر را اندازه بگیریم. به همین خاطر اگر یک فکر را بار ها و بار ها در ذهنتان بیاورید مثل خریدن ماشین آخرین مدل – تاسیس یک شرکت- پیدا کردن همسر دلخواهتان و …. آن موقع شما دارید آن فرکانس را به صورت پیوسته منتشر می کنید…. بیشتر مردم به این فکر می کنند که چه چیز هایی را نمی خواهند و تعجب میکنند که چرا برایشان بارها و بار ها رخ می دهد.

در واقع قانون جاذبه هیچ اهمیتی نمی دهد که شما چه چیزی را خوب و چه چیزی را بد به ذهنتان می آورید… و این که شما آن چیر را می خواهید یا نمی خواهید . جاذبه به افکار شما پاسخ می دهد

بنابراین اگر شما یک جا نشسته اید و به کوهی از بدهکاری ها نگاه می کنید ، و احساس بسیار بدی دارید ، این همان سیگنالی است که دارید به کاینات عرضه می دارید . و این چیزی است که بیشر بدست خواهید آورد در موقعی که در ذهنتان چیزی را نمی خواهید و در درونتان فریاد عقب راندن آن چیز را می زنید ، در واقع آن را عقب نمی رانید ! بلکه آن را به سمت خود می کشیدشما فکر آن چیزی را که نمی خواهید را فعال می کنید و حالا قانون جاذبه چیز هایی از همین قبیل را سر راه شما قرار می دهد.

دانلود قسمت اول

دانلود قسمت دوم

دانلود قسمت سوم

دانلود قسمت چهارم

دانلود قسمت پنجم

دانلود قسمت ششم

دانلود قسمت هفتم

دانلود قسمت هشتم

نکته : بعد از دریافت همه قسمت ها با استفاده از برنامه Winrar همه قسمت ها را با هم Join کنید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم بهمن 1388ساعت 17:57  توسط اشکان  | 
افراد ثروتمند و ميليونر خود ساخته باهوش تر و برتر از شما نيستند. اما آنها از يك سري اسرار ويژه براي ثروتمند شدن بهره گرفته اند كه شما نيز ميتوانيد با پيروي از آنها حداقل كسب و كار خود را رونق بخشيد.

1- روياهاي بزرگي در سر داشته باشيد. افكار بزرگ زندگي شما را متحول خواهد ساخت.

2- يك تصوير خاص از مقصد مسير خود در ذهن تان ترسيم كنيد. هر اندازه اين تصوير مشخص تر و خاص تر باشد امكان دستيابي شما به آن بيشتر خواهد بود.

3- به گونه اي رفتار كنيد كه گويي شما مالك كسب و كارتان ميباشيد. ولو آنكه براي شخص و شركت ديگري كار ميكنيد. اين نگرش شما بذرهاي موفقيت و استقلال شغلي را در سرنوشت شما خواهد كاشت.

4- شغل خود را دوست داشته باشيد. چنانچه به آن علاقه مند نميباشيد آن را رها كنيد. با “نه” گفتن به شغلي كه تنها براي پول انجامش ميدهيد شغل دلخواه خود را همچون آهن ربا جذب خود خواهيد كرد.

5- يك گروه خوش فكر تشكيل دهيد. با افرادي كه متعهد به ايجاد يك شغل بزرگ هستند جلسه تشكيل دهيد. انديشه ها و ايده هاي خود را با يكديگر در ميان بگذاريد و از يكديگر پشتيباني كنيد.

6-همواره ضوابط اخلاق كاري را رعايت كنيد.

7- پيشرفت و بهبودي دائم و بي وقفه در شغل خود را سر لوحه اعمال خود قرار دهيد. هميشه به علم خود بيفزاييد.

8- به شغل خود بعنوان يك خدمت رساني بنگريد. ياري رساندن به ديگران كسب و كار شما را رونق خواهد بخشيد.

9- از تمام جزئيات و ريزه كاريهاي شغل خود آگاهي يابيد. اين پيشه شماست.

10- مترصد فرصتها باشيد. هر لحضه ممكن است بر در شما بكوبد. آيا شما آماده هستيد؟

11- تناسب اندام خود را حفظ كنيد. ذهن توانمند جسم نيرومندي پديد مي آورد. بدن ضعيف معلول ذهن ضعيف ميباشد. سلامت جسماني و رواني شما اساس موفقيت شما در زندگي ميباشد.

12- زندگي خود را اولويت بندي كنيد. ابتدا كارهاي مهم تر را به انجام رسانيد.

13- پيش از آنچه مشتري انتظار دارد به وي خدمت ارائه دهيد. اين عمل اعتماد سازي  كرده و مشتريان شما را افزايش ميدهد.

14- فرد منظبطي باشيد. زندگي خود را  از فعاليتها و افرادي كه موجبات پيشرفت و بالنگي شما را فراهم مي آورند، پر كنيد. فعاليتهايي كه بر زندگي شما اثر منفي مي گذارند را از خود دور سازيد.

15- نخست به خودتان پرداخت كنيد. اين نخستين قانون متمولان است. پس انداز را هيچگاه فراموش نكنيد.

16- هر از چند گاهي تنهايي را تجربه كنيد. در زمان تنهايي به نداي درون و انديشه هاي ذهن خود گوش فرا دهيد و برنامه ريزيهاي خلاقانه كنيد.

17- بسوي برتري گام برداريد. بهترين را ارج دهيد و به كمتر از آن قانع نباشيد.

18- صداقت و درستكاري بهترين سياست است. خود و خواسته هاي خود را بشناسيد و آنها را هميشه صادقانه بيان داريد.

19-در روند تصميم گيري سريع عمل كرده و در تغيير آنها كند و آهسته باشيد.

20- شكست گزينه شما نخواهد بود. تمام افكار شما بايد بر موفقيت متمركز باشد. شما بايد موفق گرديد.

21- در دستيابي به اهدافتان مصمم باشيد. پافشاري سرسختانه اعتماد بنفس شما را تقويت كرده و شما را به پيروزي نهايي نزديك ميكند.

22-بر خلاف جريان آب شنا كنيد.هيچگاه از ايده ها،عقايد و رويكردهاي نو نهراسيد.

23-بروي فرصتها تمركز كنيد و نه بروي موانع.

24- سه عنصر ترس، پشت گوش اندازي و تنبلي را از زندگي خود بيرون اندازيد.

25-به خاطر داشته باشيد اغلب افرادي كه در كنار شما زندگي ميكنند از پيشرفت و ثروتمند شدن شما خوشنود نخواهند شد و ممكن است در  اين مسير مرتبا شما را از دستيابي به اهدافتان دلسرد سازند. تنها به اهداف خود بينديشيد و آنها را ناديده بگيريد.

26- ياد بگيريد خودخواه باشيد. خودخواهي به معني ناديده گرفتن حقوق ديگران نيست. بلكه به مفهوم ارج نهادن به خواسته ها و آرزوهاي خودتان و مقدم دانستن آنها بر خواسته هاي ديگران است.

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم بهمن 1388ساعت 17:53  توسط اشکان  | 

پس شما هم بالاخره به درآمد خوبي دست پيدا كرده ايد ومي خواهيد آنرا به همه دنيا نشان دهيد. بايد هم اينگونـه باشد. اما اگر پولداري را در خريدن يك اتومبيل زرق و برقي، كت و شلوار شيك و شبهاي پر خرج در شهر مي دانيـد، درتفكر خود تجديد نظر كنيد.

يك فرد ثروتمند زيرك براي از پيش بردن ثروتش كار مي كند،بنابراين آنرا عاقلانه بنمايش مي گذارد. اگر فقط خود نمايي كنيد، طولي نخواهد كشيد كه به جرگه هزاران هزار بدهكارديگر خواهيد پيوست.

البته نكات زير بايد بر طبق درآمدتان تنظيم گردد. با اينـحـال بوسيله اقتباس نمودن عادات ميليونرهـا مي تواند به يكي از آنها تبديل شويد.

1- ريسك كنيد
ريسك كردن بخشي از كسب درآمد است. هر سرمايه گذاري به شما خواهد گفت كه هر قدر ريسكي بزرگتر باشد، ميزان سرمايه برگشتي بالقوه آن بيشتر خواهد بود. افراد با برگزيدن راه امن پولدار نمي شوند. اين مخاطره طلبي هاي حساب شده و دقيق است كه ميتواند يك شخص را به نتيجه برساند. اگر براي خود بيشتر ميخواهيد، بايد سربازي شجاع باشيد. اطرافيان شما را بدليل استفاده از فرصتهاي مخاطره آميزه و در عين حال سودآور مورد تحسين قرار خواهند داد.

2- هوشيارانه سخاوتند باشد
هوشيارانه سخاوتمند بودن بدان معنا نيست كه بايد براي همه افرادي كه دور و برتان هستند نوشيدني بخريد. كشيده شدن بسوي چنين عاداتي شما را مستقيما راهي مسكين خانه خواهد كرد. براي دوستان و همكارانتان ريخت و پاش كنيد، اما نه بطور هميشگي و فقط هر از چندگاهي. اگر قدرشناس بوده و ارزشش را داشته باشند، اين سخاوتمندي شما را بخاطر سپرده و روزي دو برابر آنرا جبران خواهند كرد.

نوعدوست و خيرخواه ديگران باشيد؛ پرداختن پول به افراد مستحق ميتواند منجر به سرشناسي و شناخت شما گردد. كمك هزينه هاي تحصيلي و وجوه خدا پسندانه هميشه منتسب به افراد سخاوتمند ميباشند. در اين صورت ميتواند خواستار معافيت مالياتي نيز بشويد.

3- با افراد ممتاز جامعه ارتباط برقرار كنيد
ارتباط يك مسئله است، ارتباط با افراد شايسته مسئله اي ديگر. شما بايد حداكثر تلاش خود را براي نزديك شدن به افرادي كه داراي نقدينگي و گردش مالي بالايي ميباشند بكار بنديد. آنها را تماشا كرده، از آنها بياموزيد و سعي كنيد به بخشي از گروه آنها تبديل شويد. توسط آميختن با نخبگان ميتوانيد كتابچه اي حاوي مشخصات و خصوصيات افراد سرآمد براي خود تهيه كنيد. حتي ممكن است به اطلاعاتي مفيد كه منجر به درآمد بيشتر شما گردد دست يابيد.

4- بر سرمايه گذاري هاي خود نظارت كنيد
ثروت مستلزم كار و تلاش است. دارايي ها همانند كودكان ميباشند. اگر مراقبشان نباشيد ممكن است ناگهان سركشي كنند.  پلهو به پهلو با شركتهايي كه در آنها سهام داريد حركت نموده و نحوه عملكرد آنها را مورد بررسي قرار دهيد. مجلات، نشريات و مقالات اقتصادي را مورد مطالعه قرار دهيد. از كارشناسان و مشاوران مالي كمك بگيريد. با اين عمل اطلاعات پولي خود را غني و پر بار خواهيد نمود: يك خصوصيات ضروري براي ميليونرها.

5- دور انديشي را پرورش دهيد
انسان ميليونر خواسته هاي خود را برآورده ميكند چرا كه ديدگاه شگفت انگيزي نسبت به فرصتها دارد. او روند كار را در حال توسعه مي بيند و ميتواند اتفاقات سودمند بعدي را پيش بيني كند. اين پيش گويي لزوما ذاتي و بالفطره نبوده بلكه بوسيله مطالعات مداوم در مورد بازار كه منجر به تبديل دانش به حس ششم ميگردد، بوجود مي آيد. چشمهاي خود را براي فرصتهاي ايجاد درآمد تيز كنيد.

6- امور را محول كنيد
شما نمي توانيد در هر كاري شماره يك باشيد، اما ميتوانيد بهترين وكالت دهنده باشيد. بجاي اتلاف وقت براي آموختن همه چيز، افراد ماهر را براي انجام كارها مورد استفاده قرار دهيد. اگر مشكل مالياتي داريد، آنرا به دست يك حسابدار زبده بسپاريد. اگر مسئله اي قانوني وجود دارد، يك وكيل استخدام كنيد. پول بطرز صحيحي خرج خواهد شد زيرا از اتلاف وقت شما جلوگيري نموده و از بروز اشتباهات احتمالي ممانعت بعمل خواهد آمد. واگذاري امور خصوصيت اصلي يك مدير خوب بشمار ميرود. اين را بخاطر داشته باشيد.

7- متمركز بمانيد
انسان ثروتمند براي خود ماموريتي شفاف با اهدافي استوار در نظر ميگيرد. او نگاهي مصصم و پايدار به نتيجه كارش داشته و هرگز از مسير خود تغيير جهت نمي دهد. همين كار را انجام دهيد: ديدگاه شخصيتان و نحوه رسيدن به آنرا بنوسيد. هرگاه در مشكلات كوچك روزانه گرفتار آمديد، آن اهداف را به خود يادآوري كنيد. به هر مسئله اي كه برخورد كنيد، ديدگاهتان شما را با انگيزه نگاه خواهد داشت.

8- خريدهاي خود را ارتقاء دهيد
آنچه را كه سزاوارش هستيد به خود بدهيد: يك اتومبيل جديد، بهترين اتاقي كه ميتوانيد در يك هتل رزو كنيد، يا واگن درجه يك در قطار. با اينكه يك ميليونر پولش را عاقلانه خرج ميكند، ميداند خوب است كه انسان با خودش هميشه خوش رفتاري داشته باشد.

9- سرگرميهاي بخصوصي داشته باشيد
ثروت مترادف است با مهارت. اگر مهارت خاصي نداشته باشيد بسختي ميتوانيد در زمره افراد نخبه و ممتاز قرار بگيريد. بنابراين خود را با سرگرميهاي مختلف مشغول كنيد تا در چنين موقعيتي قرار بگيريد. عضو يك باشگاه درجه يك بيليارد يا بولينگ شويد. از رستوران، نوشيدنيها و امكانات خوب آنجا لذت ببريد. زمانيكه بهترين هستيد و بهترينها را انجام ميدهيد بسيار بيشتر مورد احترام و توجه قرار خواهيد گرفت.
پول به دنبالش خواهد آمد
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
وانمود كنيد تا بدستش آوريد. اين نكته كوچك تقريبا در مورد همه چيز صحت دارد و موفقيت نيز مستثني از آن نيست. اگر ميتوانيد همگي عادات گفته شده در بالا را در زندگي خود اعمال كنيد، نگرش مورد نياز را كسب خواهيد نمود. پول جذب افرادي ميشود كه ميدانند چگونه بايد با آن رفتار كنند.




24 01 2008

  “یـک راه حـاضـر آمـاده برای از دست دادن دوستانتان،پـــول قرض دادن به آنها است. راه حاضر آماده ی دیگـرپول قرض ندادن به اوست. “—جرج جین ناتان کاملاً مشخص است که پول و دوستان را نمی توان باهـم داشـت. نـمــی دانم چقدر در دوستیتان صمیمی هـستید، اما وقتی صحبت پول می رسد، دوستی هاهـمیـشه کـنـار رفـتــه و نفس انسان ها جلو می آید.
زمانی که در مورد پول یا مسائل مالی صحبت می کنید، هیچگاه خوب تمام نمی شود. صدها بار در زندگی با این مسئله روبه رو شده ام. دو مرد محترم و دو دوست صمیمی چطور از برادران خونی به دشمنان خونی تبدیل می شوند. چرا؟ چون یکی از آنها پولی داشته است که متعلق به دیگری بوده است، حال ممکن است این پول قرض یا سود یک معامله بوده باشد. حتی اگر سالیان سال هم با هم دوست بوده باشید، اگر یکی از طرفین احساس کند که معامله ی بدی با او می شود، این دوستی به کلی فراموش و نابود خواهد شد. در اینجا به دو اتفاق که می تواند یک دوستی را بر هم زند اشاره می کنیم. اتفاق اول:  شما به دوستتان پول قرض می دهید
بله، سریعترین راه برای از دست دادن یک دوست این است که به او پول قرض بدهید. مردم به ندرت روی حرفشان می ایستند و به حرفشان عمل می کنند. من به طبیعت و سرشت برخي انسان ایمان ندارم و به همین دلیل بر طبق همین باور زندگی می کنم. حتی در بین انسانهای عاقل و دانا نیز به ندرت به کسی اعتماد می کنم. به همین دلیل من یاد گرفته ام که قرض دادن پول به یک دوست یکی از دو نتیجه ی زیر را در بر خواهد داشت: نتیجه ی 1:  متوجه خواهید شد که آن پول را به او هدیه داده اید نه قرض، چون نمی بینید که قصد برگرداندن این قرض را داشته باشد و شما هم قصد ندارید که به زور آن پول را پس بگیرید. نتیجه ی 2:  شما پولتان را از آن دوست پس می گیرید و آن دوست را از دست می دهید چون در گیر و دار دعواها و مشاجره ها سر پس گرفتن پول ممکن است توهین های زیادی هم به او کرده باشید. در این حالت شما پولتان را به دست آورده اید اما دوستی را از دست داده اید که حتی نمی داند چرا شما از دستش ناراحت هستید. از طرف دیگر این همان دوستی است که قول و قرارهای خود را فراموش کرده است، حالا بگویید ارزش واقعی این دوست چقدر است؟ جواب منفی بدهید. اگر شما هم از آن دسته افرادی هستید که نمی توانید این خصوصیت دلرحمی را از خود دور کرده و عادت کرده اید به همه ی آدم ها کمک کنید، در اینجا چند توصیه برایتان داریم:
هر میزان پولی که قرض می دهید را به منزله ی پولی که از دست می دهید بدانید. آن را به حساب سادگي خودتان بگذارید. به خاطر همین بیش از اندازه به کسی پول قرض ندهید.
وثیقه بگیرید. ممکن است در ابتدا از این کار سر باز زند، اما شما هم بدون دریافت وثیقه هیچ پولی کف دست او نگذارید. چیزی با ارزشی بیش از پولی که قرض داده اید از او طلب کنید چون در غیر این صورت ممکن است پولتان را پس ندهد.
از همان روز اول برنامه ای برای پس دادن پول تنظیم کنید. آن را روی صفحه ای کاغذ نوشته و آن فرد را مجبور کنید هر ماه طبق آن برنامه پول را به شما پس بدهد.
تا زمانی که همه ی پول خود را پس نگرفته اید، پول بیشتری به او قرض ندهید.
اتفاق دوم:  با دوستتان کاری را شروع می کنید
با بهترین دوستتان وارد کاری می شوید. در ابتدا همه چیز خوب پیش می رود. ممکن است در آن کار موفق شوید یا اینکه شکست بخورید. در هر دو حالت مشکلات آغاز خواهد شد. هر کدام از شما ممکن است این پیروزی را نتیجه ی اعمال خودتان بدانید و شکست را تقصیر دیگری بیندازید. در این دو حالت یا پول وارد جیبتان می شود یا پولتان را از دست می دهید. اینجاست که بیشتر فکر حساب بانکیتان هستید تا دوستیتان. حتی ممکن است مشکلاتی که وقتی در کار موفق می شوید ایجاد می شود بسیار بیشتر از زمانی باشد که شکست می خورید. چون آنجاست که دعواها و مشاجرات سر پول شروع می شود و هر کدام طلب پول بیشتری می کنند. وقتی پول وسط باشد، هر کسی خود را به هر زحمتی می اندازد تا به آن برسد، حتی ممکن است خیلی چیزها را سر راه خود نابود کند، مثل دوستی هایش. وقتی در آن کار شکست می خورید هم که وضعیت کاملاً مشخص است. اینجا هر کسی تقصیر را گردن آن دیگری می اندازد و پول از دست رفته ی خود را از او طلب می کند. اینجا هم توصیه هایی برای شما داریم:

از همان روز اول بدانید که دوستی خود را از دست خواهید داد. به هر نحوی چیزی اتفاق خواهد افتاد که مشکلاتی برای دوستیتان پیش خواهد آمد. ممکن است حتی زنها و دوست دخترهایتان باعث و بانی این مشکلات شوند. دو دوست داشتم که برای سالیان متمادی با هم کار می کردند. همه چیز به خوبی پیش می رفت تا زمانی که هر دو ازدواج کردند. این دو زن از یکدیگر متنفر بودند و شروع کردند در گوش شوهرهایشان زمزمه کردن تا اینکه کار موفق این دو دوست کاملاً برهم خورد.
همه چیز را باید قبل از شروع کار امضا کنید. چون هر آن ممکن است افراد زیر قول خود بزنند. وقتی هنوز کار را به طور رسمی آغاز نکرده اید، همه هر چیزی را امضا خواهند کرد. اما وقتی که در آن کار کمی پول در آمد، همه فقط فکر منافع خود خواهند بود.
فرضیه سازی نکنید. همیشه مشخص کنید که چه کسی چه کاری انجام دهد و هر کس چه مسئولیتی دارد.
اگر کسی که می خواهید با او کار را آغاز کنید دوستتان است اما بسیار با سیاست و دانا است، اصلا و ابدا فکر جلو زدن از او به مخیله تان خطور نکند. سعی کنید فقط کار خودتان را انجام دهید و با سایر مسائل کاری نداشته باشید. به نفعتان است.

مثل یک مرد بگویید “نه” !
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
دوستی می خواهد که به او پول قرض بدهید یا با او کاری را شروع کنید. به او بگویید “من تو را بیش از اینکه این کار را بکنم دوست دارم.” او به شما خواهد خندید، شما هم همینطور. او را به یک نوشیدنی دعوت کرده و صحبت را عوض کنید. و امیدوار باشید که او این فکر را فراموش کند.

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم بهمن 1388ساعت 17:52  توسط اشکان  | 

پس شما هم بالاخره به درآمد خوبي دست پيدا كرده ايد ومي خواهيد آنرا به همه دنيا نشان دهيد. بايد هم اينگونـه باشد. اما اگر پولداري را در خريدن يك اتومبيل زرق و برقي، كت و شلوار شيك و شبهاي پر خرج در شهر مي دانيـد، درتفكر خود تجديد نظر كنيد.

يك فرد ثروتمند زيرك براي از پيش بردن ثروتش كار مي كند،بنابراين آنرا عاقلانه بنمايش مي گذارد. اگر فقط خود نمايي كنيد، طولي نخواهد كشيد كه به جرگه هزاران هزار بدهكارديگر خواهيد پيوست.

البته نكات زير بايد بر طبق درآمدتان تنظيم گردد. با اينـحـال بوسيله اقتباس نمودن عادات ميليونرهـا مي تواند به يكي از آنها تبديل شويد.

1- ريسك كنيد
ريسك كردن بخشي از كسب درآمد است. هر سرمايه گذاري به شما خواهد گفت كه هر قدر ريسكي بزرگتر باشد، ميزان سرمايه برگشتي بالقوه آن بيشتر خواهد بود. افراد با برگزيدن راه امن پولدار نمي شوند. اين مخاطره طلبي هاي حساب شده و دقيق است كه ميتواند يك شخص را به نتيجه برساند. اگر براي خود بيشتر ميخواهيد، بايد سربازي شجاع باشيد. اطرافيان شما را بدليل استفاده از فرصتهاي مخاطره آميزه و در عين حال سودآور مورد تحسين قرار خواهند داد.

2- هوشيارانه سخاوتند باشد
هوشيارانه سخاوتمند بودن بدان معنا نيست كه بايد براي همه افرادي كه دور و برتان هستند نوشيدني بخريد. كشيده شدن بسوي چنين عاداتي شما را مستقيما راهي مسكين خانه خواهد كرد. براي دوستان و همكارانتان ريخت و پاش كنيد، اما نه بطور هميشگي و فقط هر از چندگاهي. اگر قدرشناس بوده و ارزشش را داشته باشند، اين سخاوتمندي شما را بخاطر سپرده و روزي دو برابر آنرا جبران خواهند كرد.

نوعدوست و خيرخواه ديگران باشيد؛ پرداختن پول به افراد مستحق ميتواند منجر به سرشناسي و شناخت شما گردد. كمك هزينه هاي تحصيلي و وجوه خدا پسندانه هميشه منتسب به افراد سخاوتمند ميباشند. در اين صورت ميتواند خواستار معافيت مالياتي نيز بشويد.

3- با افراد ممتاز جامعه ارتباط برقرار كنيد
ارتباط يك مسئله است، ارتباط با افراد شايسته مسئله اي ديگر. شما بايد حداكثر تلاش خود را براي نزديك شدن به افرادي كه داراي نقدينگي و گردش مالي بالايي ميباشند بكار بنديد. آنها را تماشا كرده، از آنها بياموزيد و سعي كنيد به بخشي از گروه آنها تبديل شويد. توسط آميختن با نخبگان ميتوانيد كتابچه اي حاوي مشخصات و خصوصيات افراد سرآمد براي خود تهيه كنيد. حتي ممكن است به اطلاعاتي مفيد كه منجر به درآمد بيشتر شما گردد دست يابيد.

4- بر سرمايه گذاري هاي خود نظارت كنيد
ثروت مستلزم كار و تلاش است. دارايي ها همانند كودكان ميباشند. اگر مراقبشان نباشيد ممكن است ناگهان سركشي كنند.  پلهو به پهلو با شركتهايي كه در آنها سهام داريد حركت نموده و نحوه عملكرد آنها را مورد بررسي قرار دهيد. مجلات، نشريات و مقالات اقتصادي را مورد مطالعه قرار دهيد. از كارشناسان و مشاوران مالي كمك بگيريد. با اين عمل اطلاعات پولي خود را غني و پر بار خواهيد نمود: يك خصوصيات ضروري براي ميليونرها.

5- دور انديشي را پرورش دهيد
انسان ميليونر خواسته هاي خود را برآورده ميكند چرا كه ديدگاه شگفت انگيزي نسبت به فرصتها دارد. او روند كار را در حال توسعه مي بيند و ميتواند اتفاقات سودمند بعدي را پيش بيني كند. اين پيش گويي لزوما ذاتي و بالفطره نبوده بلكه بوسيله مطالعات مداوم در مورد بازار كه منجر به تبديل دانش به حس ششم ميگردد، بوجود مي آيد. چشمهاي خود را براي فرصتهاي ايجاد درآمد تيز كنيد.

6- امور را محول كنيد
شما نمي توانيد در هر كاري شماره يك باشيد، اما ميتوانيد بهترين وكالت دهنده باشيد. بجاي اتلاف وقت براي آموختن همه چيز، افراد ماهر را براي انجام كارها مورد استفاده قرار دهيد. اگر مشكل مالياتي داريد، آنرا به دست يك حسابدار زبده بسپاريد. اگر مسئله اي قانوني وجود دارد، يك وكيل استخدام كنيد. پول بطرز صحيحي خرج خواهد شد زيرا از اتلاف وقت شما جلوگيري نموده و از بروز اشتباهات احتمالي ممانعت بعمل خواهد آمد. واگذاري امور خصوصيت اصلي يك مدير خوب بشمار ميرود. اين را بخاطر داشته باشيد.

7- متمركز بمانيد
انسان ثروتمند براي خود ماموريتي شفاف با اهدافي استوار در نظر ميگيرد. او نگاهي مصصم و پايدار به نتيجه كارش داشته و هرگز از مسير خود تغيير جهت نمي دهد. همين كار را انجام دهيد: ديدگاه شخصيتان و نحوه رسيدن به آنرا بنوسيد. هرگاه در مشكلات كوچك روزانه گرفتار آمديد، آن اهداف را به خود يادآوري كنيد. به هر مسئله اي كه برخورد كنيد، ديدگاهتان شما را با انگيزه نگاه خواهد داشت.

8- خريدهاي خود را ارتقاء دهيد
آنچه را كه سزاوارش هستيد به خود بدهيد: يك اتومبيل جديد، بهترين اتاقي كه ميتوانيد در يك هتل رزو كنيد، يا واگن درجه يك در قطار. با اينكه يك ميليونر پولش را عاقلانه خرج ميكند، ميداند خوب است كه انسان با خودش هميشه خوش رفتاري داشته باشد.

9- سرگرميهاي بخصوصي داشته باشيد
ثروت مترادف است با مهارت. اگر مهارت خاصي نداشته باشيد بسختي ميتوانيد در زمره افراد نخبه و ممتاز قرار بگيريد. بنابراين خود را با سرگرميهاي مختلف مشغول كنيد تا در چنين موقعيتي قرار بگيريد. عضو يك باشگاه درجه يك بيليارد يا بولينگ شويد. از رستوران، نوشيدنيها و امكانات خوب آنجا لذت ببريد. زمانيكه بهترين هستيد و بهترينها را انجام ميدهيد بسيار بيشتر مورد احترام و توجه قرار خواهيد گرفت.
پول به دنبالش خواهد آمد
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
وانمود كنيد تا بدستش آوريد. اين نكته كوچك تقريبا در مورد همه چيز صحت دارد و موفقيت نيز مستثني از آن نيست. اگر ميتوانيد همگي عادات گفته شده در بالا را در زندگي خود اعمال كنيد، نگرش مورد نياز را كسب خواهيد نمود. پول جذب افرادي ميشود كه ميدانند چگونه بايد با آن رفتار كنند.

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم بهمن 1388ساعت 17:51  توسط اشکان  | 

در فیلم راز شاهد صحبت های بسیار زیادی راجع به این مطلب بودیم ، البته به نظر من به وضوح کامل به بیان این مطلب پرداخته نشد تکرار کلام در دستیابی به آرزو ها تاثیر زیادی دارد اما می توان از آن به عنوان یک وسیله بزرگ برای اعمال تغییرات در زندگی استفاده نمود. من طی یک سال گذشته از بزرگانی چون مارک فیشر ، اسپنسر جانسون ، دکتر آزمندیان و آقای حلت جملاتی را جمع آوری کردم که با تکرار آنها فقط روزی 10 بار تاثیر بسیار بزرگ و چشمگیری را در زندگی خود احساس کردم.

“اسم این جملات را جملات طلایی گذاشتم و آنها را در دفترچه یادداشت خودم نوشتم تا همیشه همراهم باشند”

من هر روز از هر لحاظ بهتر و بهتر می شوم

این جمله را آقای حلت تو یکی از سخنرانی های اخیرش گفت و من تکرار این جمله رو اول صبح جلوی آینه 10 بار پیاپی با صدای بلند به شما پیشنهاد می کنم ، واقعا باعث میشه یک روز خوب رو آغاز کنید.

من از افکار منفی دیگران در امان هستم

اگه اشتباه نکنم گفته اسپنسر جانسون تو کتاب قدرت دعا بود که می گفت این جمله باعث میشه که افکار دیگران تاثیر منفی روی شما نداشته باشه و همیشه باعث دور شدن افکار منفی از شما خواهد شد.

من در نور شفاف الهی قرار دارم

این جمله هم مانند بالایی تو کتاب قدرت دعا بود و بیانگر زندگی در جایگاهی مثبت و کامل که قابلیت نفوذ افکار منفی در آن وجود ندارد ، با تکرار این جمله شما خود را در نوری شفاف احساس می کنید و افکار منفی را به خود راه نخواهید داد.

بعد از تکرار این جملات طی یک زمان مشخص می توان این مطلب را درک کرد که اینها به کلیه مشکلات تلنگری نمی زنند و نیاز به جملات بیشتری احساس می شود کی میتوانید خودتان به لیست اضافه کنید ، من در مورد خودم نیاز به جملات زیر را احساس کردم و آنها را به لیست اضافه کردم.

من به تک تک آرزوهای خود در زمان تعیین شده می رسم

درآمد و دارایی من هر روز بیشتر و بیشر می شود

من هر روز سالم تر و شاداب تر می شوم

من حافظه خیلی قوی دارم و فراموش نمی کنم

و… جملات دیگری که چون شخصی هستند نمیتونم اینجا بگم.

شما هم می تونید لیست کاملی از این جملات به همراه جملات شخصی خود را تهیه کنید و حداقل روزی 10 بار آنها را تکرار کنید ، البته نباید توقع داشت که همان لحظه پاسخ یگیرید ، به مدت 3 روز پیاپی این کار را تکرار کنید ، تاثیر شگرف و باور نکردنی آن را در زندگی خود خواهید دید.

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم بهمن 1388ساعت 17:50  توسط اشکان  | 
دختران و زنان  در مقابل عوارض مغزي ناشي از مصرف الكل بسيار آسيب پذيرتر از مردان هستند

الکل باید به اندازه طول برزگراه تهران قزوین در بدن شما گردش کند تا ...

سي تي اسکن از مغز بيش از 150 داوطلب نشان داد زناني که به شدت مشروبات الکلي مصرف مي کنند، زودتر و بيشتر از مردان دچار آسيب مغزي مي شوند.

دانشمندان از قبل مظنون بودند که مردها بيش از زن ها در مقابل مشروبات الکلي مقاوم هستند.

تحقيقات تازه اي که در آلمان انجام شده شواهدي در تاييد اين موضوع فراهم مي کند.

تيم پژوهشگران دانشگاه هايدلبرگ يافته هاي خود را در نشريه "اعتياد به الکل" (Alcoholism) چاپ کرده اند.

نيمي از داوطلبان الکلي بودند و در ابتدا و انتهاي دوره مطالعه که براي شش هفته ادامه داشت، به روي کليه آنها اسکن مغزي انجام شد.

کساني که الکلي بودند در اين شش هفته براي معالجه اعتياد کمک دريافت کردند.

محققان با تحليل نتايج اسکن مغزي داوطلبان، شواهد آشکاري از آسيب مغزي در ميان الکلي ها پيدا کردند.

مغز اين دسته از داوطلبان به علت آتروفي يا ضايعات، کوچکتر از سايرين بود.

ضايعات مغزي

ميزان کاهش حجم مغز در مورد زناني که به شدت الکل مصرف مي کردند برابر با مردان الکلي بود، اما در دوره زماني بسيار کوتاه تري بر آنها عارض شد.

کارل مان، سرپرست اين رشته تحقيقات گفت که هرچند مردها عموما بيشتر الکل مي نوشند، اما زن ها احتمالا زودتر به آن معتاد شده و زودتر از آن آسيب مي بينند.

وي گفت ساير اختلالات مربوط به مصرف الکل، مانند ناراحتي قلبي، افسردگي و بيماري کبد، نيز در زنان زودتر از مردان ظاهر شد.

پروفسور مان گفت: "زنان در مقايسه با مردان معمولا در سنين بالاتر به مصرف الکل روي مي آورند، کمتر مي نوشند و برخي ممکن است استدلال کنند که زنان کمتر تحت تاثير الکل قرار مي گيرند.

"اما شواهد حاکي از پيشرفت سريعتر رويدادهايي است که به وابستگي زن ها به الکل منجر مي شود. اين شواهد نشان مي دهد که آثار منفي اعتياد به الکل نيز در زن ها زودتر ظاهر مي شود.

"اين نشان مي دهد که زن ها ممکن است در برابر مصرف مزمن الکل آسيب پذيرتر باشند."

وي گفت به همين دلايل است که شناسايي و درمان استفاده سوء از الکل در زن ها حتي واجب تر است. ( اين مطلب از سايت  b.b.c نقل شده است)

 

======================

ASHKAN-AHVAZ.BLOGFA.COM

رابطه نوشيدن الکل با خطر مرگ


پسران و دختران جوان  که الکل مي نوشند، در معرض خطر مرگ قرار دارند

پژوهشي جديد که روي مصرف کنندگان نوشابه هاي الکلي در بريتانيا انجام گرفته، نشان مي دهد که هر چه ميزان مصرف الکل در جوانان بيشتر شود، احتمال مرگ نيز بالا مي رود.

بر اساس نتايج اين پژوهش که در نشريه "برتيش مديکال" آمده است، حتي کساني که الکل را در حد متوسط مصرف مي کنند، نسبت به کساني که اصلا الکل نمي نوشند، بيشتر احتمال دارد که در نتيجه ابتلا به سرطان هاي مختلف مانند سرطان کبد و يا در اثر تصادفات و خشونت ها، جان خود را از دست بدهند.

در گذشته نتايج تحقيقاتي منتشر شد که نشان مي داد مصرف الکل در حد متعادل، سبب پيشگيري از بيماري هاي قلبي مي شود.  ولي پژوهش اخير نشان مي دهد که نتايج مثبت مصرف متعادل الکل تنها در مردان و پس از سن 35 سالگي ديده مي شود.

اين تحقيقات که توسط انجمن تحقيقات پزشکي بريتانيا صورت گرفته اند، توصيه مي کند که مردان، و به ويژه زنان، بايد مصرف الکل خود را کاهش دهند

 

شناخت الكل

مقدمه
الكل و آثار آن از دير باز برای بشر شناخته شده ‏است. هر چند حقيقت‏ و چگونگی عمل تخمير، در سده اخير مورد شناسايی قرار گرفته،ولی اصل اين پديده، از قديld ‏ترين اعمال شيميايی است كه تا به‏ حال شناخته ‏اند.

قرن‏ها پيش يكی از دانشمندان اسلامی به نام محمدبن زكرياى ‏رازی (متوفی به سال 311 ه.ق) از تقطير بخار شراب، ماده ا‏ی به ‏دست آورد كه ld ‏توانست علاوه بر كاربرد پزشكی به عنوان بهترين‏ حلال شيميايی مورد استفاده قرار گيرد، وی اين ماده را«الكحل‏»ناميد. (1) .

دليل اين نام‏گذاری دقيقا معلوم نيست، ممكن است علت آن،اهميت فراوان الكل در دانش كيميا باشد. (2) «كحل‏» به معنی سرمه ‏است و در ادبيات ما چيزی را كه ارزش زياد داشته و كمياب است، به ‏سرمه چشم تشبيه ld ‏كنند: 

ای اصل تو را برهمه احرار تقدم.

خاك قدمت ‏سرمه بينايی مردم.

نيز ممكن است اين نام‏گذاری، اشاره به طرز تهيه الكل در آن زمان‏ باشد، چرا كه اولين بار الكل از طريق تقطير مكرر شراب به دست آمد.پس وجه تسميه، تشابه الكل به سرمه، در چگونگی تهيه آن‏هاست.هر دو با زحمت تهيه ld‏شود و همان طور كه سرمه، جوهر سنگ‏ معينی است كه از ساييدن آن به دست ld ‏آيد، الكل نيز جوهر شراب ‏است كه از تقطير آن حاصل مى‏ شود. (3) .
1) جالب است كه در فرهنگ واژگان لاتين، هم اكنون الكل به اين شكل نوشته ld ‏شود:(Alcohol) و اين نشان م ى‏دهد كه نام اصلی اين ماده الكحل بوده و براثر كاربرد زياداين لفظ، حرف «ح‏» از آن حذف شده است.

2) از مهم‏ترين اعمال شيميايی، تركيب مواد است و الكل ld ‏تواند، به سهولت موادى ‏را كه به راحتی قابل حل نيستند با يكديگر تركيب نمايد.

3) مؤيد اين نظر، نام ديگر الكل در زبان عربی است كه به آن «اسبرتو» يا «سبيرتو»مى‏گويند. اين كلمه، معرب واژه [Spirit] در لاتين است كه به معنی روح ld ‏باشد.در واقع روح مشروبات مست كننده و ماده مؤثره آن‏ها را الكل تشكيل مى ‏دهد.


اهميت الكل
چنان كه خواهيم ديد الكل در زمان ما كاربرد فراوانی در صنايع‏ گوناگون پيدا كرده است; فی المثل استفاده از الكل بری ساخت‏ داروها به اندازه ا‏ی است كه برخی آن را كليد داروسازی دانسته ‏اند.هم چنين الكل در صنايع تبديلی، آرايشی و امور پزشكی و درآزمايشگاه‏ها به منظور نگهداری قطعات بدن انسان يا حيوان مورداستفاده قرار مى ‏گيرد.

از اين رو، عموم مردم مسلمان به ويژه صنعت كاران ودست‏اندركاران امور فوق همگی نيازمند شناخت احكام شرعى ‏مربوط به الكل مى ‏باشند. پرسش‏هايی كه از سوی مردم، اساتيد ودانشجويان رشته ‏های مربوط مطرح مى ‏شود، نشان دهنده اهميتى ‏است كه اين موضوع در زندگی روزمره دارد.

1- الكل و انواع آن
از نظر علم شيمی هر ماده‏ی كه در فرمول شيميايی آن عامل‏ هيدروكسيل(-OH) وجود داشته باشد، يك الكل محسوب مى ‏شود.الكل از مشتقات هيدروكربن هاست كه در آن‏ها هرمولكول، تركيبی ازچند اتم هيدروژن و كربن مى ‏باشد. نهايت، يك عامل (OH) جانشين ‏يك اتم هيدروژن مى ‏گردد. و بنابر تعداد عامل(OH) ، الكل‏ها را يك ياچند ظرفيت مى ‏گويند. (1) الكل انواع زيادی دارد كه  ذيلا به برخی ازآن‏ها اشاره مى ‏كنيم:

الف) الكل متيليك
ساده ‏ترين الكل‏ها، الكل متيليك (2) است كه مبنی الكل‏ های يك‏ظرفيتی مى ‏باشد. الكل متيليك از تقطير چوب به دست مى ‏آيد و ازاين رو به آن عرق چوب نيز مى ‏گويند. اين ماده مايعی است‏بی رنگ‏ كه در 66 درجه سانتی گراد مى ‏جوشد، با شعله كمی آبی رنگ‏ مى ‏سوزد و چون با آب مخلوط گردد، تقليل حجم يافته و توليدحرارت مى ‏كند.

الكل متيليك، در صنايع رنگ‏سازی كاربرد دارد. به علاوه سمى ‏است قوی كه با شرب 8 تا 10 گرم آن اختلالات هاضمه و اغلب‏كوری دست داده و تلف مى ‏كند. (3) .

پس از الكل متيليك يا متانول بقيه الكل ‏های يك ظرفيتی يا يك ‏عاملی را به الكل ‏های نوع اول، دوم و سوم طبقه ‏بندی مى ‏كنند. (4) اتانول كه موضوع بحث ماست، در زمره الكل‏ های نوع اول است.هم چنين الكل‏ های دو ظرفيتی و سه ظرفيتی و ... نيز وجود دارد كه‏ مى ‏توان از ضديخ به عنوان الكل دو ظرفيتی (يا الكل دو عاملى ‏اشباع) و گليسيرين به عنوان الكل سه ظرفيتی (يا الكل سه عاملى ‏اشباع) نام برد. (5) .

ب) الكل اتيليك
اگر واژه الكل بدون هيچ پسوند يا پيشوندی به كار رود، مقصود الكل ‏اتيليك يا اتانول (6) است كه معروف‏ترين انواع الكل مى ‏باشد. در آينده ‏خواهيم ديد كه الكل اتيليك در صنايع گوناگون و در زندگی روز مره ‏مردم، كاربرد زيادی دارد.

چنان كه در مقدمه اشاره شد، موضوع بحث ما در اين نوشتارمنحصرا الكل اتيليك يا اتانول است. و هر كجا در اين رساله، واژه ‏الكل را بدون افزودن كلمه ديگر به كار بريم مقصودمان همين نوع ‏الكل مى ‏باشد.

اتانول به طور طبيعی و به مقدار بسيار كم در نان (5/0 درصد)،مغزانسان و گياهان وجود دارد. علاوه بر مخمر (7) و بعضی باكترى‏ها،بدن انسان نيز مقدار چشمگيری الكل توليد مى‏كند. در اكثر موارد،تمام اين توليد، مربوط به ميكروب‏ های موجود در روده انسان‏ مى ‏باشد. برای آشنايی بيش تر با اين ماده، به تبيين اوصاف الكل وآثار ظاهری الكل برجسم و روان آدمی مى ‏پردازيم.

2 - ويژگى ‏های الكل و آثار آن
الكل اتيليك در 3/78 درجه سانتی گراد به جوش مى ‏آيد و در114-درجه ذوب مى ‏شود. الكل مطلق، آب گونه ‏ی است‏بى ‏رنگ وزود آتش‏گير، با بويی ويژه، در برودت زياد ابتدا قوام آمده و سپس ‏مانند شيشه منجمد مى ‏گردد. (8) .

الكل برخلاف پندار بعضی، اثر تحريكی بر اعضی بدن ندارد،بلكه اثر آن تخدير يعنی تضعيف فعاليت‏های بدن و كاستن از دقت درانجام رفتارهای گوناگون است. در كتاب‏های علمی نيز، الكل را دررديف تخدير كننده ‏ها هم چون اتر و غيره مى ‏آورند. يكی ازدانشمندان در اين زمينه مى ‏گويد: «اين واقعيت كه افراد تحت تاثيرالكل، خجالتشان از بين مى ‏رود و زياد حرف مى‏ زنند، به علت اثرتحريكی الكل بر مغز نيست، بلكه به دليل از بين رفتن كنترلی است كه‏ مراكز عالی مغز در ميانه ‏روی و اعتدال شخص از خود انجام‏ میدهند.» (9) .

به هر حال، تمامی مشروبات الكلی، حاوی مقداری الكل‏ مى ‏باشند و هرگونه آثار تخديری كه از مشروبات الكلی بروز مى ‏كندمربوط به وجود اين ماده در آن ه است. ميزان اين تخدير كه ما از آن به‏«مستى‏» تعبير م ى‏كنيم بستگی به درصد الكل موجود در اين گونه ‏مشروبات دارد. چنان چه شخص مقداری الكل بنوشد، قريب 15 آن‏فورا به وسيله جدار معده داخل در خون و بقيه در امعاء واردمى ‏گردد. مقداری هم ممكن است ‏به وسيله ريتين يا با ادرار خارج ‏شود. ولی قسمت اعظم آن در هر حال در بدن مى ‏ماند و در آن جامتدرجا اكسيد شده و احتياجی به هضم و گوارش ندارد. (10) .

كبد انسان قادر است در هر ساعت، 8 گرم الكل را اكسيد كند.مقادير زيادتر در جريان خون ظاهر شده ولی غلظت كم تر از 05/0%علامتی در شخص به وجود نمى ‏آورد. از غلظت 05/0% به بالاست ‏كه علائمی نظير كاهش توازن اعمال فيزيكی و اختلال در ديد پيش ‏خواهد آمد.

غلظت‏ بالاتر از 25/0% علائم مشخصی به وجود مى ‏آورد. و اگرغلظت ‏به 1% در خون برسد، اختلال تنفسی و قلبی و نهايتا مرگ ‏ايجاد مى ‏شود هر چند مقدار كشنده آن برحسب افراد فرق مى ‏كند.

پيتركوپر نيز در اين زمينه چنين مى ‏نويسد: «الكل از تمام راه‏هاجذب بدن مى ‏شود ولی جذب آن از راه دهان و معده بسيار كم است.روده كوچك 80% يا بيش تر مقدار خورده شده را جذب مى ‏كند.كم تر از 10% بى ‏تغيير از راه ادرار و تنفس دفع مى ‏شود. الكل دربافت‏ها به سرعت منتشر شده و در حدود 8 گرم در ساعت اكسيد وبه گاز كربنيك و آب تبديل مى ‏شود. (11) بدين ترتيب مهم‏ترين اثر الكل،تضعيف دستگاه اعصاب مركزی است. الكل در نتيجه تاثير برروى‏اعصاب، واكنش در رگ‏ها ايجاد نموده و خون را به سطح بدن جريان‏ میدهد و از اين طريق، پوست را قرمز مى ‏كند و ابتدا  در بدن ايجادحرارت مى ‏نمايد. اما اين اثر ديری نمى ‏پايد، چرا كه پس از مدت‏ كوتاهی، بدن حرارت خود را تا دو برابر از دست میدهد.

شخصی كه الكل مى ‏نوشد ابتدا فعاليت او بيش از حد معمول ‏مى ‏شود و به ترتيبی كه ذكر شد، درجه حرارت بدن بالا رفته و تنفس ‏شديد مى ‏شود. آن گاه مركز تكلم در مغز تحت تاثير الكل قرار گرفته وشخص پرچانگی مى ‏كند. سپس مركز سمعی مغز متاثر شده و شخص ‏صداهای بى ‏خود مى ‏شنود. بعد مركز بينايی مغز دچار اختلال گشته وشخص تصاوير موهوم مى ‏بيند. و بالاخره مركز حفظ تعادل تحت‏ تاثير الكل قرار گرفته و كسی كه مشروب الكلی نوشيده، توازن اعمال‏ فيزيكی خود را از دست میدهد. (12) .

بدين ترتيب با نوشيدن الكل، خويشتن‏داری شخص كه به عنوان‏ منشا حجب و حيا در انسان پايه ‏گذاری شده است، تقريبا از بين رفته ‏و باعث ‏بروز اعمال ناهنجار مى ‏شود.

از ديدگاه متخصصين اعصاب و روان، الكل، عالى ‏ترين اعمال ‏توقفی را فلج مى ‏كند و انسان را به سيرت و منش عاری از ملكات‏ اخلاقی و بری از دانش و بينش سوق میدهد. استعمال الكل موجب ‏دگرگونی در شخصيت انسان مى ‏شود و انسان با شرم و حيا راافسارگسيخته و بى ‏بندوبار مى ‏نمايد.

عوارض مصرف الكل، غالبا منشا ارتكاب اعمال شنيع و ارتكاب‏ جرايم مى ‏گردد. طبق مطالعاتی كه مؤسسات جرم‏شناسی به عمل ‏آورده ‏اند، اغلب جنايات جنسی و در حدود 70% جرايم ضرب وجرح و 80% قتل‏ها، خود آزاری و ديگر آزارى ‏ها در اثر استعمال‏ نوشابه ‏های الكلی واقع مى ‏شوند. ازدياد تصادفات وسايط نقليه دركشورهايی كه مجاز به نوشيدن الكل هستند براثر مستی رانندگان‏ مزاحم است و روی همين اصل، استعمال مشروبات الكلی را اغلب‏ قوانين ممنوع دانسته يا محدود نموده ‏اند. (13) .

در كشورهای سويس و فرانسه اگر ميزان الكل در خون بيش از 5/0سانتى‏گرم در ليتر خون باشد، شخص مجاز به رانندگی نيست و تكراركننده اين جرايم از حق رانندگی بری شش ماه محروم مى‏شود. دردانمارك اين مقدار يك سانتى ‏گرم و در انگلستان 8/0 مى ‏باشد. (14) .

اثرات سوء نوشيدن الكل منحصر در آن چه گفتيم نيست. الكل نه ‏تنها اعتدال روانی و تنظيم حركات و فعاليت‏های انسان را مختل‏مى‏سازد بلكه آثار مخرب ديگری بر دستگاه‏های مختلف بدن‏مى‏گذارد; به عنوان نمونه، مصرف الكل، باعث‏سوءهاضمه واختلال دستگاه گوارش و كبد مى‏شود، زيرا به علت جاذب الرطوبه‏بودن آن، آلبومين‏های سلول‏های كبد و معده را منعقد مى‏كند. درنتيجه معده اسيدكلريدريك پس نمیدهد و سلول‏های كبد حالت‏مومی شكل (تشمع كبدی) به خود مى‏گيرند. (15) .

اين است كه اسلام با نوشيدن هر نوع مشروبات الكلی، خريد وفروش و هر نوع بهره ‏برداری از آن‏ها به شدت برخورد كرده است.خمر در آيات قرآنی، پليدی و رفتار شيطانی تلقی گرديده، نوشيدن ‏آن، گناه كبيره قلمداد و هم چون قمار بازی موجب برانگيختن بذرعداوت و دشمنی دانسته شده است. (16) .

براساس روايات اسلامی، كسی كه خمر می‏نوشد، تا چهل روز،نماز او پذيرفته نمى‏شود. بلكه در تمامی اديان الهی، هنگامی كه كامل‏گشته‏اند، تحريم خمر جزء برنامه‏های قطعی آن‏ها بوده است. (17) نوشنده خمر در روز قيامت‏با صورت سياه و زبان بيرون آمده درحالی كه آب دهان او بر سينه‏اش مى‏ريزد و فرياد العطش برمى‏آورد، محشور مى‏گردد. كسی كه جرعه‏ی شراب بنوشد، روح ايمان از وى‏گرفته مى‏شود و روح ناپاك و پست جايگزين آن مى‏گردد. (18) .

متاسفانه هم اكنون در كشورهای لائيك و عمدتا در كشورهاى‏غربی مقادير زيادی الكل به صورت مشروبات الكلی مصرف‏ مى‏شود. تنها در سال 1955 در فرانسه مطابق گزارش رسمی وزارت‏دارايی اين كشور، تعداد 455054 مشروب فروشی داير بود; يعنى‏بری هر 86 نفر يك باب مشروب فروشی وجود داشته است.

اين در حالی است كه مصرف الكل سال به سال به طور مرتب دراين كشورها افزايش يافته است. هم اكنون دانشمندان كتاب‏هاى ‏متعددی درباره الكلی‏سم و مسائل كيفری و ناهنجارى‏هاى ‏اجتماعى ‏نوشته ‏اند. پروفسور سيگار در كتاب خود تحت عنوان‏«الكلى‏سم از گذرگاه اجتماعى‏» الكلى‏سم را يكی از مهم‏ترين علل‏شكست فرانسه در جنگ دانسته و آكادمی علوم فرانسه، قطع نامه‏اى ‏به همين مضمون در محكوميت مصرف نوشابه‏ های الكلی صادرنموده است.

از لحاظ علم ژنيتك نيز، اكثر فرزندان افراد الكلی، مبتلا به ‏روان‏پريشانى ‏های شديد می‏گردند و به همان جهت، عقب‏ ماندگى ‏های مختلف شعوری در آنان ايجاد می ‏شود. (19) .

3- كاربرد الكل
از الكل، به عنوان پرمصرف‏ترين ماده شيميايی در فرايند ساخت وسنتز، جدا سازی و توليد مى‏توان نام برد.

در صنعت، الكل را جهت تهيه لاك، ورنی و رنگ‏های انيلين ودواجات به كار مى‏گيرند. الكل در آزمايشگاه‏ها به عنوان سوخت‏كاربرد دارد. ولی استفاده از آن به اين منظور، به صرفه نيست.

الكلی كه در صنعت‏به كار گرفته مى‏شود، از لحاظ ماهيت، هيچ‏تفاوتی با الكل طبی ندارد و هر دو همان الكل اتيليك يا اتانول‏مى‏باشند. منتها به دلايلی نظير گرفتن ماليات از نوشابه‏های الكلی و ياجلوگيری از سوءاستفاده از آن‏ها، كارخانجات توليد كننده الكل، موادسمی، بد بوكننده (هم چون متانول يا عرق چوب) و مواد رنگين‏كننده (هم چون پريدين) به آن مى‏افزايند. (20) .

الكل بهترين حلال آلی است و لذا در آزمايشگاه‏ها و صنايع داروسازی كاربرد بسيار زيادی دارد. در مواردی نيز الكل جهت محافظت‏از رشد ميكروبی در فرآورده‏های دارويی، ساخت روكش قرص‏ها، وضدعفونی كننده وست‏به كار مى‏رود. (21) .

در پزشكی نيز الكل جهت ضدعفونی كردن ابزارهای طبی و غيره‏به كار گرفته مى‏شود. به علاوه قطعات تشريحی را به خوبی مى‏توان‏در الكل از گنديدن و عفونت محافظت نمود. هم چنين الكل درساختن ادكلن‏ها و لوازم آرايشی نيز كاربرد فراوان دارد.

4 - روش‏های تهيه الكل
الكل اتيليك يا اتانول اولين تركيب آلی است كه انسان تهيه نموده است، چرا كه قدمت صنعت الكل تقريبا به اندازه قدمت‏صنعت‏نان است.

الكل مورد بحث از راه‏های گوناگونی تهيه مى‏شود كه مى‏توان‏آن‏ها را به دو روش كلی تقسيم نمود: روش طبيعی(تخمير) و روش‏صنعتی. ذيلا اين روش‏ها را مورد مطالعه قرار میدهيم:

الف - روش تخمير يا فرمانتاسيون (22)
در حقيقت پديده تخمير چيزی جز تجزيه قند نيست. نهايت قند به‏صورت‏های گوناگون در طبيعت‏ يافت مى‏شود:انگور،كشمش،خرما،جو،برنج، سيب‏زمينی، ذرت و مانند اين ها به ميزان زيادی قند در بردارند ولذا اين‏گونه مواد مى‏تواند منابع اوليه جهت تهيه مايع الكلی باشد.

قارچ يا مخمرها موجوداتی هستند كه قادرند به طريق بى‏هوازى‏رشد نمايند; يعنی در محيط واجد اكسيژن فراوان، مخمرها موادقندی را با تنفس هوازی به گاز كربنيك و آب تجزيه مى‏كنند. و درغياب اكسيژن، مواد قندی را تخمير و گاز كربنيك و اتانول يا الكل‏اتيل توليد مى‏كنند.

هم اكنون ثابت‏شده كه تخمير در واقع توسط يك آنزيم به نام‏«زيماز» كه توسط سلول‏های قارچ توليد شده عملی مى‏گردد. اين‏آنزيم‏ها يك نوع كاتاليزر آلی هستند كه باعث اجری عمل و سرعت‏آن شده ولی خود دخالت مستقيم نمى‏كنند. (23) .

نتيجه فرايند تخمير، مايعی است كه عمدتا محتوی آب و الكل‏است كه آن را خمر مى‏ناميم. ولی مواد ديگری چون گليسيرين واسيدسوكسينيك نيز به مقدار كم در آن يافت مى‏شود. در كنار اين هاماده‏ی هم به نام روغن فوزل در نتيجه تخمير به دست مى‏آيد. (24) .

به هر حال مايع به دست آمده درجه الكلی بسيار پايينی در حدتقريبی 18 درصد دارد. بری اين كه غلظت الكل در اين مايع را كه ازآن به درجه الكلی تعبير مى‏كنند، افزايش دهند، از فرايند تقطير مجزا (25) استفاده مى‏كنند. اساس اين عمل، تفاوت دمی جوش الكل و آب‏است. الكل تقريبا در 78 درجه سانتى‏گراد مى‏جوشد. در حالی كه آب‏بری جوشيدن بايد به دمی صد درجه برسد. از اين تفاوت نقطه‏جوش استفاده كرده مايع الكلی را كه همان خمر است در ديگ‏هايى‏ريخته و حرارت میدهند. الكل كه نقطه جوش پايين‏تری داردسريع‏تر بخار مى‏شود. بخار به دست آمده را از لوله‏ی كه اطراف آن راهوی سرد پوشانده عبور میدهند و به حالت مايع در مى‏آورند.

هر چه اين عمل را - كه «ركتيفيكاسيون‏» ناميده مى‏شود - بيش ترتكرار كنند، الكل درجه خلوص بيش تری پيدا مى‏كند به طوری كه‏بيش تر الكل‏های كاربردی در صنايع مختلف داری درجه خلوص‏96 مى‏باشند. در حالی كه مشروبات الكلی درجه الكلی بسيارپايين‏تری دارند;مثلا آب‏جو 4 الی 6 درصد، شراب 16 تا 20 درصد وعرق يا ويسكی تا 40 درصد در بردارنده ماده سكرآورالكل مى‏باشند.

ب - روش صنعتی
مواد اوليه جهت تهيه الكل به روش صنعتی، از منابع طبيعی نظيرنفت، گاز طبيعی، ذغال سنگ و توده‏های زيستی به دست مى‏آيد. اين‏مواد طی فرايندهای گوناگون و احيانا پيچيده به الكل تبديل‏مى‏شوند. (26) در اين فرايندها ماده‏ی به نام استيلن(CH CH) درمجاورت جيوه با آب تركيب شده و ماده ديگری به نام استالدئيد يااتانال به دست مى‏آيد سپس ماده مزبور را با هيدروژن تركيب و اتانول‏يا الكل اتيل به دست مى‏آورند.

هم چنين ماده ديگری به نام اتيلن(CH2 CH2) را در مجاورت‏اسيدسولفوريك با آب تركيب و از آن الكل اتيل تهيه مى‏كنند. هر دوماده مزبور (اتيلن و استيلن) از فراورده‏های نفتی مى‏باشد. هم اكنون‏روش تخمير در تهيه الكل كم تر مقرون به صرفه است و بيش تر الكل‏مورد نياز صنايع به طريق شيميايی و به كمك صنايع نفت توليدمى‏گردد. ولی با اتمام ذخاير نفتی مسلما اهميت تخمير در ساخت‏الكل به مراتب بيش تر خواهد بود.


پى ‏نوشتها:

1) دكتر ابوالحسن شيخ، شيمى‏آلی(ارگانيك)، ج 1 ، ص 114.

2) نام ديگر آن متانول است‏با فرمول(CH3OH) يعنی يك اتم كربن، سه اتم هيدروژن‏و يك عامل هيدروكسيل.

3) دكتر ابوالحسن شيخ، همان، ص 124-125.

4) الكل نوع اول مانند اتانول كه در آينده از آن مفصل‏بحث‏خواهيم كرد، و الكل نوع‏دوم مانند 2 - پروپانل يا ايزوپروپيل الكل، و الكل نوع سوم مثل: 2 - متيل - 2 -پروپانل يا ترسيوبوتيل الكل.

5) بری مطالعه بيش تر در زمينه انواع الكل‏های و ساختمان شيميايی آن‏ها ر. ك: دكترابوالحسن شيخ، همان، ص 120 و ص 136.

6)Ethanol با فرمول شيميايی(C2H5OH) يعنی دو اتم كربن، پنج هيدروژن و يك‏عامل هيدروكسيل.

7) در مبحث آتی و به هنگام بحث از روش تخمير در تهيه الكل با اين لفظ آشنا خواهيم‏شد.

8) دكتر ابوالحسن شيخ، شيمی آلی ، ج 1 ، ص 131.

9) جی. اچ. برن، مبانی فارماكولوژی، ترجمه دكتر مرتضی فرخ سير و دكتر محمودبهزاد، ص 65.

10) دكتر ابوالحسن شيخ، شيمی آلی ، ج 1 ، ص 133.

11) پيتركوپر، مسموميت‏به وسيله داروهای شيميايی، ترجمه دكتر مرتضی فرخ سيرودكتر محمد خوئی، ص 162.

12) دكتر ابوالحسن شيخ، شيمی آلی، ج 1 ، ص 133; دكتر اردوبادی، بررسى‏فرآورده‏های الكل از نظر فقه اسلامی، ص 33.

13) دكتر سعيد حكمت، روانپزشكی كيفری، ص 142.

14) مقدار مزبور از طريق بوی دهان با وسايل خاصی قابل تشخيص است.

15) دكتر اردوبادی، بررسی فرآورده‏های الكل از نظر فقه اسلامی، ص 74.

16) بقره(2) آيه 219; مائده(5) آيه‏های 90-91.

17) تحريم خمرو مذمت آن در جهای مختلف تورات و انجيل آمده است. به عنوان‏نمونه در تورات، سفرلاويان، باب دهم چنين آمده‏است: «و خداوند هارون را خطاب‏كرده گفت: تو و پسرانت‏با تو چون به خيمه اجتماع داخل شويد، شراب و مسكرى‏ننوشيد مبادا بميريد. اين است فريضه ابدی در نسل‏های شما.».

در انجيل نيز در رساله اول پطرس رسول، باب چهارم، می گساری در كنار بت‏پرستى‏و فسق و فجور تحريم شده است.

در متون اسلامی نيز چنين آمده است: «ما بعث الله نبيا قط الا و قد علم الله انه اذااكمل له دينه كان فيه تحريم الخمر، و لم تزل الخمر حراما».

(وسائل ، ج 17، ص 237).

18) وسائل الشيعه، ج 17، ابواب اشربه محرمه، باب 1، حديث 5، و باب 9 ، احاديث 1و 2 و 4 و 25; به روايات باب 11 و 12 نيز مراجعه شود.

19) دكتر سعيد حكمت، روانپزشكی كيفری، ص 144; ديويدايبراهمس، روانشناسى‏كيفری، ترجمه دكتر پرويزصانعی، ص 196 و 275.

20) اين عمل در اصطلاح علمی، تقليب ماهيت‏ياdenaturation ناميده مى‏شود. تقطير وتخليص الكل تقليبی بسيار مشكل مى‏باشد.(دكتر ابوالحسن شيخ ، شيمی آلی، ج‏1،ص 134).

21) بحث تفصيلی از ميزان تركيب الكل در فرآورده‏هايی دارويی را به هنگام بحث فقهى‏از طهارت و حليت اين گونه فرآورده‏ها مطالعه خواهيم كرد.

22)Fermentation به معنی جوشش يا غليان از واژه لاتينFermentatio گرفته شده‏است. به طور كلی توليد انرژی در موجود زنده به سه طريق صورت مى‏گيرد: تخمير،تنفس و فتوسنتز. ساده‏ترين راه توليد انرژی، تخمير مى‏باشد. از نظر صنعتی مخمرSaccharomyceservisiae بيش ترين اهميت را داراست و در تهيه الكل و هم چنين‏نان به خدمت گرفته مى‏شود. بری مطالعه بيش تر در اين زمينه ر. ك:

Encyclopedia Of Chemical Technology ق  ق P: 352

23) دكتر ابوالحسن شيخ، شيمی آلی، ج 1 ، ص 127; پديده تخمير به صورت فرمول‏شيميايی زير نشان داده مى‏شود:

2C2 H5 OH+2CO2 توسط مخمر زيماز C6 H12 O6 .

24) روغن فوزل كه به مقدار زياد در نتيجه فرايند تخمير به دست مى‏آيد، نتيجه تخميرالكلی نيست‏بلكه از مواد سفيده قارچ‏ها به وجود مى‏آيد.

25) Rectification

، فرايند اكسو(oxo و هيدراسيون است كه‏تبيين آن‏ها خارج از اين نوشتار بوده و در رشته شيمی آلی مورد مطالعه قرار مى‏گيرد.

الكل و كاربردهای آن از نظر شرع
در مباحث پيشين، مسئله نجاست‏ خمر و ساير مشروبات الكلی رامورد بررسی قرار داديم و نجس بودن آن‏ها را از طريق ادله فقهی به ‏اثبات رسانديم. از لحاظ موضوعی نيز در فصل مقدماتی شناخت‏كافی در خصوص ماهيت الكل، چگونگی تهيه و موارد كاربرد آن پيداكرديم. اكنون سخن در حكم شرعی الكل از لحاظ نجاست و ياطهارت است. الكل خود موضوع هيچ دليل شرعی نيست و به اين‏عنوان در آيه يا روايتی نيامده است چه اين كه ماده مزبور در صدراسلام يعنی زمان تشريع احكام وجود نداشته تا حكم ويژه آن از ناحيه‏شارع مقدس به طور صريح بيان شود. اما به لحاظ اين كه الكل ماده‏اصلی و مؤثر در همه مايعات و نوشيدنى‏های مست كننده را تشكيل‏میدهد، مى‏تواند موضوع نجاست و حرمت قرار گيرد.

بنابراين بايد ديد آيا عنوان خمر يا مسكر بر الكل نيز صادق است؟و برفرض كه عنوان مزبور بر آن قابل انطباق باشد، آيا دلايلی كه برنجاست‏خمر يا مسكر ابراز شده مى‏تواند شامل آن نيز باشد؟ بدين‏ترتيب، مسئله نجاست الكل هم از لحاظ موضوعی و هم از لحاظحكمی قابل بررسی است.

به هر حال، مباحث اين فصل نيز در دو گفتار ارائه مى‏شود: درگفتار اول، نجس بودن الكل صنعتی و الكل تخميری را در دو قسمت‏جداگانه بررسی مى‏كنيم. در گفتار دوم نيز كاربردهای الكل را از نظرشرعی مورد مطالعه قرار خواهيم داد.

گفتار نخست - بررسی فقهی انواع الكل‏ها
چنان كه در فصل مقدماتی توضيح داده شد الكل‏ها به دو دسته كلى‏تقسيم مى‏شوند: يكی الكلی كه از طريق صنايع نفت و پتروشيمی به‏دست مى‏آيد و ديگر الكلی كه از تقطير بخارات شراب، حاصل‏مى‏شود. و چون هر يك از اين دو مباحث جداگانه دارد آن‏ها را در دوقسمت مورد بررسی و كاوش فقهی قرار میدهيم:

1 - بررسی فقهی الكل صنعتی
واقعيت اين است كه الكل صنعتی از لحاظ ماهيت‏شيميايی هيچ‏تفاوتی با الكل تخميری نداشته هر دو از نوع الكل يك ظرفيتی نوع‏اول به فرمولC2H5OH مى‏باشند. منتها با اين تفاوت كه بر الكل‏صنعتی قطعا لفظ خمر صادق نيست. در حالی كه الكل تخميری از آن‏جهت كه از تقطير بخار خمر به دست آمده، احتمال آن مى‏رود كه‏عنوان خمر بر آن صادق باشد.

بنابراين ادله نجاست‏خمر را در اين بحث كنار گذاشته به سايردلايل در اين زمينه مى‏پردازيم:

الف) مسكر نبودن الكل صنعتی
در گفتار دوم از فصل پيشين نجاست مسكر را بررسی كرديم و ديديم‏مشهور فقيهان هر مايع مست كننده‏ی را نجس میدانند. حال آياالكل صنعتی مى‏تواند مصداقی از مايع مسكر بالاصالة باشد؟

به نظر مى‏رسد كه الكل صنعتی را نمى‏توان مصداق «مسكر»دانست هر چند ماده آن، عامل اصلی و مؤثر در مايعات مست كننده‏است. و اين نه به خاطر آن است كه به الكل صنعتی مواد سمی وبدبوكننده هم چون متانول افزوده‏اند بلكه بدين خاطر است كه‏غلظت الكل به قدری بالاست كه برفرض كه مواد افزودنی هم در آن‏نباشد، باز هم نوشيدن آن به هر مقدار، باعث مسموميت است. و لذاعرفا به اين ماده، مسكر اطلاق نمى‏شود. (1) .

ب ) انصراف ادله نجاست
فقيه نامی مرحوم نائينی و به دنبال وی محقق خوئی(ره) مسكر بودن‏الكل صنعتی را پذيرفته و آن را مسلم گرفته‏اند (2) و بری اثبات طهارت‏آن به راه‏های ديگر استدلال كرده‏اند.

به نظر آنان، ادله نجاست‏خمر و ساير مشروبات الكلی از مثل‏الكل صنعتی انصراف دارد; دليل اين انصراف نيز دو چيز است: اولاالكل صنعتی در صدر اسلام كه زمان تشريع احكام است، وجودنداشته تا ادله نجاست‏شامل آن گردد. و ثانيا: روايات مزبور ويژه‏مشروبات سكرآور است و شامل مسكر غير مشروب (مايع مست‏كننده كه نوشيدن آن متعارف نيست) نمى‏گردد. (3) .

نقد دليل: اين استدلال قابل مناقشه است، زيرا اگر بپذيريم كه‏«مسكر» به طور كلی نجس اعلام گرديده و به عبارت فنی، نجاست‏خمر و مسكر به صورت قضيه حقيقيه جعل شده است، صرف عدم‏وجود يك مصداق در زمان صدور روايت، دليل انصراف نيست. (4) .

و اما اين كه روايات نجاست را ويژه مشروبات سكرآور (مسكرمتعارف الشرب) دانسته‏اند، اين نيز قابل ترديد است; زيرا ظاهرموثقه عمار كه مى‏گويد: «لا تصل فی ثوب قداصابه خمر او مسكر»عنوان مسكر را موضوع نجاست قرارداده و اگر علت نجاست، اسكارباشد، فرقی ميان نوشيدنی و غير نوشيدنی نيست. (5) بلكه تحقيقات‏نشان میدهد كه اگر الكل صنعتی نيز به طور خالص تهيه شود و يامواد سمی آن(مثل متانول) جداگردد، هيچ تفاوتی با بقيه مشروبات‏الكلی ندارد جز اين كه درجه الكلی آن بالاست و بايد با آب مخلوطشود تا قابل شرب گردد. (6) .

اين درست مثل آن مى‏ماند كه به خمر يا نوشيدنى‏های الكلی،مواد سمی و بدبوكننده بيفزايند در حالی كه بدون شك افزودن اين‏مواد نجاست آن‏ها را تغيير نمیدهد.

1) به عبارت فنى‏تر، وقتی يك عنوان موضوع حكم قرار مى‏گيرد، ظاهر آن اين است كه‏بايد بالفعل و بدون هيچ قيدی آن عنوان صادق باشد تا حكم مزبور بار شود چنانكه‏فقهای ما به خوبی اين نكته را در بحث از تغير تقديری در آب مطلق تبيين‏كرده‏اند(ر.ك: عروة الوثقی، كتاب طهارت، فصل فی المياه، مساله‏9; تنقيح العروة، ج‏1، ص 89) در اينجا نيز ظاهر ادله‏ی كه مايع مسكر را نجس اعلام مى‏كند، مسكربالفعل است نه مايعی كه هم اكنون مسموم كننده است ولی اگر با آب مخلوط شده‏تبديل به مسكر خواهد شد. و در واقع عنوان «مسكر» در اين ادله موضوعيت داشته‏و عنوان مشير به ماده اصلی مسكرات كه الكل است نمى‏باشد.

2) آن چه در اينجا آمده براساس بحثهای استدلالی است كه ايشان مطرح كرده‏اند ولى‏در سطور آينده خواهيم ديد كه از عبارت توضيح المسائل آية‏الله خوئی برمى‏آيد كه‏عنوان «مسكر» برالكل خالص صادق نيست.

3) آية‏الله خوئی، تنقيح العروة، ج 3، ص 98.

4) مرحوم نائينی در بحث معاملات نيز، آيه «اوفوا بالعقود» را از عقود غير متعارفه كه ازآن‏ها به قراردادهای بى‏نام تعبير مى‏شود، منصرف دانسته است. (ر. ك: منية الطالب،ج 1 ، ص 79) و جواب آن نيز همين نكته است; يعنی مفاد آيه، جعل حكم به‏صورت كلی و به اصطلاح قضيه حقيقيه است و نبود يك مصداق جديد در زمان‏نزول آيه موجب عدم شمول آن نمى‏گردد.

5) بری مطالعه بيش تر ر.ك: شهيد صدر، بحوث فی شرح العروة ، ج 3، ص 358.

6) به گفته برخی از اساتيد شيمی، هم اكنون شراب‏های تقلبی به همين شيوه و باافزودن اسانس‏های با طعم ميوه، تهيه مى‏شود.

نجاست‏ خمر و ساير مشروبات الكلی
با آن چه در فصل پيش آمد ضرورت بحث از نجاست‏خمر و سايرمشروبات الكلی بديهی به نظر مى ‏رسد، زيرا تمامی فقيهانی كه درطهارت الكل ترديد كرده ‏اند دليلی جز نجاست‏خمر و ساير مسكرات‏ندارند. به نظر آنان الكل، ماده اصلی مست كننده‏ ها را تشكيل میدهدبه ويژه الكل تخميری كه از تقطير بخارات شراب به دست مى‏آيد. 1) مرحوم آية‏الله گلپايگانی در پاسخ به سؤالی كه در زمينه الكل تخميری از ايشان شده‏چنين مرقوم می ‏دارد: «اشكالی كه حقير در مايعات متقاطره دارم، در اين مورد نيزجاری است و حكم به طهارت مشكل است‏». (مجمع المسائل ، ج 1، ص 36). .

بدين ترتيب نجاست الكل پايه در نجاست‏خمر و ساير مسكرات‏دارد، بدون آن كه بخواهيم از طريق سرايت دادن حكم يك موضوع‏به موضوع ديگر مرتكب قياسی شويم كه در مذهب اماميه مطرودقلمداد شده است.

بنابراين ابتدا بايد ديد آيا خمر از نجاسات است‏يا خير؟ و برفرض‏كه خمر، عين نجس باشد، آيا ساير مشروبات الكلی نيز حكم خمر رادارند يا نه؟ بدين‏گونه مطالب اين فصل در دو گفتار ارائه مى‏گردد:گفتار نخست، جاست‏خمر و گفتار دوم، نجاست‏ساير مسكرات.

گفتار نخست - نجاست‏ خمر
حرمت نوشيدن خمر هم اكنون از احكام ضروری اسلام شمرده‏مى‏شود. ولی نجاست‏ خمر بسان حرمت آن از ضروريات نيست، هرچند مشهور ميان فقهان اماميه بلكه تمامی مذاهب اسلامی است.

فقيهانی از هر دو گروه (اماميه و اهل‏سنت) بوده ‏اند كه حرمت ‏نوشيدن خمر را قطعی دانسته ولی در نجاست آن ترديد كرده ‏اند.منشا ترديد، اشكال در ادله نجاست و هم چنين وجود دليل روايى ‏برطهارت آن بوده است.

از اين رو به جاست ابتدا ادله دو طرف را بررسی كرده و آن گاه به ‏ارزيابی دلايل بپردازيم.
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم بهمن 1388ساعت 17:44  توسط اشکان  | 
در روابطشان با خانمها  و دمدمی مزاج بودن


آن روزها که تازه با او آشنا شده بودید، همیشه صورتتان را خوب اصلاح می کردید، لبخندهای زیبا می زدید، و در حضورش همیشه ادب را حفظ می کردید. اما حالا که دیگر آن روزهای اول به پایان رسیده است، دیگر هیچکدام از این مسائل را رعایت نمیکنید.

معمولاً وقتی یک رابطه طولانی می شود، مردها تنبل می شوند و دیگر آن کارهای کوچکی که به خاطر طرفشان انجام می دادند را کنار می گذارند. به جای آن شروع به انجام کارهایی می کنند که وقتی برای اولین بار طرفشان را ملاقات کردند، جرات انجام آن را نداشتند. بعضی از این تغییرات تا حدودی طبیعی هستند، ما بعضی دیگر واقعاً باعث عصبانیت و ناراحتی خانم ها می شود.

در اینجا به شش نمونه از این تغییرات که خانم ها دوست ندارند در رابطه شان با مردی ایجاد شود اشاره می کنیم. این تغییرات برای آنها تاحدی ناراحت کننده هستند که حتی ممکن است باعث برهم خوردن رابطه از جانب آنها شود. درست است که با گذشت زمان و صمیمی شدن بیبشتر با او می توانید احساس راحتی بیشتری در رفتارتان داشته باشید، اما حواستان باشد که این شش اشتباه را مرتکب نشوید.

1. به وضعیت ظاهریتان رسیدگی نمی کنید

حال که مدتی طولانی از رابطه تان گذشته است، تصور می کنید که اگر در بعضی کارهای مربوط به نظافت خود سهل انگاری کنید موردی نداشته باشد. البته درست است که اکنون که آشنایی کامل با یکدیگر دارید می توانید راحت تر نزد او لباس بپوشید، اما خاطرتان باشد که مرتب و پاکیزه بودن باعث می شود که جذابیت خود را برای همیشه پیش او حفظ کنید. اگر به ظاهرتان اهمیت ندهید، او تصور خواهد کرد که برایتان مهم نیست او در رابطه با شما چه فکری می کند. و باعث می شود که خیال کند دیگر به او اهمیت نمی دهید.
2. از خرید هدیه خود داری می کنید
3. تاریخ های مهمی مثل روز تولد و سالگردها را فراموش می کنید

اوایل برای روز تولدش بهترین سورپریزها و هدایا را تدارک می دیدید، اما حالا حتی یك زنگ هم به او نمی زنید. این کار شما برای او به این معناست که دیگر اهمیت برایتان ندارد و نادیده اش می گیرید. خاطرتان باشد که اگر باز هم مثل سابق تولدش را جشن بگیرید، باعث پایداری عشقتان خواهید شد.

4. دیگر تحسینش نمی کنید

آیا هنوز هم وقتی مدل موهایش را تغییر می دهد یا لباسی جدید می خرد متوجه میشوید؟ اگر متوجه می شوید پس به او بگویید. اگر دیگر تحسینش نکنید، تصور خواهد کرد که به کلی فراموشش کرده اید. زن ها نیاز دارند که از جانب مردشان مورد تمجید و تحسین قرار گیرند و اگر این کار صورت نگیرد، او جای دیگری به دنبال این تمجید و توجه خواهد گشت.

5. دمدمی مزاج می شوید

اگر سابقاً عادت داشتید که پیش او عصبانیتتان را کنترل کنید و حالا این کار را نمیکنید، پس حق دارد که ناراحت و رنجیده خاطر شود. او چون شما را فردی با ثبات شخصیت و اخلاق خوب دیده است، با شما آشنا شده، اما حال که به فردی عصبانی و بداخلاق تبدیل شده اید، حق ندارد که بهانه جویی کند؟

6. سازش ندارید

سابقاً از اینکه وقتتان را با خانواده ی او بگذرانید خوشحال بودید، اما حالا دیگر تمایلی به این کار ندارید. اگر قبلاً فردی سازش پذیر بودید و حالا دیگر قابلیت انعطاف ندارید، باید درمورد این تغییر رویه ی خود بیشتر فکر کنید. این از همه ی تغییراتی که گفته شد برای خانم ها آزار دهنده تر است چون زنها ذاتاً افرادی قابل انعطاف هستند.

بی احساسی را کنار بگذارید
یکی از مزایای رابطه های طولانی مدت این است که دیگر ناچار نیستید تلاش کنید تا بتوانید او را تحت تاثیر خود قرار دهید. اما زیاده روی نکنید. اگر بتوانید اشتباهاتی که در بالا ذکر شد را مرتکب نشوید، می توانید مطمئن باشید که از چنگتان نخواهد رفت و همیشه پیشتان خواهد ماند .

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم بهمن 1388ساعت 17:43  توسط اشکان  | 

چگونه از دچار شدن به سردردهای روزانه جلوگیری کنیم؟

 

سردردهاي هيستريكي

وقتي كه سرتان مرتبا درد مي كند و يا چند روزي رفع ميشود ودوباره از سر مي گيرد به ناچار بايد به پزشك مراجعه كند پزشك فشار خونتان را آزمايش مي كند واحيانا” حفرات قسمت بالاي بيني تان را نيزمعاينه ميكند تااگر عفونتي در آن پيدا شده باشد با تجويز داروهاي مربوط آنرا معالجه كند اما در عين حال فراموش نبايد كرد كه علت فشار خون و يا عفونت حفرات بالاي بيني ممكن است جنبه رواني و عصبي داشته باشند وبه نوبه خود نيز موجب سردرد دائمي يا ادواري شودفشار خونمعمولا” در كساني پديد مي آيدكه در معرض كشمكش هاي عاطفي واقع شده باشدوتورم حفرات استخواني بين پيشاني وبيني نيز ظاهرا”  علامت بدني ودلشكستگي وافسردگي است والبته خود بيمار از اين دلشكستگي و افسردگي ممكن است آگاه نباشد واساسا” دور نيست منكر چنين ماجرايي باشد منظورم از اين آنچه گفتم اين ست كه سردرد يك بيماري رواني تني است يعني ريشه رواني دارد وبعبارت ديگر علامت كشمكشهاي عاطفي احساسات وزخمه هاي است كه به احساسات عواطف ما وارد مي آيند .يكي شكايت مي كند كه ((گوئي توي سرم صداهايي مي پيچد ))ديگري از اين مي نالد كه ((گوئي حشراتي در سرم مي خزند ))وسومي مدعي سات ((كه سرش سخت شده مخصوصا”در قسمت عقب سر ))وبالاخره بيمار چهارمي مي گويد ((مثل اين است كه چيزي دور سرم پيچيده وبه سرم فشار مي آورد ))وقتي بيمار مي گويد مثل اين است كه چيزي به دور سرم فشار مي آورد به قول يك روانشناس نامدار گاهي علتش اي است كه اين فرد هنگامي كه داشت كتولد مي شد استخوانهاي عضلات موجود در مسير تولد به دور سرش فشار آوردند وسردردكنوني در واقع تكرارهمان حالت پيش از تولد اوست .به عبارت روشن تر وقتي كه كسي بعدها در زندگي خود رادردالان تنگ عاطفي بيايد كه ازآن گريزي نباشد وبه وحشت بيفتد كه نكند پاياني براي آن پيدا نشود همان احساس فشردگي دور سر كه دردوران قبل از تولد عارضش شده بود بار ديگر دراو ظاهر مي شود غرضم از دالان تنگ عاطفي اين است كه گاه افرادآنچنان غضه دار مي شوند كه فكر مي كنند اين غضه هيچگاه دست از سرشان بر نخواهد داشت وباصطلاح خودشان رادر تنكنا ومضيقه احساس مي كنند .به هر تقدير مبتلايان به دردسر به هر نحوي كه بخواهند بخواهند سر دردخود را وصف كنند به يك نكته مسلم است وآن اين است كه غالبا”اين سردردها حاكي از اين است كه شخص مبتلا منتظر است حادثه اي در سرش اتفاق افتد واين انتظار نيز ناشي از افكار خرافي است كه از قديم ايام در مورد ساختمان وطرز كار سر ومغز در اذهان مردم رايج بوده وهنوز نيز به كلي محو نشده است مثلا”يكي از بيماران كه سردردمزمن گرفتار بوده عادت داشت بگويد (از اعصابم در رنجم )وقتي كه روان كاو در شخصيت او به تحقيق پرداخت متوجه شد كه هنوز بيمار بالااز اعصاب رشته هاي صورتي رنگي بود كه نظير آن را در تصويري كه به ديوار اتاق كار يك دندانپزشك آويزان بود قبلا”ديده بود طولاني ترين عصبي كه از مغز خارج شده به گلووريه وامعاء واحشاءمي رسد در اصطلاح علمي به عصب سرگردان معروف است وبيمار مذبور به غلط تصور كرده بود اين عصب عصبي است كه در بده گردش مي كند (درست مثل قرون وسطي كه پزشكان تصور مي كردند كه رحم عضوي است كه در بدن زن سرگردان است )وچون در بچكي به كرم روده مبتلا شده بود ميان شكل رشته اي وحالت سرگرداني كرم ازيك طرف وشكل  رشته اي وسرگرداني عصبي كه اداره سينه وشكم وگلو رابه عهده دارد از طرف ديگر در ذهن بيمار همبستگي ايجاد شده بود وتصور كرده بود كه اعصاب هم مثل كرم آدمي راآزار مي دهد جالب اين است كه نوع رنجي كه از سردرد خود مي بريم با افكار دخيالات كودكانه ما در خصوص جسم ومغز ما بي ارتباط نيست به طوري كه اگر روانكاو بتواند تفكرات وافكار كودكانه مزبور راازذهم ما محو سازد ان گاه خواهد توانست  شر انواع واقسام سردردها را از سر ما وا كند باتوجه بهدان چه گذشت بايد گفت كه سردردادواري غالبا”علامت وجود يك كشمكش دائمي است واگر بتواند پي به چگونگي كشمكش هاي روحي خود ببريموبتوانيم به نحوي آنها راحل وفصل بكنيم يقين داشته باشيم كه سر درد عصبي تان ازبين خواهد رفت .ممكن نيست در اين مقاله از انواع واقسام كمكش ها به تفصيل سخن بگو ييم  وليكن اگر به سردرد ادواري دچاريد علتش ممكن است لااقل يكي از  سه نوع كشمكشي

نوع اول -

كشمكشهايي هستند كه از كينه واحساس عدم عدالت وتبعيض ومحروميت جنسي ممكن اسيت سرچشمه بگيرد .وقتي كه شخص احساس ميكندكه دچار تنگ نايي شده است كه فراراز آن امكان ناپذير است كشمكش در روح او ايجاد ميشودكه علامت جسمي آن سردرد است .اوضاع واحوال موجود را معمولا” اوضاع واحوال عصبي ميخوانند مثل اوضاع  واحوال نوجواني است كه دچار سخت گيري هاي پدر و مادر شده وتصور مي كند كه مفري برايش وجود ندارد.يكي از همين نوجوانان به من گفت :يكبار فقط يكبار جبلوي روي پدر ومادرم باستم ودرعقيده خود پافشاري كنم .پدرم آنچنان ناراحت شده بود كه من تصور كردم كه او را كشته ام مادرم مريض شد وبه بصتر ومن آنچنان از شدت عملي كه انجام داده بودم احساس گناه كردم ومعذرت خواستم و ان كي بعد دچار آنچنان سردردي شدم كه سابقه ناشته است. زني به من گفت :اگر قبول مي كردم كه به فلان شهرستان بروم ارتقائ مقام پيدا مي كردم وليكن اگر به آن شهرستان ميرفتم باز دچار تنگنا ها يي مي شدم كه قبلا”از آن فرار كرده بودم از اين گذشته قبول مقام پيشنهادي مستلزم اين بود كه برادرم رابه معاشرت بامن نياز مبرم داشت تنها بگذارم .به دنبال اين فكر كه جانب برادرم رابگيرم يااداره ام وياخودم رايا خانواده ام كه خودم رايا خانواده ام را كه خود در حكم كشمكش هاي كشنده ي رواني بود سرانجام سردرد جانكاهي عارضم شد فرق نمي كند چه در 15سالگي وچه در 50سالگي وياحتي بيشتر كساني پيدا مي شوند كه از لحاظ جنسي دچار كشمكش هاي شديدي هستندو علت اين كشمكش ها نيز سخت گيري هاي پيش از اندازه است بيش از اندازه ايست كه در كودكي در حق انان به عمل آمده است .در اين افراد كشمكش هاي ميان خواست هاي آنها ازيك طرف وتوقعات مربيان از طرف ديگر در مي گيرد وبعضي از اين افرا د به سبب احساس گناهي كه مي كنند يك قسم زندگي مرتاضانه براي خود انتخاب مي كنند عده اي ديگر كه دل به دريا مي زنند ومي خواهند قدم از توقعات مربيان جلوتر بگذارند احساس مي كنند كه از احساس گناه رنج مي برند ويادچار ناتواني جنسي شده اند چنين كشمكش هايي ان چنان ممكن است باهيجانات وعواطف توأم باشد كه آدمي را زير بار خود خورد كند .حس مي كنيد كه بدام افتاده ايد وراه چاره اي هم وجود ندارد وهمين اوضاع واحوالست كه دچار سردردمي شويد وزندگي به صورت جهنم برايتان در مي آيد .مي پرسيد چه بايد كرد ؟راه حلي هست ؟البته هست .وليكن بايد به روانكاو مراجعه كنيدزيرا اعم از اينكه به مشكل خود واقف باشيد يا نباشيد در مشكل خود مستغرقيد وبراي حل فصل آن محتاج به كمك ديگري هستيد .درست مثل كسي كه در چاهي فرورفته ايد وبراي اينكه از چاه نجات يابيد بايد از خارج به شما كمك شود روانكاوي بهترين كمكي است كه در مورد رفع سردردهاي رواني وجود دارد وليكن اگر به روانكاو دسترسي نداشته باشيد راههاي ديگري هم هست .در مثل اگر مشكل رواني شما كشمكش هاي جنسي است مي توانيد به كتابهايي كه به نحوي از انحاء درباره ريشه تمايلات انساني گفتگوي علمي مي كند مثل كتب روانكاوي مراجعه كنيد .واگر مشكل تان وكشمكش رواني تان از اينجا سرچشمه مي گيرد كه در گذشته مظلوم  ومورد بيعدالتي واقع شده ايد ممكن است دوستي براي خودتان انتخاب كنيد تا درددلهايتان رابرايش شرح بدهيد البته اين دوست بايد كسي باشد كه يقين داشته باشيد تجاربش در زندگي خيلي بيشتر از شما است .هر چند ممكن است به زحمت گير بيايد وليكن در هر حال اگربدنبال پيدا كردن كمك باشيد اين كمك بدست خواهد آمد واگر بدانچه گفتم عمل كنيد سردردتان رفته رفته برطرف خواهد شد .

دومين نوع

-كشمكش كه موجب سردردمي شود اينست كه فرد مي خواهد از بارمسئوليت فرار كند ودر نتيجه به شيوه تعرض متوسل مي گردد واين نوع سر درد معمولا”عارض ان دسته از بانوان مي شود كه به دليلي نتوانستند خودشان را با مقتضيات زندگاني زنا شوئي وسازش بدهند .اينان پيوسته احساس كسالت مي كنند وهر چند كه بارها فرصت پيش مي آيد كه بي اندازه وراحت بدون مسئوليت وخوش باشند وليكن متناوبا”دچار سردردشديد مي شوند وچنين احساس مي كنند كه بايد واقعيت را فراموش كنند وبه عالم خيال فرار كنند .اين دسته از زنان گاهگاهي لازم مي بينند كه به رختخواب پناه ببرند واز روشنايي زياد بپرهيزند وبه جاي پناه ببرند اين افراد گاهي در زمستان حتي عينك سياه به چشم مي زنند دكتر فليكس گريناكر در مقاله معروف خود تحت عنوان(بينائي سردرد) چنين مي گويد كه سردردشديد توأم با حساسيت زياده از حد نسبت به روشنائي عموما” در آن دسته از افراد عصبي پيدا مي شود كه سردردشان معمول پرخاشگري زياد انهاست كه برانگيخته شده است بدون آنكه مجال بروز وظهورداشته باشد .به عبارت ديگر اين افراد وقتي كه دستشان از همه جا كوتاه مي شود پرخاشگري خودرامتوجه خويشتن مي سازد يعني پرخاشگري زياد آنهاست كه برانگيخته شده است بدون انكه مجال بروز وظهور داشته باشد .به عبارت ديگر اين افراد وقتي كه دستشان از همه جا كوتاه مي شود پرخاشگري  خود رامتوجه خويشتن مي سازند يعني پرخاشگري به صورت سردرد شديد در مي آيد .يكي از معمول ترين علل اين گونه سر دردها همانا كشمكش عميق جنسي است كه گاهي جنبه ناخودآگاهانه دارد .بعضي از زنان ازدواج مي كنند بدون اينكه پذيرفته باشند كه روابط جنسي نقش مهمي در روابط سالم زنا شويي ايفا مي كنداين است كه پس از ازدواج زير تاثير عقايد خرافي واشتباه آميز وياصرفا به سبب جهلي كه در اين زمينه ها دارند تصور ميكنند كه به هر قيمتي شده بايد جلو تمايلات جنسي شوهر خود رابگيرد واگر ببينند كه گريزي ندارند با همه نيرو مي كوشند تا ملاقات هاي زنا شوئي رابه حداقل تقليل دهند واز مختصات چنين زناني اين است كه بسيار دلفريبند وگاه مي شود ودرمحافل ومجالس به شدت دلربايي مي كنند وحتبوحتي از تملق هائي كه مردان در اين مواقع نثارشان مي سازند لذت مي برند وليكن وقتي كه كار به ملاقات جسماني بسيار محرمانه مي كشد يكدفعه دچار وحشت شده پاي خود راپس مي كشند وبدين ترتيب موجب ناكامي شوهر خودرافراهم مي شوند .مادر اصطلاح رواني چنين زناني رازنان هيستريكي مي خوانيم اين بيماري در واقع مظهر كشمكشي است كه ميان تمايل شديد به ملاقات جسماني از طرفي وممنوعات هائي كه در مورد نزديكي هاي جسماني در آداب ورسوم ملل مختلفه هست از طرفي ديگر وجوددارد.وقتي كه يك زن بيمار هيستريكي دچار چنين دوراهي شد انچنان ازان دررنج مي شودكه عاقلانه مي بيند براي احتراز از آن بدامن بيماري پناهنده شود .رنجي كه بيمار از كشمكش مزبور مي برد بصورت سردرد شديد ويا احتياج بارزي به خزيدن ودر كنتج اطاق خواب وفرارازروشنائي تجلي مي كند وبيمار از لحاظ رواني نيز در اين هنگام نياز مبرمي به حسن تفاهم ومحبت اطرافيان دارد .ويكي از علل فرار از روشنائي در بيان اين نكته است كه مي خواهند از خويشتن در برابر اين حقيقت تلخ كه در عين داشتن تمايل جنسي به سبب ممنوعيت ها قادر به ارضاءان نيستند دفاع بكنند .مردان نيز به همين ترتيب بدين بيماري دچار مي گردند اين دسته از مردان گاه در دلربائي از زنان بپاي دون ژوان مي رسند وليكن وقتي كه زنان رافتح مي كنند يكدفعه چنين احساس مي كنند كه بدام افتاده اند اين است كه مردد مي شوند وبقول وقراري كه با قربانيان خود گذاشته اند وفا نمي كنند .سرانجام احساس خواري وشرمندگي خودرابصورت سردردهاي شديد ظاهر مي سازند .ريشه چنين اوضاع واحوالي رابايد دردوران اوليه كودكي وحتي در نخستين سال زندگي جستجو كرد يعني زماني كه كودك دچار هيجانات شهوي مي شود وليكن مقري كه ممنوع نباشد پيدا نمي كند .چنين افرادي به يك روانكاوي مفصلي احتياج دارند وليكن بااين همه درك ماهيت اين مشكل شايد از حدت آن بكاهد .گاه مي شود كه مطالعه كتب مربوط به روانكاوي ويادردل بايك دوست حقيقي ويكدل موجب حل وفصل پاره اي از يان كشمكش هاي رواني شود .

سومين نوع

-كشمكش بالاخره اينست كه فرد دچار خودآزاري مي شود وبعبارت ديگري مي خواهد خودش راازار ومجازات كند بسياري از افراد مبتلا به وسواس آن آمادگي را ندارند كه از زيبائي هاي زندگي برخوردار گردند عمر خود راصرف مبارزه با كشمكش هاي رواني وشكست هاوناكامي ها وتراژدي هاي زندگي خود مي كنند ووقتي كه مشكلات را مرتفع مي سازند ووقت ان رسيده است كه از آن لذت ببرند تازه اول بدبختي وپريشاني است زيرا احساس مي كنند كه خطر نزديك است .اينان عمري رادر ناكامي وشكست ونوميدي سپري كرده اند لذا وقتي كه روزگار روي خوش بدانان نشان مي دهد آنچنان اي روي خوش برايشان تازه وبيگانه است كه قادر نيستند آنرا باور كنند .بايد ياانرا نابودسازند ويا خود راازبين ببرند .اين است كه ناخوداگاهانه به سردرد پناه مي برند ويكبار ديگر بقه بخت واقبال خود پشت پا مي زنند .آنچه مي گوييم خيلي باريك است وبراي شما مشكل است كه اگر چنين احوالي دچاريد آنرا كشف سازيد زيرا ريشه هاي اين عادت ناخوداگاهانه زماني در شخصيت تان مايه گرفته كه آگاهي تان خيلي ناچيز وناقص بوده است .جواني در يكي از جلسات روانكاوي از سردرد شديد خود شكوه مي كرد از او خواستم به حالت استراحت كاملي جسمي وفكري در بيايد وبعداوضاع واحوالي راكه در طي ان براي نخستين بار به سردرد مبتلا شده بود باز گويد طولي نگذشت كه خاطرات دوران كودكي بيادش امد .وقتي كه بچه بودم مادرم به من سخت مي گرفت مرا بينوا ونفرت انگيز مي خواند منتها  وسيله دفاعي  من اين بود كه اذيتش كنم وبه اونشان دهم كه نفرت انگيزم .يكدفعه كه به ستوهش آوردم دستم را گرفت ودر كالسكه ام زنداني كرد ودست وپايم را بست ومن نيز انچنان بشدت تقلا كردم كه سرم به جدار كالسكه خورد وبه سختي دردگرفت .پس از اين ماجرا مادرم مرا تحويل گرفت وناز ونوازشم كرد ودريافتم كه براي جلب محبت ديگران بايد به خود اسيب برسانم وحالا بخاطرم امد كه از ان حادثه به اين طرف متناوبا”سرم دردمي گيرد .به يقين معناي اين سردردها دوره اي من نيز چيزي جزااين نيست كه مي خواهم بدان وسيله محبت ديگران رابه خودم جلب كنم .شايد در نهان اميد به پيروزي ونيكبختي راازدست داده ايد وبدون اينكه آگاه باشيد به سردردوياكسالت ديگر مبتلا مي شويد تا زندگي قابل تحمل تر بكنيد .هضم اين موضوع مي دانم كه برايتان مشكل است زيرا عده اي از مامردم نمي دانيم كه خودخوري وجلب ترحم ديگران تاچه اندازه اي براي بعضي مردم دلاويزوخوشايند است .براي اينكه ترحم ديگران رابه خود جلب كنيم بايد رنجورومظلوم باشيم وابتلاءبه سردرد يكي از اين راههاست كه بمار مي بريم .دوست نداريم به حقايق بالا در حق خود پي ببريم اماباوركنيد كه اگر جرأت داشته باشيد به زندگي خود بيطرفانه بنگريد وريشه هاي ناخودآگاهانه رفتارهاي خود را جستجوكنيد يقين داشته باشيد كه مشكل سردردتان مرتفع خواهد شد .به مروردر خواهيد يافت كه بدون انكه نيازي به خود آزاري ومظلوميت باشد درهاي سعادت وخوشبختي به روي شما باز است .وقتي كه پي به ارزش واقعي خود برديد توفيق رامي پذيريد وديگر به مددبيماري به فكر جبران كمبودهاي خود نمي افتيد .سخن آخري من اين است كه پيچ ومهره هاي شخصيت خودآگاه شويد بسياري از مشكلات بيمار گونه خودتان را مي توانيد حل فصل كنيد وآنوقت به يك زندگي سالم ومرفه نايل آئيد .


چگونه از دچار شدن به سردردهای روزانه جلوگیری کنیم؟

این زندگی روزمره شهری که ما داریم، آن هم در شهری مثل تهران ممکن است سبب شود در طول یک هفته بارها و بارها دچار سردرد هایی شویم که هیچ علتی برایشان وجود ندارند ولی در نهایت سبب عذاب کشیدن ما می شوند. خود من یکی از افرادی هستم که به واسطه ی رفت و آمدم در مناطق شلوغ شهر و درگیری روزانه ام با خیلی موارد زیاد دچار این نوع سردرد ها می شوم، گواهی اش هم همین توییتر که بارها درش اعلام کرده ام سرم درد می کند و چشم هایم دارند از جا در می آیند! )-: معمولا در این شرایط انسان فلج می شود و مجبور است تا اتمام درد زندگی را متوقف کند.

چند وقت پیش در MSNBC مقاله ای خواندم با عنوان چگونه سر دردهای خود را پیش از شروع شدنشان مهار کنیم؟ به واسطه ی آنچه در بالا گفته شد تقریبا همان موقع که مطلب را خواندم برای خودم ترجمه اش کردم و نکات مهم درش را هم های لایت کردم و بنا را بر این گذاشتم تا حد ممکن این موارد را رعایت نمایم، مواردی که برای ساعات آغازین صبح تا 3 بعد از ظهر گفته شده اند موارد نسبتا موثری هستند الباقی اش هم موثر هست ولی رعایتش کمی دشوار است.

بد ندیدم امروز این موارد را با شما به اشتراک بگذارم. (-:

7 صبح: زمانی عالی برای بیدار شدن
لیزا منیکس که یک دکتر داروساز است و سخنگوی موسسه یی تحقیقاتی در مورد علل سردرد در شیکاگو، وی می گوید: اینکه یک ساعت بیشتر در حالت خواب و بیداری در رختخواب خود به سر ببرید و دائما در آستانه ی عمیق شدن خواب بیدار شوید اصلا جالب نیست، سعی کنید هر صبح در یک ساعت معین بیدار شوید و و ریتم بدن خود را حفظ کنید بیدار شدن های نامنظم در صبح می تواند منجر به سردرد در طول روز گردد و البته فراموش نکنید که این ریتم را بایستی در روزهای تعطیل نیز حفظ کنید! (فکر نمی کنم این بخش آخر اصلا جالب باشه (:، صبح جمعه برای خوابیدن است و بس!)

7:45 دقیقه صبح: زمان دریافت کافئین
بسیاری از ما عادت داریم صبحمان را با قهوه یا چای شروع کنیم، 45 دقیقه بعد از بیداری نوشیدن یکی از این موارد که دارای کافئین هستند علاوه بر لذت بخش بودن در شروع کردن یک روز خوب به شما کمک بزرگی خواهند کرد. این گفته ی پرفسور ریچارد لیپتون است که در دانشکده داروسازی آلبرت انیشتن در نیویورک مشغول به فعالیت می باشد. وی می افزاید کافئین در این ساعت از صبح توانائی های مغز شما را به شدت بالا می برد، یادگیری و میزان پذیرش مسائل افزایش می یابد و در شما یک انقلاب عظیم صبحگاهی رخ میدهد! (تائید می شود!)

 

10:45 دقیقه صبح: وضعیت بدنتان را چک کنید
اگر مثلا وضعیت کاری تان به صورتی است که بایستی نشسته باشید مطمئیند با وضعیت بدنی مناسبی نشسته اید؟ شانه هایتان صاف است و سرتان به جلو خم نشده؟ چون برخی از اعصاب پیشانی با گردن شما در ارتباط هستند و کشش عضلانی در شانه ها و افتادگی سر به جلو می تواند منجر به سردرد بشود.

11:30 صبح یک وقفه ی کوتاه برای نوشیدن آب
پزشکان به خوبی می دانند کم شدن آب بدن می تواند منجر به سردرد شود، اما بهتر است در این مورد از آنها بپرسید چرا و چگونه؟ و خوب در جواب شما آنها پاسخی واضح و قطعی ندارند! یک بطری آب با خود به همراه داشته باشید و سعی کنید در ساعات مختلف از روز چندین بار آب بنوشید.

12:30 بعد ازظهر: ساندویچ را کنار بگذارید
اگر از سردرد بیزار هستید، بهتر است غذاهای حاضری و ساندویچ ها را در هنگام نهار مصرف نکنید زیرا برخی مواد مانند نیترات (موجود در فرآورده های گوشتی اینگونه غذاها) تیرامین (موجود در پنیرهایی که بر روی غذاهای حاضری سرو می شوند) و... می توانند سیستم انتقال عصبی شما را دچار اختلال کنند و منجر به شروع سر درد شوند. این مورد در افرادی که سابقه ی سردردهای میگرنی را دارا هستند بیشتر بایستی رعایت شود. رعایت یک رژیم غذایی سالم و مصرف متعادل نمک و همینطور کاهش مصرف شکر و مواردی که درشان شکر بالایی وجود دارد از عوامل کاهش ابتلا به سردرد هستند.

3 بعد از ظهر: وقت تنفس
ساعات پایانی کار معمولا ساعاتی هستند که هورمون های عامل استرس در بدن به شدت افزایش پیدا کرده اند، فشار خون بالا رفته است و بدن شدیدا نیاز به تجدید نیرو دارد. عواملی که سبب افزایش قند خون آنهم با سرعت بالا می شوند در چنین شرایطی می تواند هر لحظه منجر به پدید آمدن سردرد گردند. کشیدن نفسهای عمیق استراحتی چند دقیقه ای می توانند به شدت در این وضعیت به شما کمک کنند.

6 بعد از ظهر: تنشها را از خود درو کنید
سعی کنید تنش های ذهنی و جسمی را تا حد ممکن از خود دور کنید، و تا حد ممکن برای ساعت پایانی شب و استراحت کردن وضعیت خود را بهبود بخشید.

8:30 بعد از ظهر: آرام کردن و کاهش فعالیتهای مغزی
زمانی که شما روی کاناپه تان نشسته اید، تغییر و تحولات شیمیائی مغز شما کماکان ادامه دارد. این عدم تعادل بین فعالیتهای ذهنی و فعال بودن مغز ممکن است سبب نوعی از سردرد شود که به آن سردرد پنهان نیز گفته می شود. در اینگونه موارد انجام برخی از فعالیت هایی که بار زیادی از مغز نمی کشند و برای شما آرامش بخش هستند می تواند کمک بزرگی باشد، مثل کتاب خواندن در محیطی ساکت یا هر چیز دیگری که به شما آرامش می دهد. با رعایت این موارد احتمالا روز بدون سردردی را خواهید داشت و بدون ناراحتی و با آرامش به رختخواب خود می روید.

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم بهمن 1388ساعت 17:42  توسط اشکان  | 

مطالب این صفحه : چگونه کودک را از شیر بگیریم ؟  روشهای بهتر خوابيدن کودکان ، مضرات پستانک برای نوزادان مبتلا به عفونت گوش

چگونه کودک را از شیر بگیریم ؟

از حدود 6ـ5 ماهگي بايد به‌تدريج شيرخوارتان را با غذاهاي جامد آشنا كنيد.

اگر در اين سنين فرزندتان غذاي بيشتري مي‌خورد يا رشد او بدون دليل خاصي (از نظر پزشكي) كاهش پيدا كرده زمان استفاده از غذاي كمكي است. در اين مرحله مي‌توانيد كودك را به‌تدريج با غذا آشنا كنيد و هر بار مزه جديدي را به او معرفي كنيد. براي شروع غذاي كمكي بهتر است از غذاهاي نرم و نيمه جامد مانند فرني، حريره بادام و سوپ استفاده كنيد.
غذاهاي آماده كودك يا سرلاك، هويج پخته و نرم‌شده، سيب‌زميني آب‌پز، موز و هلوي له شده هم مي‌توانند شروع خوبي براي آشنايي كودكتان با طعم‌هاي جديد باشند.
بهتر است براي آشنايي فرزندتان با مزه‌هاي جديد زمان خاصي مثلا هنگام صبحانه يا ناهار را در نظر بگيريد.
در ضمن هرگز با زور سعي نكنيد او را مجبور به خوردن كنيد. به حالت چهره او هنگام غذا خوردن توجه كنيد و اگر رويش را برگرداند يا چهره در هم كشيد، اصرار نكنيد چون به احتمال زياد يا سير شده و يا غذا را دوست ندارد.
در غذاهايي كه در اين دوران به كودكتان مي‌دهيد بهتر است از قند، نمك، خشكبار و دانه‌هاي روغني، شير گاو، تخم‌مرغ، ماهي و غذاهاي دريايي (تا 2 سالگي)، مركبات و مواد غذايي سفت استفاده نكنيد.

از شير گرفتن
زماني كه كودك شيرخوارتان توانست روزانه حداقل يك وعده و هر بار چند قاشق غذا بخورد، زمان آن فرا رسيده است كه دفعات غذاي كمكي او را افزايش دهيد. با هر وعده غذا و در طول روز به شيرخوار آب جوشيده سرد شده يا نوشيدني‌هاي مناسب ديگر بنوشانيد براي اين كار از شيشه شير يا يك فنجان كوچك پلاستيكي استفاده كنيد. با افزايش حجم غذاها و مايعاتي كه كودك در طول روز دريافت مي‌كند، نياز او به استفاده از شير كاهش پيدا مي‌كند.
برخي كودكان پس از استفاده از غذاهاي جامد به تدريج علاقه خود را به شير مادر و يا شيرخشك از دست مي‌دهند و به اصطلاح، خود به خود از شير گرفته مي‌شوند.
اگر كودكتان قادر به خوردن غذاهاي جامد است و با فنجان يا شيشه شير هم مي‌تواند به اندازه كافي مايعات بنوشد، زمان آن فرا رسيده كه او را از شير بگيريد. بنابراين دفعات شيردهي را به يك يا دو بار در روز كاهش دهيد و زماني كه كودك از خوردن يك وعده غذا خودداري مي‌كند، به جاي غذا به او شير ندهيد.
اگرچه ممكن است اين كار براي شما كمي سخت و دشوار باشد اما به ياد داشته باشيد فرزندتان يك مرحله از رشد را با موفقيت پشت‌سر گذاشته و حالا بايد آماده ورود به مرحله بعدي شود.
بعد از 6 ماهگي شير به تنهايي پاسخگوي نيازهاي تغذيه‌اي شيرخوار نيست و اگر شيردهي را مانند گذشته ادامه دهيد ديگر اشتهايي براي غذاهاي كمكي باقي نخواهد ماند.

كودكان نوپا
كودكان نوپا (بين يك و نيم تا دو سالگي) تا حدودي قادر به استفاده از غذاي خانواده و هضم آن هستند. هر ماه هم توانايي آنها براي اينكه غذايشان را به تنهايي بخورند، بيشتر مي‌شود و حتي مي‌توانند از قاشق و فنجان كوچك براي اين كار استفاده كنند.
اگر كودكتان از غذا خوردن امتناع مي‌كند، هرگز براي ترغيب او از تنقلاتي مانند بيسكويت، پفك و شكلات استفاده نكنيد چون در نهايت نه‌تنها به مقصدتان نخواهيد رسيد، بلكه با اين تنقلات بي‌خاصيت، او را سير خواهيد كرد.
بيشتر مشكلات مربوط به تغذيه كودكان با حفظ آرامش برطرف مي‌شود؛ در نتيجه نبايد در مورد تغذيه فرزندتان مضطرب و نگران باشيد چون اين نگراني در اغلب مواقع بي‌مورد است.
اگر كودكتان تمام وقت مشغول فعاليت و جست‌وخيز است و لحظه‌اي آرام و قرار ندارد، به احتمال زياد به اندازه كافي غذا خواهد خورد در صورتي كه كودكتان فقط يك وعده غذايي را با اشتها مي‌خورد و وعده ديگر بي‌اشتهاست و در طول روز مواد غذايي مختلفي مي‌خورد، خطري متوجه سلامتي او نخواهد بود، البته در صورتي كه تغذيه مناسب، متنوع و طبيعي را رعايت كنيد و مواد غذايي بي‌خاصيت و بسيار شيرين، چرب يا شور مثلا شكلات و پفك كمترين نقش را در تغذيه او
داشته باشند.

وقتي كودكتان خوب غذا مي‌خورد، از او تعريف و تمجيد زيادي كنيد و اگر غذاي كمي خورد، او را مجبور به غذاخوردن نكنيد. توجه داشته باشيد كه بهترين پاداش براي كودكان و تثبيت رفتارها و عادت‌هاي خوب آنها، تعريف و تحسين است.
هرگز اين تعريف را به تاخير نيندازيد و بلافاصله بعد از كار خوب او، تشويق كنيد. از رشوه‌دادن به فرزندتان هم جدا خودداري كنيد. توجه داشته باشيد كه رشوه با تشويق متفاوت است.زماني كه بعد از كار خوبي به كودكتان پاداش مي‌دهيد، در‌واقع او را تشويق كرده‌ايد و زماني كه براي تغيير رفتار بد او به او چيزي مي‌دهيد تا شايد اصلاح شود، به او رشوه داده‌ايد.
كودكان به‌جز غذاخوردن، از همراهي با جمع خانواده لذت مي‌برند، بنابراين پس از اينكه بچه نشستن ياد گرفت، او را سر سفره يا ميز غذا ببريد. براي نشستن كودك سر ميز غذا بايد از صندلي‌هاي بلندتر و پشتي‌دار استفاده كنيد. جمع شدن همه اعضاي خانواده سر ميز با وجود همه دشواري‌هايش تا حدود زيادي از دردسرهاي شما در غذا دادن به فرزندتان جلوگيري خواهد كرد.
بهتر است حداقل روزي يك وعده همه اعضا خانواده دور يك ميز يا سفره با هم غذا بخورند. ارتباط بين اعضاي خانواده در هنگام غذا خوردن كمتر از ارزش مواد غذايي كه دريافت مي‌كنند نيست. كودكان هنگامي كه با والدين خود غذا مي‌خورند به مرور آداب درست غذا خوردن را مي‌آموزند.
قوانين غذا خوردن را خيلي ساده و روشن براي فرزندتان توضيح دهيد و يادآور شويد بچه‌ها هم مانند ساير اعضاي خانواده بايد سر سفره يا ميز غذا بخورند و اجازه ندارند غذاهايشان را جاي ديگري مثلاً جلوي تلويزيون بخورند.
اگر انتظارات شما از فرزندتان متناسب با سنش باشد و نوع و مقدار غذا را متناسب با سن او در نظر بگيريد، ديگر غذا خوردن به يك كشمكش و دغدغه دائمي در خانه شما تبديل نخواهد شد.
علاقه يا عدم علاقه كودك به غذاهاي مختلف حق طبيعي اوست و نبايد او را به خوردن غذاهايي كه دوست ندارد وادار كنيد. اين كار شما نه تنها علاقه‌اي در او برنمي‌انگيزد بلكه باعث تنفر و انزجار بيشتر او خواهد شد. اگر بچه شما غذاهاي خاص و مشخصي مثلاً گوشت، قارچ، تخم‌مرغ و غيره را دوست ندارد بهانه‌گير نيست بلكه فقط از اين غذاي خاص خوشش نمي‌آيد اما اگر غذاهايي كه دوست ندارد متغير هستند به احتمال زياد در حال بهانه‌گيري است.
درباره غذاهايي كه كودكتان دوست ندارد خيلي سختگيري نكنيد چون با بزرگ‌تر شدن او علايق غذايش گسترش پيدا خواهد كرد و ممكن است بسياري از غذاهايي كه تا مدت‌ها از خوردنشان خودداري مي‌كرد را دوست داشته باشد اما در مورد بهانه‌گيري وضعيت فرق مي‌كند. اين نوع بهانه‌گيري‌ها پايان‌ناپذير است و فهرست غذاهايي كه كودك بهانه‌گير دوست ندارد و نمي‌خورد كم‌كم طولاني‌تر مي‌شود.
بهانه‌گيري كودك ممكن است تا جايي پيش برود كه در نهايت فقط نان و مربا بخورد. اين بهانه‌گيري‌ها غذا خوردن را در خانه مبدل به عذاب و در خارج از خانه غيرممكن مي‌كند. اين كودكان از غذا به عنوان ابزاري براي تسلط و كنترل به والدينشان استفاده مي‌كنند.
اگر كودك شما بر سر غذا بهانه‌گيري مي‌كند، قبل از هر چيز از كوچك‌ترين زمان‌هايي كه او بدون بهانه‌گيري غذا مي‌خورد براي تشويقش بهره ببريد.
هرگز چند نوع خوراكي يا غذا به فرزندتان پيشنهاد ندهيد تا او يكي را انتخاب كند. بهتر است تا حد امكان همه اعضاي خانواده غذاي يكساني بخورند. پس چند نوع غذا نپزيد، چون با اين كارتان او را بد عادت مي‌كنيد. اما اگر از غذا خوردن او راضي هستيد مي‌توانيد بعد از 5 سالگي به او حق انتخاب بين دو، سه نوع غذا را بدهيد و سپس آن غذا را برايش تهيه كنيد.
اگر فرزندتان غذايش را نمي‌خورد او را تا پايان غذا سرسفره يا ميز غذا ننشانيد. كودكان نوپا در لجبازي ماهر هستند و به احتمال زياد شما را خسته خواهند كرد. بنابراين بايد با او سازش كنيد مثلا مي‌توانيد به او بگوييد سه قاشق از غذايش را بخورد و بعد از جايش بلند شود. در اين موارد هرگز باقيمانده غذاي او را خودتان يا ساير اعضاي خانواده نخوريد. در ضمن از شكلات و بيسكويت هم به عنوان رشوه استفاده نكنيد، او بايد بداند كه اگر غذايش را نخورد چيز ديگري به جاي غذا به او داده نخواهد شد.كودكان را تشويق كنيد خودشان غذايشان را بخورند حتي اگر اين كار در ابتدا باعث طولاني شدن زمان غذا خوردن و كثيف كاري شود. كودكان بايد ياد بگيرند هنگام غذا خوردن از كلماتي مانند لطفا و متشكرم استفاده كنند.

از وبلاگ تفکر نو wwwtafakornoblogfa.com

-----------------------------------------------------------
 

 

روشهای بهتر خوابيدن کودکان

ترجمه: روح الله اسماعيلي
1 - نقاشي كردن خواب ها:

 هرگاه خواب ترسناكي كودك شما را اذيت مي كند از او بخواهيد آنچه را كه در خواب ديده نقاشي كند. سپس بگذاريد تمام چيزهايي را كه در نقاشي اش كشيده براي شما توضيح دهد. پاي حرف هاي كودكتان بنشينيد تا درباره هيولا يا صحنه ترسناكي كه در خواب ديده است دقيقاً توضيح دهد.

با اين روش به تدريج تلخي آن خواب را از او بگيريد. وقتي كودك در روشنايي روز خواب ِ بد خود را تعريف مي كند وحشت و هراس آن كابوس رنگ مي بازد
و از بين مي رود. همچنين كودك مي تواند خواب هاي قشنگ خود را هم نقاشي كند. به كمك ترسيم خواب هاي
قشنگ، بچه مي تواند خواب خود را بسط دهد و شما هم بدين ترتيب مي توانيد از روي اين رؤياهاي زيبا در شب هاي آينده قصه هاي خوبي براي او نقل كنيد.
2 - شمردن گوسفندان:

 صداها يا تصاوير ذهني اي كه به صورت يكنواخت در ذهن مرور مي شوند تأثير خواب آور دارند. شما مي توانيد براي كودكتان از روش معروفِ شمردن گوسفندان استفاده كنيد. لازم نيست كه فرزند شما حتما گوسفنداني را تصور كند كه در ذهن
خود به آنها اجازه عبور مي دهد. از طرفي نبايد آنها را بشمارد چون اين به معني تلاش و زحمتي است كه كودك شما را مجبور به بيدار ماندن مي كند. به
فرزندتان بگوييد بره هاي ناز، بچه گربه ها يا پروانه هاي رنگارنگ را تجسم كند كه در صفي طولاني سلانه سلانه از مقابل چشمان او عبور مي كنند.
3 - پرخوري كمي قبل از خواب مي تواند منجر به مشكلات فراواني در خوابيدن به خصوص در نيمه شب شود.

بهتر است كه كودك حدود دو ساعت قبل از خواب به همراه ديگر اعضاي خانواده شامش را بخورد و قبل از خواب نيز به اندازه كافي آب بخورد، همچنين به
دستشويي برود تا نيمه شب مجبور نباشد به اين خاطر دوباره از خواب برخيزد.
4 - رنگ ها بر روان و سلامتي انسان ها تأثير بسزايي دارند.
در انتخاب رنگ ملافه و روبالشي كودك اين نكته را حتماً در نظر داشته باشيد. اصولاً در اين مورد نبايد از رنگ هاي محرك و تند استفاده كرد . رنگ هاي بسيار تيره، قهوه اي، مشكي، آبي تيره بيشتر تأثير ترسناك و وحشت انگيز دارند و در كودك ايجاد خوف مي كنند. كوچولوها از ملافه ها و روبالشي هايي
كه طرح هاي گل و اسباب بازي يا حيوانات با نمك و كارتوني روي آ نها حك شده باشد، بسيار خوششان مي
آيد. بچه هاي پيش دبستاني هم نسبت به رنگ هاي قهوه اي روشن، قرمز سير، سبز ملايم و آبي روشن احساس خوبي دارند. بنابراين تا مي توانيد فضاي اطراف محل خواب كودك را از وجود اشياي با رنگهاي تند و براق و درخشان خلوت كنيد. يك محيط ساده و عاري از تنوع زياد، همراه با آرامش، مي تواند بهترين موقعيت براي خواب كودك باشد.
5 - نه تنها احساس آرامش و راحتي، بلكه احساس
 ناامني نيز به كودك انتقال مي يابد.

 سعي نكنيد در هنگام خواب تندتند به بچه سر بزنيد. اين كار سبب مزاحمت براي كودك مي شود و او فكر مي كند كه شما از دستش ناراحت يا عصباني هستيد و در نتيجه مرتب از خواب بيدار مي شود.

6 - دما و رطوبت اتاق نقش مهمي در خوب خوابيدن دارند.

در زمستان ها اتاق خواب بچه ها را بيش از حد گرم و هواي آن را خيلي خشك نكنيد. چند ساعت قبل از خواب، شوفاژ يا بخاري را خاموش و هواي اتاق را
تهويه كنيد. دماي اتاق در طول زمان خواب نبايد از
18درجه
سانتيگراد تجاوز كند. در طول شب نيز به اندازه كافي به فكر تهويه هواي اتاق باشيد. گوشه پنجره يا در اتاق را باز بگذاريد كه هميشه هواي
تازه در داخل جريان داشته باشد.همچنين در مواقع فوري قرار دادن دستمال مرطوبي روي شوفاژ يا كتري آب روي بخاري نيز به ازبين بردن سريع خشكي هوا كمك مي كند.
7 - كودك را حتماً در رختخواب خودش بخوابانيد.

 در مواردي كه بچه مريض مي شود يا به خاطر يك كابوس ترسناك نيمه شب از خواب مي پرد و ديگر خوابش نمي بَرد مي توانيد او را استثنائاً پيش خودتان بخوابانيد.
8 - تغذيه سالم مي تواند تأثير بسزايي در خواب راحت او داشته باشد.

كمبود آهن در بدن مي تواند در بدخوابي كودك مؤثر باشد .از آنجايي كه كودك در سنين رشد قرار دارد برنامه غذايي فرزندتان را بايد طوري تنظيم كنيد كه ويتامين ها و مواد معدني به ميزان كافي در آن موجود باشد. براي اين منظور مي توانيد از گوشت، سبزي، ميوه يا حبوباتي چون نخود و لوبيا كه سرشار از آهن هستند استفاده كنيد. اما گوشت و ماهي بهتر است، چون آهن موجود در آن سريع تر و آسان تر جذب بدن مي شود.
9 - هنگام نزديك شدن وقت خواب، به آرامي به كودك
بگوييد بازي ديگر بس است و بايد زودتر به رختخوابش
برود.

سپس دستش را بگيريد و او را در مسواك زدن، پوشيدن لباس خواب، شب بخير گفتن به اعضاي خانواده و عروسك ش همراهي كنيد. و در نهايت، قبل از خواب برايش قصه بگوييد.
10 - نگاه مثبت به روزي كه در پيش است، تأثير
 بسزايي در خوب خوابيدن دارد.

 كودك را در جريان برنامه ها و تفريحاتي كه قرار است فردا با همديگر انجام دهيد بگذاريد. اين تفريحات مي تواند شامل پارك رفتن، يا ديدار دوستان و آشنايان باشد. ضمناً از دادن وعده هاي پوچي كه در او تأثير منفي مي گذارند پرهيز كنيد.



 http://www.iranhealers.com 
منبع


 


پستانك و عفونت گوش

پژوهشگران توصيه مي‌کنند؛ والدين به نوزاداني که
 زياد مبتلا به عفونت گوش مي‌شوند، پستانک ندهند.بر اساس نتايج يك تحقيق پنج ساله بر روي نوزادان در هلند مشخص شد آنهايي که پستانک مي‌مکند،10 برابر بيشتر از بقيه دچار عفونت‌هاي گوش مي‌شوند.اين گروه از پژوهشگران در مقاله‌اي در نشريه پزشکي فميلي پرکتيس نوشته‌اند که پزشکان بايد به والدين
اين مساله را گوشزد کنند. عفونت گوش در بين نوزادان بسيار شايع است.

اين عفونت معمولا نياز به درمان آنتي بيوتيک ندارد و بعد از چند روز بهبود پيدا مي‌کند اما بعضي کودکان زياد به آن مبتلا مي‌شوند.در پژوهش انجام شده 476 کودک شرکت داشتند که 216 نفر از آنها پستانک مي‌مکيدند. در اين كودكان خطر
ابتلا به عفونت گوش، 90 درصد بيشتر از کودکاني بود که پستانک نمي‌مکيدند.پژوهشگران مي‌گويند که اولين عفونت ممکن است
احتمال عفونت‌هاي بعدي را بيشتر کند.آنها همچنين مي‌گويند که مکيدن پستانک باعث مي‌شود
باکتريها راحت‌تر از مجراي بيني به گوش مياني منتقل شوند.پروفسور استيوفيلد، رييس کالج سلطنتي پزشکان عمومي
انگليس، مي‌گويد که پيشتر نيز پژوهش‌هايي در اين زمينه انجام شده بود اما خيلي منسجم نبود.پروفسور فيلد مي‌گويد که لازم نيست والدين نگران شوند اما در کودکاني که پستانک نمي‌مکند احتمال بازگشت عفونت گوش خيلي کمتر است.
منبع سایت بزرگ : iranhealer

 


 

مطلب مرتبط : راز های پرورش کودک ش

صفحه اصلی سایت رز
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم بهمن 1388ساعت 17:41  توسط اشکان  | 

بررسی گرايش  کاري يا روابط انساني مديران آموزشگا هها بر اساس مقياس L P C فيد لر Fidler


 

(( چكـيده مقاله ))

مديران واحدهاي آموزشي كه با هدف تعليم و تربيت با معلمان ، كاركنان و والدين   دانش آموزان ارتباط دارند بايد شيوه مديريتي متفاوتي با ساير محيط هاي كاري مثل مراكز توليدي و غيره داشته باشند . اگر مدير به معلمين تحصيلكرده و با تجربه صرفاً به عنوان يك جزء ماشين توليد بنگرد مسلماً در انجام وظيفه خود با اشكال ، مقاومت كاركنان براي همكاري ، بروز درگيريها و در نتيجه فشارهاي فزاينده محيط كار مواجه خواهد شد . ايجاد رابطه مطلوب توسط مدير با معلمين ضمن ايجاد محيطي امن ، كارايي افراد را بالا مي برد و رضايت شغلي را به همراه خواهد داشت .

هدف كلي پژوهش پي بردن به اين مسئله است كه مديران واحدهاي آموزشي عموماً گرايش كاري دارند يا گرايش به روابط انساني يا حالتي متوسط از اين دو ؟ و تا حد ممكن مشخص شود متغيرهايي مثل : ميزان تحصيلات ، سابقه خدمت ، جنسيت ، سابقه مديريت ، دوره هاي ضمن خدمت مرتبط با مديريت و غيره ارتباطي با گرايش وي دارند ؟ همچنين بررسي شود در دوره هاي مختلف تحصيلي ( ابتدايي ،‌ راهنمايي و متوسطه ) مديران از گرايش هاي مختلف برخوردارند يا خير ؟

سئوالات پژوهش عبارتند از :

1-  معمولاً مديران واحدهاي آموزشي گرايش كاري دارند يا گرايش به روابط انساني ؟

2-  چه رابطه اي بين تحصيلات مرتبط با مديريت و گرايشات مدير وجود دارد ؟

      3- چه رابطه اي بين جنسيت و گرايشات مديران وجود دارد ؟

4-  چه رابطه اي بين دوره هاي تحصيلي مدارس و گرايشات مدير وجود دارد ؟

5-  چه رابطه اي بين مدرك تحصيلي مدير و گرايشات كاري و انساني وي وجود دارد ؟

6-  آيا فرم  ( همكار مطرود فيدلر ) براي مديران به سادگي قابل تكميل كردن مي باشد ؟LPC

براي نگارش پيشينه پژوهش ابتدا كتب و مجلات تخصصي مرتبط با مديريت بررسي گرديد و پس از يك مصاحبه اكتشافي با چند مدير با تجربه ، بسياري از نظرات و تحقيق هاي انجام شده در ارتباط با موضوع تحقيق در پيشينه آورده شد .

براي تعيين گرايشات مديران از فرم معيار شخصيتي فيدلرLPC (LEAST PREFERRED ) استفاده شد .

از نخستين تحقيقات در مورد روابط انساني مي توان به مطالعه “ التون مايو ” كه با هدف بهبود بخشيدن به روابط كارگر و كارفرما در كارخانه هاثورن صورت گرفت ، اشاره كرد . روابط مطلوب مدير و كاركنان در تحقيقات و مطالعات زيادي مورد توجه قرار گرفته از جمله :

ـ بررسي ويژگيهاي مديران داراي مهارت انساني غني ( سلطاني )

ـ بررسي تأثير روشهاي مديريت رابطه مدار و كارمدار برروحيه دبيران ( فهيم نيا 1369 )

ـ ارتباط نگرش مديران با روشهاي مديريت آنان ( بصري 1369 )

ـ بررسي ميزان كاميابي مديران متوسطه در برقراري روابط انساني در مدرسه ( كوهستاني )

و ساير موارد كه در متن تحقيق ، منابع آنها آورده شده است . اكثر اين مطالعات به نقش رابطه مطلوب مدير و كاركنان در افزايش كارايي ، بهداشت رواني و رضايت شغلي توجه كرده اند .

جامعه آماري اين تحقيق شامل كليه مديران مدارس بيجار در مقاطع ابتدايي ،‌ راهنمايي و متوسطه مي باشد . ابزار جمع آوري اطلاعات شامل : 1- فرم امتياز دهي LP از فيدلر 2- پرسشنامه

بسته سئوالات عمومي از مشخصات مديران بوده است .

برخي نتايج تحقيق عبارتند از :

1-  اكثر مديران واحدهاي آموزشي ( 89 درصد ) گرايش به حسن روابط در محيط هاي كاري  داشته اند .

2-  در واحدهاي آموزشي مورد مطالعه مديران زن و مرد عموماً از گرايش به حسن روابط برخوردارند و جنسيت تأثيري درگرايش آنان نداشته است .

3-  در سه دوره تحصيلي ميانگين امتيازات حاكي از گرايش مديران به حسن روابط است و مقطع تحصيلي نيز تأثيري در گرايش مديران مدارس مورد بررسي ندارد .

4-  تمام مديران با رشته هاي تحصيلي مديريت از گرايش به حسن روابط برخوردارند .

5-  فرم امتيازدهي LPC فيدلر براي تمام مديران به سادگي قابل تكميل كردن بود .

6-  مدرك تحصيلي مدير بر گرايش وي تأثيري نداشته و مديران با مدارك مختلف تحصيلي اين پژوهش عموماً از گرايش به حسن روابط برخوردارند .

 

 

 

مقدمه پژوهش 

 

عنوان مسأله

در اين تحقيق سعي شده با استفاده از مقياس شخصيتي “ فيدلر ” و پرسشنامه مشخصات مديران ، سئوالات زير مورد بررسي قرار گيرند :

ـ مديران واحدهاي آموزشي از چه گرايشي برخوردارند ، كاري ، انساني يا گرايش متوسط به كار و حسن رابطه ؟

ـ در تعيين گرايش مديران عوامل معيني مثل تجربيات ، تحصيلات ، جنسيت ، دوره هاي تحصيلي و غيره دخالت دارند يا خير ؟

پايه هاي نظري

از ديرباز در مورد روابط مدير و افراد تحت مديريتش ، نحوه تأثيرگذاري بيشتر بر افراد ، انجام وظايف توسط زيردستان با كمترين درگيري ، مشخص كردن عوامل عدم همكاري زيردستان با مدير و خلاصه اينكه چگونه مي توان ديگران را به كار واداشت ، مطالب زيادي گفته شده و تحقيقات فراواني صورت گرفته است . همه تأكيد دارند كه براي رسيدن به هدف مطلوب چگونه افراد را سرپرستي كرد وآنهايي كه در انجام وظيفه كوشا نيستند ، معين كرده و به ريشه يابي علل رفتار آنان پرداخت .

با بررسي برخي اقدامات مديريت ، متوجه مي شويم از قديم براي واداشتن افراد به كار تدابيري اتخاذ مي شده است . در ايران باستان به مطالعه مراحل كار و شيوه انجام آن به منظور تدوين قوانيني براي پرداخت حقوق و دستمزد اقدام مي كردند (1) . گويي مشوقهاي مادي وتنبيهات از طريق اعمال فشار و مجازات يكي از روشهاي بكارگيري افراد براي انجام وظايفشان بوده است .

با ظهور اسلام مدير به گونه اي ديگر به انسان نگاه مي كند (2) . انسان آفريده اي است مجهز به نيروي اراده و اختيار . بكارگيري شيوه هاي فشار و حصر و سلب آزادي علاوه بر اينكه انگيزه كار و فعاليت را ضعيف مي كند و قوه ابتكار و خلاقيت را نابود مي سازد ، نوعي ستيزه جويي با اراده حكيمانه الهي تلقي مي گردد . از سوي ديگر ضرر اعطاي آزادي كامل با افراد در انجام امور كمتر از اعمال فشار نيست . براي انجام بهينه امور توسط زيردستان علاوه بر مشوقهاي مالي بايد شخصيت آنان مورد تكريم قرار گيرد .

قبل از انقلاب صنعتي ، كارفرما قدرت بلامنازع و كارگر ، فرمانبردار محض بود حتي با استفاده از روش توليد انبوه حاكميت كارفرما تشديد شد (3) . همچنين در سازمانها بحثي از روابط انساني در ميان نبود ، مسائل انساني به سبب كوچكي مؤسسات و كم بودن ميزان توليد اهميت چنداني نداشت .

انقلاب صنعتي وضع را تغيير داد . در سال 1800 ميلادي “ رابرت اون ” به نقش روابط انساني درسازمان توجه كرد (4) . پس از او “ آندر و اور ” در سال 1835 ميلادي عامل انساني را در امر توليد مورد بحث قرار داده و اهميت آن را تشريح كرد (5) .

در ابتداي قرن بيستم “ تايلور ” نخستين كسي بود كه كارگر را عامل افزايش كارآيي سازمان تشخيص داد و سرانجام هنگامي كه اصول مديريت علمي تايلور از حل مسائل انساني در سازمان عاجز ماند ، تحقيقات گسترده اي انجام شد تا روابط كارگر و كارفرما را بهبود بخشد كه مشهورترين اين تحقيقات در چهار دهه نخست قرن اخير آزمايشهاي معروف “ هاتورن ” بود .

كانون توجـه مديريت علمي بيشتر به مشوقهاي مادي بر انجام كــار بهتر از زيردســتان مربوط

مي شد . بعد از تايلور ،‌“ هنري فايول ” بيشتر به مسائل عمومي مديريت پرداخته و رهنمودهاي كلي را به چگونگي اداره يك مؤسسه معطوف كرده است .

“ ماكس وبر ” (6) درسازمانها جايي را براي روابط انساني و عاطفي در نظر نمي گرفت و معتقد بود كه غير شخصي شدن  نظام اداري است كه مورد نظر ماست . زيرا كارمند وظيفه اي را بدون هيچگونه عشق و اشتياق انجام ميدهد و مطابق مقررات با آن سر و كار پيدا مي كند .

به دنبال فرضيه “‌ مايو ” در باره روابط انساني نظريه ديگري از طرف “ ليكرت ” و “ گريس آر گريس ” و “‌ وارن بنيس ” مطرح شد كه به نام مكتب “ انسانگرائي صنعتي ” شناخته شده است (7) . گروه اخير مهمترين مسئله مديريت را شناخت شيوه هاي صحيح و استقرار روابط شايسته براي اداره افراد دانسته و رضايت شغلي ، آزادي عمل بيشتر ، مشاركت در امور ،‌ روابط عاطفي ، مطرح شدن ، مؤثر بودن ، نقش داشتن فرد و عوامل از اين قبيل را مورد نظر قرار داده است .

بعد از جنگ جهاني دوم مكاتب مديريت شعب متعدد يافت و با پيشرفتهايي كه در زمينه تكنولوژي توليد ، تكنولوژي ارتباطات و صنعت محاسبات الكترونيكي بوجود آمد ، علم مديريت نيز تكامل پيدا كرد و حل مسايل مديريت از طريق محاسبه ، علمي شد .

البته در مورد انسان و خصوصيات او در ارتباط با انجام كار و نيز ارتباط با مديريت نظريه ها و تحقيقات زيادي وجود دارد و همانطور كه اشاره شد همگي مي خواهند بدانند به چه صورت افراد را آسانتر به انجام كار وادار كرد و تا آنجائي كه ممكن است ، چراهاي رفتار او را با مدير و در محل كار پاسخگو باشند .

“ مك گريگور ”‌ (1960) در نظريه “ X و Y  ”  مي كوشد طبيعت و انگيزش انسان را كـــه در

فهم رفتار اهميت دارند ، توضيح دهد (8) .

در نظريه “ X ” انسان معمولي بايد تحت اجبار ، كنترل و تهديد قرار گيرد تا براي سازمان كار كند و مدير بايد از اجبار و تنبيه و بعضي پاداشهاي مالي براي بكار واداشتن نيروها استفاده كند .

در نظريه “ Y ” كار در صورتي كه ارضاء كننده باشد ، مثل بازي و تفريح است و جهت اينكه افراد براي سازمان كار كنند نياز به تنبيه و اجبار نيست و اگر پاداشهايي نظير رضايت نفس و شكوفايي استعداد شخصي و غيره دريافت دارند ، نسبت به هدفهاي سازمان متعهد خواهند شد .

در نظريه هاي رفتاري مثل نظريه همكاري “ بارنارد ” (1938) باز به تمايل اعضاء براي همكاري با مدير و سازمان اشاره شده است و اين منوط به سهيم بودن افراد در هدف سازمان       است (9) .

طبق نظريه “ سايمون ” (1985) رضامندي و منافع فرد به وسيله سازمان و از طريق مزد كافي ، شرايط كار خوب ،‌ روابط اجتماعي مطبوع فراهم مي شود .

“ وايت بك ” و “ آرگريس ”‌ (1954) در نظريه همسازي مي گويند (10) : سازمان و مدير ، شخصيت بالغ را در جايي به كار مي گمارند كه برمحيط خود كنترل اندكي دارد و او را به انفعال     مي خواند تا فعاليت و ابتكار ، غالباً‌ او را مجبور مي كند كه مقامي زيردست و تابع بر عهده گيرد . انعطاف پذيري شخصيتي اندكي براي او قايل مي شود و فقط يك يا چند توانايي ناچيز او را بكار مي گيرد و اين منجر به ناسازگاري افراد و عدم همكاري آنان با مدير مي شود به زعم “ بك ” بين خواسته زيردست و سازمان به رهبري مدير بايد سازش و انتزاج (Fusion Proces) بوجود آيد تا ميان فرد و سازمان تضاد كمتري بروز كند .

اهميت پژوهش

با توجه به مطالب ذكر شده ، اهميت رابطه مدير و زيردستان در انجام كار تا حدودي مشخص و نيز معلوم شد كه دانشمندان و نظريه پردازان از سالهاي قبل براي اين مسئله مشغول ومطالعه و تحقيق بوده اند كه آيا صرف خواستن كار از افراد ، منجر به حصول به هدفهاي سازمان مي شود يا خير ؟ آيا توجه توأم به ابعاد انساني آنها و وظايف و اهداف سازماني تأثيري در نيل به اهداف سازمان و موفقيت مدير دارد ؟

واحدهاي آموزشي با دليل ارتباط با انسان و تربيت او بايد شيوه مديريتي متفاوتي با ساير محيط هاي كاري مثل مراكز توليدي داشته باشد . اگر مدير كه با معلمين تحصيلكرده و با تجربه كار مي كند ، به آنها صرفاً بعنوان يك جزء ماشين كه فقط بايد كار كنند ، بنگرد . مسلماً در انجام وظيفه مديريتي خود با اشكال ، مقاومت كاركنانش براي همكاري ، بروز درگيريها و در نتيجه فشارهاي فزاينده محيط كار مواجه خواهد شد .

ايجاد رابطه مطلوب توسط مدير با معلمين ضمن ايجاد محيطي امن ،‌ كارآيي افراد را بالا         مي برد و رضايت شغل را به همراه خواهد داشت . مسلماً رابطه مدير و كاركنان در محيط آموزشي با رابطه يك مدير در واحد توليدي كوچك با كارگران يا رابطه يك سرپرست نظامي با سربازان تفاوت كلي دارد . با اين مطالعه سعي شده شيوه برخورد مديران واحدهاي آموزشي به كاركنان از ابعاد روابط انساني و يا توجه صرف به وظايف زيردستان تا حدودي بررسي گردد .

آموزش و پرورش زيربناي توسعه اجتماعي ، اقتصادي ، سياسي و فرهنگي هر جامعه است . بررسي عوامل مؤثر در پيشرفت و ترقي جوامع پيشرفته نشان مي دهد كه همه اين كشورها آموزش و پرورش توانمند و كارآمدي داشته اند . در اكثر نظريه هاي تربيتي ، معلم هسته اصلي نظام آموزشي دستگاه تعليم و تربيت و مجري حقيقي اين امر حياتي است .

معلم به مدير آموزشگاه بعنوان نماينده دستگاه آموزش و پرورش نگاه مي كند و برخوردهاي مدير تأثير عميقي بر معلم و كار او دارد . چه بسيار معلماني كه در اثر برخوردهاي مناسب مديران با تمام توان خود به خدمت اشتغال دارند و عامل مهم را در اينجا ، تكريم شخصيت معلم توسط مدير و ارتباط مطلوب دو جانبه معرفي مي كنند .

مدرسه از جمله نهادهايي است كه به سبب كار ، مهارت انساني و برقراري روابط عاطفي و دوستانه در آن از ضروريات اجتناب ناپذير است و همانطور كه شرط اول رانندگي احتياط است ، شرط اول تعليم و تربيت نيز برقراري روابط انساني در شأن فراگيرندگان و معلمان است .

برقراري و غني كردن روابط انساني در مدرسه از مدير مدرسه شروع مي شود و اين به دليل آن است كه معلمان تا حد زيادي از خصايص اخلاقي مدير الگو مي گيرند . بنابر اين اگر مديران مدارس به مهارت در روابط انساني به معناي عملي آن مجهز شوند ، بسياري از تضادها ، نارسائي ها و درگيريهايي كه بخشي از انرژي مدير و معلمان را به خود اختصاص مي دهد از بين مي رود .

مديران مدارس مي توانند از طريق بازنگري رفتار خود ، نحوه برقراري ارتباط با مجموعه مدرسه را بهبود بخشند و مدرسه اي پويا با آموزشي پويا را براي كمك به تحقق اهداف كلان توسعه به ارمغان آورند . بنابر اين با توجه به نقش مهم مهارت انساني مديران در كيفي كردن و ارتقاي       بهره وري آموزشي ، در اين نگاشته بر آنيم تا مشخص كنيم آيا مديران ،‌ گرايش به روابط انساني دارنـد يا خير ؟ و چــه عواملي بر گرايش آنـــان تأثير دارد تا در انتــخاب آنان حتي الامــكان اين ملاكها منظور گردد .

 دوماین های مwww.Bijariran.com

www.zibaweb.com

www.Roz5.com

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم بهمن 1388ساعت 17:38  توسط اشکان  | 

غيبت روحيه جمعي و بهره وري در محيط سارمان را كاهش مي دهد .

 

انسان به عنوان موجودي اجتماعي در حالت معمولي از نظر جسمي و روحي به رفتار انسان هاي محيط خود وابسته است . چنانچه در محيطي قرار گيرد كه درآن فضائي حاكي از اعتماد حاكم باشد احساس اطمينان رواني بالاتري خواهد داشت و نياز او از بعد رواني بيشتر ارضا مي گردد و همين باعث مي شود كه خلاقانه و فعال تر در حوزه ي وظايف وارد شود و فردي موفق و اثر بخش باشد .

غيبت به عنوان يك آفت اخلاقي با تخريب اعتماد افراد نسبت به هم باعث مي شود شور و اشتياق خود را براي تماس صادقانه از دست بدهند و دچار چندگانگي شخصيت شوند و در صورتي كه كنترل خود را از دست بدهند روحيه ي جمعي را خراب مي سازند و انسجام سازماني به نوعي هم زيستي و همكاري اجباري توام با تنفر مبدل مي شود .

غيبت با شكاف در شبكه روابط سازماني , روحيه جمعي , از اصول چهارده گانه مديريت فايول را كاهش مي دهد و باعث كاهش انگيزش و در نهايت بهره وري مي گردد , چرا كه افراد همواره بر نقاط ضعف هم تاكيد مي كنند و نه اهداف سازماني .

مديران نقش مهمي در كاستن غيبت در محيط كار را دارند . بي توجهي به نظرات افراد غيبت كننده و توضيح كافي براي تمام همكاران دراين مورد آفت غيبت رادر محل كار تا حد زيادي از بين خواهد برد .

براي برخورد با مسدله غيبت پيشنهاد هاي زير كه بر نوعي اصلاح نگرش و شناخت درماني تاكيد دارد , آورده مي شود:

1ـ باور به اين كه كسي كه نزد ما از ديگران بد مي گويد از مانيز نزد ديگران بد خواهد گفت .

2ـ مبارزه شجاعانه و رويارويي بابد گويان در محيط كار .

3ـ باور به اين  كه در صورت مبادرت به غيبت , اضطراب و فشار روحي افزايش مي يابد .

  مناسبترين بازخوردها از مشاهده و بررسي مستمر حاصل مي شود نه صرف اخبار ديگران در محيط كار .

5ـ تشريح اثرات سازماني غيبت از طريق بيان مصاديق واقعي در محل كار خصوصاً در جلسات عمومي .

6ـ تلاش براي كاهش احساس ناكامي در محيط كار ( ناكامي چيزي است كه مانع رسيدن شخص به هدف مي شود ) مي تواند يكي از هدف هاي شخص غيبت كننده باشد .

7ـ نترسيدن از تنهايي در جمعي كه اهل غيبت هستند .

8ـ شهامت پذيرش عمل خطاي خود بدون بد گفتن از ديگران .

9ـ يادآوري پيوسته زشتي غيبت در محيط كار .

10ـ تلاش براي جابجايي و تحول و مفهوم حسادت با غبطه .

11ـ باوراينكه انتقاد با بد گويي و غيبت تفاوت دارد .

12ـ ممكن است يكي از دلايل غيبت از ديگران نزد ما مطرح شدن غيبت كننده باشد .

13ـ توجه كامل به نظرات فرد بدگو و غيبت كننده , موجب ايجاد زمينه عدم توجه به مقررات و تخلف مي شود .

14ـ گرفتن بازخورد توسط مديران از افراد بد بين و بدگو موجب گمراهي مديريت در مورد ميزان موفقيت سازمان براي رسيدن به اهداف سازمان مي شود

 

 


ويژگيهاي نوجواني

 

تعريف نوجواني از نظر دايره المعارف بريتانيكا

نوجواني اغلـب به عنوان دوره اي بين بچگي و بزرگسالي تعريف مي شود.گـرچه ، بعضي از مؤلفيـن ، نوجواني را مساوي بلوغ جنسي و دوره تغييرات فيزيكي كه اوج آن در تكامل و رسيدگي در توليد مثل است، مي دانند ،ولي اغلب ،نوجواني با مـفاهيم رواني و اجتماعي تعريف مي شـود ؛ مثلاًشروع آن ،با بلوغ جنسي و خاتمه مبهم و نا مشخص آن ، با بزرگسالي است . اين واژه ،برچسب مناسبي جهت دوره اي از زندگي فرد (تقريباً بين سنين 12-20سالگي)مي باشد و چنين استعمالي ، هيچ گونه قيد و تعريفي درباره خصوصيات رشد نوجوانها يا علل اختصاصي نوجواني ندارد.

هر دوره اي از زندگي را مي توان بر مبناي پاره اي از مسائل رشدي ، نظير : مسائل بيولوژيكي رواني واجتماعي دسته بندي كرد. از جمله آنها كه به طور مشخص ،ولي نه الزاماً ، درطي دهه دوم زندگي ، اتفاق مي افتد . ارتباطات با جنس مخالف، آگاهيهاي شغلي ،رشد ارزشها و خودمحوريها ي مسئولانه و باز شدن گره هاي عاطفي با والدين است.

ويژگيهاي نوجواني دختران و پسران

به عنوان يك واقعيت ، دوره نوجواني را بايد يك مرحله بسيار مهم از زندگي تلقي كرد. دوره اي كه باويژگيهايش از ساير دوران زندگي متمايز مي شود. اين خصوصيات عبارتند از:

 

1-نوجواني ،يك دوره مهم و زیبا به شمار مي رود.

گر چه همه دوران عمر مهم است ولي برخي از آنها مهمتر از سايرين مي باشد. زيرا اين دوره داراي تأثيرات ناگهاني بر رفتار و ديدگاه فرد مي باشد. با در نظر گرفتن اين كه ساير دوره هاي زندگي به دليل تأثيرات دراز مدت آن پرمعني و قابل توجه هستند،ليكن دوره نوجواني يكي از دوره هايي است كه از هر دو جنبه تأثيرات ناگهاني و دراز مدت برخوردار و قابل توجه است.برخي از ادوار زندگي به دليل تأثيرات فيزيكي و بدني باا هميت و برخي ديگر از لحاظ تأثيرات رواني  قابل اعتنا هستند،ليكن نو جواني از هر دو جهت مهم مي باشد.

در بحث و بررسي تأثيرات بدني نوجواني ‍«تانر»گفته است:

براي اكثريت اشخاص جوان سالهاي 12تا16پرحادثه ترين سالهاي زندگي آنها مي باشد،تا آنجا كه رشد و تحول آنها با نگراني آميخته است. مسلماً در طول زندگي جنيني و اولين يا دومين سال پس از تولد، رشد باز هم سريعتر واقع مي شود و يك محيط همحسي(سمپاتيك)جدي تر به وجود مي آيد.اما

نوجوان خودش جذاب و دلربا نيست يا آن گونه نيست كه بيننده اي را كه شاهد تحولات و يا عدم تحولات نوجوان مي باشد، متوحش كند.

توأم بودن اين تحولات فيزيكي مهم و سريع بخصوص در طول اولين مرحله نو جواني با تحولات پر شتاب ذهني از خصايص اين دوره مي باشد.

اين تحولات نياز به ساز گاري رواني را افزايش مي دهدو براي ايجاد ديدگاهها ،ارزشها و علايق نوين ،ضروري به نظر مي رسد.

2-نوجواني،يك دوره انتقال (برزخي)است.

انتقال به معني يك وقفه يا تغيير از آنچه كه قبلاً انجام شده نمي باشد،بلكه بيشتر عبور از مرحله اي از رشد به مرحله ديگر مي باشد. اين به آن معنا است كه آنچه قبلاً واقع شده ،نشانه خود را روي آنچه كه در زمان حال و آينده اتفاق مي افتد،باقي مي گذارد.كودكان در زماني كه از خردسالي به بزرگسالي مي رسند، بايد جنبه هاي كودكانه را كنار بگذارندو آنها بايدهمچنين الگو هاي جديد رفتاري و نگرشي رابيامورندتا جانشين آن چيز ها يي شود كه ترك كرده اند .

به هر حال اين مهم است كه ترك كنيم آنچه قبلاً واقع شده است،نشانه هاي خود را باقي گذاشته است وبر الگوهاي نويني از رفتارها و نگرشهاي فرد اثر مي گذارد.همچنانكه «استريس»شرح داده است:

ساختمانهاي بدني نوجوان ،پايه هايي در كودكي دارد و بسياري از خصوصياتي كه معمولاً به عنوان معرف ظهور نوجواني در نظر گرفته مي شدند،قبلاً در طول اواخر كودكي حضور داشته اند.تغييرات بدني كه در سالهاي اوليه نوجواني اتفاق مي افتد ،بر رفتار موزون شخص اثر مي گذارد و به ارزيابي مجدد ارزشها و سازگاري اجتماعي آنها منتهي مي شود.

در طي هر مرحله انتقالي ، وضع وجايگاه فرد مبهم است و نوعي گم گشتگي در باره نقشهايي وجود داردكه فرد انتظار دارد آنها را ايفا كند. نوجوان در اين زمان نه كودك و نه بزرگسال است؛اگر نوجوانان مانند كودكان رفتار كنند ،به آنها گفته مي شود كه به مانند سن خودشان عمل كنند.اگر آنها سعي كنند نظير بزرگسالان عمل كنند، اغلب متهم مي شوند كه براي شلوار هاي كوتاه خود، خيلي بزرگ شده اندو براي اين تلاشي كه انجام مي دهند تا مثل بزرگتر ها عمل كنند،مورد سرزنش واقع ميشوند. از طرف ديگر ،آزمودن شيوه هاي مختلف زندگي به آنها ياد مي دهدتا آنها تصميم بگيرند كه چه الگوهاي رفتاري ،ارزشي و نگرشي بهتر مي توانند نيازهاي آنان را تأمين نمايند.

3-نوجواني ،يك دوره تغيير است.

ميزان تغيير در نگرشها و رفتار در طي دوره نوجواني با ميزان تغيير در وضعيت بدني برابر است.درطي سالهاي اوليه نوجواني ،زماني كه تغييرات بدني با سرعت انجام مي شود، تغييرات در نگرشها و رفتار همچنين با شتاب به وجود مي آيد.همچنان كه تغييرات بدني آرام به پيش مي رود ، به همان نسبت نگرشها و رفتار نيز تغيير مي يابند.

تقريباً پنج نوع تغييرات ملازم و عمومي وجود دارد كه در طي دوره نوجواني واقع مي شود:

نخست آنكه ،حيات عاطفي(انفعالي)توسعه مي يابد،شدت آن به سرعت و ميزان تغييرات بدني ورواني بستگي داردكه در اين زمان واقع مي گردد.زيرا اين تغييرات،معمولاً در اوايل نوجواني سريعتراتفاق مي افتد. توسعه حيات عاطفي معمولاص در آغاز نو جواني بيشتر از انتهاي نوجواني مطرح مي شود.

دوم اينكه ،سرعت تغييراتي كه با رشد جنسي همراه است،نوجوانان را ازخودشان و از استعدادها وعلايقشان نا مطمئن مي سازد.آنها قوياً احساس بي ثباتي مي كنند، احساسي كه اغلب با تعابير مبهمي كه آنها از سوي معلمان و والدين دريافت مي كنند،تشديد مي شود.

جنبه سوم،تغييراتي است كه در بدن ،علايق و نقشهايي كه در گروههاي اجتماعي از آنان انتظار مي رود ايفا نمايند،به وجود مي آيد و مسايل جديدي را مي آفريند. براي نوجوانان كم سن وسال، اين تغييرات بسيار زياد است و كمتر از آنجه كه قبلاً تصور مي كردند قابل حل به نظر مي رسد.قبل از اينكه آنها مسايلشان را حل كرده و به رضايت برسند،با خودشان و مسايلشان درگير خواهند بود.

چهارم ،همچنانكه الگو هاي علايق و رفتار تغيير مي يابد،ارزشها نيز متغيير خواهند بود.آنچه كه در زمان كودكي برايشان مهم بود،اكنون كه در آستانه بزرگسالي قرار دارند ،كمتر اهميت پيدا مي كند؛به عنوان مثال ،براي بيشترين نوجوانان ،مسئله دوستاني كه از همسالان همتيپ و جذاب باشند،مهمتر از تعداد زيادي دوست مي باشد كه سنخيت روحي با او نداشته باشند ،آنها اكنون به مسئله كيفيت ،بيشتر از كميت،اهميت مي دهند.

پنجم اينكه ،بيشرين نوجوانان در مورد تغييرات،حالتي دمدمي دارند.زماني كه آنها درخواست و تقاضاي اسقلال دارند،اغلب از مسئوليتهايي كه همراه با استقلال و ارزيابي توانايي آنهاست هراس دارند.

4- نوجواني يك سن مسئله آفرين است.

گر چه هر سني مسايل خاص خودش را دارد،با اين حال ،مسايل نوجوانان اغلب براي پسران و دختران به گونه اي است كه آنها به سختي از عهده حلشان بر مي آيند.دو دليل براي اين مسئله وجود دارد :

اول اينكه ،در سرتاسر دوره كودكي ،به مسايل آنها بالاخره توسط والدين و معلمان حل مي شود،در حالي كه بسياري از نوجوانان به دليل بي تجربگي ،به تنهايي از عهده حل مسايلشان بر نمي آيند.

دوم اينكه نوجوانان دوست دارند احساس كنند كه افرادي مستقل و آزاد هستند.آنها درخواست ارائه راهي را دارند كه خودشان بتواننداز عهده حل مسايل برآيندو كوششهايي را كه از جانب والدين و معلمان براي كمك به آنها ارائه مي شود ،نمي پذيرند.

به دليل ناتواني نوجوانان در غلبه بر مسايلشان به تنهايي ، به همان اندازه كه آنها اعتقاد دارند از توانايي برخوردارند،بسياري از آنها حل مسايل و مشكلات را مافوق انتظارات خود مي يابند.

همچنانكه «آنا فرويد»شرح داده است:

بسياري از شكستهايي كه اغلب با نتايج غم انگيزي در اين رابطه همراه است،آنچنانكه تصور مي شود به دليل بي استعدادي فرد نيست.بلكه صرفاً مبتني بر اين حقيقت است كه اين گونه درخواستهايي كه از او در لحظه هايي از زندگي اش وجود دارد ،انرژيهاي اورا به كار مي گيرد؛انرژيهايي كه در تلاش براي حل اكثر مسائلي كه به وجود مي آيند،كافي به نظر نمي رسد.

5- نوجواني،زمان جستجوي هويت است.

در سراسر سن گروه گرايي اواخر كودكي ،انطباق با معيارهاي گروه به مراتب بسيار مهمتر از فردگرايي است. همچنانكه قبلاً اشاره شد ،كودكان ارشد در لباس،گفتار ورفتار علاقه مندند كه تقريباً ودر حد امكان شبيه افراد گروه باشند.هر گونه انحراف از معيار گروه به تهديد عليه تعلق به گروه شباهت دارد .در سالهاي اوليه نوجواني ،تطابق با گروه هنوز براي دختران و پسران حائز اهميت است.به تدريج آنهادر صدد جستجوي هويت برمي آيندو تمايل چنداني به اينكه شبيه همسالان خود در گروه باشند ،ندارند.

به هر حال موقعيت مبهم نوجوان در فرهنگ امروز ما يك مسئله غامض را به وجود مي آورد وموجب مي شود كه در اين زمينه بيشترين همكاري را با نوجوان داشته باشيم.مسئله«بحران  هويت» با مشكل «هويت خود »همچنانكه «اريكسون» شرح داده است بدين قرار مي باشد:

هويتي را كه نوجوان درصدد است كه تا به طور روشن با آن مواجه شود اين است كه «اوكيست»؟ نقشي راكه بايد در جامعه ايفا نمايد ،چيست؟آيا او يك كودك است يا بزرگسال ؟آيا او توانايي آن را دارد كه روزي به عنوان يك همسر يا پدر باشد ؟آيا او عليرغم نژاد ،مذهب يا زمينه هاي ملي كه او را از نظر مردم كم ارزش جلوه مي دهد ،احساس اعتماد به نفس داد؟

« اريكسون »در سطور بعدي  توضيح مي دهدكه جستجوي هويت بر رفتارهاي نوجوان اثر مي گذارد:

در جستجوي آنها براي احساس جديدي كه از استمرار و يكنواختي دارند، نوجوانان بايد مبارزه اي را از نو آغاز كنند .اگر چه آنهاناچار باشند كه كارهايي را تصنعي انجام دهند و در نظر مردم افرادي خوش نيت تلقي شوند و نقش حريف را در مبارزه اجرا كنندو آنها به هر حال آماده هستند تا آرمانها و معبودهاي ثابت را به مانند نگاهبان هويت نهايي براي خود بنا كنند .اكنون يكپارچگي شكل مي گيردودر هيأتي از هويت خود كه بيشتر از شخصيت سازي دوران كودكي است ،تجلي مي يابد.

يكي از راههايي كه نوجوانان تلاش مي كنند تا خود را به مانندافراد بزرگسال نشان دهند اين است كهاز موقعيتهاي نمادين (سمبليك)نظير ماشينها ،لباسها و ساير وضعيتهاي قابل مشاهده بهره گيرند . آنها اميدوارند در اين راه افرادي قابل توجه و جذاب به نظر برسند . اهميت موقعيتهاي نمادين در نوجواني ،در مباحث بعدي توضيح داده خواهد شد .

6- نوجواني يك سن هراس مي باشد

همچنانكه« ماژريس» اشاره نموده است بسياري از عقايد عمومي درباره نوجوانان ،به طور مدلل به شرح وضعيت آنها و ارزيابيهايي در اين زمينه پرداخته است و متأسفانه تعدادي از آنها ،حاوي نظري منفي نسبت به نوجوانان مي باشد . پذيرش قالبهاي فرهنگي در مورد «تين ايجرها »(13تا19 ساله ها )(افرادي نامرتب و غير قابل اعتماد كه داراي استعداد تخريب ،ويرانگري و رفتار ضد اجتماعي هستند.)بسياري از بزرگسالاني را كه بايد را هنمايي و حمايت از نوجوانان را عهده دار شوند به اين مرحله هدايت كرده است كه از چنين مسئوليتي در قبال نوجوانان بهراسند و در نگرشهاي خود نسبت به آنان و تدابيري كه در رابطه با رفتار نوجوانان بايد اتخاذ شود ،احساس همدلي نداشته باشند.

كليشه هاي عمومي همچنين بر تصوري كه نوجوانان از خود و نگرشهايشان دارند تأثير مي گذارد. همچنانكه «آنتوني » در گفتگوهاي خود از قالبهاي فرهنگي نوجوانان شرح داده است :

قالبهاي فرهنگي بايد همچنين به عنوان آينه اي كه عكس العمل هاي مناسب اجتماع را در خود منعكس و به معرض نمايش نوجوان مي گذارد ،عمل نمايد . چنين تصويري كه به عنوان نوجوان ارائه مي شود ،به تدريج اورا به عنوان فردي قابل اعتماد در نظر مي آورد وبر طبق آن رفتار خويش را شكل مي دهد .

پذيرش اين كليشه ها (قالبها )توسط نوجوانان و اعتقاد به اينكه بزرگسالان ،نگرش حقيرانه اي نسبت به آنها دارند ،انتقال آنان را به مرحله بزرگسالي دشوار مي سازد . چنين امري در نوجوانان ،به حساسيت زيادي نسبت به والدين آنها منجر مي شود و مانعي بين آنها و والدينشان ايجاد ميكندواز برگشتن نوجوانان به سوي آنها براي كمك خواستن در حل مسايلشان جلوگيري مي كند.

7-نوجواني، مرحله آرمان گرايي است.

نوجوانان تمايل دارند كه به زندگي از وراي عينك سايه وروشن نگاه كنند.آنها به خود و سايرين آن چنان مي نگرند كه دوست دارند بهتر از آنچه كه هستند خود را باور كنند.اين مطلب به ويژه در مورد آرزوهاي نو جوانان صادق است . اين آرزوهاي غير واقعي نه فقط درباره خودشان بلكه،همچنين براي وابستگان و دوستان آنها نيز وجود دارد. اين آرزوها در اوايل نوجواني با توسعه عواطف همراه هستند. بيشتر حالات غيرواقعي آنان شامل رنجش زياد،آزار و ناكامي است و نوجوانان زماني كه احساس كنند ديگران آنها را دست كم بگيرند و يا به اهدافشان دست نمي يابند ،اين حالات را از خودشان نشان مي دهند.

با توسعه تجارب اجتماعي و شخصي وبا افزايش قدزت تفكر عقلاني ،نوجوانان رشديافته تر،به خود، خانواده ،دوستان و زندگي به طور كلي واقع بينانه تر مي نگرند.درنتيجه آنها كمتر از نااميدي و توهم نامعقول رنج مي برند و نسبت به سالهليي كه جوانتر بودند واقع گراتر مي باشند.اين يكي از موقعيت هايي است آنهارا در شاديهاي بيشتري كه خاص نوجوانان رشد يافته تراست ،مشاركت مي دهد.

همچنان كه دوره نوجواني ادامه مي يابد ،دختران و پسران به طور يكسان از آرمان گرايي متأثر مي شوند. آرمان گرايي كه از زندگي سبكبار ،بي خيال و مجرد ناشي مي شود. نوجوانان به تدريج خودرا از آرمان گرايي رها نموده و به موقعيت بزرگسالان نايل مي شوند . احساس اينكه دوره نوجواني از دوره بزرگسالي و مسايل مربوط به آن از قبيل نيازمنديها و مسئوليتهايش ،شادتر و بانشاط تراست ،  تمايلي رابه وجود مي آوردكه نوجواني را به يك دوره فريبنده ،شاد و سبكبار مبدل نمايد.

8- نوجواني ،آستانه بزرگسالي است.

همچنان كه نوجوانان به بلوغ قانوني مي رسند ،آنها نگران كنار گذاشتن كليشه هاي تين ايجرها(13تا19 ساله ها )بوده و مي خواهند اين  باور را پيدا كنند كه نزديك بزرگسالان هستند،مثل آنها لباس مي پوشند و مانند آنهاعمل مي كنند ولي با اين حال تصور مي كنند كه اينها كافي نيست . بنابراين ،آنها روي رفتارهايشان متمركز مي شوند تا بتوانند با بزرگسالان معاشرت نمايند . نوجوانان معتقدند كه اين رفتارها تصويري دلخواه از آنان را به وجود مي آورد.

 


ر. امين نژاد

راز سخنگويان موفق

 

صحبت و گفتگو اساسي ترين و ضروري ترين مشكل ارتباط ميان انسانهاست به طوري كه يك فرد عادي به طور متوسط در طول روز 18 هزار كلمه بر زبان مي آورد البته در برخي از افراد اين رقم بيشتر است از اين رو مهارتهاي خود را براي اينكه جزو بهترين سخنگويان و بهترين و مو فقترين گويندگان چرا ارتقاء نبخشيم ؟ پس اصول گفت گوي موفق در چهار چيز است : 1- صداقت 2- نگرش مثبت 3- علاقه به طرف گفت وگو 4- بي ريايي يعني رك و بي پرده صحبت كردن

هشت ويژگي مشترك موفقترين سخنگويان : بيشتر افراد موفق سخنگويان موفقي نيز  هستنند جا ي تعجبي ندارد كه بر عكس اين نيز صادق است اگر شما احساس مي كنيد كه تا كنون فرد موفقي بوده ايد  مي توانيد با بهترين سخن گفتن خود را موفقتر كنيد براي بسياري از ما مهمترين كار تاثير گزاري در گفت وگوي روز مره است بنابراين سخنگويان داراي چند ويژگي مشترك اند

1- آنها به هر چند از زاويه اي ديگر مي نگرند و ديدگاههاي غير قابل پيش بيني اي در باره ي موضوعات ارايه مي دهند

2- در صحبت كردن سبك خاص خود را دنبال مي كنند

3- آنها در تمام مدت درباره ي خود صحبت نمي كنند

4- شوخ طبع هستنند و برايشان دشوار نيست كه آن را در باره خود به كار ببرند در حقيقت بهترين گفت و گو كنندگان اغلب ماجراهاي درباره ي خود تعريف مي كنند

5- آنها كنجكاو هستنند و مي پرسند چرا ؟ آنها مي كوشند درباره ي مطلبي كه به آنها مي گوييد بيشتر بدانند

6- اظهار همدردي مي كنند مي كوشند خود را به جاي شما بگذارند تا با صحبت هاي شما ارتباط پيدا نمايند

7- افراد احساساتي هستنند . نسبت به آنچه درزندگي خود انجام مي دهند احساس خود را بروز مي دهند و نسبت به آنچه شما در آن لحظه به آنها مي گوييد علاقه نشان مي دهند 

8- افق هاي فكر ي گسترده اي پيش روي آنها قرار  داد و درباره ي مسائل و تجربيات بي شماري وراي زندگي روزمره خود به تفكر و صحبت مي پردازند

البته مهم نيست تا چه اندازه سخنگوي برجسته اي هستيد اما موقعي پيش مي آيد كه بهتر است ساكت بمانيد حتي اگر تحت هر شرايطي قرار داريد و احساس مي كنيد كه بايد حرف بزنيد چنانچه مي شنويد كه غريزه به شما مي گويد ساكت بمانيد به آن توجه كنيد و سكوت اختيار  كنيد .

صحبت كردن به گونه امروزي : اين نوع صحبت كردن ناشي از مدهاي كوتاه مدت و رويدادها و شخصيت ها است واژگان وعبارات اين نوع صحبت كردن به صورت كليشه هاي فوري در مي آيند گاهي اوقات اين عبارات به شما كمك مي كنند كه با فردي كفت و گو كنيد اما اغلب انجام اين كارها باعث مي شود نحوه ي صحبت كردن شما مصنوعي به نظر برسد و گويي نمي توان با فكر و اراده خود جمله هايتان را بسازيد وادا كنيد از اين رو از بكار بردن عبارات كليشه اي يا امروزي بپرهيزيد كه سر انجام درمي يابيد كه گفت و گوي شما موثر و جذاب تر است البته سعي كنيد كه در صحبت كردن از واژگان بي ارزش ( تكه كلام ها )دوري كنيد كه اين واژگان يا اصوات هيچ چيزي به سخنان ما اضافه نمي كنند بلكه فقط صحبت ما را بهم مي ريزند اين واژگان ئاصوات تا زماني كه ايستاده ايد براي تكيه دادن سود مند است اما اگر بدان وابسته شويد گفت وگوي شما كنگ مي ماند از جمله اين واژگان مي توان به ((مثلا ، در واقع ، احساسا و ...)) يا اصواتي چون ((اِوم )) اشاره كرد در زبان انگليسي پركاربردترين عبارت  you know ( مي دانيد ) است براي از ميان بردن عادتهاي بد درصحبت كردن به آموزش نياز داريد اولين روش گوش دادن به صحبت هاي خود است يعني همين طور كه صحبت مي كنيم توجه به كلماتي كه از دهانتان خارج مي شود موثر واقع مي شود تمرين اين روش مي تواند سخنان شما را اصلاح كند

دومين پيشنهاد اينكه از يك نفر كمك بگيريد تا به گفته هاي شما گوش دهد و هنگامي كه از واژه اي بي ارزش و زايد يا كليشه استفاده مي كنيد با نشان دادن حركتي سريع اين موضوع را به شما گوشزد كند اين كار تاثير چشمگيري را درپي دارد شما از همسر ، دوست يا همكارتان بخواهيد هر بار از اين واژگان استفاده كرديد با گفتن كلمه اي كوتاه مانند صبر كن ، گفتن شما را متوقف كند اين فرد دست كم چند ساعتي از روز را با شما بگذراند البته تضمين مي كنم كه پس از گذشت چند روز از تمرين ديگر از اين واژگان استفاده نخواهيد كرد

شما در گفت گو با غريبه ها بايد چند نكته را مد نظر بگيريد كه عبارتند از : غلبه بر خجالت و كمرويي خود و ديگران ، شروع كردن صحبت ، قانون اول گفت و گو : گوش دادن ، زبان غيركلاسي ( اشاره ) و دوري از برخي پرسشها و صحبت ها است .

در واقع اگر شما مي خواهيد چيزهاي جديدي بياموزيد ناچار هستيد به صحبت ديگران گوش دهيد و اگر دوست داريد مورد علاقه همه باشيد بايد به همه علاقمند باشيد و آنها را به صحبت درباره ي كمالاتشان تشويق كنيد 

منبع : راز سخنگويان وفق ، لاري كينگ و مترجم : سيد رضا نيازي، انتشارات شرفي ، چاپ اول 1378

                    

   


 

استفاده از فكر

 

پتانسيل مغز مانند غولي در خواب است در طول سال هاي اخير محققين و روان شناسان و متخصصين آموزش و پرورش ، بيوشيمي ، فيزيك و رياضيات نشان داده اند كه پتانسيل مغز انسان از آن چه تصور مي رود خيلي بيشتر است و تمام خلاقيت ها و پيشرفت ها و حافظه ها و در مغز قرار دارند .

 ( خلاصه كشفيات مغز ) = از مهم ترين كشفيات مغز سه اصل زير مي باشد : 1- قسمت چپ و راست مغز ؛ 2- ساختمان فيزيكي و طرحهاي ارتباطاتي سلولهاي مغز ؛ 3-  شمار واكنش ها الكترو شيميايي در مغز است .

به طور كلي مغز چپ اعمال فكري زير را انجام مي دهد : 1- رياضيات ؛ 2- زبان ؛ 3- منطق ؛ 4- تجزيه و تحليل ؛ 5- نوشتن ؛ 6- فعاليت هاي مشابه . و قسمت راست مغز اعمال زير را انجام مي دهد : 1- تصورات ؛ 2- رنگ ؛ 3- موسيقي ؛ 4- آهنگ ؛ 5- رويا ؛ 6- اعمال مشابه ي ديگر . حافظه با سن و سال پيشرفت مي كند و با سن و سال نيز كاهش مي يابد . پنج عامل اصلي كه به حافظه كمك مي كند كه به ياد بياورد شامل : 1- اولي بودن : اگر همه چيز برابر باشد اتفاقات اول بهتر از وسط آن ها به ياد مي آورد و بيشتر آن را تكرار مي كند ؛ 2- اخير بودن : اگر تمام عوامل برابر باشند ما اتفاقات را وقتي اخير باشند به ياد مي آوريم مانند اين كه شما ديروز را بهتر روز قبل از آن به ياد مي آوريد ؛ 3- ثابت بودن ؛ 4- دوره كردن ؛ 5- ارتباطات : انسان خبر مربوط را بهتر از چيز نامربوط به ياد مي آورد .

( ياد آوري و نگه داري در ذهن ) = حافظه به دو صورت مي تواند تقسيم شود : ياد آوري و نگه داري در ذهن ، ياد آوري در ذهن قدرتي است كه فكر اطلاعات را مي گيرد و ذخيره مي كند و نگهداري در ذهن يعني ما بيشتر اطلاعاتي را كه در مغز خود خيال مي كنيم ذخيره مي كند .

( صحبت ) = بخاطر اينكه صحبت بسيار عمومي است ما متوجه عمل مشكلي كه انجام مي شود نيستيم وقتي شما به صحبت شخص گوش مي دهيد همان طور كه صحبت پيش مي رود مغز شما بهترين عمل يادآوري و ذخيره در ذهن را انجام داده و ذخاير ذهني خويش را آزمايش مي كند .

( حافظه و مشاهدات ) .

اين غير ممكن است كه چيزي را كه احساس نكرده ايد بياد آوريد حافظه بستگي به روشي كه شما چيزها را به آن ميدهيد دارد . اعمالي را كه باعث يادآوري و نگه داري مطالب در ذهن مي شود و آن را تشويق مي كند از جمله = 1- تشويق و فعاليتهايي كه به يادآوري كمك مي كنند .

2- نگه داشتن يك يادداشت يا استفاده از لغات آشنايي و نقاشي هاي كوچك و رنگ هاي مختلف .

3- شروع برنامه يادگيري موضوع و دوره كردن و اطمينان از اينكه دوره قبل از كم شدن حافظه صورت گيرد .

( گوش كردن ) = گوش شما مانند بهترين وسيله موسيقي است و مغز را قادر به  تشخيص  صداهاي مختلف مي كند  . شنيدن مانند قدرتهاي ديگر ما خيلي پيشرفته تر از آنست  كه ما فكر مي كنيم و اگر مواظبت شود با سن و سال كمبود پيدا نمي كند . ولي از مشكلات شنوائي كه مي توان نام برد از جمله = مزاحمت بي حوصلگي فراموشي چيز شنيده شده صداهاي غير واضح را

مي توان نام برد . يكي از قدرتهاي جالب فكر اينست  كه مي توان  صداهايي را كه ما علاقمند نيستيم رد كند .

( بي حوصلگي ) = بي حوصلگي در شرايطي كه ما مجبور به گوش دادن مي باشيم ولي علاقه اي به آن نداريم  اتفاق مي افتد نتيجه معمولاً ، سرگردانني  فكر است .

( فراموش كردن ) = فراموش كردن چيزي كه شما گوش مي داديد يا بايد گوش مي كرديد بسيار براي شما خجلت آور و باعث تلف كردن وقت شما و سخنگوست . ديدن يكي از قوي ترين منابع حافظه است . اهميت ديدن صحيح وقتي معلوم مي شود  كه ذخيره ي  حافظه بر اساس اطلاعات داده شده به آن قرار گيرد .

( بي دقتي ) = در تنظيم ديدن معمولي قسمت شفا نشده اي از ديدن وجود دارد كه به آن ديد بي دقت مي گويند . مواردي كه براي مواظبت كلي چشمان مفيد است : 1- مژه زدن ؛ 2- نفس كشيدن ؛ 3- با كف دست گرفتن چشم را ؛ 4- نور = و نور روز بهترين نور براي مشاهده است . مراحلي كه باعث مي شود براي خواندنفني براي مطالعه به آن ها رجوع كنيم :

1- زمان ؛ 2- ميزان ؛ 3- معلومات ؛ 4- اهداف .

خلاقيت در تمام مراحل فكري انسان وجود دارد با اين حال بيشتر مردم خود را پائين مي انگارند .

 

 

( ظاهر كمي خلاقيت ) = يك فرد نابغه خلاق تمام مرزها را مي شكند و در  ليستش تقاضاهاي بسيار ميگنجاند با توجه به اينكه روش صحيح اجراء در يك امتحان خلاقيت و امتحان كردن اينكه فكر

يك سري نامحدود از ارتباطات مي تواند بسازد و هر چيزي را به چيز ديگر ارتباط دهد ما متوجه

مي شويم كه امتياز ما از همه بالاتر مي رود .

( ظاهر كيفي خلاقيت ) = غير از ظاهر كمي خلاقيت يك طرف ديگر كه معمولاً  از امتحانات قلم زده ميشود وجود دارد . قسمت دوم خلاقيت كيفي است كه شامل مسائلي مانند = دستور ؛ معني ؛ ارتباط ساده ؛ ارتباط فشرده و يك حس تكامل و آهنگ است  ظاهر كيفي خلاقيت مي تواند بخوبي بصورت شكل طرح مغز باشد . = چهار عاملي كه قدرت رياضي را معين مي كنند و بر اساس نژاد يا جنسيت قرار ندارند ، عبارتند از :

                                  1- فنون ؛ 2- تمرين ؛ 3- حافظه ؛ 4- قدرت اساسي مغز .

( بحث عمل و تصميم ) = اين نوع بحث وقتي بوجود مي آيد كه دو انتخاب برابر وجود داشته باشند طوريكه بسيار مشكل باشد كه بين آن دو يكي را انتخاب كنيم ، نتيجه ، ضعف تصميم گيري است يا مشكل بودن آن بنابراين دليلي به گرفتن تصميم نيست .

( عصباني كردن طرف مخالف ) = اين نوع بحث با اينكه اساساً صادق نيست بطور تعجب آوري موفق است عصباني كننده مسائلي را در مي يابد كه طرف را عصباني كرده و بر آنهمه تأكيد مي كند و در نتيجه مخالف ناراحت بطور بدي بحث مي كند جواب به اين نوع تمايل غير منطقي براي استفاده از آن است . شخصي كه بطوري عاطفي مورد حمايت و حمله واقع شده در مي يابد كه عصباني كننده خود مورد تهديد يا ضعف است اين يكي از اساس مبارزه است كه وقتي به شخص حمله ميشود در مي يابد كه حمله كننده خود ضعيف است يا ترسيده و در نتيجه شخص حمله شده قوي مي شود و كنترل را به دست مي گيرد همين به بحث هوشمندانه مربوط مي شود و اين تعجب آور است كه چه سريع طرف ها عوض مي شوند .

منبع = بهترين نحوه استفاده از فكر ، عبدالله مستوفي ، انتشارات انيس ، سال 1371 تهران .

ف قائم پناه

 

 


 درآمدي بر  موسيقي

موسيقي در عصر مادها

متأ سفانه ازموسيقي اين قوم اطلاع زيادي در دست نيست ، فقط بر اساس اسناد تدريجي مي توان چنين استنباط نمود كه موسيقي در زمان مادها مقام والا و شامخي داشته و در بسياري از مراسم اين دوره بكار مي رفته است. بطوريكه در كتب تاريخ آمده است : « هنگامي كه ديااكو نخستين شاه ماد بر تخت نشست شادي و سرور بر پا شد و نواهاي كوس و شاخ هاي شيپوري در فضاي ايران به صدا در آمد و زماني كه فره ورتيش در نبردي نا برابر ، در زير ارابه هاي داس دار آشوري ها از پاي در آمد ، ايران در سوگواري فرو رفت و به نواختن كوس و شاخ هاي شيپوري پرداختند » اين گفتة تاريخي نشان مي دهد كه رساترين زبان جشن و سوگواري در آن دوره موسيقي بوده است . از موسيقي دانان اين دوره نام « اوگارس » در كتب تاريخي ذكر گرديده كه از موسيقيدانان بزرگ دربار بوده است . همچنين در كتب تاريخي به خواب آستياك آخرين پادشاه ماد اشاره شده كه پس از تغيير آن به انقراض حكومت ماد توسط كوروش آگاه مي شود .

موسيقي مذهبي و نقش كتاب اوستا در آن

 كتاب مقدس ايرانيان « اوستا » قديميترين و غني ترين گنجينه اي است كه بيانگر و نشانه انديشه و افكار نيكان ماست . عالي ترين نمونه شعر را مي توان در اين كتاب به خصوص در گاتها و شينها جستجو كرد كه قرنها پيش از اسلام و پس از آن توسط نياكان ما با آهنگي موزون سروده شده است . در آئين زرتشت نيايش به در گاه خدا عموماً با آواز معني مي دهد . در كل به معني سرودهاي ديني كه با آهنگ و لحن موزون خوانده مي شود و در آهنگهاي موسيقي قديم دوگاه ، سه گاه و چهار گاه ناميده شده است . اين سرودها حدود 3500 سال پيش ( 1500 سال قبل ازميلاد ) در ايران سروده شده است كه اكنون نيز موجود است و از اسناد بسيار با ارزش و مهم تاريخي بشر است كه حكايت از هماهنگي كامل شعر و موسيقي در آن عصر دارد و كهن ترين ميراث مدون ما در « شعر و موسيقي » به شمار مي رود . چنانكه ملاحظه مي كنيد مذهب زرتشت داراي عناصري بوده است كه به هنر و شعر سازگاري داشته است . در دين زرتشت بهترين و زيباترين ستايشها و نيايشها كه نثار اهورامزدا ، هفت امشاپسند ، ايزدان و فرشتگان مي شود ، با سرود همراه است . مهمتزين قسمت آن سينا ( آداب نيايش ) است كه مشتمل بر گات ها و بخش شينهاي آن نيز نغمه هاي ستايش است . در واقع زرتشت خود مبتكر و بنيانگذار سرود گويي براي خداوند نبوده است و در مذاهب اولية ايرانيان يا آرياييان كهن ، سرد خواني و سرود گويي رواج فراوان داشته است . در آيين زرتشت ، سروش (سروشه ) نام فرشته سرود و ستايش بوده و از مقام والايي بر خوردار بوده است ، به طوري كه روز هفدهم هر ماه را به او نسبت مي دادند و در پرستش گاهها به نيايش او مي پرداختند . از اين نوشته اوستا بر مي آيد كه نياكان ما شش قرن و نيم پيش از ميلاد چه مقام والاو مقدسي براي موسيقي قائل بودند .

زندواف ( زند باف ) و زند خوان

زند تفسير اوستا به زبان پهلوي مي باشد چنانكه دقيقي چنين سروده است :

يكي زرتشت وارم آرزوهاست                                كه پيشت زند را بر خوانم ازبر 

 

فصل دوم :

هخامنشيان

 بعد از شكست آستياك پادشاه ماد توسط كوروش سلسلة هخامنشي تأسيس گرديد و تاريخ شاهنشاهي ايران آغاز شد . نوشته هاي مورخين و تاريخ نويسان به خصوص هرودوت و گزُنفون مورخين يوناني حاكي است كه در اين دوره نيز موسيقي به سه شكل درباري ( بزمي ) ، مذهبي ، مردمي ، نظامي وجود داشته است .

موسيقي درباري

اين نوع موسيقي كه در دستگاه حكومت مقام والا و شامخي داشته است هنري غير پويا محسوب مي شده است به طوريكه هنرمندان را بصورت ابزاري در جهت بر گزاري مراسم گوناگون جشنها و سرودها و آيين هاي مذهبي و غيره به انحصار خود در مي آورده است ، هرودوت مورخ يوناني مي گويد : ايرا نبها هنگام غذاي شا ها نه مو سيقي نمي نواخته اند ولي عده زيادي موسيقيدان در بار مي زيسته اند. درروزهاي جشن خوا نندگان در در بار گرد مي آ مدند و در محا فل سرور و شا د ماني به خواندن ونواختن مي پرداختند . در اين دوره پادشاهان هنگام شكار به منظور گيج كردن شكار طبل مي زدند نعره مي كشيدند و بوق مي نوا ختند . چنانكه گز نفون در كوروش نامه (ص49) از قول كمبوجيه خطاب به كوروش نوشته است «خود تو كه پي شكار مي روي ،نعره مي كشيدي تا حيوان گيج شود وبدام افتد».

متا سفانه اين نوع موسيقي ( درباري ) مو سيقي مر دمي نيز جريان داشت چنانكه مري بويس علاوه بر خنيا گران حرفه اي (در باري ) اين دو ره به خنيا گران غيرحر فه اي نيز اشاره مي كند و مي نويسد : ( خنيا گرا ن در ز مينه هاي مدا حي ، ند به ،جشن و سرو ر ودر ترانه هاي عا شقا نه و مو سيقي شكار ، جنگها و نيز ( رزم با ستان ) به ثبو ت رسيده است .  از آنجا مشخص مي شود كه خنياگري غير حرفه اي را در برمي گرفت .

موسيقي مذهبي و مردمي 

موسيقي مردمي ، اين نوع موسيقي از عميقترين تأثرات مردم از زندگي و جريان هستي سر چشمه مي گيرد و از غمها ، شاديها ، شكستها ، پيروزي ها ، شادكاميها و ناكاميهاي آنها سخن مي گويد . موسيقي مذهبي آنچه در مورد سرودن گاتها در عصر مادها ذكر گرديد . در مورد هخامنشي نيز همواره با تغيراتي متداول بود زيرا دين اين دوره هم « زرتشت » بود و كيله مراسم و مناسك ديني به همان شيوه اجرا مي گرديد .

موسيقي اين دوره دنباله موسيقي مذهبي عصر مادها ست و با وجود اينكه از آهنگهاي اين دوره نشاني باقي نمانده است ولي با در دست داشتن كتاب ديني اوستا و اشعار آن مي توان به عمق انديشه و بلندي افكار آنها پي برد .

موسيقي نظام       

اين نوع موسيقي داراي ويژ گيهايي بود كه به منظور تهييج و بر انگيخته شدن روحيه سر بازان نواخته ميشد . در آن قواعد و اصول خا صي را به كار مي بردند وبيشتر از الحال رزمي استفاده مي كردند . از آنجا كه موسيقي از شرايط اجتماعي و اقتصا دي كشور بر مي خاست و شكل مي گرفت، به علت كشور گشاييها، رزمها و جنگهاي پي در پي پادشاهان.موسيقي به سازمانهاي حكو متي راه يافت و در اثر همين جنگها سرودهاي حماسي و جنگي ساخته شد.

 

سازهاي اين دوره

سازهاي دوره هخا منشي عبا رتند از : عود ، چنگ ، ني .، نوعي  ار غنون ( ساز دهني ) چغانه (نوعي قا شقك) با دو دست .سازهاي مو سيقي نظام شامل :

شيپور ، نقاره، كوس ،خر مهره ، دكامه ، دوناي ، دهل ، گادم ، جام ، جلجل ، نو عي ، نوعي طبل    ( تبير يا تبيره ) كرنا و سرنا .

فردوسي در حماسه هاي اين دوره كه به تاريخ نزديك است در توصيف پادشاهي چهارده ساله دارا سپر داراب آخرين پادشاه هخامنشي ، به سازهاي بزمي و زرمي اشاره مي كند .

سلوكيه   

در دوره سلوكيه چون يونانيان بر ايران حكومت مي كردند موسيقي اين عصر در تاريخ موسيقي ايران جايگاهي ندارد  از اين رو نگاهي گذرا به اين دوره داريم . پادشاهي يوناني نژاد سلوكي نيز به پيروي از اسكندر مقدوني به رواج موسيقي و ادبيات يونان در ايران پرداختند .  در نتيجه تمدن يونان وارد  ايران شد و اين دو تمدن در هم ادغام گرديد . در اين دوره يونان متمدنترين كشور غربي به شمار مي رفت ، در خصوص موسيقي و نت نگاري رشد بسياري يافته و در همين زمينه هم قوانين مهمي را تدوين كرده بودند ، و همين امر تاثير متقابل عميقي را بين موسيقي ايران و يونان ايجاد كرد .

سازه هاي اين دوره در شاهنامه 

فردوسي در شاهنامه تحت عنوان (( پادشاهي اسكندر 14 سال بود . )) به سازهاي بزمي و رزمي اشاره مي كند :

در ((آزمودن اسكندر پزشك هندوستان را )) مي سرايد :

بفرمود تا خون بياراستند                                                                          نوازنده رود و مي خواستند

در ديدن (( اسكندر شگفتي ها شهر هروم )) سروده :

بپرسيد كاندر جهان بانگ رود                                                              شنيدي و آواز مست و سرود

*********

نه من جنگ را آمدم با زنان                                                                         بپيلان و كوس و تبيره زنان

فصل سوم :

رضا شاه از جمله كساني بود كه در تضعيف فرهنگ و موسيقي محلي و ملي ايران و جايگزيني فرهنگ غرب كوشا بود . رضا شاه پس از تغيراتي كه در ارتش ايجاد نمود ( اداره كل موزيك قشون ) را منحل و سازمان ( اداره كل موزيك ) به رياست سالار معزز جايگزين آن شد . اداره موزيك ارتش در سال 1300شمسي تشكيل شد و يكي از اقدامات مهم سالار معزز بود .

تحولات موسيقي در اين دوره :

سال 1300 تدريس سرود در استان هاي پايتخت آغاز گرديد . سال 1301 علي اكبر شهنازي ( تار) همراه آوز ميرزا حسين قلي تفرشي در گراند هتل به اجراي كنسرت مي پرداخت . اسفند 1302 علي نقي وزيري مدرسه موسيقي شخصي خود را با  نظامت سليمان سپانلو داير نمود . سال 1303 كلوپ موزيكال و اركستر موسيقي توسط وزيري تشكيل گرديد . در اين برنامه ها بيشتر قطعات وزيري اجرا مي شد كه گاه با خواندن خود او نيز همراه بود . سال 1304 اولين كنسرت هاي عمومي مدرسه موسيقي آغاز شد . سال 1305 اولين كنسرت مدرسه در سالن عمومي گراند هتل به مرحله اجرا در آمد در يازدهم اسفند همين سال دو پانتوميم به نام رقص دختر من و دزدي بوسه در سالن گراند هتل اجرا گرديد . سال 1306 اركستر مدرسه رهسپار رشت گرديد و مدرسه موسيقي تحت سرپرستي ابوالحسن صبا در اين شهر تاسيس گرديد در همين سال دوره دوم ضبط صفحه در ايران آغاز شد . در سال 1306 دومين دوره ضبط صفحه در ايران توسط كمپاني هاي ضبط صفحه آغاز شد . فروردين 1307 (  اپرت گلوخ ) وزيري با صداي روح انگيز و اشعاري از حسين گل گلاب در رشت و سالن گراند هتل به اجرا در آمد . اواسط سال 1307 بر اساس پيشنهاد مسيو ميلسپو مستشار مالي وزارت ماليه قانوني مبني بر ممنوعيت دريافت حقوق كارمندان از دو صندوق دولت در مجلس شوراي ملي تصويب شد . طبق اين قانون سالار معزز و سايرين خدمت نظام را بر وزارت معارف ترجيح دادند و استعفاي خود را نوشتند .

در سال 1307 رياست مدرسه موزيك به علي نقي وزيري واگذار شد و نام آن به مدرسه موسيقي دولتي تبديل شد و با حدود چهل هنر جو كار خود را آغاز كرد . سال1309 به منظور تدريس هنرهاي ملي هنرستان تاسيس شد . 8  ارديبهشت 1310 آخرين كنسرت عمومي وزيري اپرت شوهر بد گمان با اشعار حسين گل گلاب در گراند هتل به مرحله اجرا در آمد . بعد از 1310 كلاس هاي ابو الحسن صبا ( ويلن، ستار ، سنتور ) و پرويز ايرانپور ( پيانو ) و چند كلاس ديگر گشايش يافت . سال 1311 مهدي قلي هدايت ( مخبر السلطنه ) از مدرسه موسيقي بازديد كرد و پيشرفت كار مدرسه مورد تحسين نخست وزير قرار گرفت و اعتباري به مدرسه بخشيد و نام مدرسه موسيقي دولتي به موسيقي موسيقا تغيير يافت . از اول سال 1313 بر اساس قانون تربيت معلم نام مدرسه موسيقي به هنرستان موسيقي تغيير يافت . اوايل سال 1313 غلام حسين مين باشيان كه تازه از اروپا برگشته بود سرپرست اركستر بلديه شد . سال 1315 تعليم آواز كلاسيك غربي به برنامه هاي دوره متوسطه هنرستان عالي افزوده شد . سال 1317 اولين دوره مجله موسيقي (1320ـ1317) با حضور صادق هدايت ، نيما يوشيج و عبد الحسين نوشين تاسيس گرديد و هر سه نفر آنها تا شهريور 1320 با اين  مجله همكاري كردند . انتشار مجله موسيقي از اقدامات مثبت سال 1317 بود . در اين سال به تدريج كلاس هاي تعليم موسيقي سرود در تهران و ساير شهر ها  داير گشت . سال 1319 دورسيتال توسط روبيك گريگوريان نوازنده ويلن و خانم

فصل چهارم : موسيقي محلي(فولكلور)

(( ترانه هاي عاميانه با احنتياج هنري ملت تطبيق مي كند حسن هنر و زيبايي انحصار طبقات عالي و تربيت شده نيست نابقه هاي ساده نيز وجود دارند كه در محيط هاي ابتدايي تولد يافته ، احساسات خود را بي تكلف با تشبيهات ساده به شكل آهنگ ها و ترانه هاي ساده و عاميانه بيان مي كنند گاهي به قدري ماهرانه از عهده اين كار بر مي آيند كه اثر آنها جاودانه مي شود اين نابغه هاي گمنام مؤلفين ترانه هاي عاميانه مي باشند ..))                                                                                                         صادق هدايت

 

ترانه هاي محلي اولين پايه تجربي موسيقي هر كشوري به شمار مي رود . غمها و شادي ها ، شكست ها و پيروزي ها ، قهرمانان و شخصيت هاي برجسته مردم  به اين موسيقي راه مي يابد  از اين رو از ارزش ويژه اي برخوردار است به عبارت ديگر سرمايه اصلي موسيقي يك كشور را مي توان نغمه هاي بومي و محلي آن كشور دانست همانطور كه هر گروه و جمعيتي از بشر براي بيان هدف و مقصود خود به ايجاد زبان و حرفه ويژه اي مبادرت ورزيده اند كه با يكديگر دسته هاي جامعه انساني فرق كلي دارد موسيقي هر قوم و ملتي به همين شيوه اختلاف يافته است متفاوت است . تراه و آواز مهمترين گونه موسيقي است كه معرف و بيانگر فرهنگ و خلق و خوور و حينه ويژه هر قوم و ملتي مي باشند و از نظر بين المللي در سطح پايين تري از موسيقي سازي قرار دارد .

كردستان :  

از آنجا كه موسيقي از ريشه هاي سنتي و مسايل كه مردم بر آن تكيه دارند سرچشمه مي گيرد موسيقي كردستان به دليل تارخ آنجا حالتي رزمي و كوبنده دارد و مردم آنجا موسيقي را جزئي از خود مي دانند و در بيشتر مراسم و آيين ها ازآن استفاده مي كنند چنانكه موسيقي در زندگي آنها ريشه اي محكم و ناگسستني دارد .

موسيقي كردستان :

موسيقي اين منطقه به علت هم جواري با موسيقي كردستان عراق با آن هم ريشه مي باشد و به دو صورت است .

الف : موسيقي بدون ساز

ب : موسيقي با ساز

1- موسيقي بدون ساز : اين نوع موسيقي بدون همراهي آلات موسيقي تنها با كلام همراه است و به صورت مرثيه  يا به شكل ريتمي خوانده مي شود و اشعار آن از مسائلي كه در ارنباط مسقيم با مردم است حكايت مي كند . به اين شيوة نمايش موسيقي هوره گفته ميشود از معروفترين اين نوع موسيقي مي توان « بيت » « دوحيران » و « هورا » را نام برد هوره به دو بخش است . الف : هوره اركوازي كه مسائل پيش گفته در آن بازگو مي گردد . ب : هورة مور . به اصطلاح ديگران « لاواندن » كه در توصيف شخص از دست رفته سروده مي شود ناگفته نماند كه در هر روستا و بخش بر پاية سنت و رسوم ويژة خويش هورة مخصوص به خود را دارد .

2- موسيقي با ساز : از نظر اشعار فرق زيادي با موسيقي بدون ساز ندارد تنها الف : هوره اركوازي كه مسائل پيش گفته در آن بازگو مي گردد ب : هورة مور كه به اصطلاح ديگران « لاواندن » كه در توصيف شخص از دست رفته سروده مي شود . در اين نوع موسيقي بيشتر از وسايل ساده استفاده مي كنند مانند ني يا زلع و يا چوب هايي كه درون آنها را مي تراشند و تهي ميكنند . موسيقي كرد را از نظر قدمت به دو گروه تقسيم كرده اند : 1- موسيقي باستاني 2- ترانه هاي ملوريك .

1- موسيقي باستاني : هوره ، مور ، لوره ، سياوچماند ، سياه چوبي و نغمه هاي سماعي سنتي

2- ترانه هاي ملوريك :كه از اشعار هيجاني گاهي عروضي تشكيل يافته است

بيت خواني موسيقي ديگري است كه در كوهستان وجود دارد . در اين نوع موسيقي وزن و قافيه رعايت نشده است و متنشكل از يك نغمةساده است كه در وصف جنگ سرداران و شخصيت هاي ملي سروده مي شود و حدوداً دويست داستان ملي ، مذهبي حماسي و عاشقانه از بيت خواني وجود دارد .

ساز هاي كردستان : 1- سازهاي ضربي ( كوبه اي  ) = دف ، د ايره ، دهل ، طاس و دوطبله . 2- سازهاي بادي : ني دوزله ، شمشال ، نرمه تاي ( بالابان ) .و سورنا ( تايه ) 3- سازهاي زهي : تنبور ، تار و كمانچه           

اصيل ترين و قديمي ترين رقص هاي كردستان عبارتند از : گريان ، خان اميري ، چپي ، فنا پاشايي ( سه جار )و ژنانه ( رقص مخصوص زنان ) كه با دهل و دايره و تنبك اجرا مي شود . كردستان خوانندگان بزرگي چون سيد علي اصغر كردستاني ، حسن زيرك ، عزيز شاهرخ ، مظهر خالقي ، محمد مامله ، استاد بهزاد كرمانشاهي ، درويش نعمت ، علي خراباتي ، شيخ حسن داودي ، حاجي خان ناظري را در خود پرورش داده است .

 

 

روانشناسي خجالت

 

اصولاً خجالت يا كم روئي يك عاطفه اجتماعي است كه در شخص ظاهر مي شود . اين حالت از احساس خود كم بيني صورت مي گيرد و در برخي موارد آنقدر شدت مي يابد كه تمامي شخصيت فرد را تحت تاثير قرار مي دهد اين شخص از انجام فعاليت هاي روزانه خود باز مي ماند و از حضور در يك جمع هراس دارد بطوري كه بسيار خشك و سرد برخورد مي كند و حتي چيز هايي را كه براي گفتنشان برنامه ريزي كرده بود را با حضور در جمع فراموش مي كند اين شخص مورد هجوم يك نوع احساس است كه آنرا ترس از حضور در جمع مي نامند . پس اين ديگران هستند كه باعث اضطراب وي مي شوند . اثرات خجالت : خجالت مانع از تجلي افكار عالي است و از پيشرفت افراد جلوگيري مي كند . فرد خجالتي هميشه با ترس زندگي مي كند و هرگز شهامت گفتن واقعيت را ندارد . فرد خجالتي از ناراحتي تنفسي رنج مي برد و در نتيجه كلمات به طور ضعيف و بيمار گونه به گوش مي رسد . انقباض و انبساط رگ هاي بدن باعث سرخي يا رنگ پريدگي مي شود . خجالتي بودن فرد عدم توانايي در تطبيق فرد با محيط بيان مي شود . او آسيب پذيراست و مانند قلعه اي از هزاران راه نفوذ دارد و هركس به آساني مي تواند صد ها تير به سوي او پرتاب كند . كم رويي در دوره بلوغ بيشتر از دختر ها در پسرها رايج است چرا كه پسر ها بايد گام نخست را به سوي جنس مخالف بردارند بساري از افراد كم رو با ديگران دوستي نكرده و برخي از آنها تا پايان عمر نيز ازدواج نمي كنند . در جامعه سه عامل بزرگ براي محدود كردن انسان وجود دارد كه اگر برخورد ما با آنها از راه صحيح و اصولي انجام نشود مي تواند باعث خسارت و آسيب شوند : زندگي خانوادگي و تحصيلي ـ مذهب در صورت برداشت نادرست از آن ـ جنسيت هنگامي كه بدآموزي شناخته شود و تبعيز نادرستي دركار باشد به كلي مي توان گفت %90 از عقده هاي حقارت و به اين 3 عامل بستگي دارد . علت بنيادي بيشتر انواع خجالت را مي توان در سختگيري هاي نابه جاي والدين و مربيان رديابي كرد كه قدرت ذهني كودكان را درك نكرده اند . بسياري از يادگيري هاي مذهبي بر پايه ترس از اعمال خطا و مجازات زندگي دنيا و آخرت است . بسياري از والدين خدا و شيطان را براي فرزندانشان ترسناك جلوه مي دهند آن ها را هميشه حاضر تصوير كرده اند . افراد كم رو هميشه دچار ترديد و دو دلي هستند و از اجتماع دوري مي كنند در نتيجه به ناراحتي و افسردگي دچار خواهند شد .

درمان جسمي خجالت : اين درمان بيشتر براي غلبه بر حالت فوق عاطفه صورت مي گيرد . اين نوع عاطفه به طور ناگهاني در ايجاد كم روئي تاثير زيادي دارد . عاطفه به شكل هاي ديگر نيز مي تواند آشكار شود . آشفتگي شديد عصبي ـ حالت خستگي عمومي در بدن ـ مستي يا مسموميت ـ تغييرات بيولوژيكي . استراحت و استفاده درست از دارو و تمركز حواس همگي به عنوان درمان شخص فوق عاطفي بكار مي رود .

روان درماني : اين درمان از دو راه عملي است . 1ـ خود درماني 2ـ به كمك روانپزشك

آنچه كه بايد از آن دوري كنيد . 1ـ ناراحت شدن و بخاطر سپردن  مسايلي كه نتيجه مهمي ندارد 2ـ با كوچكترين صدا از جا جستن 3ـ زود عصباني شدن 4ـ قضاوت سريع 5ـ احساساتي شدن 6ـ اشتياق براي همدردي 7ـ سطحي انديشيدن . هيچ گاه خجالتي نباشيد .

1ـ فقط مطالب جدي را جدي بگيريد . 2ـ فقط بعد از يك واكنش آرام عمل كنيد. 3ـ از نظر ديگران سريع دلگير نشويد شايد درست باشد . 4ـ اخلاقتان را كنترل كنيد و آسوده و آرام باشيد . 5ـ به خود متكي باشيد . 6ـ به مسائل مهم توجه كنيد 7ـ قاطع و سريع عمل كنيد .

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم بهمن 1388ساعت 17:35  توسط اشکان  | 

ازدواج موفق از نظر دختران دبیرستانی ( دبيرستان دخترانه الزّهرا 2 بیجار گروس)،خواستگار شایسته،ظاهر همسر،احادیث در مورد خواستگار، احادیث در مورد ازدواج،ملاکهای انتخاب همسر،ترک ازدواج و فضیلت ازدواج،

ASHKAN-AHVAZ.BLOGFA.COM

معيار هاي ازدواج موفق از ديد دختران دبيرستاني

تلخیص ، حمید رضا ترکمندی ( مقاله زیر،اثر دانش آموزان دبیرستانی برای ارائه به کلاس مهارت های زندگی و پرورشی است)

مقدّمه -روش انجام كار و انتخاب نمونه ها -ازدواج يا پيوند مقدّس -فضيلت ازدواج-كيفر ترك ازدواج -ازدواج بر-پايه ي ايمان و اخلاق -ازدواج بر اساس ماديّات و شهوت -احتياط در انتخاب همسر -نشانه هاي ظاهري همسري مطلوب -تحقيق و مراقبت بيشتر در انتخاب همسر -هنر و كار همسر -موانع ازدواج -هزينه هاي سنگين -برتري طلبي -سوءاستفاده هاي نا مشروع -بي تفاوتي والدين -با صداقت انتخاب كنيد -معيار هاي ازدواج -ديدن همسر آينده-دختران را زود شوهر دهيد-بلوغ و ازدواج-احترام شوهر-ارزش ازدواج-بازتاب مجلات از ازدواج-خواستگار شايسته را رد نكنيد-چنين زني را انتخاب كنيد-پسران را در انتخاب همسر آزاد بگذاريد-نتيجه گيري-جدول درصد بندي پاسخهاي پرسشنامه-نمونه پرسشنامه

مـــقدمه

دستيابي به سعادت و شادكامي در زناشويي مي دانيد كه به آساني ممكن نيست.چون بايدزوجها جهت نيل به اين هدف انساني پيشاپيش سرمايه گذاريهاي لازمه را بعمل آورند،كه در غير اينصورت اين مهم در زندگي زناشويي زوجين محقّق نمي شود.

از طرفي،اگر چه ممكن است كه برخي از پيوندها به طور تصادفي و شانسي قرين شادكامي و خوشبختي گردد وليكن نمي توانيم دل به اين استثنائات خوش داشته و سرنوشت خود را به تصادف و احتمال واگذاريم.از قراين فوق چنين بر مي آيد كه جهت تصاحب شادكامي بايد طرفين زناشويي مسلّح به آگاهيهاي زندگي بخش گردند،و بهره مندي از اين موهبت نيز منوط به اين است كه زوجين به اهميت اين مسئله معترف باشند،زيرا در غير اينصورت زوجين در زندگي زناشويي خود مواجه با تنگناها و باز دارندگيهاي بحران آفرين مي شوند.به همين دليل هر گونه سرمايه گذاريهاي سازنده جهت نيل به هدف ارزشمند،معقول و پسنديده است.

ممكن است پنداشته شود كه در اين خصوص بيش از اندازه معقول گرفتار اغراق و بزرگنمايي شده ايم.ليكن شواهد و قراين موجود به سادگي اين امر را ثابت مي كند.زيرا در اين عصر و زمانه خانواده هاي سنتّي به امواج سهمگيني مواجه هستند و چنانچه اقدامات خنثي كننده اي را اتخّاذ نكنند.در يك چشم بر هم زدن در باتلاق و بحران زناشويي گرفتار مي آيند،فلذا بدين دليل است كه ضرورت دارد كه طرفين پيوند پيشاپيش مسلّح به ظرايف ارتباطي كارامد گردند.تا بدين واسطه سازگاري زناشويي حاصل شده و همدلي و همسويي زوجين حاصل گردد زيرا در دوره بسيار پيچيده اي زندگي مي كنيم و شرايط حاكم امروزي كاملا“ با گذشته تفاوت دارد.با اين وجود در اين راستا نبايد محاسن پيشين زناشويي را ناديده بگيريم.

كوتاه سخن اينكه لازم است كه زن و شوهر ها،بيشتر از گذشته خود را به آگاهيها مسلّح ساخته و بدين واسطه سعادت دنيوي و اخروي خويش را تضمين نمايد.

واقعيّت اين است كه زن ومرد،هر كدام از ويژگيهاي منشي و شخصيّتي متفاوتي برخوردار هستند زيرا قطع نظر از تفاوتهاي بيولوژيكي،اين دو جنس به گونه متفاوتي اجتماعي شده و جامعه پذير مي شوند.به زبان ديگر،الزامات مرئي و نامرئي جامعه از دختر و پسر توقّعات و انتظارات متفاوتي دارد و اين دو جنس بطور غير ارادي خود را با هنجارهاي جامعه سازگار مي سازند تا بدين واسطه قوام و دوام اجتماعات تضمين شود.

هدف از اين تحقيق اين است كه شما با چند معيار براي انتخاب همسر و نيز ارزش و اهميّت ازدواج آشنا شويد.همچنين احاديث و رواياتي كه آورده شده است بيشتر ارزش ازدواج را اثبات مي كند،و هم يادآور مي شود كه انتخاب به اين مهمّي را بايد با دقّت بيشتري انجام داد.www.zibaweb.com

 

(روش انجام كار و انتخاب نمونه ها)

 

 

اين تحقيق با مشاركت و همراهي اعضاي تهيّه كننده گرد آوري شده است.

براي تنظيم اين تحقيق گروهي كتابها و مجلات و نشريات مختلف ما را ياري رساندند و با خواندن آنها توانستيم پرسشنامه اي گردآوري كنيم.

دانش آموزان محترم دبيرستان دخترانه الزّهرا 2 بیجار گروس در استان کردستان ما را در اين امر ياري نمودند و با استفاده از نظرات سازنده آنها و همچنين با پاسخگويي شان به سئوالات پرسشنامه تحقيق ما را همراهي كرده اند.

ما سعي كرديم از تمام منابع موجود براي اين كار استفاده كنيم و توانستيم با همياري هم و با راهنماييهاي دبير محترم خود ظرف مدّتي چند ماهه اين كار را انجام دهيم.

براي اينكه تحقيق ما مورد تأييد و آموزنده براي خوانندگان باشد به ميدان رفته ايم و با مشورت و نظر خواهي از نوجوانان و جوانان و دانش آموزان دبيرستان خود تحقيق و مطالب را گرد آوري و تدوين نموده ايم.همچنين با درصد بندي پاسخهاي پرسشنامه سئوالات بسته و گرد آوري چند پاسخ براي سئوالات باز كار شما را در نتيجه گيري از پاسخهاي دانش آموزان به پرسشنامه آسانتر كرده ايم تا مورد توجّه بيشتر شما قرار بگيرد.

 

 

(ازدواج يا پيوند مقدّس)

 

تمام پسران و دختران در سنين خاصّي نيازمند به ازدواج مي باشند و اينخواسته يك موضوع طبيعي و نياز غريزي است كه از درون انسان و بدون تلقين و تعليم سر چشمه مي گيرد.

براي جلوگيري از غريزه جنسي سه راه متصوّر است :

 

الف)پناه بردن به مواد باز دارنده از قبيل خوردن قرصهاي مخصوص موادّمخدّر

 

ب  )آلوگي به بي بندوباري واستفاده از روش هاي نامشروع

ج   )اقدام به ازدواج و سنّت الهي و تشكيل خانواده

 

راه اوّل را انسانهاي آگاه و عاقل محكوم نموده اند و معتقدند كه در اين فرض هستي انسانها به تباهي كشيده شده و بدون بازدهي و بهاء اين وديعه بزرگ الهي نابور مي گردد زيرا اين غريزه پر قدرت سر آغاز حركت و قدرت و عامل مهّم عشق در زندگي مي باشد.

فساد راه دوم بي شك از راه اوّل بيشتر است زيرا علاوه بر نابودي معنوي و شخصي ضررهاي اجتماعي و اسلامي فراواني را به دنبال خواهد داست.پس اين راه هم ممنوع گرديده است چون روح جوانمردي و انسانيّت در آنان كشته مي گردد.

فضيلت ازدواجراه سوم راه طبيعي و مشروع و معقول بوده و خداوند متعال در قرآن مجيد و پيشوايان معصوم در احاديث خود بدان ترغيب مي نمايند و اين امر مهم را يك فريضه مقدّس و پر ثمر معرفي مي نمايند.

 

 

امام صادق(ع)مي فرمايند :هيچ لذّتي و عيشي در دنيا و آخرت بالاتر از مجامعت با زنان و ازدواج نمي باشد.

پس ارزش هيچ چيز نزد خداوند متعال به اندازه خانه اي نيست كه براي ازدواج ساخته ميشود.

همچنين امام صادق(ع)از جدّ بزرگوارشان نقل مي كنند كه :هر كس ازدواج كند به وسيله آن نصف دينش را حفظ كرده است.

اينها نشان ميدهد كه ازدواج يك سنّت الهي و محبوبترين عبادتهاست و با اقدام به اين امر مقدّس لذّت زندگي را مي توان احساس كرد و با نيروي ازدواج از گناهان و چشم چراني و معصيت خداوند مي توان مصون ماند و دين و شخصيّت اجتماعي را از سقوط و انحراف و هوسهاي شيطاني حفظ كرد.

 

 

 

كيفر ترك ازدواج

 

ازدواج در اصل يك عمل مستحب مؤكّد است و امّا اگر كسي در اثر نداشتن همسر مرتكب گناه گردد يا به زحمت بيفتد در اين صورت واجب است زن بگيرد و خود را از ارتكاب به حرام و از تحمّل ناراحتيهاي جنسي نجات دهد.بدترين افراد در جهان افراد مجرّد شمرده و اين افراد را برادران شيطان و ياران او مي دانند.

رسول اكرم(ص)در مورد ترك ازدواج مي فرمايند :شرورترين افراد شما مجرّدها هستند كه برادران شيطانند و نيز مي فرمايند :ارزش ركعتي از نماز شخص متأهّل بالاتر از ارزش عبادت شب و روز مجرّد است كه شبها را به نماز قيام كند و روزهايش را به روزه داري سپري نمايد.

خداوند نيز در قرآن بيان مي كند :ازدواج كنيد اگر فقير باشيد خداوند شما را بي نياز ميكند.

همسر موجودي است عاطفي كه انسان تصميم مي گيرد يك عمر زندگي مشترك با وي را آغاز كند و اسرار بيروني و دروني زندگي خود را در اختيار او بگذارد و آنچنان روابط نزديكي با وي پيدا مي كند كه شبيه آن در كسي متصوّر نيست و لذا در هنگام ازدواج بايد متوسّل به خدا شده و از وي استمداد نمود تا همسر صالح و نيكويي نصيب وي نمايد و علاوه بر آن سزاوار است از هيجان زدگي و ذوق زدگي و از هوا و هوس در انتخاب همسر كاملا“ اجتناب نمود و با پدر و مادر و افراد دين دار در اين زمينه مشورت كند و صفات همسر به ويژه ديانت و فرهنگ و اخلاق او را در نظر بگيرد و آنگاه به اين امر مقدّس اقدام نمايد.امام ششم مي فرمايند :هر گاه كسي از شما قصد ازدواج كرد سزاوار است دو ركعت نماز بخواند و خدا را بخواند كه همسري عفيف و امين،با ديانت و متواضع و حافظ ناموس و اسرار نصيب وي كند.www.zibaweb.com

رسول خدا (ص)مي فرمايند :هر گاه خواستگاري به سراغ شما آمد كه داراي ديانت و اخلاق باشد او را رد نكنيد وگرنه فتنه و فساد زمين را فرا مي گيرد.

 

 

ازدواج بر اساس ماديّات و شهوت

 

ازدواج بر اساس جاه طلبي و مال اندوزي و ...معمولا نتيجه اش ندامت و پشيماني است زيرا اين قبيل ازدواجها بر مبناي غرضهاي غير منطقي و بدون ريشه صورت مي پذيرد و هنگام برخورد با كوچكترين مانعي از هم مي پاشد.

زن ثروتمند اگراز اخلاق خوب برخوردار نباشد مال و ثروت خود را به رخ شوهرش كشيده روح و روان او را آزار مي دهد و موجب اختلاف شديد و احيانا“جدايي و طلاق مي شود.

همچنين زن زيبا در صورت عدم تقواي كافي صيد هوسرانان فاسد و عيّاشان انسان نما قرار گرفته و افكار شوهرش را پريشان مي سازد.اما ازدواج با افراد دين دار و با اخلاق و عفيف نتيجه اش سعادت و آرامش روحي است.زيرا چنين همسراني با خوي همسر خود مي سازند و در كارها به آنان كمك مي كنند،فرزندان خويش را خوب تربيت مي كنند و به درآمد شوهران خويش توجه نموده و در هزينه زندگي صرفه جويي مي كنند،و چنانچه كمبودي از نظر جمال و ...داشته باشند و با اخلاق و رفتار خود آن را جبران مي كنند.

 

احتياط در انتخاب همسر

 

دين مبين اسلام در انتخاب همسر فوق العاده توجه داده و پيروان خود را به دقّت و احتياط لازم دعوت نموده است و از آنجا كه ازدواج طرفين عقد را به زندگي هميشگي ملزم مينمايد و گسستن اين عقد تا حدودي مشكل است.مي توان گفت :در اثر عقد ازدواج هر كسي خود را به وسيله آن زنجير مي كند و به بند هميشگي مي كشاند و بايد توجه داشت كه با انتخاب همسر با چه نوع زنجيري خود را به بند مي كشيم.از اين جهت خود زن شوهر و پدران ومادران آنان در اين امر سرنوشت بايد خيلي هوشيار باشد و با افراد بي تقوا و بي ديانت بويژه با شرابخوران ازدواج ننمايند.

نشانه هاي ظاهري همسري مطلوب يكي از هدفهاي اساسي ازدواج تأمين نياز جنسي و ايجاد آرامش در روح و روان زن وشوهر مي باشد هر اندازه زن وشوهر نسبت به همديگر ايده آل و مطلوب بوده و علاوه بر ديانت و تقوا از نظر ظاهري نيز داراي كمالات و محسّنات بوده باشد به همان نسبت مورد علاقه و محبوب يكديگر خواهند بود.بنابراين جمال و زيبايي،مديريت وهنر،كمالات علمي و...همه و همه در اين موضوع نقش موثر داشته اند.

پيامبر(ص)مي فرمايند :در بهترين زنان من كساني هستند كه داراي جمال و زيبايي بوده و مهريه هاي كم داشته باشند و با زناني كه چشمان سبز و كبود دارند ازدواج كنيد زيرا آنان داراي خير و بركت مي باشند.تحقيق و مراقبت بيشتر درانتخاب همسربررسي سخنان معصومين و مطالعه زندگي آن بزرگواران و فتواهاي فقها و مراجع عاليقدر نشان مي دهد كه هر چقدر تحقيق در انتخاب همسر عميق تر بوده باشد و صفات ظاهري و باطني همسر را بهتر و بيشتر مورد دقّت قراردهند نتيجه اش مطلوبتر و رضايت بخش خواهد بود.البتّه وسواس بيش از حد زيان بخش و خطرناك است.نگاه كردن به سر و صورت دختر پيش از ازدواج سخن گفتن و نگاه كردن به وي از نظر اسلام ضروري و مورد سفارش قرار گرفته است و علما بزرگ شيعه نيز در اين رابطه فتوا داده و آنرا مجاز و لازم دانسته اند و پيامبر و ائمه اطهار(ع)قبل از ازدواج اين مسئله را مراعات مي نمودند.

هنر وكار همسر

 

هنر و مهارتهاي مختلف همسران در امور زندگي و خانه داري مورد توجّه دين اسلام قرار گرفته و اين ويژگيها را يكي از امتيازات آنان قرار داده است.مديريت زن در داخل خانه و كمالات و هنرهاي فنّي و اقتصادي او و بالاخره آشنايي همسر به رموز آشپزي و پرورش اولاد در شخصيت و آبروي همسرش شديدا“ مؤثّر خواهد بود و اگر زن اشكال و نقصي در يكي از موارد فوق داشته باشد چه بسا آبروي شوهر زير سؤال خواهد رفت.دختران جوان بايد بدانند كه رمز موفّقيّت آنان در خانه شوهرانشان بستگي به هنرها و كمالات و اطلاعات شوهرداري و خانه داري آنان دارد و آنان مادران و فاميلهاي خود را به عنوان همكار نخواهند برد.

 

 

 

ويژگيهاي همسر مناسب شامل موارد زير است :

 

1-اصالت خانواده و ديانت و تقوا و فرهنگ آنان

2-دوشيزه و بكر بودن همسر كه بيشتر سفارش شده است

3-زايا و بچه دار شدن

4-عفيف بودن و شرم و حياي او

5-مودّت و محبّت او به همسرش

 

موانع ازدواج

با اينكه در دين اسلام دستوراتي براي ازدواج صادر شده است و اين امر مقدّس يك نياز طبيعي و همگاني است و جوانان پس از رسيدن به سن مخصوص چاره اي جز ازدواج ندارند.در عين حال مي بينيم موانعي بر سر راه اين پيوند الهي به وجود آمده و مانع اجراي اين امر خير مي گردند و جوانان عزيز در دوران بحران غريزه جنسي معمولا“قدرت نزديك شدن و پياده نمودن مراسم ازدواج را ندارند.معمولا“چهار مورد از مهمترين موانع ازدواج هستند :

1-هزينه هاي سنگين

2-برتري طلبي

3-سوءاستفاده هاي نا مشروع

4-بي تفاوتي والدين

هزينه هاي سنگين

 

پايبند شدن به رسومات موهوم و خيالي و سنگين كردن هزينه هاي ازدواج و توقّع هاي بي مورد يكي از موانع اجراي ازدواج در اجتماع است.بر آوردن آرزوهاي بيجا و تشريفات زائد با هزينه هاي كمر شكن موضوع ازدواج را ناممكن و يا دشوار ساخته است.با اينكه جشن ويژه و مراسم مخصوص و دعوت مؤمنين به وليمه عروسي امري مستحب است و شرع مقدّس اسلام نيز به آن دستور داده است ولي اين مراسم نبايد با خرجهاي گزاف و كمر شكن و شهوت طلبي همراه باشد.امروزه هزينه مخارج ازدواج آنقدر بالا رفته است كه كمتر جواني مي تواند به خود جرئت داده و بار چنين مخارجي را تحمّل نمايد.اگر چه دستور تزويج و اقدام به چنين امر مقدّس يك موضوع همگاني و عمومي است و زن و مرد و دختر و پسر واجد شرايط و نيازمند ازدواج بايد اين سنّت الهي و نبوي را عملي سازند اما با توجّه به وضع زندگي و مراسم پر تشريفات عصر حاضر و سنگيني مهريه ها و...عملا“اين موضوع را در مورد اكثريّت جوانان غير ممكن ساخته است.

 

 

برتري طلبي

 

عامل دوم از موانع ازدواج برتري طلبي و اشكال تراشي در مورد انتخاب همسر است.ديانت و فضائل اخلاقي وحديّت و آزادي در انتخاب همسر از اصول ازدواج به شمار مي رود.هدفهاي اقتصادي و مال اندوزي و ملاحظات ديگر در انتخاب همسر باعث انحراف در مسير اين امر مقدّس است.چه بسا دختراني هستند كه حاضر نشده اند با افراد متديّن و با اخلاق ازدواج كنند سرانجام شانس ازدواج را به كلّي از دست داده اند و بالعكس مردان زيادي هم پيدا مي شوند كه سراغ پيرايه ها و شخصيت هاي كاذب و مادّي مي روند و نتيجه اش عدم موفّقيّت يا ندامت پس از ازدواج است.

 

سوءاستفاده هاي نامشروع

گسترش  انحرافات جنسي از جمله موانع ازدواج است.زمانيكه زنان و مردان در اثر عواملي تحريك گرديده و نسبت به هم عشق و جاذبه جنسي پيدا كردند فقط به سوي فساد وانحراف گام بر مي دارند.عوامل خطرناك آنرا بايد از فيلمهاي غیر اخلاقی و نامناسب،عكسهاي مبتذل و شرم آور و...جستجو كرد.

بي تفاوتي والدين

 

يكي از دستورات اسلام مسئله مشورت و تبادل نظر است.اين امر حياتي انسانها را از گرفتار شدن به ضررهاي مختلف سياسي و اجتماعي،اقتصادي و نظامي مانع شده و در راه كمال يابي و پيشرفت را به صاحبان خود باز مي كند و لذا مي بينيم براي دستيابي به پيروزيها و زندگي بهتر و جلوگيري از ضررها و مشكلات اجتماعي و...در سطوح مختلف جهاني و كشوري و اداري افراد صاحب نظر دور هم جمع شده و به تبادل افكار مي پردازند كه سازمان ملل،كنفرانسهاي بين المللي،شوراي نظامي و دولتي از آن جمله مي باشند.اگر والدين غريزه جنسي فرزندان را ناديده بگيرند و با ازدواج آنها موافقت ننمايند و در تهيّه مقدمات اين امر مقدّس بي تفاوت باشند،در اينصورت ولايت و اجازه آنان از نظر شرعي و عرفي ساقط مي گردد و جوانان بايد در اينصورت،خود در اين مورد تصميم گيري كنند.زيرا هر گونه درنگ در  اين مورد باعث گرفتاري و مبتلا شدن به گناه و انحراف اخلاقي و جنسي خواهد بود و پدر و مادرنيز شريك جرم مي باشند.

 

با صداقت انتخاب كنيد

 

در امر ازدواج و انتخاب يك هميار محترم براي شراكت در زندگي صداقت بسيار مهم است و اينكه دو طرف با هم صادق باشند و از همان روز خواستگاري در صورت پسند يكديگر تمام مسائل خود را راست و درست براي هم باز گو كنند چون اگر در طول زندگي مشترك دروغها آشكار شوند زندگي سست مي شود و مقدّمه سقوط و طلاق را طي مي كند.بنابراين خوب است كه صداقت حرف اول را بزند و صدق و صفا زندگي را به باغ پر از گلهاي حقيقت تبديل كند و اينكه صداقت نداشتن يعني صاف نبودن دلها و خدچه وارد كردن به اعتماد زوج جوان و سوق دادن زندگي و شكست و عدم موفّقيّت زندگي ، در اين روزگار پول زوجين حرف اول را مي زند و براي همين آمار طلاق افزايش پيدا كرده و اگر صداقت باشد هيچ فردي نمي گويد كه(دوستت دارم)در صورتيكه پولش را دوست ميدارد

همين است كه بسياري از عشقها دروغي گشته و روي بسياري از قلبها را انعكاس و لكه هاي ناشي از ثروت پوشانده است. اگر اين پرده كنار رود تمام حقيقتها آشكار مي گردد.

راستي و درستي در زندگي پايه هايي آهنين براي خانه زندگي مشترك مي سازد و بهتر

است بدانيد اختلافات زن وشوهر هاي زيادي بر سر آشكار شدن ناگهاني دروغ آنهاست كه سبب از بين رفتن اعتماد ها مي شود و سرانجام به طلاق مي انجامد.

 

 

 

معيارهاي ازدواج

 

 

 

يكي از موضوعات بسيار مهمّي كه بايد راجع به آن بحث مفصلّي نمود و با كمال احتياط به

طرف او قدم بر داشت مسئله ازدواج و زناشويي است زيرا معناي عقد بستن يك زن را براي يك مرد گره زدن شرايطي را كه مي توان در آن زني مطابق اهل زندگي و روزگار پيدا كرد اينگونه مي باشد :

اول آنكه از خانواده هاي پست و بد سابقه زن نگيرد زيرا در وسائل از حضرت رسول نقل شده كه فرمودند :اي مردم بپرهيزيد از آنكه از مزبله گل بچيند اصحاب مراد آنجانب را ندانستند و چون سؤال كردند فرمود زن خوش صورت از خانواده پست مثل چيدن سبزي از كنار مزبله است و چون آن دختر در دامن محبّت آنها پرورش پيدا كرده قطعا“از اخلاق رذيل آنها نيز دارد و هم افق با آنها گشته است.

دوم اينكه تا ممكن است دختر باكره بگيرد زيرا منظور ازدواج دو چيز است يكي التذاذ بودن در امر زناشويي و البته اين معني از باكره بهتر محقّق مي شود دوم پيدا كردن اولاد كه ثمره وجود انسان است و ارزش هر نهالي به ميوه اوست و اين معني هم از باكره بهتر حاصل ميگردد و ممكن است زيادتر از او اولاد به وجود آيد و در وسائل نيز از حضرت رسول نقل شده :زنان باكره اي كه مي زايند اختيار كنيد و هرگز زنان خوش صورتي كه نازا مي باشند نگيريد به درستي كه به زيادي امت خود در روز قيامت مباهات و فخر ميكنم.

ممكن است در بعضي موارد گرفتن زن شيعه و باكره فضيلت داشته باشد چنانچه در حديث نقل شده كه روزي حضرت رسول از جابر بن عبدالله انصاري پرسيدند چرا عيال بيوه اختيار نمودي؟عرض كرد در خانه چند خواهر داشتم ميخواستم بهتر با آنها سلوك نمايد.حضرت او را تحسين فرمودند و مرحبا گفتند و با اينكه نعمت اولاد از نظر پيامبر به اين اندازه با اهميّت و ارزش است .

 متأسفانه ابناءزمان ما از پيدايش اولاد جلوگيري مي نمايد يا اينكه خداي نخواسته پس از انعقاد نطفه وحيات اولاد در رحم او را سقط مي كنند و بچه بي گناهي را مي كشند كه علاوه بر گناه بزرگي كه نموده اند بايد ديه هم بدهند چنانچه در كتب فقها مفصلا“ذكر شده است و در مزمت زن نازا مرحوم مجلسي نقل مي كنند كه شخصي شرفياب حضور مبارك پيامبر (ص)گرديد و عرض كرد :من دختر عمويي دارم كه از هر جهت آراسته و متديّن است فقط عيب او آن است كه نمي زايد آيا او را بگيرم؟حضرت فرمودند :نه مگر نمي داني چون حضرت يوسف به برادر خود بنيامين فرمود :با فراق من چطور حاضر شدي عيال بگيري و با او كامراني كني؟عرض كرد :پدرم مرا امر فرموده به اين عمل شايد گوينده لا اله الا الله از من بوجود آيد.سوم اينكه تا ممكن است عيال علويّه و سيّده بگيرد تا اينكه اگر از حيث نسب از شجره طيّبه پيغمبر اسلام دور است به اين سبب خود را نزديك به آنها گرداند و خود را محرم زهرا(س)نمايد چنانچه در حديث نقل شده كه پيامبر اكرم(ص)فرمودند :هر نسب و دامادي در روز قيامت قطع مي شود مگر نسب و دامادي من كه هر كس به يكي از اين راه به من نسبت پيدا كند يا نسبت او در قيامت محفوظ خواهد ماند و نيز در وسائل از پيامبر اسلام نقل شده كه فرمودند :

بهترين زناني كه مرداني اختيار مي كنند زنان مسلماني هستند كه با اولادهاي خود و شوهران خويش از ديگر زنان مهربانتر خواهند بود.

چهارم  اينكه زني را فقط از براي مال يا جمال او نگيرد زيرا اگر زني را كه مي گيرد هيچ عنايتي به دين و عفّت او نداشته باشد فقط منظور او از ازدواج با او جمال يا مال او باشد آن مرد از جمال و مال به او بهره اي نخواهد رسيد و حسرت آنها را به گور خواهد برد چنانچه در وسائل از حضرت رسول نقل شده كه فرمودند :كسي كه زني را بگيرد فقط براي خوشگلي او كه اگر خوش صورت نبود او را نمي گرفت از جمال او بهره اي نميبرد و كسي كه زني را فقط از براي مال او بگيرد كه اگر مال نداشت او را تزويج نمي كرد خداوند او را به آن مال و زن واگذاري مي كند و كسي را كه به غير خودش واگذار نمود هلاك خواهد گشت پس بر شما باد آنكه زنان متديّنه را ازدواج نماييد و در حديث ديگر از حضرت صادق(ع)نقل شده كه فرمودند :هر گاه زني را از براي دين او ازدواج نمودي خداوند جمال ومال هم به تو عنايت مي فرمايد.

يكي از اشتباهات غير قابل جبران كه موجب گرفتاري دائمي انسان ميشود آن است كه كسي زني را ازدواج نمايد كه از حيث ثروت و دارايي بر او مقدّم باشد و خواسته باشد با ثروت و عيال خود در دنيا زندگاني نمايد اين زندگي از براي شخصي با غيرت ازمرگ بدتر خواهد بود و در تمام عمر شب و روز بايد نزد عيال خود شرمنده باشد و نتواند با او يك كلمه سخن بگويد و هر شب از او سوءاخلاق ببيند و حقا اين زندگاني بسيار تلخ خواهد گذشت وشايد يك معناي بد از ازدواج باشد. در ازدواج بايد مقدار ثروت و دارايي مراعات شود واگر كسي خواسته باشد درتمام عمر خود غصه خوراك و پوشاك عيال خود را نداشته باشد با پايين تر از خود در ثروت وصلت نمايد تا آن زن چون به خانه شوهر آيد از هر جهت خانه و زندگي او را بهتر از خانه پدر ببيند و هرگز نه لباسي كه مي پوشد بهتر از لباسي باشد كه در خانه پدر ميپوشيده تابااين معني قهرا“ او را دل گرم به زندگاني شوهر نمايد و هميشه شوهر در نظراو با عظمت جلوه خواهد كرد.

پنجم آن كه زني اختيار نمايد كه هميشه شوهر در نظر او با عظمت است زيرا وقتي مهر او كم باشد در مقايسه با زني كه مهر او زياد باشد مزمت شده.

حضرت صادق(ع)فرمودند:شوميّت زن در آن است كه مهر او زياد و وضع حمل او دشوار باشد در وسائل از پيغمبر اسلام (ص)نقل شده كه فرموند:بهترين زنان امت من زني است كه خوش صورت باشد و مهر او كم باشد و زياد قرار دادن مهر عيال خطر بزرگي كه در بين دارد آن است كه ممكن است بين آنها توافق و صميميّت زناشويي واقع نشود و هر گاه مهر عيال سنگين باشد انسان يا قدرت ندارد مهر او را بدهد يا اينكه حاضر به تحمل هزاران مشقت،عيالي اختيار كرد به زودي راضي نمي شود از اوضاع او بنمايد و دو مرتبه خود را به زحمت گرفتن عيال ديگري مبتلا گرداند و ثانيا“ چون اولاد شرعا“ ملحق به پدر مي باشد هر گاه خواسته باشد عيال خود را طلاق دهد مبتلا به سرپرستي و نوازش چند بچه بي مادر مي گردد و اين معني گرفتاري سختي است كه هرگز تا مرد مضطر نشود حاضر نخواهد شد خود را به چنين گرفتاري مبتلا سازد و هر گاه بر كسي به مقداري سخت بگذرد كه حاضر به اين معني باشد سزاوار نيست كه راه خدادادي از براي او نباشد و تا آخر عمر خود در اثر سنگيني مهر عيالش نتواند خود را از گرفتاري نجات دهد.www.zibaweb.com

ششم آن كه هر گاه خواسته باشد زني را ازدواج نمايد اگر به توصيف كردن زناني كه او را ديده اند رفع اشتباه مي شود و مي داند كه آن زن داراي چه اوصافي است به همان توصيف آنها اكتفا نمايد والا خود آن زن را ببيند نه از روي شهوت بلكه از روي اجبار يك نظر به او نمايد و صورت و موي او را ببيند تا اينكه دانسته احترام به ازدواج او نمايد

و خود را ندانسته در چاه نيفكند چون عيال همسر يك عمر انسان است و هر گاه او را نديده ازدواج نمايد ممكن است سبب يك عمر پشيماني او گردد.و دلالت بر اين معني مي كند اختيار زياد يكي در وسائل نقل شده و از محمّد بن مسلم روايت شده كه گفت از امام محمّد باقر(ع)پرسيدم من قصد دارم زني را تزويج نمايم آيا جائز است به او نگاه كنم؟امام فرمودند آري تو آن زن را به قيمت گران مي گيري.

و نيز جمعي از اصحاب امام صادق(ع)از ايشان روايت مي كنند كه ما از آن حضرت پرسيده ايم:هر  گاه كسي خواسته باشد زني را ازدواج نمايد جايز است كه به او نظر كند؟آن حضرت فرمودند اشكالي ندارد كه به صورت و خوبي هاي آن زن نگاه كند هر گاه خواسته باشد او را تزويج نمايد و نيز از حضرت صادق(ع)سئوال شد شخصي مي خواهد زني را تزويج كند آيا جائز است كه به او نگاه كند پيش از آنكه تزويج نمايد آن جانب فرمودند :آري،به او نگاه كند بدون نظر چرا مال خود را به او بدهد و هر گاه خود انسان بخواهد كسي را بگيرد و پدر او كسي ديگر را مايل باشد براي ازدواج او كسي ديگر را در اين صورت مخالفت ميل پدر نمايد و هر كه را خود مايل است بگيرد زيرا پيغمبر اكرم(ص)در جواب اين سئوال فرمودند تو مي خواهي با او عمري را به سر بري نه پدرت.

مرد اگر قدرت هم دارد مهر او را رد نمايد و او را طلاق دهد يك عمر حاضر مي شود در سخت ترين زندگي ها به سر برد او را طلاق ندهد بر خلاف آنكه اگر مهر زن كم باشد هر گاه ديد با او سلوكش نمي شود او را طلاق مي دهد و مهر او را در مي كند و خود او را از كسالت دائمي مي رهاند بعلاوهراضي نمي شود كه در فكر آن برآيد كه اصلا“مهر عيال خويش را انكار نمايد تا اينكه مبتلا به عقوباتي گردد كه در اختيار زياد به او اشاره شده و در سفينة البحار از حضرت صادق(ع)نقل شده :دزدان عالم سه طايفه مي باشند :كساني كه زكات مال خود را ندهند كسي كه مهر عيال خويش را بر خود حلال بداند و او را ندهد و كسي كه چون پول از كسي قرض مي كند قصد دادن او را نداشته باشد و نيز از آن حضرت در حديث ديگر نقل شده كه فرمودند :كسي كه مهر عيال خود را ندهد در حقيقت مثل آن است كه با آن زن در تمام زناشويي زنا كرده باشد و خوردن مهر زن از بزرگترين معاصي است و در روز قيامت خدا به او مي فرمايد :من كنيز خود را به تو حلال كردم در عوض مهر او،چون مهر او را ندادي مثل آن است كه با او زنا كرده باشي پس خداوند در عوض مهر آن زن عبادات شوهر را ميگيرد و به آن زن مي دهد تا اينكه آن مرد را به جهنّم افكند گفته نشود كه هر گاه مهر زن كم باشد امر طلاق در مابين مردم بسيار رايج است و به مجرد آنكه مختصر كسالتي بين زن و مرد اتفاق افتاد منجر به طلاق خواهد شد زيرا گفته مي شود در اسلام بر اساس مدارك اين كار معاصي و مجازات سختي دارد.

 

"همسر آينده"

زن ومرد پيش از ازدواج  مي تواند يكديگر را ببينند.

مغبرت بن شعبه از زني خواستگاري كرده بودپيغمبر(ص)فرمود اگرقبلا" اورا مي ديدي اميد سازش وتوافق بيشتر بود.

محمدبن مسلم گويد از امام پنجم پرسيدم مردي كه مي خواهد ازدواج كند حق دارد زن را ببيند ؟فرمود آري به گران ترين قيمت مي خرد چگونه حق ديدن ندارد؟ حسن سري مي گويد ازحضرت صادق(ع) پرسيدم مرد جايز است قبل ازازدواج زن را به دقت ببيند پشت سر وصورتش را نگاه كند فرمود آري مانعي ندارد كه زن مورد نظر را از پشت سر يا جلوي رو ببيند.

باز مردي از آن جانب سوال كرد جايز است مرد موي سر وزيبائي هاي زن راكه مي خواهد ببيند؟ حضرت صادق فرمود اگر منظور لذت بردن نباشد وصرفا" غرض اطلاع از خصوصيات بدني زن باشد اشكال نداردودر خبر ديگري سوال مي كند جايز است زن بايستد تامرد اورا ببيند؟ مي فرمايد آري بلكه لباس نازك پوشيدن درآن موقع هم مانعي ندارد.

 يكي از صحابه زني را خواستگاري كرده بود پيغمبر (ص) فرمود صورت ودستهاي اورا ببين .(مقصد اين روايت اين است كه اگر كسي زني را براي ازدواج انتخاب كرد وجملات ديگر را پسنديد مي تواند براي اطلاع از خصوصيات بدني اورا ببيند مبادا عيبي دروجودش باشد كه موجب پشيماني يا دلسردي يا احيانا" مايه’ تفرقه گردد نه اينكه حق دارد همه دختران را يك به يك اززير نظر بگذراند وسراپاي همه را برانداز كند تايكي را درآن ميان انتخاب نمايد.

 

"دختران را زود شوهر دهيد"

از ائمه (ع) نقل شده كه خداوند هرچه مورد نياز بشر بوده به پيغمبرش آموخته واز جمله روزي پيغمبر (ص) بالاي منبررفت وبعد ازحمدو ستايش الهي فرمود جبرئيل از جانب خداي رازدان برمن نازل شد وگفت دوشيزگان به سان ميوه’ شاخسارند به محض رسيدن بايد چيد وگرنه حرارت خورشيد ووزش بادهاي تند تباهش مي كند دوشيزگان چون به دوران بلوغ رسند طغيان غريزه’ آنها برشوهر درماني نداردوگرنه ممكن است فاسد وآلوده شوند چه آنان نيز بشرند ومسئله’ تعجيل در شوهر دادن دختر درروايات بسيار تا’كيد شده چنان كه در حديث علت اين دستور جلوگيري از فساد اخلاق دختران است ولي در حاشيه’ اين احاديث بايد موضوع رشد دختر و صلاحيت شوهرداري وتناسب سن زن و شوهر راهم رعايت كرددختري كه قدرت اداره, زندگي ندارد يارشد بدني براي ازدواج ندارد اگر به خانه شوهر رفت دچار مشكلات  فراواني خواهد گرديدو سرانجام يا جان كندن تدريجي لست ويا تفرقه وطلاق كمتر اتفلق مي افتد كه اين زندگي ها به خصوص در اوائل كار بروفق مراد درآيد البته اگر معا شرت هاي مذهبي بود واخلاق ديني بر خانواده ها حكومت مي كرد ابن همه نابساماني ونگراني پيدا نمي شد واين همه امغان تمدن مادي وضعف نيروي مذهبي لست اما دروضع موجود جز رفت واحتياط وتحكيم مباني كار چاره اي نيست هم بايد عفت وتقواي دختر رارعايت كرد وهم خانه برسر راه سيل بنياد نگردد.

 

 

" بلوغ وازدواج"

هرفردي كه به سن بلوغ وزشد مي رسد بزرگترين آرزويش اين است كه ازدواج كند وبا به وجود آوردن زندگي مشترك اسقلال به دست آورد يكي از آيات خدا اين است كه از خود شما برايتان همسران آفريديم تا باآنها انس بگيريد وآرامش خاطر پيدا كنيد پيامبر اكرم فرموده مردي كه زن نداشته باشد مسكين وبيچاره است اگر چه ثروتمند باشد ودر اسلام بنايي پايه گذاري نشده كه نزد خدا محبوب تر وعزيز تراز ازدواج باشد .

"احترام شوهر"

هر كس به شخصيت خودش علاقه مند است وخودش را دوست دارد دلش مي خواهد ديگران به شخصيت او احترام بگذارند از توحين كنندگان متنفر است اگر كسي همسر خودرا بزرگ نمايان كند هيچ وقت كوچك نمي شود.

خوش اخلاقي براي همه ضرورت دارد به خصوص براي زن وشوهر چون هميشه و همه جا با هم هستند فردي كه مي خواهد به زندگي مشتركش خوش بگذرد بايد اخلاقش را اصلاح كند وهميشه شادوخندان باشدخوش زبان وشيرين بيان باشد وبا خوي بدش زندگي را نسوزاند وخودش وافراد خانواده را عذاب ندهد بهترين پشتوانه پيمان زناشويي اخلاق خوب دو طرف ازدواج است اكثر طلاق ها براثر بد رفتاري زن وشوهر وعدم توافق اخلاقي پيدا مي شود.عدم توافق اخلاقي نخستين علت بروز اختلافات است .

دنيا براي همه همسران يكسان نمي چرخد وچرخ روزگار هميشه بر طبق دلخواه نمي رود زندگي هزاران فراز ونشيب داردممكن است مال وثروتش را از دست بدهد وتهيدست شود .زن وشوهري كه پيمان زناشويي بسته اند به آن منظور است  كه درهمه حال يارو غمخوار همديگر باشند پيمان زناشويي بايد چنان استوار ورشته الفت ومحبت به قدري نيرومند باشد كه درهمه حال برسرعهدو پيمان خويش باقي بماند درخوشي وناخوشي با هم باشند دربيماري وسلامتي يا درهر حال تنگدستي با هم باشند  درواقع زن ومرد براي زندگي ساخته شده اند واين زندگي به معناي آسايش و راحتي است كه دونفر با انتخاب به جاي يكديگر به وجود مي آورندو تمام سرمايه شان در بهتر شدن وپيشرفت اين زندگي است واگر برنامه ريزي درآن روا باشد حتما" موفق خواهد بود .

"ارزش ازدواج"  

ازدواج يك خواسته طبيعي است كه همه جوامع بشري واديان آسماني بر آن ارزش قرار داده اند مخصوصا" دين اسلام پيروان خود را به ازدواج دعوت نموده اند واز غربت برحذر مي دارد.

ازدواج نه تنها منفور نيست بلكه از ديدگاه اسلام امري مستحب ودر بعضي موارد واجب مي باشد واگر با قصد غربت انجام بگيرد عبادت نيز محسوب مي شود.

پيامبر گرامي اسلام وائمه اطهار درباره ازدواج تاكيد وسفارش فراوان كرده اند .

رسول خدا فرمود:هيچ بنايي در اسلام بنيان گذاري نشده كه نزد خدا محبوب تر از ازدواج باشد.حضرت صادق مي فرمايند:دوركعت نمازي كه انسان متعهل مي خواند ثوابش بيشتر از هفتاد ركعتي است كه انسان مجرد مي خواند.

 

 ازدواج در مجلات ...

 عشق خياباني شقايق

شقايق دختري بود كه در خيابان با فردي به نام سعيد آشنا شده بود وعاشق اوشد وبا هم تصميم به ازدواج گرفتند وعلاوه بر مخالفت پدر شقايق ودر نهايت راضي كردن او ازدواج مي كنند بعد از چند ماه مادر سعيد از خارج كشور به او زنگ مي زند وپيشنهاد مي دهد كه به خارج بيا وكلي حرف مي زند تا سعيد راضي مي شود وبه خارج مي رود وشقليق را تنها مي گذارد وشقايق از ناراحتي بيمارمي شود وپدرش به او مي گويد به تو گفتم كه سعيد به درد تو نمي خوردگوش نكردي كه نكردي وديگر از سعيد خبري نشد.

پسري به خواستگاري دختري مي رود وبسيار عاشق اوست ولي پدر وي در زندان به سر مي برد ودر پاسخ به دختر جوان به دروغ مي گويد پدرم به ماموريت خارج از كشوررفته است واين دروغ باعث مي شود بعداز ازدواج واطلاع يافتن دختر ازاين دروغ اعتمادش از بين مي رودوبه دادگاه درخواست طلاق مي كند ومي گويد باتمام علاقه اي كه به تو داشتم نمي توانم بامردي دروغگو به زندگي ادامه دهم پس  عشق وصداقت خوشبختي را به وجود مي آورد.

جوان عاشق بي پول كه از گاوصندوق محل كارش بيست ميليون تومان مي دزدد وسپس با دختري ازدواج مي كند وبه كيش مي رودبراي ماه عسل ودر آنجا دستگير مي شود وهمسرش مي گويد تصور نمي كردم همسرم براي رسيدن به من دست به دزدي بزند ودر صورت عدم جلب رضايت آن شركت اقدام به طلاق مي كنم پس براي رسيدن به معشوق خود نبايد به هر كاري دست زدچون عدم خوشبختي رابه همراه مي آورد.

زني دوسال بعد از ازدواج از عدم تفاهم باهمسرش مطلع مي شود وبه دادگاه درخواست طلاق مي كند.

پس تفاهم براي انتخاب شريك زندگي حرف اول را مي زند.

هر فردي بايد از امور داخل وخارج خانه كه همسرش انجام مي دهدباخبر باشد .دركشور هند به دليل بيشتر بودن تعداد دخترها نسبت به پسرها ,پدران دخترها براي شوهر دادن آنها پسراني از كشورهاي مجاور مي دزدند وابتدا به آنها پيشنهاد ازدواج با دخترانشان را مي دهند ودر صورت مخالفت آنها را به قصد كشت مي زنند .

موافق بودن پدرومادر همسران يكي از ويژگيهاي ازدواج موفق است .

عبرت از احتمالا" ازدواج نا موفق قبلي وتكرار نكردن اشتباهات قبلي از ويژگيهاي ازدواج موفق بعدي به حساب مي آيد.

نداشتن غرور وخود پسندي پسرودختر وداشتن تقوا از ويژگيهاي ازدواج موفق است .نبايد در امر ازدواج موفق هيچ كدام از طرفين ديگري را وسيله اي براي رسيدن به آرزوها وبرتري نسبت به ديگران بدانند .

 

"خواستگار شايسته را رد نكنيد"

پيغمبر ص  به اصحاب فرمود بهترين مردان شما را معرفي مي كنم...    رسول الله ص فرمودند :آنان كه پرهيزكار ,پاكدل ,دست باز ,پدرومادر دار ,خوش رفتار با پدر ومادر باشد وعيالش را محتاج ديگري نكند

(انسان درزندگي نيازهايي دارد كه بايد تامين شود و همان طور كه از نظر غذا ودارو ولباس و مسكن نيازمند تامين است همچنين از نظر غريزه جنسي وغرائز ديگر,فكري واخلاقي نيز نياز مند است واز اهم آنها معاشرت وبرخورد اخلاقي است نظير ملاطفت در سخن ,تنبيه وترجيح طبقه بالاتر طبقه پاييني را بر انجام وظيفه يا تشويق وتحسين آنها در موارد لازم صبرو تحمل در محل صبر عفو واغماض هنگام صدور خطا واشتباه ,پندواندرز در مقام صدور تخلف وبالاخره حسن رفتار وگفتار كه به تدريج سبب تربيت وموجب تكامل باشد والبته گاهي توبيخ وملامت وبالاتر نظير معلم مهرباني كه پيوسته مراقب حال متعلم وجوياي صلاح وسعادت وكمال و ترقي او باشد اين نحوه تامين نياز همچنان كه وظيفه مرد نسبت به زن است ووظيفه زن نسبت به مردنيز است وكمبود وعدم اشباع هر غريزه اي سبب آن مي شود نيازمندي به سوي انحراف رود ومورد نياز را ازغيربجويد وانحراف درهر غريزه اي ضروري خاص ومفسره اي به خصوص دارد برمرد است كه به اين حقايق پي ببردوبرزن است كه وي نيز آگاه باشد.www.zibaweb.com

علي بن اسباط به حضرت جواد نوشت من براي دخترانم كسي را كه در اخلاق وايمان همانند خودم باشد نيافته ام تا با وي وصلت كنم حضرت در جواب نوشت مطلبي كه در مورد دخترانت نوشته بودي دريافتم خدا تو را رحمت كند تا اين حدود دقت دركار دختر لازم نيست كه همسر وي صد در صد مطابق ميل پدر باشد. پيغمبر فرموده:اگر خواستگاري آمد كه دين واخلاقش مورد پسند بود قبولش كنيد وگرنه فتنه وفسادي بزرگ در زمين پديد آيد چون بر اثر ايرادهاي گوناگون دختر درخانه مي ماند اخلاقش فاسد مي شود بهار شوهر داري ميگذرد وپيوند اخلاقي زن وشوهر  زودتر جوش مي خورد وبالاخره در وجود نسل هم كه ميوه درخت ازدواج است آثار مطلوبي به بار نخواهد آمد حضرت رضا فرموده :اگر خواستگاري آمد كه دين واخلاقش را مي پسندي اجابت كن از تنگدستي او نهراس .خداوند متعال فرموده اگر زن و شوهر از هم جدا شوند خدا هر كدام را از كرم خود بي نياز كند ونيز فرموده اگر مردان مجرد ازدواج كنند وفقير باشند خدا از فضل خود بي نيازشان كند .خداوند كريم وعالم با احوال بندگان است غرض از ذكر دو آيه اين است كه در هر صورت روزي زن و مرد با خداست ابراهيم گويد حضرت صادق فرمود:ابراهيم هيچ مومن بهره اي خطرناك تر از مال نبرده وضرر مال از ضرر دو گرگ درنده كه به گله اي بي چوپان حمله كند يكي به اول گله ويكي به آخر بيشتر است اين گرگ ها با گوسفندان چه مي كنند گفتم بند فساد كاري نمي كنند .فرمود راست گفتي كوچكترين ضرر مال اين است كه مسلماني به خواستگاري دخترش بيايد وبه عذر بي خودي اورا رد كند .

"چنين زني انتخاب كنيد"

امام صادق مي فرمايد:همسر انسان همانند طوقي است برگردن او پس ببين چه طوقي برگردن مي افكني ,طوق لعنت يارحمت.پيغمبر مي فرمايد بهترين زنان شما زني است كه بچه آور مهربان ,پاكدامن,نزد فاميلش عزيزو محترم ودر مقابل شوهر متواضع وفروتن باشد براي شوهر زينت كند ونسبت به ديگران موقر وبي اعتنا باشد حرف شوهرش را بشنود فرمانش را گردن نهد ,درخلوت در اختيارش باشد ولي مثل مردان مبتذل نباشد.حضرت علي مي فرمايد بهترين زنان شما پنج طائفه اند پرسيدند آنان كيانند فرمود سهل گير,نرم خو,رام,زني كه چون شوهر خشمگين شود نيارامد  تا رضايت اورا فراهم كند وبالاخره زني كه در غياب شوهر حيثيت اورا نگه دارد اين زن از كاركنان و عمال الهي است,واز لطف خدا نااميد نگردد زنان بعضي پر بچه اند يكي در دامان و ديگري در شكم دارند ,بعضي نسبت به شوهر بد اخلاقند ,بعضي همانند غلهاي پر شپشند ,غلهايي كه از پوست بوده وگاهي شپش مي گرفته كه خداوند به گردن هر بخت بر گشته اي كه بخواهد مي افكند .امام باقر مي فرمايد مردي با پيامبر در كار ازدواج مشورت كرد حضرت فرمود آري زن بگير ولي زن باايمان خدا شناس خدايت خير دهد زن شايسته مانند كلاغ  اصم ناياب است پرسيد كلاغ اصم چيست؟ فرمود كلاغي كه يك پايش سفيد باشد چهار چيز به هر كه داده اند خير دنيا وآخرت داده اند بدن صابر ,زبان ذاكر ,قلب شاكر وزن شايسته .امام صادق مي فرمايد سه چيز در همه دورانها كمياب است كسي كه براي خدا طرح برادري افكند همسر شايسته اي كه در امر دين ياروياور باشد وفرزند رشد يافته هر كه يكي از اين سه نعمت را بيابد خير دنيا و آخرت يافته واز عاليترين  سعادت دنيا برخوردار شده پر بركت ترين همسر زني است كه هزينه ازدواج زندگيش كمتر باشد همسر موافق مايه آسايش خاطر است .امام علي فرموده همسر شايسته چون لباس عيب پوش است.

 

"پسران را درانتخاب همسر آزاد بگذاريد"

ابن ابي يعنور گويد به حضرت صادق عرض كردم براي ازدواج زني را انتخاب كرده ام وپدر ومادرم زن ديگري را كداميك را برگزينم فرمود :آن را كه خودت دوست داري اختيار كن وآنرا كه پدر ومادر پسنديده اند رها كن

(اين در صورتي است كه انتخاب پدرومادر پيشنهادي عادي باشدنه در خواست بدي واما اگرامرشان حتي وجدي باشد يا طوري كه از مخالفت فرزند ناراحت شوند مسئله مورد اشكال خواهد بود زيرا مخالفت سبب عقوق وگناه بزرگ مي شود پس بايد بكوشد تا رضايت آنها را جلب كند چه آن كه حق آنها بيش از آن است كه مردم خيال مي كنند)

"نتيجه گيري "

بنا بر مطالب گفته شده ازدواج تنها امري است كه جوانان را به آرامش روحي ورواني مي رساند ونه تنها براي فكر انسان مفيد است بلكه باعث سعادت دنيوي واخروي هم مي شود .

ازدواج از نظر دين اسلام بسيار مهم وپر ارزش است و پيشوايان معصوم ما احاديث مختلفي در مورد نيكي هاي اين امر بزرگ دارند.

ازدواج اگر با فردي شايسته وصالحي باشد بسيار ارزشمند تر و بهتر است وسعادت را تضمين مي كند در سن جواني ازدواج خواسته اي است كه ممكن است براي همه وجود داشته باشد وامري طبيعي وطبق غريزه هاي جنسي است وهيچ فردي نمي تواند جلوي اين غرايز واحساسات را بگيرد براي همين است كه از قديم گفته ان در كار خير حاجت هيچ استخاره نيست وچه سخن پرباري است وكاملا در مورد ازدواج صدق مي كند.

اگر خواستگاري شايسته به خواستگار ي دختري بيايد آنها حق دارند در جايي خلوت با هم صحبت كنند وبا ويژگيهاي هم آشنايي پيدا كنند وخوب يكديگر را ببينند وبعد از تحقيق و بررسي و در صورت شايسته بودن يكديگر را براي ازدواج و زندگي مشترك بر گزينند .

همسران بايد درزندگي صداقت به كار برندوويژگيها وصفت هاي يكديگر را درك كنند ونسبت به هم سازگاري يابند اگر انتخاب آنها درست باشد در كنار هم به خوبي زندگي مي كنند.

  

برخی از سئوالات پرسشنامه(این پرسشنامه توسط دانش آموزان تهیه شده)

1.داشتن ايمان همسر آينده شما به چه ميزان برايتان اهميت دارد؟

بسيار زياد          زياد                 كم                  خيلي كم

2.آياداشتن قيافه خوب همسر آينده تان برايتان مهم است؟

بسيارزياد           زياد                  به طور متوسط          كم

3.به چه ميزان به وضع مالي همسرتان اهميت مي دهيد؟

خيلي زياد           زياد               كم             خيلي كم

4.ميزان تحصيلات خواستگار شما تا چه سطحي برايتان مهم است؟

دكترا                ليسانس                فوق ديپلم           ديپلم           فرقي ندارد

5 .با وجود مواردزير كدام مورد را به عنوان همسر آينده تان انتخاب مي كنيد؟

الف.خواستگاري كه در حال تحصيل براي اخذ ليسانس است ولي وضع مالي متوسطي دارد.

ب.خواستگاري كه بسيار ثروتمندولي دبپلم دارد ولي خوش قيافه نميباشد.

6. اگر پس از ازدواج اززير كاركشيدن وسپس اعتياد همسرتان باخبر شويد بااو چه مي كنيد؟

7.تاچه ميزان به مد گرا بودن همسر آينده تان اهميت مي دهيد؟

خيلي زياد           زياد                 كم                خيلي كم

 8.صداقت در زندگي مشترك تا چه ميزان مهم است؟

خيلي زياد            زياد               كم                 خيلي كم

9.شما جهت شناخت وآزمودن خواستگارتان چه راههايي راانتخاب مي كنيد؟                

(چند مورد را نام ببريد)

10.آيا همسر آينده تان بايد شغلي مورد علاقه شما داشته باشد؟ بلي      خير

11.مكان زندگي آينده شما چقدر برايتان اهميت دارد؟

خيلي زياد        زياد             كم                  خيلي كم

12.آيا حتما"لازم است خانه زندگي مشتركتان به خانه پدري تان نزديك باشد؟

بلي       خير

13.اگر خواستگاري با ويژگي هاي دلخواه شما به خواستگاريتان بيايدوصادقانه به شما بگويدهمسر قبليش را چند سال قبل طلاق داده واكنون شما را انتخاب كرده پس از تحقيق و اطمينان در مورد حرفش بااو ازدواج مي كنيد ؟ بلي    خير

14. اگر خواستار شما يتيم وبي كس باشد ونزد پدر ومادر ناتني اش بزرگ شده باشد آيا با ازدواج مي كنيد ؟علت را ذكر كنيد)

 

 15.آياشما وهمسر آينده تان تا چه حد با يد علاقه هاوسليقه هايتان مانند هم باشد؟    اصلا"اهميت ندارد        زياد          خيلي زياد               كم

16. تاچه اندازه رشته تحصيلي همسر آينده تان بايد مورد علاقه شما باشد؟

فرقي برايم ندارد        بايد بارشته من مرتبط باشد          كم          خيلي كم

17.آيا عشق هاي خياباني كه به هم مي رسندازدواج موفق خواهند داشت؟(توضيح دهيد)

18.به نظر شما ازدواج هايي كه در اثر عشق پاك وواقعي به وجود آمده ولي هيج فرزندي در خانواده متولد نمي شود ازدواج موفق خواهد بود؟

19. آيا طرزبرقراري رابطه همسرتان با ديگران برايتان اهميت دارد؟  بلي  خير

20.اگر پدرومادرشما اجازه ازدواج با خواستگار مورد علاقه تان را ندهند چه مي كنيد؟(توضيح دهيد)

21.در صورت وجود اختلافات خانوادگي ازدواج فاميلي تا چه اندازه مي تواند ازدواج موفقي باشد؟

بسيارزياد           زياد                      كم             اصلا"موفق نيست

22.آيا ازدواج با مردي كه عيبي مانند نابينايي,لكنت زبانويت ناشنوايي دارند ممكن است كه به خوشبختي وازدواج موفقي برسد؟  بلي    خير

23.آشنايي قبل از ازدواج تا چه اندازه مي تواند در انتخاب همسرتان موثر باشد؟                  


 


 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم بهمن 1388ساعت 17:34  توسط اشکان  | 

مقدمه ای در مورد   "نحوه ويرايش مطالب "

 

انتخاب مطلب : حمید رضا ترکمندی

قلم به دست گرفتن و نوشتن معمولاً ازسه مرحله تشكيل مي شود:

1. مرحلة پيش از نوشتن (Prewriting. در اين مرحله نويسنده به دنبال موضوع و فكري مي گردد تا آن را به عنوان مضمون بر روي كاغذ بياورد. او طبعاً در اين مرحله با توجه به مضمون به دنبال زبان خاصي مي گردد كه برازندة آن موضوع در زمينة كار باشد. در خبر، برخلاف ادبيات كه رمز و راز و استعاره و ايهام و ابهام دستمايه هاي انگاره سازي هستند، صراحت و ايجاز از اهميت خاص برخوردارند.
2. مرحلة نوشتن (Writing). شامل همة فعاليتهايي مي شود كه به مضمون، شكل اوليه را در قالبي كه كاملاً پخته نيست (از جنبة نوشتاري) مي دهند.
3. مرحلة پس از نوشتن (ويرايش) Post writing - editing. شامل همه كنشهايي مي شود كه طي آنها نويسنده و روزنامه نگار مرحلة نوشتن را مورد بازنگري قرار مي دهند و تغييرات لازم را در مكتوب ايجاد مي كنند. البته اين مراحل الزاماً به طرزي پياپي به وقوع نمي پيوندند، اما بايسته است كه توالي آنها در هنگام آموزش اين فن رعايت شود. آنچه در مرحلة سوم، چه از نظر تغييرات ساختاري و چه از لحاظ اصلاحات نگارشي رخ مي دهد، ويرايش ناميده مي شود كه تقريباً معادل «اِديت» انگليسي است، و کسي كه اين كار را انجام مي دهد- چه نويسنده و چه فرد ثالث- ويراستار نام دارد. متني كه ويرايش مي شود، عملاً قدرت تأثيرگذراي بيشتري پيدا مي كند. البته ويرايش الزاماً در چارچوب ويرايش نوشتاري خلاصه نمي شود و مفهوم عام آن تغيير(Change)، تصحيح (Correct) و اصلاح و تعديل (Modify) متن (برنامه و فيلم) است. در مورد متن بايد گفت كه عمل «اديت» يعني ويرايش نهايتاً تدارك متن براي چاپ است. اما اين پردازش متن عملاً مفاهيم گوناگون به خود گرفته است.

ويرايش رسم الخطي يکي از مفاهيم جاري در ميان روزنامه نگاران است و مراد از آن، اين است كه هر نشريه براي خود از يك رسم الخط پيروي مي كند. مثلاً من باب سليقه «هيئت» را «هيأت» مي نويسد، و «مسئله» را به اين صورت: «مسأله»، «مي» علامت مضارع را به فعل نمي چسباند، «گردد» را به «شود» تبديل مي كند و.. در اين نوع ويرايش، ويراستار متن مورد نظر را مطابق رسم الخط آن نشرية مفروض، ويراستاري مي كند.

ويرايش در جهت ايجاز يكي ديگر از اشكال ويرايش است. در اين شكل از ويراستاري، ويراستار با خواندن خبر يا مقاله و گزراش سعي مي كند تا با حذف نكات زايد حجم مطلب را كاهش دهد. به اين نوع ويرايش در روزنامه نگاري مغرب زمين To edit down گفته مي شود.

ويرايش تخصصي از وجه بازبيني و وارسي مضامين تخصصي و اصطلاحات و واژگان تخصصي صورت مي گيرد در اين نوع ويرايش نقل قولها و زير نويسها به دقت مورد بازبيني قرار مي گيرند تا هيچ نوع ايرادي از لحاظ امانتدري و فني به متن وارد نباشد.
امروزه ويرايش در تحريريه هايي را كه به ابزار الكترونيك مجهز هستند بر روي صفحة نمايش كامپيوتر اِعمال مي شود و ويراستاري الکترونيك علاوه بر روزنامه بزرگ بين المللي عمدتاً در خبرگزاريها بسيار رونق گرفته است. اگر چه كار ويرايش بر روي وي. دي. تي (
VDT) يا ترمينال پردازش تصويري (Video Display Terminal) بسيار سريعتر از نوع کاغذي آن صورت مي گيرد، اما هرگز نمي توان انتظار داشت كه كسي كه بر روي کاغذ ويراستاري ضعيف است بر روي وي. دي. تي ويراستاري قوي باشد. شايد به همين دليل است كه امروزه تايم و نيوزويك دو هفته نامه بين المللي امريكا از هر دو شيوه ويرايش مكتوب و كامپيوتري استفاده مي كنند.
يادآوري اين نكته ضرورت دارد كه ويرايش فقط در وجه نوشتاري صورت نمي گيرد. برنامه هاي تلويزيوني قبل از آن كه به نمايش درآيند اديت (تدوين) مي شوند، در فيلمهاي سينمايي نيز همين كار انجام مي گيرد. در مورد ميكروفيلمها نيز اصطلاح نمادهاي ويرايش (
editing symbols) به نمادهايي اطلاق مي شود كه به برش و جا دادن «فريم ها» كمك مي كنند امروزه حتي با كمك تكنولوژيهاي جديد، عكسها هم اديت مي شوند به اين معني كه مي توان مثلاً فردي را از ميان جمع حذف كرد، يا براي يكي سبيل گذاشت و يا كت نفر ديگر را از تنش درآورد و... همة اينها به راحتي بر روي عكسها قابل اعمال هستند. پس بنابراين در همة سطوح به ويراستار نياز داريم و به عبارت بهتر هر مجراي خبري به ويراستاراني توانمند نياز دارد تا كار را به گونه اي عرضه كنند كه بيننده، خواننده و شنونده سردرگم و رنجيده نشوند. ويراستاران سبب مي شوند تا جريان اطلاعات روانتر و روانتر حركت كند. البته در مطبوعات ما امر ويراستاري هنوز کاملاً جا نيفتاده است و غالباً دبيران سرويسها نقش ويراستاران را ايفا مي كنند، كه عملاً مصحح هم هستند و در حين ويرايش رسم الخطي خلاصه سازي و پرداخت تخصصي، به كار تصحيح هم مي پردازند. ضمن اينكه هر روزنامه چنانكه گفتيم، رسم الخط و آيين نگارش خاص خود را اعمال مي كند. بايد اين نكته را به خاطر داشت كه براي گريز از ويرايش كاغذي، مطلوب اين است كه روزنامه ها به سوي وي.دي.تي بروند. در وي. دي. تي انجام تغييرات و اصلاحات به طرزي مكرر در كوتاهترين زمان ممكن، شدني است. تغييرات حروفي (سياه و نازك و با فونتها يا پايه هاي مختلف) به راحتي صورت مي گيرد. با يك دستور مي توان كلمه ها، جمله ها، پاراگرافها و متون را از يك خبر به خبر ديگر و يا از يك گزارش به گزارشي ديگر انتقال داد، و يا کلمة خاصي را در كل متن به کلمة دلخواه جديد تبديل كرد، و از همه مهمتر اينکه ديگر لازم نيست كه صفحه بندها به حدس و گمان بپردازند تا دريابند كه مطالب دستنويس- كه پس از ويرايش بسيار هم شلوغ و درهم و برهم هستند- چقدر جا خواهند گرفت. در ويرايش الكترونيكي، ويراستار با زدن يك كليد ازحجم دقيق مطلب- طول و عرض ستونها- مطلع مي شود و آن را در اختيار صفحه آرا قرار مي دهد. بگذريم از اين كه تا تبديل شدن تحريريه هاي كنوني به تحريريه هاي الكترونيك، كار دشوار و توانفرساي ويراستاري، و به ديگر زبان، برّاق كردن متون كدر، كماكان بر گردن ويراستاران سنگيني خواهد كرد. اينان در پاره اي از مواقع، حتي بناچار به بازنويسي مطالب مي پردازند و به همين دليل هم هست كه ويراستاران روزنامه ها متمايز تر از همكاران خود در مجله ها و يا مراكز نشر كتاب هستند.
دكتر مارتين ال گيبسن (
Martin L.Gibson ) نويسندة كتاب معروف اديت در عصر الكترونيك (Editing In Electronic Era ) براي ويراستار ويژگيهايي را برمي شمارد:

1. آشنايي ديرينه با نوشتار (تا نارسايي هاي نوشته را تشخيص دهد)؛
2. اعتماد به نفس سرشار (تا پركاه در درياي ترديد نباشد)؛
3. بلوغ فكري (تا در اصلاح و حك مطلب دچار هوس و غرور نشو د)؛
4. وسواس منطقي (تا از سر سهل انگاري تن به حرف نويسنده ندهد)؛
5. ذهن بدگمان (تا مطالب «بودار» را تأييد نكند)؛
6. وسعت دانش (تا در برابر هيچ مطلبي لنگ نزند)؛
7. عزم استوار (تا در برابر فشار كار پس نزند)؛
8. قناعت روحي (كمتر براي ويراستار هورا مي كشند كار خوب را به خود روزنامه نگار نسبت ميدهند).

در هر صورت، هنوز متأسفانه ويرايش و آداب آن در محافل حرفه اي ما همچنان سليقه اي است و از جايگاه و منزلت خاص فن برخوردار نشده است. ويراستاران بايد اين نقيصه رارفع كنند

منبع : وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ، معاونت امور مطبوعاتي و اطلاع رساني ، دفتر مطالعات و توسعه رسانه ه
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم بهمن 1388ساعت 17:30  توسط اشکان  | 

 

 

 

خلاصه  تحقيق در مورد حجاب از ديدگاه دختران دبيرستاني

« چكيده تحقيق »

تفاوت عمده ي فرهنگ جديد غربي و فرهنگ اسلامي ، در تعريف « انسان » منعكس مي شود . اگر انسان بر حسب فرهنگ غربي ، موجودي است كه معنويت ، فرع و ور بناي زندگي مادي اوست ، در فرهنگ اسلامي موجودي است كه معنويت ، كمال مطلوب و غايت و نهايت زندگي اوست نكته مهم اين است كه در اسلام ، معنويت و روحانيت به هيچ روي در مقابل ماديت و جسمانيت قرار نگرفته است . دين براي آن نيامده است تا مارا از جسم يك سمره غافل سازد و از دنيا جدا كند ، بلكه براي آن است كه به ما « اندازه » بيامزد تا بتوانيم با حفظ اعتدال ، از افراط و تفريط مصون بمانيم و مثلاً چنان نباشيم كه خود را تن بنگاريم و جز به بهره وري از جسم به هيچ چيز نينديشيم . در چنين بينشي ديگر تن ، تنها بخش وجود انسان نيست و خوشبخت شدن نيز ، تمتع محدود جسماني ميان تولد تا مرگ نيست . انسان راه درازي در پيش دارد كه مرگ يكي از گذرگاه هاي آن است . او رو به سوي خدا دارد كه كمال مطلق و سرچشمه ي همه ي خوبي ها و ارزش هاست . او خود را شريف تر از آن مي داند كه به جسمش شناخته شود و وظيفه ي خود را خطيرتر از آن مي بيند كه تنها به بدن نمايي و آرايش جسم بپردازد انسان در همه ي بينش هاي معنوي و از جمله در اسلام ، براي آن لباس به تن نمي كند كه تن را عرضه كند ، بلكه لباس مي پوشد تا خود را بپوشد . لباس براي او يك حريم است ، به منزله ي ديوار دژي است كه تن را از دستبرد محفوظ   مي دارد و كرامت او را حفظ مي كند . لباس ، پوست دوم انسان نيست خانه اوست . انسان اسلام ، كمال خود را به خداي خويش مي فروشد . لباس انسان ، پرچم كشور وجود اوست ، پرچمي است كه او بر سردر خانه ي وجود خود نصب كرده است و با آن اعلام مي كند كه از كدام فرهنگ تبعيت مي كند . هم چنان كه هر ملتي با وفا داري و احترام به پرچم خود اعتقادش را به هويت ملي و سياسي خود را ابراز مي كند . هر انسان نيز ، مادام كه به يك سلسله ارزش ها معتقد باشد ، لباس متناسب با آن ارزش ها را از تن به در نخواهد كرد . شگفت است كه هرگاه صحبت از پوشش و سادگي اسلامي به ميان مي آيد ، مخالفان مي گويند شما مي خواهيد زن را از حضور فعال در جامعه محروم كنيد و او را در خانه محبوس مي سازيد . شما شخصيت زن را جدي نگرفته ايد و نيمي از جمعيت كشور را از صحنه ي كار اجتماعي بيرون رانده ايد . در پاسخ بايد گفت : اتفاقاً چون در تفكر اسلامي ، زن بايد به عنوان يك انسان به صورتي بسيارجري وارد اجتماع شود لازم است دست از تجمل و خود نمايي بردارد . لازمه ي اجتماعي بودن اين است كه فرد كمتر به خود بپردازد و خود را هم چون قطره اي در درياي جامعه غرق كند . لازمه ي وارد اجتماع شدن اين است كه «من » مشخص و انگشت نما بسازد ، معلوم نمي شود او نمي خواهد به اجتماع بپيوندد .

فهرست مطالب

تاريخچه ي حجاب-علت پيدا شدن حجاب-بالابردن ارزش-واژه ي حجاب-فلسفه ي پوشش در اسلام-آرامش رواني-استحكام پيوند خانوادگي-استواري اجتماع-ارزش و احترام زن-ايرادها و اشكالها ـ حجاب و منطق ـ حجاب و اصل آزادي ـ ركورد فعاليتها-گل پاك-پرسش نامه-نمودار و جدول مربوط به پرسش نامه-نتيجه ي تحقيق-منابع و مآخذ

 

« مقدمه »

از امام علي ( ع ) نقل است كه : « گرد ماه وجودش حلقه زده بوديم ، من بودم و ديگر ياران او ، دوست داشتيم او بگويد و ما گوش كنيم ; ولي مثل بعضي وقتهاي ديگر از ما پرسيد : هر كسي چيزي گفت ، ولي هيچ يك از ما پاسخ ها را نپسنديد . با خود گفتم پاسخ را بايد از فاطمه بشنوم . نزد همسرم فاطمه آمدم . فاطمه جان ! پدرت ، رسول خدا ، از ما سوالي پرسيد كسي نتوانست پاسخ دهد . « چه چيزي را براي زن بهترين است ؟ » علي جان !         « بهترين چيز براي زن آن است كه مرد ( نامحرمي ) را نبيند و مرد ( نامحرمي ) نيز او را نبيند . » چون پاسخ فاطمه را به پيامبر گفت ، پيامبر پاسخ او را پذيرفت و از صميم جان فرمود : « پاسخ فاطمه صحيح است ، او پاره تن من است ! » منطق فاطمه اين است كه زن ، گوهري گرانبها و فرشته اي آسماني است كه هر چه پوشيده تر و محجوب تر باشد نزد خدا محبوبتر است و اين با فطرت او كاملاً سازگار است . منطق فاطمه اين است كه خود آرايي و خودنمايي زن نبايد در برابر چشم نامحرمان باشد ، خداوند اين پند را به زن داده است تا قلب شوهرش را فتح كند و چنان قلب او را پر كند كه به زنهاي ديگر هيچ اعتنا نكند و طمع وصال آنان را در سر نپروراند . اما كساني كه افسار شهوت و هوس را رها كرده اند و تن به لذت حيواني داده و غرق در دنيا گشته اند . فرهنگ زندگي آنها چيز ديگري است : « خودآرايي ، خودنمايي و چشم چراني  ; و در يك كلمه : آزادي حيواني » آنان شخصيت زن را در اينها مي دانند . از نگاه آنان زني كه با مدرن ترين آرايشها و زيباترين لباس ها خود را مي آرايد و با دل رباترين شيوه ها در جامعه جلوه گري مي كند و چشمانش به دنبال خواسته هاي نفساني اش مي چرخد ، زني با فرهنگ ، امروزي ، مترقي و خوشبخت است  ; ولي واقعيت چيز ديگري است :

« مهار حرص و هوس را اگر رها كردي                                    مدام در هوسي و دوام در دردي »



 

« تاريخچه حجاب »

اطلاع تاريخي ما آنگاه كامل است كه بتوانيم درباره همه ي مللي كه قبل از اسلام بوده اند اظهار نظر كنيم . قدر مسلم اين است كه قبل از اسلام در ميان بعضي از ملذحجاب وجود داشته است . تا آنجا كه در كتابهاي مربوطه وجود دارددر ايران باستان و در ميان قوم يهود و احتمالاً در هند حجاب وجود داشته و از آنچه در قانون اسلام آمده سخت تر است . اما در جاهليت عرب حجاب وجود نداشته است و به وسيله اي اسلام در عرب پيدا شده است . ويل دورانت در صفحه ي 30 جلد 12 « تاريخ تمدن » راجع به قوم قوم يهود و قانون تلمود      مي نويسد : « اگر زني به نقض قانون يهود مي پرداخت چنان كه مثلاً بي آنكه چيزي بر سر داشت به ميان مردم مي رفت و يا در شارع عام نغ مي رشت يا با هر سخني از مردان درد دل مي كرد يا صدايش آنقدر بلند بود كه چون در خانه اش تكلم مي نمود همسايگانش مي توانستند سخنان او را بشنوند ، در آن صورت مرد حق داشت بدون پرداخت مهريه او را طلاق دهد . » عليهذا حجابي كه در قوم يهود معمول بوده است از حجاب اسلامي بسي سخت تر و مشكل تر بوده است . در جلد اول تاريخ تمدن صفحه ي 552 راجع به ايرانيان قديم مي گويد : « در زمان زردشت زنان منزلتي عالي داشتند . با كمال آزادي خود را حفظ كردند ولي در مورد زنان ديگر ، گوشه نشيني زمان حيض كه بر ايشان واجب بود رفته رفته امتداد پيدا كرد و سراسر زندگي اجتماعي شان را فرا گرفت ، و اين امر خود مبناي پرده پوشي در ميان مسلمانان به شما مي رود . زنان طبقات بالاي اجتماع جرات آن را نداشته باشد ببينند . در نقش هايي كه از ايران باستان بر جاي مانده هيچ صورت زن ديده نمي شود و نامي از ايشان به نظر نمي رسد . . . » چنانكه ملاحظه مي فرماييد حجاب سخت و شديدي در ايران باستان حكم فرما بوده حتي پدران و برادران نسبت به زن نامحرم شمرده اند .

در جلد 11 صفحه ي 112 مي گويد : « ارتباط عرب با اميران از موجبات رواج حجاب و لواط در قلمرو اسلام بود . عربان از دلفريبي زن بيم داشتند و پيوسته دلباخته ي آن بودند و نفوذ طبيعي وي را با ترديد معمول مردان درباره ي عفاف و فضيلت زن تلافي مي كردند عمر به قوم خود مي گفت : با زنان مشورت كنند و خلاف راي ايشان رفتار كنند ولي به قرن اول هجري مسلمانان زن را در حجاب نكرده بودند ، مردان و زنان با يكديگر ملاقات مي كردند و در كوچه ها پهلو به پهلوي مي رفتند و در مسجد با هم نماز مي كردند حجاب و خواجه داري در ايام وليد دوم معمول شد . گوشه گيري زنان از آنجا پديد آمد كه در ايام حيض و نفاس بر مردان حرام بودند . » در صفحه 111 مي گويد : « پيمبر از پوشيدن جامه ي گشاد نهي كرده بود ، اما بعضي عربان اين دستور را نديده مي گرفتند ، همه ي طبقات زيورهاي داشتند . زنان پيكر خود به نيم تنه و كمربند براق و جامه ي گشاد و رنگارنگ    مي آراستند . موي خود را به زيبايي دسته مي كردند يا به دو طرف سر مي ريختند ، يا به دسته ها ببافته به پشت سر مي آويختند و گاهي اوقات با رشته هاي سياه ابريشم نمايش آنرا بيشتر مي كردند . غالباً خود را به گل و جواهر مي آراستند . پس از سال 97 هجري چهره ي خويش را از زير چشم به نقاب مي پوشيدند . از آن پس اين عادت هم چنان رواج بود . » ويل دورانت در جلد 10 « تاريخ تمدن » صفحه 233 راجع به ايران باستان مي گويد : « داشتن *** بلامانع بود . اين  *** مانند معشوقه هاي يوناني آزاد بودند كه در ميان مردم ظاهر و در ضيافت مردان حاضر شوند ، اما زنان قانوني معمولاً در اندرون خانه نگهداري مي شوند . اين رسم ديرين ايراني به اسلام منتقل شد . » ويل دورانت طوري سخن مي گويد كه گويي در زمان پيغمبر كوچكترين دستوري درباره ي پوشيدگي زن وجود نداشته است و پيغمبر فقط از پوشيدن جامه گشاد نهي كرده بوده است و زنان مسلمان تا اواخر قرن دوم هجري با بي حجابي كامل رفت و آمد مي كرده اند و حال آن كه قطعاً چنين نيست . تاريخ قطعي برخلاف آن شهادت مي دهند . بدون شك زن جاهليت همچنان بوده كه ويل دورانت توصيف مي كند ولي اسلام در اين جهت تحولي به وجود آورد . عايشه همواره زنان انصار را اين چنين ستايش مي كرد : « مرحبا به زنان انصار ، همينكه آيات سوره ي نور نازل شد يك نفر از آنان ديده نشد كه مانند سابق بيرون بيايد . سر خود را با روسري هاي مشكي مي پوشيدند . گويي كلاغ روي سرشان نشسته است » .

در سخن ابو داوود جلد 2 صفحه 382 همين مطلب را از ام سلمه نقل مي كند با اين تفاوت كه ام سلمه مي گويد : « پس از آنكه آيه ي سوره ي احزاب نازل شد ، زنان انصار چنين كردند . »

« جواهر لعل نهرو » نخست وزير فقيد هند نيز معتقد است كه حجاب از ملل غير مسلمان : روم و ايران ، به جهان اسلام وارد شد . در كتاب « نگاهي به تاريخ جهان » جلد اول صفحه 328 ضمن ستايش از تمدن  همين مطلب را از ام سلمه نقل مي كند با اين تفاوت كه          ام سلمه مي گويد : « پس از آنكه آيه ي سوره احزاب نازل شد ، زنان انصار چنين كردند . »

« جواهر لعل نهرو » نخست وزير فقيد هند نيز معتقد است كه حجاب از ملل غير مسلمان : روم و ايران ، به جهان اسلام وارد شد . در كتاب « نگاهي به تاريخ جهان » جلد اول صفحه 328 ضمن ستايش از تمدن اسلامي به تغييراتي كه بعدها پيدا شد اشاره مي كند و از آن جمله مي گويد : « يك تغيير بزرگ و تاسف آور نيز تدريجاً روي نمود و آن در وضع زنان بود . در ميان زنان عرب رسم حجاب و پرده وجود نداشت . زنان عرب جدا از مردان و پنهان از ايشان زندگي نمي كردند بلكه در اماكن عمومي حضور مي يافتند ، به مسجدها و مجالس وعظ و خطابه مي رفتند و حتي خودشان به وعظ و خطابه مي پرداختند . اما عربها نيز بر اثر موفقيت ها تدريجاً بيش از پيش رسمي را كه رد دو امپراتوري مجاورشان يعني امپراتوري روم شرقي و امپراتوري ايران وجود داشت اقتباس كردند . عربها امپراتوري را شكست دادند و به امپراتوري ايران پايان بخشيدند . به قراري كه نقل شده است بر اثر نفوذ امپراتوري قسطنطنيه و ايران بود كه رسم جدايي زنان از مردان و پرده نشيني ايشان در ميان عرها رواج پيدا كرد . تدريجاً سيستم « حرم » آغاز گرديد و مردها و زنها از هم جدا گشتند . » سخن درستي نيست . فقط بعدها بر اثر معاشرت اعراب مسلمانان با تازه مسلمانان غير عرب ، حجاب از آنچه در زمان رسول اكرم وجود داشت شديدتر شد به اينكه اسلام اساساً به پوشش زن هيچ عنايتي نداشته است . از سخنان نهرو بر مي آيد كه روميان نيز حجاب داشته اند و رسم حرم سراداري نيز از روم وايران به دربار خلفاي اسلامي راه يافت . اين نكته را ديگران نيز تاييد مي كنند . در هند نيز حجاب سخت وشديدي حكم فرما بوده است . ولي درست روشن نيست كه قبل از نفوذ اسلام در هند وجود داشته است و يا بعدها پس از نفوذ اسلام در هند رواج يافته است و هندوان غير مسلمان تحت تاثير مسلمانان و مخصوصاً مسلمانان ايراني حجاب زن را پذيرفته اند . آنچه مسلم است اين است كه حجاب هندي نيز نظير حجاب ايران باستان سخت وشديد بوده است . از گفتار ويل دورانت در جلد دوم تاريخ تمدن بر مي آيد كه حجاب هندي به وسيله ي ايرانيان مسلمان در هند رواج يافته است . نهرو پس از سخناني كه از او نقل كرديم مي گويد : « متاسفانه اين رسم ناپسند كم كم يكي از خصوصيات جامعه ي اسلامي شد و هند نيز وقتي مسلمانان به اين جا آمدند آن را آموختند . » به عقيده نهرو حجاب به واسطه مسلمانان به هند آمده  است .

ولي اگر تمايل به رياضت و ترك لذت را يكي از غلل پديد آمدن حجاب بدانيم بايد قبول كنيم كه هند از قديم ترين ايام حجاب را پذيرفته است . زيرا هند از مراكز قديم رياضت و پلير شمردن لذات مادي بوده است .

« علت پيدايش حجاب »

علت پيدايش حجاب چيست ؟ چه طور شد كه در ميان همه يا بعضي از ملل باستاني پديد آمده است ؟ اسلام كه ديني است كه در همه ي دستورهاي خويش فلسفه و منظوري دارد چرا و روي چه مصلحتي حجاب را تاييد و يا تاسيس كرد ؟

مخالفان حجاب سعي كرده اند جريانات ظالمانه اي را به عنوان علت پيدا شدن حجاب ذكر كنند ، و در اين جهت ميان حجاب اسلامي و غير اسلامي فرق نمي گذارند ، چنين وانمود مي كنند كه حجاب اسلامي نيز از همين جريانات ظالمانه سر چشمه مي گيرد . در باب علت پيدايش حجاب نظريات گوناگوني ابراز شده است و غالباً اين علت ها براي ظالمانه يا جاهلانه جلوه دادن حجاب ذكر شده است . ما مجموع آنها را ذكر مي كنيم . نظرياتي كه    به دست آورده ايم بعضي فلسفي و بعضي اجتماعي و بعضي اخلاقي و بعضي اقتصادي و بعضي رواني است كه ذيلاً ذكر مي شود :

1 ـ ميل به رياضت و. هبانيت ( ريشه ي فلسفي )

2 ـ عدم امنيت و عدالت اجتماعي ( ريشه ي اجتماعي )

3 ـ پدر شاهي و تسلط مرد بر زن و استثمار نيروي وي درجهت منافع اقتصادي مرد             ( ريشه ي اقتصادي) 

4 ـ حسادت و خود خواهي ( ريشه ي اخلاقي )

5 ـ عادت زنانگي زن و احساس او به اين كه در خلقت از مرد چيزي كم دارد به علاوه ي مقررات خشني كه در زمينه ي پليدي او و ترك معاشرت با او در ايام عادت وضع شده است (ريشه ي رواني )

علل نامبرده يا به هيچ وجه تأثيري در پيداشدن حجاب در هيچ نقطه از جهان نداشته است و بي جهت آنها را به نام علت حجاب ذكر كرده اند و يا فرضاً در پديد آمدن بعضي از سيستم هاي غير اسلامي تأثير داشته است در حجاب اسلامي تأثير نداشته است يعني حكمت و فلسفه اي كه در اسلام سبب تشريع حجاب شده ، نبوده است . همان طور كه ملاحظه مي شود مخالفان حجاب گاهي آن را زائيده ي يك طرز فكر فلسفي خاص درباره ي جهان و لذات جهان معرفي مي كنند و گاهي آن را معلول علل اقتصادي مي دانند و گاهي جنبه هاي خاص اخلاقي يا رواني را در پديد آمدن آن دخالت مي دهند . در ادامه به يك علت اساسي اشاره مي كنيم كه از نظر ما موجه ترين آنها به شمار مي رود .

« بالا بردن ارزش »

عللي كه قبلاً ذكر كرديم كم و بيش مورد استفاده ي مخالفان پوشيدگي زن قرار گرفته است . به عقيده ي ما يك علت اساسي در كار است كه مورد غفلت واقع شده است . به عقيده ي ما ريشه ي اجتماعي پديد آمدن حريم و حائل ميان زن و مرد را در ميل به رياضت ، يا ميل مرد به استثمار زن ، يا حسادت مرد ، يا عدم امنيت اجتماعي ، يا عادت زنانگي نبايد جستجو كرد و لااقل بايد كم تر در اين ها جستجو كرد . ريشه ي اين پديده را در يك تدبير ماهرانه ي غريزي خود زن بايد جستجو كرد . به طور كلي بحثي است درباره ي ريشه ي  اخلاق جنسي زن از قبيل حيا و عفاف و از آن جمله است تمايل به ستر و پوشش خود از مرد . در اين جا نظرياتي ابراز شده است . دقيق ترين آنها اين است كه حيا و عفاف و ستر و پوشش تدبيري است كه خود زن با يك نوع الهام براي گرانبها كردن خود و حفظ موقعيت خود در برابر مرد به كاربرده است . زن با هوش فطري و با يك حس مخصوص به خود دريافته است كه از لحاظ جسمي نمي تواند با مرد برابري كند و اگر بخواهد در ميدان زندگي با مرد پنجه نرم كند از عهده ي زور بازوي مرد بر نمي آيد و از طرف ديگر نقطه ي مرد را در همان نيازي يافته است كه خلقت در وجود مرد نهاده است كه او را مظهر عشق و طلب و زن را مظهر معشوقيت و مطلوبيت قرار داده است . در طبيعت جنس نر ، گيرنده و دنبال كننده آفريده شده است . به قول ويل دورانت : « آداب جفت جوئي عبادت است از جمله براي تصرف در مردان ، و عقب نشيني براي دلبري و فريبندگي در زنان مرد طبعاً جنگي و حيوان شكاري است . عملش مثبت و تهاجمي است . زن براي مرد هم چون جائزه اي است كه بايد آن را بربايد . » وقتي كه زن مقام و موقع خود را در برابر مرد دريافت و نقطه ي ضعف مرد را در برابر خود دانست همان طور كه متوسل به زيور و خود آرايي و تجمل شد كه از آن راه قلب مرد را تصاحب كند ، متوسل به دور نگه داشتن خود از دسترس مرد نيز شد . دانست كه نبايد خود را رايگان كند بلكه بايست آتش عشق و طلب او را تيزتر كند و در نتيجه مقام و موقع خود را بالا برد . ويل دورانت مي گويد : « حيا امر غريزي نيست بلكه اكتسابي است . زنان دريافتند كه دست و دل بازي ما به ي طعن و تحقير است و اين امر را به دختران خود ياد دادند . »

ويل دورانت مي گويد : « خودداري از انبساط ، و امساك در بذل و بخشش بهترين صلاح براي شكار مردان است . اگر اعضاي نهاني انسان را در معرض عام تشريح مي كردند توجه ما به آن جلب مي شدولي رغبت و قصد به ندرت تحريك مي گرديد مرد جوان به دنبال چشمان پر از حيا است و بي آنكه بداند حس مي كند كه اين خود داري ظريفانه از يك لطف و رقت عالي خبر مي دهد . »

مولوي ، عارف نازك انديش و دوربين خودمان بسيار عالي در اين زمينه مي اورد ، اول درباره ي تسلط معنوي زن بر مرد مي گويد :

« زُتّن‏ للناس حق آراسته است                                        زانچه حق آراست چون تا نندرست

چون پي يْشكُن اِليهاش آفريد                          كي تواند آدم از حوا بريد

رستم زال ار بود ، و زخمه بيش                         هست در فرمان اسيرزال خويش

آنكه عالم مست گفتارش بدي                          كَلَّميني يا حميرا مي زدي »

آنگاه راجع به تذثير حريم و حائل ميان زن و مرد در افزايش قدرت و محبوبيت زن و در بالابردن مقام او و در گداختن مرد در اتش عشق و سوز ، مثل لطيفي مي آورد : آنها را به آب بر آتش تشبيه مي كند ، مي گويد مْثَلآب است و مثل زن مثل آتنش اگر حائل از ميان آب و آتش برداشته شود آب بر آتش غلبه مي كند و آنرا خاموش مي سازد ، اما اگر حائل و حاجبي ميان آن دو برقرار گردد مثل اين كه آب را در ديگي قرار دهند و آتش در زير آن ديگ روشن كنند ، آ“ وقت است كه آتش آب را تحت تاثير خود قرار مي دهد ، اندك اندك او را گرم مي كند و احياناً جوشش و غليان در او به وجود مي آورد ، تا آن جا كه سراسر وجود او را تبديل به بخار مي سازد . مي گويد :

« ان غالب شد از لهيب                          ز آتش او جوشد چو باشد در « حجيب »

جونكه ديگي حايل آمد آن دورا                       نيست كرد آن آب را كردش هوا »

مرد برخلاف انچهابتدا تصور مي رود ، در عمق روح خويش از ابتذال زن و از تسليم و رايگاني او متنفر است . مرد هميشه عزت و استغناء و بي اعتنائي زن را نسبت به خود ستوده است . نظامي مي گويد :

« چه خوش نازي است ناز خوبرويان

                                                            زديده رانده را از ديده جويان »

به طور كلي رابطه اي است ميان دست نارسي و فراق از يك طرف و عشق و سوز و گرانبهايي از طرف ديگر ، همچنانكه رابطه اي است ميان عسق و سوز از يك طرف و ميان هنر و زيبايي از طرف ديگر ؛ يعني عشق در زمينه ي فراقها و دست نارسي ها مي شكفد و هنر و زيبايي در زمينه عشق رشد و نمو مي يابد . برتراند راسل مي گويد : « از لحاظ هنر مايه ي تاسف است كه به آساني به زنان بتوان دست يافت و خيلي بهتر است كه وصال زنان دشوار باشد بدون آنكه غير ممكن گردد . » هم او مي گويد : « در جائي كه اخلاقيات كاملاً آزاد باشد ، انساني كه بالقوه ممكن است عشق شاعرانه اي داشته باشد عملاً بر اثر موفقيتهاي متوالي به واسطه ي جاذبه ي شخصي خود ، ندرتاً نيازي به توسل به عالي ترين تخيلات خود خواهد داشت . »

ويل دورانت در لذات فلسفه مي گويد : « آنچه بجوييم و نيابيم عزيز و گرانبها مي گردد . زيبايي به قدرت ميل بستگي دارد و ميل با اقناع و ارضاء ، ضعيف و با منع و جلوگيري ، قوي مي گردد . » از همه عجيب تر سخني است كه يكي از مجلات زنانه از آلفرد هيچكاك ـ كه به قول آن مجله به حسب فن و شغل فيلم سازي خود درباره ي زنان تجارب فراوان دارد ـ نقل مي كند ، او مي گويد : « من معتقدم كه زن ه بايد مثل فيلمي پر هيجان و پر آنتريك باشد ، به اين معني كه ماهيت خود را كمتر نشان دهد و برا يكشف خود مرد را به نيروي تخيل و تصور زيادتري وادارد . بايد زنان پيوسته بر همين شيوه رفتار كنند يعني كم تر ماهيت خود را نشان دهند و بگذارند مرد براي كشف آنها بيشتر به خود زحمت دهد . » ايضاً همان مجله در شماره ديگري از همين مجله در شماره ي ديگري از همين شخص چنين نقل مي كند : « زنان شرقي تا چند سال پيش به خاطر حجاب و نقاب و روبندي كه به كار مي بردند خود به خود جذاب مي نمودند و همين مساله جاذبه ي نيرومندي به آنها مي داد ، اما به تدريج با تلاشي كه زنان غربي از خود نشان مي دهند حجاب و پوششي كه ديروز بر زن شرقي كشيده شده بود از ميان مي رود و همراه آن جاذبه جنسي او هم كاسته مي شود . » مي گويند : « مشتاقي است مايه ي مهجوري . » اين صحيح است اما عكس آن هم صحيح است كه : « مهجوري است مايه مشتاقي . » امروز يكي از خلاء هايي كه در دنياي اروپا و آمريكا وجود دارد خلاء عشق است . در كلمات دانشمندان اروپائي زياد اين نكته به چشم مي خورد كه اولين قرباني آزادي و بي بند و باري امروز زنان و مردان ، عشق و شور و احساسات بسيار شديد و عالي است . در جهان امروز هرگز عشقهائي از نوع عشقهاي شرقي از قبيل عشقهاي مجنون و ليلي ، و خسرو و شيرين رشد و نمو نمي كند . نمي خواهم به جنبه ي تاريخي قصه ي مجنون و ليلي ، و خسرو و شيرين تكيه كرده باشم ، ولي اين قصه ها بيان كننده ي واقعياتي است كهع در اجتماعات شرقي وجود داشته است . از اين داستانها مي توان فهميد كه زن بر اثر دور نگه داشتن خود از دسترسي مرد تا كجا پايه ي خود را بالا برده است و تا چه حد سر نياز مرد را به آستان خود فرود آورد ه است به قطعاً درك زن اين حقيقت را در تمايل او به پوشش بدن خود و مخفي كردن خود به صورت يك راز تاثير فراوان داشته است .


 

« واژه حجاب »

معناي لغوي حجاب كه در عصر ما اين كلمه براي پوشيدن زن معروف شده است چيست ؟ كلمه ي حجاب هم به معني پوشيدن است و هم به معني پرده و حاجب . بيشتر استعمالش به معني پرده است . اين كلمه از آن جهت مفهوم پوشش مي دهد كه پرده وسيله ي پوشش است ، و شايد بتوان گفت كه به حصب اصل لغت هر پوششي حجاب نيست ، آن پوشش حجاب ناميده مي شود كه از طريق پشت پرده واقع شدن صورت گيرد . استعمال كلمه حجاب در مورد پوشش زن يك اصطلاح نسبتاً جديد است در قديم و مخصوصاً در اصطلاح فقهاء كلمه ي « ستر » را به كار برده اند نه كلمه حجاب را . بهتر اين بود كه اين كلمه عوض نمي شد و ما هميشه همان كلمه ي « پوشش » را به كار مي برديم زيرا چنانكه گفتيم معني شايع لغت حجاب پرده است ، و اگر در مورد پوشش به كار برده مي شود به اعتبار پشت پرده واقع شدن زن است و همين امر موجب شده كه عده ي زيادي گمان كنند كه اسلام خواسته است زن هميشه پشت پرده و در خانه محبوس باشد و بيرون نرود .

« فلسفه ي پوشش در اسلام »

فلسفه هايي كه قبلاً براي پوشش ذكر كرديم غالباً توجيهاتي بود كه مخالفين پوشش تراشيده اند و خواسته اند آن را حتي در صورت اسلاميش امري غير منطقي و نا معقول معرفي كنند . روشن است كه انسان مساله اي را از اول خرافه فرض كند ، توجيهي هم كه براي آن ذكر مي كند متناسب با خرافه خواهد بود . اگر بحث كنندگان ، مساله را بي طرفانه مورد كاوش قرار مي دادند در مي يافتند كه فلسفه ي پوشش و حجاب اسلامي هيچ يك از سخنان پوچ و بي اساس آنها نيست . ما براي پوشش زن از نظر اسلام فلسفه ي خاصي قائل هستيم كه نظر عقلي آن را موجه مي سازد و از نظر تحليل مي توان آنرا مبناي حجاب در اسلام دانست . فلسفه ي پوشش اسلامي به نظر ما چند چيز است . بعضي از آنها جنبه ي رواني دارد و بعضي جنبه ي خانه و خانوادگي و بعضي ديگر جنبه ي اجتماعي و بعضي مربوط است به بالا بردن احترام زن و جلو گيري از ابتذال او . اكنون به شرح چهر قسمت فوق مي پردازيم :

1 ـ « آرامش رواني »

چرا در دنياي غرب اين همه بيماري رواني زياد شده است ؟ علتش آزادي اخلاقي جنسي و تحريكات فراوان سكسي است كه به وسيله ي جرائد و مجلات و سينماها و تئاترها و محافل و مجالس رسمي و غير رسمي و حتي خيابانها و كوچه ها انجام مي شود . اما علت اينكه در اسلام دستور پوشش اختصاص به زنان يافته است اين است كه ميل به خودنمايي و خودآرايي مخصوص زنان است . ازنظر تصاحب قلبها و دلها مرد شكار است و زن شكارچي ، هم چنان كه از نظر تصاحب جسم و تن ، زن شكار است و مرد شكارچي . ميل زن به خودآرايي از اين نوع حس شكارچيگري او ناشي مي شود . در هيچ جاي دنيا سابقه ندارد كه مردان لباس هاي بدن نما و آرايش هاي تحريك كننده به كار برند . اين زن است كه به حكم طبيعت خاص مي خواهد دلبري كند و مرد را دلباخته و در دام علاقه ي به خود اسير سازد . لهذا انحراف تبرج و برهنگي از انحرافهاي مخصوص زنان است و دستور پوشش هم براي آنان مقرر گرديده است .

2 ـ « استحكام پيوند خانوادگي »

شك نيست كه هر چيزي كه موجب تحكيم پيوند خانوادگي و سبب صميميت رابطه ي زوجين گردد ، براي كانون خانواده مفيد است و در ايجاد آن بايد حداكثر كوشش مبذول شود ، و بلعكس هر چيزي كه باعث سستي روابط زوجين و دلسردي آنان گردد به حال زندگي خانوادگي زيان مند است و بايد با آن مبارزه كرد . فلسفه پوشش از نظر اجتماع خانوادگي اين است كه همسر قانوني شخص از لحاظ رواني عامل خوشبخت كردن او به شمار برود ؛ در حالي كه در سيستم آزادي كاميابي ، همسر قانوني از لحاظ رواني يك نفر رقيب و مزاحم و زندانبان به شمار مي رود و در نتيجه كانون خانوادگي بر اساس دشمني و نفرت پايه گذاري مي شود .

3 ـ « استواري اجتماع »

برعكس آنچه كه مخالفين حجاب خرده گيري كرده اند و گفته اند : « حجاب موجب فلج كردن نيروي نيمي از افراد اجتماع است . »

بي حجابي و ترويج روابط آزاد جنسي موجب فلج كردن نيروي اجتماع است . آنچه موجب فلج كردن نيروي زن و حبس استعدادهاي اوست . حجاب به صورت زنداني كردن زن و محروم ساختن او از فعاليتهاي فرهنگي و اجتماعي و اقتصادي است و در اسلام چنين چيزي وجود ندارد . اسلام نه مي گويد كه زن از خانه بيرون نرود و نه مي گويد حق تحصيل علم و دانش ندارد و نه فعاليت اقتصادي خاصي را براي زن تحريم مي كند . اسلام هرگز نمي خواهد زن بيكار و بيعار بنشيند و وجودي عاطل و باطل بار آيد . پوشانيدن بدن بدن به استثناء وجه و كفين مانع هيچ گونه فعاليت فرهنگي يا اجتماعي يا اقتصادي نيست . انچه موجب فلج كردن نيروي اجتماع است آلوده كردن محيط كار به لذت جوئي هاي شهواني است .

4 ـ « ارزش و احترام زن »

قبلاً گفتيم كه مرد به طور قطع از نظر جسماني بر زن تفوق دارد . از نظر مغز و فكر نيز تفوق مرد لااقل قابل بحث است . زن در اين دو جبهه در برابر مرد مقاومت ندارد ولي زن از طريق عاطفي و قلبي هميشه تفوق خود را بر مرد ثابت كرده است . حريم نگه داشتن زن ميان خود و مرد يكي از وسائل مرموزي بوده است كه زن براي حفظ مقام وموقع خود در برابر مرد از آن استفاده كرده است .

« ايرادها و اشكالها »

1 ـ « حجاب و منطق »

اولين ايرادي كه بر پوشيدگي زن مي گيرند اين است كه دليل معقولي ندارد و چيزي كه منطقي نيست نبايد از آن دفاع كرد . مي گويند منشأ حجاب ، يا غارتگري و نا امني بوده است كه امروز وجود ندارد ، و يا فكر رهبانيت و ترك لذت بوده است كه فكر باطل و نادرستي است و يا خود خواهي و سلطه جويي مرد بوده كه رذيله اي است ناهنجار و بايد با آن مبارزه كرد ، و يا اعتقاد به پليدي زن در ايام حيض بوده است كه اين هم خرافه اي بيش نيست .

2 ـ « حجاب و اصل آزادي »

ايراد ديگري كه بر حجاب گرفته اند اين اسن كه موجب سلب حق آزادي كه يك حق طبيعي بشري است مي گردد و نوعي توهين به حيثيت انساني زن به شمار مي رود . مي گويند احترام به حيثيت و شرف انساني يكي از مواد اعلاميه ي حقوق بشر است . هر انساني شريف و آزاد است ، مرد باشد يا زن ، سفيد باشد يا سياه ، تابع هر كشور يا مذهبي باشد . مجبور ساختن زن به اينكه حجاب داشته باشد بي اعتنايي به حق آزادي او و اهانت به حيثيت انساني او است و به عبارت ديگر ظالم فاحش است به زن . عزت و كرامت انساني و حق آزادي زن ، و همچنين حكم متطابق عقل و شرع به اينكه هيچكس نبايد بدون موجب نبايد اسير و زنداني گردد ، و ظلم به هيچ شكل و به هيچ صورت و به هيچ بهانه نبايد واقع شود ، ايجاب مي كند كه اين امر از ميان برود . 

پاسخ = يك بار ديگر لازم است تذكر دهيم كه فرق است بين زنداني كردن زن در خانه و بين مؤظف دانستن او به اينكه وقتي مي خواهد با مرد بيگانه مواجه شود پوشيده باشد . در اسلام محبوس ساختن و اسير كردن زن وجود ندارد . حجاب در اسلام يك وظيفه اي است بر عهده ي زن نهاده شده كه در معاشرت و برخورد با مرد بايدكيفيت خاصي را در لباس پوشيدن مراعات كند اين وظيفه نه از ناحيه مرد بر او تحميل شده است و نه چيزي است كه با حيثيت و كرامت او منافات داشته باشد و يا تجاوز به حقوق طبيعي او كه خداوند برايش خلق كرده است محسوب شود . اگر رعايت پاره اي مصالح اجتماعي ، زن يا مرد را مقيد سازد كه در معاشرت روش خاصي را اتخاذ كنند و طوري را بروند كه آرامش ديگران را برهم بزنند و تعادل اخلاقي را از بين نبرند چنين مطلبي را « زنداني كردن » يا « بردگي » نمي توان ناميد و آن را منافي حيثيت انساني و اصل « آزادي» فرد نمي توانست دانست . در كشورهاي متمدن جهان در حال حاضر چنين محدوديت هايي براي مرد وجود دارد . اگر مردي برهنه يا در لباس خواب از خانه خارج شود و يا حتي با پژامه بيرون آيد ، پلسي ممانعت كرده به عنوان اين عمل خلاف حيثيت اجتماع است او را جلب مي كند . هنگامي كه مصالح  اخلاقي و اجتماعي ، افراد اجتماع را ملزم كند كه در معاشرت اسلوب خاصي را رعايت كنند مثلاً با لباس كامل بيرون بيايند ، چنين چيزي نه بردگي نام دارد و نه زندان ، و به ضد آزادي و حيثيت انساني است و نه ظلم و ضد حكم عقل به شمار مي رود . بر عكس پوشيده بودن زن موجب كرامت و احترام بيشتر اوست ؛ زيرا او را از تعرض افراد جلف و فاقد اخلاق مصون مي دارد . شرافت زن اقتضاء مي كند كه هنگامي كه از خانه بيرون مي رود متين و سنگين و با وقار باشد . در طرز رفتار و لباس پوشيدنش هيچ گونه عمدي كه باعث تحريك و تهيج شود به كار نبرد ، عملاً مرد را به سوي خود دعوت نكند ، زباندار لباس نپوشد ، زباندار نرود ، زباندار و معني دار به سخن خود آهنگ ندهد . چه آنكه گاهي اوقات ژستها سخن مي گويند ، راه رفتن انسان سخن مي گويد ، طرز حرف زدنش يك حرف ديگري  مي زند . حالت يك افسر با نشانه هاي عالي افسري كه گردن مي افرازد قدمها را محكم بر زمين مي كوبد ، باد به غبغب مي اندازد ، صداي خود را موقع حرف زدن كلفت مي كند . او هم زباندار عمل مي كند به زبان بي زبان مي گويد : از من بترسيد ، رعب من را در خود جا دهيد . همينطور ممكن است زن يك طرز لباس بپوشد يا راه برود كه اطوار و افعالش حرف بزند ، فرياد بزند كه به دنبال من بيا ، سر به سر من بگذار ، متلك بگو ، در مقابل من زانو بزن ، اظهار عشق و پرستش كن . آيا حيثيت زن ايجاب مي كند كه اينچنين باشد ؟ آيا اگر ساده و آرام بيايد و برود ، حواس پرت كن نباشد و نگاه هاي شهوت آلوده مردان را بسوي خود جلب نكند ، برخلاف حيثيت زن يا برخلاف حيثيت مرد يا برخلاف مصالح اجتماع اصل آزادي فرد است ؟ آري اگر كسي بگويد زن را بايد در خانه حبس كرد و در را به رويش قفل كرد و به هيچ وجه اجازه ي بيرون رفتن از خانه به او نداد ، البته اين با آزادي طبيعي و حيثيت انساني و حقوق خدادادي زن منافات دارد . چنين چيزي در حجابهاي غير اسلام بوده است ولي در اسلام نبوده و نيست . شما اگر از فقهاء بپرسيد آيا صرف بيرون رفتن زن از خانه حرام است ؟ مي گويند نه . اگر بپرسيد آيا خريد كردن زن ولو اينكه فروشنده مرد باشد حرام است ؟ يعني نفس عمل بيع و شراء زن اگر طرف مرد باشد حرام است ؟ پاسخ مي دهند حرام نيست . آيا شركت كردن زن در مجالس و اجتماعات ممنوع است ؟ مي گويند نه . آيا تحصيل كردن زن در جاهايي كه مرد هم وجود دارد ؟ جواب  منفي است . فقط دو مساله وجود دارد ؛ يكي اينكه بايد پوشيده باشد و بيرون رفتن به صورت خودنمايي و تحريك آميز نباشد .

و ديگر اينكه مصلحت خانوادگي ايجاب مي كند كه خارج شدن زن از خانه توام با جلب رضايت شوهر و مصلحت انديشي او باشد البته مرد هم بايد در حدود مصالح خانوادگي نظر بدهد نه بيشتر . گاهي ممكن است رفتن زن به خانه ي اقوام و فاميل خودش هم مصلحت نباشد . فرض كنيم زن مي خواهد به خانه ي خواهر خود برود و خواهرش فرد مفسد و فتنه انگيزي است كه زن به خانه ي مادرش هم نيز برخلاف مصالح خانوادگي است ، همينكه نفس مادر به او برسد تا يك هفته در خانه ناراحتي مي كند ، بهانه مي گيرد ،ؤ زندگي را سخت مي كند . در چنين مواردي شوهر حق دارد كه از اين معاشرتهاي زيان بخش جلوگيري نمايد .

3 ـ « ركود فعاليتها »

سومين ايرادي كه بر حجاب مي گيرند اين است كه سبب ركود و تعطيل فعاليتهايي است كه خلقت در استعداد زن قرار داده است . زن نيز مانند مرد داراي ذوق ، فكر ، فهم ، هوش و استعداد كار است . اين استعدادها را خدا به او داده است و بيهوده نيست و بايد به ثمر برسد . اساساً هر استعداد طبيعي دليل يك حق طبيعي است . وقتي در آفرينش به يك موجود استعداد و لياقت كاري داده شد ، اين به منزله ي سند و مدرك است كه وي حق دارد استعداد خود را به فضيلت برساند منع كردن ان ظلم است . چرا مي گوئيم همه ي افراد بشر اعم از زن و مرد حق دارند درس بخوانند و اين حق را براي حيوانات قائل نيستيم ؟ براي اينكه استعداد درس خواندن در بشر وجود دارد و در حيوانات وجود ندارد . در حيوان استعداد تغذيه و توليد مثل وجود دارد و مرحوم ساختن او از اين كارها بر خلاف عدالت است . بازداشتن زن از كوششهايي كه آفرينش به او امكان داده است نه تنها ستم به زن است ، خيانت به اجتماع نيز است . هر چيزي كه سبب شود قواي طبيعي و خدادادي انسان معطل و بي اثر بماند به زيان اجتماع است . عامل انساني بزرگترين سرمايه ي اجتماع است . زن نيز انسان است و اجتماع بايد از كار و فعاليت اين عامل و نيروي توليد او بهرمند گردد . فلج كردن اين عامل و تضييع نيروي نيمي از افراد اجتماع ، هم برخلاف حق طبيعي فردي زن است و هم برخلاف حق اجتماع و سبب مي شود كه زن هميشه به صورت سربار و كل بر مرد زندگي كند . جواب اين اشكال آن است كه حجاب اسلامي موجب هدر رفتن نيروي زن و ضايع ساختن استعدادهاي فطري او نيست . ايراد مذكور بر آن شكلي از حجاب كه در ميان هنديها يا ايرانيان قديم يا يهوديان متداول بوده است وارد است . ولي حجاب اسلام نمي گويد كه بايد زن را در خانه محبوس كرد و جلوي بروز استعدادهاي او را گرفت . مبناي حجاب در اسلام چنانكه گفتيم اين است كه التذا ذات جنسي بايد به محيط خانوادگي و به همسر  مشروع اختصاص يابد و محيط اجتماع ، خالص براي كار و فعاليت باشد . به همين جهت به زن اجازه نمي دهد كه وقتي از خانه بيرون مي رود موجبات تحريك مردان را فراهم كند و به مرد هم اجازه نمي دهد كه چشم چراني كند . چنين حجابي نه تنها نيروي كار زن را فلج نمي كند ، موجب تقويت نيروي كار اجتماع نيز مي باشد . اگر مرد تمتعات جنسي را منحصر به همسر قانوني خود كند و تصميم بگيرد همين كه از كنار همسر خود بيرون آمد و پا به درون اجتماع گذاشت ، ديگر درباره ي اين مسائل نينديشد ، قطعاً در اين صورت بهتر مي تواند فعال باشد تا اينكه همه ي فكرش متوجه اين زن و آن دختر و اين قد و بالا و اين طنازي و آن عشوه گري باشد و دائماً نقشه طرح كند كه چگونه با فلان خانم آشنا شود . آيا اگر زن ساده و سنگين به دنبال كار خود برود براي اجتماع بهتر است يا آنكه براي يك بيرون رفتن چند ساعت پاي آيينه و ميز توالت وقت خود را تلف كند و زماني هم كه بيرون رفت تمام سعيش اين باشد كه افكار مردان را متوجه خود سازد و جوانان را كه بايد مظهر اراده و فعاليت و تصميم اجتماع باشند به موجوداتي هوسباز و چشم چران و بي اراده تبديل كند ؟

عجبا ! به بهانه ي اينكه نيمي از افراد را فلج كرده است ، با بي حجابي و بند و باري نيروي تمام افراد زن ومرد را فلج كرده اند . كار زن پرداختن به خود آرايي و صرف وقت در پاي ميز توالت براي بيرون رفتن ، و كار چشم چراني و شكارچيگري شده است . در اين جا بد نيست متن شكايت مردي را از زنش كه در يكي از مجلات زنانه درج شده بود ذكر كنيم تا معلوم شود اوضاع حاضر ، زنانرا به صورت موجوداتي در آورده است . در آن نامه چنين نوشته است : « زنم در موقع خواب به يك دلقك درست و حسابي مبدل مي گردد . موقع خواب براي اينكه موهايش خراب نشود يك كلاه توري بزرگ به سرش مي بندد . بعد لباس خواب مي پوشد . در اين موقع است كه جلو آئينه ميز توالت مي نشيند و گريم صورتش را با شير پاك كن مي شويد . وقتي رويش را بر مي گرداند احساس مي كنم او زن من نيست زيرا اصلاً شكل سابق را ندارد ، ابروهايش را تراشيده و چون مداد ابرو را پاك كرده بي ابرو مي شود . از صورتش بوي نامتبوعي به مشام من مي رسد زيرا كرمي را كه براي چين و چروك به صورتش مي مالد بوي كافور مي دهد و من را ياد قبرستان مي اندازد . كاشكار به همين جا ختم شود ولي اين تازه اول كار است . چنددقيقه اي در اتاق راه          مي رود و جمع و جور مي كند آنگاه كلفت خانه را صدا مي كند و مي گويد كيسه ها را بياور . كلفت با چهار كيسه ي متقالي بالا مي آيد . خانم روي تخت مي خوابد و كلفت كيسه ها را به دست و پاي او مي كند و بيخ آن را با نخ مي بندد و چون ناخن هاي دست و پايش مانيكور شده و دراز است . براي اينكه به لحاف نگيرد و چندشش نشود و احياناً نشكند . دست و پاي خود را در كيسه مي كند و به همين ترتيب مي خوابد . » آري اين است زني كه بر اثر به اصطلاح بي حجابي « آزاد » شده و به صورت نيروي فعال اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي در آمده است ! آنكه اسلام نمي خواهد اين است كه زن به صورت چنين موجود مهملي در آيد كه كارش فقط استهلاك ثروت و فاسد كردن اخلاق اجتماع و خراب كردن بنيان خانواده باشد . اسلام با فعاليت واقعي اجتماعي و اقتصادي و فرهنگي هرگز مخالف نيست . متون اسلام و تاريخ اسلام گواه اين مطلب است . در اوضاع و احوال تجدد ها بي منطق حاضر جز دردهات و در ميان افراد سخت متدين كه اصول اسلامي را رعايت مي كنند زني پيدا نمي كنيد كه نيروي او واقعاً صرف فعاليت هاي مفيد اجتماعي يا فرهنگي يا اقتصادي بشود . آري يك نوع فعاليت اقتصادي رايج شده است كه بايد آنرا ثمره ي بي حجابي و آن اين است كه بنكدار به جاي اينكه بكوشد جنس بهتر و مرغوبتر براي مشتريان خود تهيه كند ، يك مانكن را به عنوان فروشنده مي آورد ، نيروي زنانگي و سرمايه ي عصمت و عفاف او را استخدام مي كند و وسيله ي پول در آوردن وخالي كردن جيبها قرار مي دهد . يك فروشنده بايد كالا را همانطوري كه هست به مشتري ارائه دهد ولي يك دختر خوشكل فروشنده با اداطوار و ژستهاي زنانه و در معرض قرار دادن جاذبه ي جنسي خود مشتري را جلب مي كند . بسياري از افراد كه اصلاً مشتري نيستند براي اينكه چند دقيقه با او حرف بزند يك چيزي هم مي خرند . آيا اين فعاليت اجتماعي است ؟ آيا اين تجارت است يا كلاهبرداري و رذالت ؟ مي گويند زن را توي كيسه ي سياه نپيچيد . ما نمي گوييم زن خود در كيسه ي سياه بپيچيد ولي آيا بايد بطوري لباس بپوشد و در اجتماع عمومي ظاهر شود كه مردان شهوتران و چشم چران را به خود جلب نمايد و از آنطور كه هست بهتر و جاذبتر براي آنكه جلوه دهد ؟ اين مدها و لباس هاي تحريك آميز براي چه به وجود آمده است ؟ آيا براي اين است كه بانوان آن لباس ها را براي همسرانشان بپوشند ؟ اين كفش هاي پاشنه بلند براي چيست ؟ خبر براي اين است كه حركات ماهيچه هاي كفل را به ديگران نشان دهد ؟ آيا لباس هاي كه نازك كارهاي بدن را نشان مي دهد جز براي تهييج مردان و براي صيادي است ؟ عملاً غالب خانم هايي كه از اين نوع كفشها و لباس ها و آرايشها استفاده مي كنند ؟ تنها مردي را كه در نظر نمي گيرند شوهران خودشان است است . زن مي تواند در ميان زنان و در ميان محارم خود از هر نوع لباس و آرايشي استفاده كند اما متأسفانه تقليد از زنان غربي براي هدف و منظور ديگري است . غريزه ي خود آرايي و شكارچيگري در زن  غريزه ي عجيبي است . واي اگر مردان هم به آن دامن بزنند و مد سازان و طراحان نواقص كار آنان را برطرف كنند و مصلحين اجتماع هم تشويق كنند . اگر دختران در اجتماعات عمومي لباس ساده بپوشند ، كفش ساده به پا كنند ، با چادر يا با پالتو و روسري كامل به مدرسه و دانشگاه بروند ، آيا در چنين شرايطي بهتر درس مي خوانند يا با وضعي كه مشاهده مي كنيم ؟ اصولاً اگر التذاذهاي جنسي و منظورهاي شهواني در كار نيست چه اصراري است كه بيرون رفتن زن به اين شكل باشد ؟ چرا اصرار مي ورزند كه دبيرستانهاي مختلط به وجود آورند ؟ ما شنيده ايم كه در پاكستان معمول بوده است كه در كلاسهاي دانشگاه بخش پسران و دختران به وسيله ي پرده اي از يكديگر جدا باشد و فقط استادي كه پشت تريبون قرار مي گيرد مشرف بر هر دو باشد . آيا بدين طريق درس خواندن اشكالي دارد ؟

 

« گل پاك »

يكي بامدادان به فصل بهار                                جواني به باغي فتادش گذار

به شاخي ، گلي ذيذ خوش رنگ وبو                 كه از جان و دل گشت مشتـاق او

گلويـش بيفـشرد و كــردش جـدا                    زگلـهاي ديـگر به جـور و جــفا

چـو آن گل جدا شد ز شاخ درخت                   بيفـتاد در دسـت آن تيره بخـت

بكـرد از طـريـق تحــسر نگاه                          به يـاران و از دل بــر آورده آه

بگفتا كه اي خـواهـران عـزيـز                          بـراي شما هسـت اين روز نيز

گذاريد آرايــش خــود كــنار                           بـگيـريد در زيـر بـرگي قــرار

نماييد خود را از اين دم نهان                            كه مايــنـد ايـمـن ز غارتگران

اگر گل در پس برگها مخفي نشود ، اگر گل مراقبت باغبان را نپزيرد ، و اگر گل بر بيگانگان جلوه گري كند به غارت خواهد رفت . گل ظرافت او جلوه گري هاي خود را بايد براي يك قهرمان نگه دارد . او امانت دار ظرافت هاست و آنگاه است كه مي تواند با اين خود نگه داريها يك قهرمان را به آستان خود بكشاند و در دست يك قهرمان قرار گيرد نه در زير پاي غارتگران . زن گل است و هرگز نمي پسند چهره ي خود را در اختيار نگاه هاي هوس آلود قرار دهد .



 

« پرسشنامه »

1-   شما حجاب در گذشته را تا چه حدي قبول داريد ؟

زياد                  متوسط             كم                   اصلاً

2-   حجاب زنان در زمان حال را تا چه حدي قبول داريد ؟

زياد                  متوسط             كم                   اصلاً

3-   مرداني كه قصد ازدواج دارند ، حجاب زن مورد نظر تا چه حدي براي وي مهم است ؟

زياد                  متوسط             كم                   اصلاً

4-   كسي كه حجاب را به درستي رعايت مي كند ديگران تا چه حدي به وي احترام   مي گذارند ؟

زياد                  متوسط             كم                   اصلاً

5-   رعايت كردن حجاب تا چه حدي مي تواند مانع از آزادي خرد شود ؟

زياد                  متوسط             كم                   اصلاً

6-   حجاب تا چه حدي بر وضعيت شغلي زنان ناگذار است ؟

زياد                  متوسط             كم                   اصلاً

7-   آيا حجاب هم بايد مانند مد در طي سالهاي مختلف تغيير كند ؟

زياد                  متوسط             كم                   اصلاً

8-   حجاب تا چه حدي براي شما مهم تلقي مي شود ؟

زياد                  متوسط             كم                   اصلاً

9-   پوشيدن چادر تا چه مقدار رعايت حجاب تأثير دارد ؟

زياد                  متوسط             كم                   اصلاً

10-بي حجابي تا چه حدي در وضعيت جامعه تأثير گذار است ؟

زياد                  متوسط             كم                   اصلاً

11-بي حجابي تا چه حدي مي تواند به انحراف كشيدن جوانان مؤثر باشد ؟

زياد                  متوسط             كم                   اصلاً

12-زدن نقاب براي زنان در امروزه تا چه حدي ضرورت دارد ؟

زياد                  متوسط             كم                   اصلاً

13- رعايت نكردن حجاب تا چه حدي بر درگيري والدين و فرزندان تأثير دارد ؟

زياد                  متوسط             كم                   اصلاً

14- رعايت حجاب تا چه حدي موجب سعادت در دنيا و آخرت مي شود ؟

زياد                  متوسط             كم                   اصلاً

15- رعايت حجاب در گذشته تا چه حدي بر روي سلامت روحي مردان تأثير گذار بود ؟

زياد                  متوسط             كم                   اصلاً

16- حجاب تا چه حدي مي تواند بر رشد معنوي و فرهنگي جامعه تأثير گذار باشد ؟

زياد                  متوسط             كم                   اصلاً

17- حجاب در امروزه تا چه حدي رو به كمرنگي نهاده است ؟ 

زياد                  متوسط             كم                   اصلاً

18- حجاب چه مقدار از زیبایی دختران زیبا را می پوشاند؟

زياد                  متوسط             كم                   اصلاً

19- با حجاب چه میزان از ورود مدها ومدل های جدید غربی جلوگیری می شود ؟

زياد                  متوسط             كم                   اصلاً


 

« نتيجه ي تحقيق »

كريستين آندرسن دارد كه مضمون آن به زبان خودماني ما اين است : دو خياط به شهري وارد شدند و پادشاه را فريفتند كه ما در فن خياطي استاديم و بهترين لباس ها را كه بر ارزنده قامت بزرگان باشد مي دوزيم اما از همه مهمتر ، هنر ما اين است كه مي توانيم لباسي براي پادشاه بدوزيم كه فقط حلال زاده قادر بع ديدن آن باشند و هيچ حرام زاده اي آن را ببينند . اگر اجازه فمائيد چنين لباسي براي شما نيز بدوزيم پادشاه با خوشحالي موافقت كرد و دستور داد مقادير هنگفتي طلا و نقره در اختيار دو خياط گذاشتند تا لباسي با همان خاصيت سحر آميز بدوزند كه تارش از طلا و پودش از نقره باشد . خياطي پول و زر و سيم را گرفتند و كارگاهي عريض و طويل داير كردند و دوك و چرخ و قيچي و سوزن را به راه انداختند و بدون آنكه پارچه و نخ و طلا ونقره اي صرف كنند دست هاي خود را چنان استادانه در هوا تكان مي داند كه گفتي مشغول دوختن لباس اند . روزي پادشاه نخست وزير را به ديدن لباس نيمه كاره فرستاد اما صدر اعظم هر چه نگاه كرد چيزي نديد . از ترس آنكه مبادا ديگران بفهمند كه او حلال زاده نيست با جديت تمام زبان به تعريف از لباس و تمجيد از هنر خياطان گشود و به پادشاه گزارش داد كه كار تهيه ي لباس به خوبي به پيشرفت است مأموران عالي مرتبه ي ديگر هم به تدريج از كارگاه خياطي ديدن كردند و همه پس از آنكه با نديدن لباس به حرام زادگي خود پي مي برند اين حقيقت تلخ را پنهان مي كردند و در تأثير كار خياطان و توصيف لباس بر يكديگر سبقت مي گرفتند . بالاخره نوبت به پادشاه رسيد و او به خياط خانهي سلطنتي رفت تا لباس زربفت عجيب خود را به تن كرد . البته چيزي نديد و پيش خود گفت معلوم مي شود من حلال زاده نيستم . در كمال دير باوري ناچار و جو لباس و زيبايي و ظرافت آن را تصديق كرد و در مقابل آيينه ايستاد تا آن را به تن او اندازه كنند خياطان پس مي رفتند و پيش مي آمدند و لباس موهوم را به تن پادشاه راست و درست مي كردند و آن بي چاره لخت ايستاده بود و از ترس هيچ نمي گفت و ناچار دائماً از داشتن چنان لباسي اظهار مسمرت نيز مي نمود . سرانجام قرار شد جشني عظيم در مشهد به پا شود پادشاه جامه ي تازه را بپوشد و خلايق همه او را در آن لباس ببينند . مردم به عادت معمول درد و سمت خيابان ايستادند لخت با آداب تمام با آرامش و وقار از برابر آن ها عبور مي كرد و دونفر از خدمه ي دربار دنباله ي لباس را در دست داشتند تا به زمين ماليده نشود . درباريان ، رجال ، اميران و وزيران با احترام و حيرت و تحسين پشت سر پادشاه در حركت بودند . صردم نيز با آن كه هيچ كلامشان لباس بر تن پادشاه نمي ديدند . از ترس تهمت حام زادگي غريو شادي سر داده بودند و لباس جديد را به پادشاه تبريك مي گفتند . ناگاه كودكي از ميان مردم فرياد زد : « اين كه لباس به تن ندارد ؛ اين چرا لخت است ؟ هر مادر بي چاره اش سعي كرد او را از تكرار اين حرف منصرف كند ، نتوانست . كودك دوباره به سماجت گفت چرا پادشاه برهنه است ؟ » كم كم يكي دو بچه ي ديگر نيز همين حرف را تكرار كردند و بعضي از تماشاچيان با ترديد اين حرف را براي هم نقل كردند و ديري نگذشت كه جمعيت يك پارچه فرياد زد كه « چرا پادشاه لخت است ؟ » و چرا اينكه تمدن غرب چنين وانمودي كند كه مي خواهد براي براي انسان لباس بدوزد اما در حقيقت به جاي آن كه لباس بر تن او كند ، او را برهنه ساخته است و هيچ كس جرأت نمي كند فرياد بر آورد كه لباسي در كار نيست و حاصل اين همه مد و پارچه و چه و چه ، برهنگي انسان است . آيا مردي پيدا مي شوند كه صداقتي كودكانه داشته باشند و در مقابل جهاني كه برهنگي را لباس مي دانند ، جرأت كنند و فرياد بر آورند ؟ چرا آم مردم ، ما نباشيم ؟ 

توجه : به منظور طولاني نشدن صفحات از درج آمار و جداول خود داري شده است
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم بهمن 1388ساعت 17:26  توسط اشکان  | 

فاطمه حقیقت جو، نماینده اصلاح طلب مجلس ششم اخیرا در یکی از برنامه های شبکه ماهواره ای bbc فارسی شرکت کرده و به تبیین مواضع خود علیه جمهوری اسلامی پرداخته و تصریح داشته است که بهتر است در ایران یک حکومت غیردینی داشته باشیم.
http://96.0.54.242/tab/pics2/200911182021094466.jpgبدیهی است که ابراز چنین مواضعی از سوی کسی که سابق بر این نماینده پارلمان جمهوری اسلامی بوده است، واکنش هایی به دنبال داشته باشد که موضوع بحث ما، نقد و بررسی این سخنان نیست چه آنکه عقاید وی، طبیعتا موافقان و مخالفانی دارد و در مجال و مقال دیگری شاید بدان پرداخته شود.

آنچه انگیزه این نوشتار شد، انتشار گسترده اخباری در برخی رسانه های اصولگرا درباره وضعیت پوشش حقیقت جو در آن برنامه تلویزیونی بوده است. این مساله، البته به چند وبلاگ یا سایت گمنام محدود نماند و حتی روزنامه دولتی ایران نیز با این تیتر به پوشش خبری حضور حقیقت جو در برنامه تلویزیونی bbc پرداخت: "دفاع بدون "حجاب" عضو حزب مشارکت از سکولاریسم!"

اما وجه مشترک همه این خبرها این بود که در هیچ کدام از آنها، تصویری از حقیقت جوی بی حجاب، منتشر نشده بود و بدین ترتیب خوانندگان ساده دل این رسانه ها قاعدتا دچار این تصور بوده اند که آنقدر وضعیت حجاب این زن نابهنجار و به قول همان رسانه ها "زننده" بوده که امکان انتشار تصویرش وجود نداشته است!

اما واقعیت چه بود؟ البته کسانی که به ماهواره دسترسی دارند - و تعدادشان هم میلیونی است- به چشم خود دیده اند که حجاب حقیقت جو در آن برنامه چگونه بود و حتی رنگ روسری اش را نیز که با آن دارای یک حجاب متعارف بوده و البته رسانه های اصولگرا، راست نوشته بود که او چادر سر نکرده بود.

تا بدین جای آنچه مطرح شد، صرفا صورت مساله بود که به طور خلاصه این است: حقیقت جو، حرف هایی گفته که به مذاق اصولگرایان خوش نیامده و بعضی از آنها، در واکنش به این امر، در رسانه هایشان این شایعه را دامن زده اند که حقیقت جو بی حجاب شده است حال آنکه همانگونه که در عکس معلوم است، او حجاب داشته است.

نوشتار حاضر، درصدد دفاع از حقیقت جو نیست چه آنکه او خود زبان و امکان بهره مندی از رسانه دارد و می تواند از خودش دفاع کند، بلکه دغدغه مطلب حاضر، حرکت شتابانی است که جامعه به ویژه جریان های سیاسی و رسانه ای به سمت سقوط تمام معیار اخلاقی آغاز کرده اند و این خبرسازی فقط مشتی است نمونه خروار که در آن، زنی با حجاب متعارف و روسری را بی حجاب معرفی می کنند تا در بین مخاطبان اصولگرای خود، شخصیت اش را لگدمال کنند و القا نمایند که اعضای فلان حزب آنقدر بی دین و ایمان هستند که حتی نماینده سابق شان در مجلس نیز، از خارج کشور، بی حجاب و با پوشش زننده می گردد!

اصلا بیایید فرض کنیم که حقیقت جو با دولت آمریکا واقعا علیه نظام جمهوری اسلامی همکاری می کند و یک جاسوس حرفه ای است. آیا حتی در چنین فرضی، حق مطلب این است که درباره او دروغ پراکنی کنیم یا آنکه حرف ها و کارهایش را مورد نقد قرار دهیم؟

متاسفانه وقتی اصول اخلاقی زیر پا گذاشته شوند و در حوزه دید سیاسیون و رسانه ها، چیزی به نام اخلاق وجود نداشته باشد، به هر کسی می توان تهمت زد، به راحتی می توان دروغ گفت، به سادگی می شود شایعه سازی کرد و به راحتی آب خوردن، می توان آبروی "خلق الله" را برد و بدتر از همه اینکه احساس شرمندگی حتی در نزد وجدان هم پیدا نکرد! و این بی تقوایی را حتی می توان با زناکار نامیدن زنان نیز ادامه داد.

به عنوان مثال چندی پیش، روزنامه اصولگرای کیهان که دو- سه هفته ای پیگیر اجرای حکم شلاق درباره یک مرجع تقلید به اتهام نسبت ناروا به احمدی نژاد بود، یک دختر ایرانی الاصل کانادایی را که در سال 2003 دختر شایسته کانادا معرفی شده بود را "روسپی" نامید.

روسپی یا همان فاحشه، به زنی گفته می شود که به تن فروشی می پردازد و به مردان مختلف در ازای پول "زنا" می دهد. اما چرا کیهان آن دختر را روسپی نامیده بود؟ چون او از جنبش سبز اعلام حمایت کرده بود.

کاری با موضع گیری سیاسی او و اینکه به عنوان دختر شایسته کانادا انتخاب شدن چقدر با فرهنگ ما همخوانی دارد یا ندارد، نداریم، فقط از کیهانیان شریعتمدار می پرسیم که آیا شرعا قادر به اثبات فاحشه گری یک زن در آن سوی دنیا هستند؟ آخر چرا یک انسان و یک مسلمان به حدی از سقوط اخلاقی برسد که به راحتی زن و دختر مردم را فاحشه و روسپی بنامد و این اتهام را در رسانه ها نیز منتشر کند؟

البته وقتی حقیقت جوی روسری بر سر، بی حجاب معرفی شود، لابد آن دختر بی حجاب ایرانی الاصل کانادایی هم باید فاحشه باشد!
در اینجا بی مناسبت نیست روایتی از امام جعفرصادق علیه السلام و حکایتی جالب و آموزنده را مرور کنیم.
شهید مطهری در کتاب داستان راستان به راوبطه دوستانه امام صادق و یکی از یارانش اشاره می کند و می نویسد که آنها به حدی با یکدیگر صمیمی بودند که مردم يكى از آنها را، بيش از آن اندازه كه به نام اصلى خودش بشناسند به نام دوست و رفيقش مى شناختند. معمولا وقتى كه مى خواستند از او ياد كنند توجه به نام اصليش نداشتند و مى گفتند: "رفيق ...".

ادامه داستان را به نقل از شهید مطهری بخوانید:

«آرى او به نام ((رفيق امام صادق )) معروف شده بود، ولى در آن روز كه مثل هميشه با يكديگر بودند، و با هم داخل بازار كفشدوزها شدند، آيا كسى گمان مى كرد كه ، پيش از آنكه از بازار بيرون بيايند، رشته دوستى شان براى هميشه بريده شود؟!
آن روز او مانند هميشه همراه امام بود، و با هم داخل بازار كفشدوزها شدند. غلام سياه پوستش هم در آن روز با او بود، و از پشت سرش حركت مى كرد. در وسط بازار ناگهان به پشت سر نگاه كرد، غلام را نديد. بعد از چند قدم ديگر، دو مرتبه سر را به عقب برگرداند، باز هم غلام را نديد. سومين بار به پشت سر نگاه كرد، هنوز هم از غلام - كه سرگرم تماشاى اطراف شده و از ارباب خود دور افتاده بود - خبرى نبود. براى مرتبه چهارم كه سر خود را به عقب برگرداند، غلام را ديد، با خشم به وى گفت :
"مادر فلان ! كجابودى ؟"
تا اين جمله از دهانش خارج شد، امام صادق به علامت تعجب دست خود را بلند كرد و محكم به پيشانى خويش زد و فرمود:
"سبحان الله ! به مادرش دشنام مى دهى ؟ به مادرش نسبت كار ناروا مى دهى ؟! من خيال مى كردم تو مردى با تقوا و پرهيزگارى . معلومم شد در تو ورع و تقوايى وجود ندارد."

- يابن رسول الله ، اين غلام اصلا سندى است و مادرش هم از اهل سند است . خودت ميدانى كه آنها مسلمان نيستند. مادر اين غلام يك زن مسلمان نبوده كه من به او تهمت ناروا زده باشم .

- مادرش كافر بوده كه بوده . هر قومى سنتى و قانونى در امر ازدواج دارند. وقتى طبق همان سنت و قانون رفتار كنند، عملشان زنا نيست ، و فرزندانشان زنازاده محسوب نمى شوند.
امام بعد از اين بيان به او فرمود: "ديگر از من دور شو."
بعد از آن ، ديگر كسى نديد كه امام صادق با او راه برود، تا مرگ بين آنها جدايى كامل انداخت.»

به راستی چه نسبتی می توان یافت میان رفتارهای برخی مدعیان شیعه گری امام صادق علیه السلام با روش و منش آن بزرگوار؟ و بازبه راستی اگر امروز امام زمان ظهور کنند، آیا بسیاری از رانده شدگان درگاه ایشان کسانی نخواهند بود که در کمال بی اخلاقی و بی تقوایی، ادعای دینداری شان گوش فلک را کر کرده است؟!
ای کاش سیاستمداران ما، هر چقدر که می خواهند بر سر همدیگر بکوبند ولی در میانه دعواهایشان "اخلاق" را سر نبرند و به نام دین و شریعت ، کامجویی و شهوترانی سیاسی نکنند.

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم بهمن 1388ساعت 17:23  توسط اشکان  | 

16.Action & Reaction — Water Rocket

Waterrocket

The rocket is filled one third full of water and the remaining volume with compressed air. Velocities in excess of 30 m/s and heights of over 50 meters can be achieved.

17. Velocity of a Baseball

Velocity of a Baseball

A cardboard box is filled with crumpled newspaper so that a thrown baseball makes an inelastic collision with the box. By measuring the recoil distance it slides, the frictional force of sliding, and the mass of the box, the impact velocity can be calculated.

18. Torque bar

Torque bar

A 1 kg weight can be placed at various distances from the axis of rotation. The student is challenged to bring the bar to a horizontal level.

19. Mechanical to Heat Energy

Sphere Energy

Two 1-pound, 2-inch diameter, chrome steel spheres are smashed together with a piece of paper in between. After the collision, a charred hole that smells like smoke, remains in the paper.

Fluids

1. Air Mass

Air Mass

Fill two balloons with air and attach them to the ends of a meter stick. Balance the meter stick on a narrow edge. Use a pin to release the air from one of the balloons. The meter stick should now tilt toward the balloon that is still filled with air. Ask students to explain why.

2. Hero's Fountain

Hero's Fountain

Two two-liter bottles are connected with a clear plastic tubing running between them. The column of water is balanced against a column of air and water. The water seems to rise higher than the surface of its reservoir.

3. Atmospheric Pressure I

Atmospheric Pressure

Vaporize a few drops of water in a beverage can using a hotplate. With tongs, quickly invert the can and plunge it into a large beaker filled with cool water. The loss of internal pressure, due to the rapid condensation of the water vapor, will allow atmospheric pressure to implode the beverage can.

4. Atmospheric Pressure II

Atmospheric Pressure

A one gallon can is evacuated with a pump and is subsequently crushed by the atmospheric pressure. Alternatively, the can can be crushed by vaporizing a small amount of water and capping the can. Upon cooling, the vapor returns to liquid and loses pressure.

5. Flask Fun

Atmospheric Pressure Volume, temperature

A large flask with a few drops worth of water heated to steam is fitted with a balloon. As the flask cools down, atmospheric pressure pushes the balloon down into the flask.

6. Cartesian Diver

Thermal Expansion

A medicine dropper is partially filled with water so that it is just buoyant in a water filled whiskey bottle. Squeezing the broad sides of the bottle increases the pressure in the bottle which is translated to the just buoyant medicine dropper. The reduced volume of the dropper allows it to sink.

7. Spherical Oil Drop

Spherical Oil Drop

A layered mixture of water and alcohol has a region of density equal to that of vegetable oil. As oil is added to the mixture, it sinks to a stable depth and collects into a large spherical drop under the action of the oil's surface tension.

8. Floating in a Jet Stream

Spherical Oil Drop

A nozzle projecting a jet of high velocity air can suspend various objects such as ping-pong balls, etc. The viscous force of air balance the weight and the low pressure in the jet keeps the object trapped in the air-stream.

Heat

1. Drinking Bird

Thermal Expansion

This commercially available toy demonstrates the conversion of thermal energy to mechanical energy. As it dips its beak into a glass of water evaporative cooling induces the rise of volatile liquid from his tail toward his head. As he dunks, the liquid returns to his tail, the bird rises, and the process repeats.

2. Thermal Expansion

Thermal Expansion

A laminated bar made from two different metals fastened in a wooden handle is placed over a flame. The different thermal expansion rates cause the bar to bend.

3. Thermal Energy of Food

Thermal Expansion

A dramatic illustration of the caloric content of food can be conducted by burning a dry-roasted peanut on the end of a long pin. The peanut will burn for about one minute. It's surprising to students to discover the differences in the physical properties of the peanut after it has burned.

4. Mechanical to Thermal Energy

Mechanical/Thermal Converson

A sample of water is heated using a small segment of nichrome wire and a Genecon generator. By measuring the force needed to turn the crank, the lever-arm length, and counting the revolutions needed to raise the temperature of the water 10°C, a comparison of mechanical and thermal energy can be obtained. The student will most likely gain a greater appreciation of 10 cents worth of electricity following this demonstration.

5. Radiometer

Radiometer

The commercially available radiometer has four vanes, white on one side and black on the other. The vanes are mounted in a glass bulb. As light strikes it from the side, the absorbed photons heat the black side which heats the surrounding air molecules which then bounce off the vane imparting momentum.

6. Latent Heat of Fusion

latent heat

A clear plastic pouch of sodium acetate releases latent heat upon crystallization.

Waves & Sound

1. Standing Waves

Standing waves

A DC motor is fitted with a small pulley attached to a swivel. The other end of the rope is attached to a stand with a swivel. As the speed of the motor is adjusted various numbers of nodes and loops can be created. A stroboscope can be used to "stop" the motion.

2. Resonance

Resonance

A tuning fork is held above a tube, the bottom of which is closed by the water in a 1 L graduated cylinder. The tuning fork and tube are raised and lowered together. The air column in the tube will resonate strongly at odd multiples of one fourth wavelengths of the fork.

3. Freak Pipe

Frequency Pipe

A long corrugated plastic tube, open on both ends, is whirled around in a circle. The fundamental and several harmonics may be excited by whirling it at various speeds.

4. Sympathetic Resonance

Sympathetic Resonance

Two identical tuning forks are mounted on wooden resonance boxes. One of the tuning forks is excited and immediately dampened. The second tuning fork will resonate in sympathy with the first.

5. Garden Trumpet

Trumpet Sound

A 0.3 m section of discarded garden hose will produce a trumpet sound when blown as one blows a trumpet. Changing the length will change the pitch of the "trumpet".

Light

1. Optical Transmitter

Standing waves

A tin can or paper tube is covered on one end by aluminum foil or Mylar film. The aluminum foil should be stretched tight over the tube and held in place with a rubber band or tape. Sing and hold a note (the best you can) into the open end of the tube while reflecting the laser off of the center of the foil. Interesting Lissajous figures will appear.

2. Optical Voice Link

optical voice link

Credit for this technology goes to Alexander Graham Bell (who reportedly used the sun as the light source). A tin can or paper tube is covered on one end by aluminum foil or Mylar film. The aluminum foil should be stretched tight over the tube and held in place with a rubber band or tape. Speak into the open end of the tube while reflecting the laser off of the center of the foil. The modulated signal is then picked up by a solar cell and amplified by a small audio amplifier.

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم بهمن 1388ساعت 14:23  توسط اشکان  | 
یادم می‌آید که یک روز عصر، قبل از این‌که مارکوس تصمیم به رها کردن دانش‌گاه بگیرد، با هم در کتاب‌خانه نشسته بودیم. یک دانش‌جوی ایرانی، که چشمی مصنوعی و موهایی کم‌پشت داشت، آن‌طرف میز روبه‌روی ما نشسته بود و متوجه شده بود که مارکوس مشغول خواندن کتابی درباره‌ی اقتصاد برده‌داری است. اگرچه انحراف چشم‌های آن دانش‌جوی ایرانی چهره‌ای خصمانه به او داده بود، رفتارش دوستانه و هم‌راه با کنج‌کاوی بود. او درنهایت روی میز خم شد و از مارکوس درباره‌ی کتاب پرسید. آن مرد پرسید «لطفن به من بگو چه‌طور چیزی مثل برده‌داری توانست این همه سال دوام بیاورد؟»
مارکوس جواب داد «سفیدپوست‌ها ما را به‌چشم انسان نمی‌بینند. به هم‌این سادگی. بیش‌تر آن‌ها هنوز هم هم‌این جورند.»
«آره، می‌دونم. ولی منظور من از سوآل‌ام این بود که چرا سیاه‌پوست‌ها نجنگیدند؟»
«آن‌ها جنگیدند. نت ترنر،دنمارک وسی»
آن دانش‌جوی ایرانی حرف‌اش را قطع کرد «شورش برده‌ها، بله چیزهای درباره‌شان خوانده‌ام. آن‌ها بسیار شجاع بودند. ولی خودتان می‌دانید که تعدادشان اندک بود. اگر من برده بودم، با دیدن کارهایی که این مردم با هم‌سر و فرزندان‌ام می‌کنند، خب … احتمالن مرگ را ترجیح می‌دادم. این چیزی است که نمی‌فهمم. چرا این همه مرد تا لحظه‌ی مرگ نجنگیدند؟»
به مارکوس نگاه کردم و منتظر شدم جواب دهد. اما او ساکت ماند، با چهره‌ای بیش‌تر بی‌تفاوت تا عصبانی، و چشمانی خیره به میز. ساکت ماندن او مرا گیج کرد. اما بعد از لحظه‌ای درنگ من حمله را آغاز کردم و از آن ایرانی پرسیدم که آیا هرگز چیزی درباره‌ی هزاران نفری که قبل از رسیدن به آمریکا خودشان را از کشتی به دریای پر از کوسه پرت کرده‌اند، شنیده است؟ از او پرسیدم که اگر کشتی به ساحل می‌رسید و مرگ این افراد تنها رنج و سختی هم‌سر و فرزندان‌شان زیاد می‌کرد، آیا باز هم به فکر طغیان می‌افتادند؟ آیا هم‌کاری بعضی از برده‌ها فرقی داشت با سکوت و کنار کشیدن بعضی ایرانیان در مقابل قتل و شکنجه‌ی مخالفان شاه توسط اوباش ساواک؟ چه‌گونه می‌توانیم درباره ی دیگران قضاوت کنیم وقتی هنوز جای آن‌ها نبوده‌ایم؟
+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم بهمن 1388ساعت 13:47  توسط اشکان  |